uz
Feedback
Book_tips

Book_tips

Kanalga Telegram’da o‘tish

ارتباط با ادمین: @Zarnegar503 ❤️ تاریخ تاسیس کانال❤️ 26, March, 2016

Ko'proq ko'rsatish

📈 Telegram kanali Book_tips analitikasi

Book_tips (@book_tips) Forsiy til segmentidagi kanali faol ishtirokchi. Hozirda hamjamiyat 21 409 obunachidan iborat bo'lib, Kitoblar toifasida 1 586-o'rinni va Eron mintaqasida 15 686-o'rinni egallagan.

📊 Auditoriya ko‘rsatkichlari va dinamika

невідомо sanasidan buyon loyiha tez o‘sib, 21 409 obunachiga ega bo‘ldi.

25 Iyun, 2026 dagi oxirgi ma’lumotlarga ko‘ra kanal barqaror faollikka ega. Oxirgi 30 kunda obunachilar soni -38 ga, so‘nggi 24 soatda esa -5 ga o‘zgardi va umumiy qamrov yuqori darajada qolmoqda.

  • Tasdiqlash holati: Tasdiqlanmagan
  • Jalb etish (ER): Auditoriya o‘rtacha 4.50% darajada jalb etiladi. Nashrdan keyingi dastlabki 24 soatda kontent odatda umumiy obunachilar sonining 2.14% ini tashkil etuvchi reaksiyalarni to‘playdi.
  • Post qamrovi: Har bir post o‘rtacha 962 marta ko‘riladi; birinchi sutkada odatda 457 ta ko‘rish yig‘iladi.
  • Reaksiyalar va o‘zaro ta’sir: Auditoriya faol: har bir postga o‘rtacha 13 ta reaksiya keladi.
  • Tematik yo‘nalishlar: Kontent کتابخانه, کتاب, کانال, روانشناسی, شعر kabi asosiy mavzularga jamlangan.

📝 Tavsif va kontent siyosati

Muallif resursni shaxsiy fikrni ifoda etish maydoni sifatida ta’riflaydi:
ارتباط با ادمین: @Zarnegar503 ❤️ تاریخ تاسیس کانال❤️ 26, March, 2016

Yuqori yangilanish chastotasi (oxirgi ma’lumot 26 Iyun, 2026 da olingan) sababli kanal doimo dolzarb va katta qamrovli bo‘lib qoladi. Analitika auditoriya kontent bilan faol hamkorlik qilishini, uni Kitoblar toifasidagi muhim ta’sir nuqtasiga aylantirishini ko‘rsatadi.

21 409
Obunachilar
-524 soatlar
+897 kunlar
-3830 kunlar
Postlar arxiv
Book_tips
21 404
🌿🦋🌿🕊📚🕊🌿🦋🌿                           📌#یادآوری_مطالعه_گروهی    ✅  ششمین روز مطالعه 📕 #گرگ_بیابان ✍ #هرمان_هسه 🔁  #قاسم_کبیری  #تعداد_صفحات_کتاب :  ۳۳۸ سهم مطالعه هر روز : ۱۱صفحه شروع: ۱۴۰۳/۰۶/۰۳ پایان: ۱۴۰۳/۰۷/۰۶ 🗓 امروز هشتم شهریور ماه 🗒 صفحات  ۶۴ تا ۷۵ دانلود فایل pdf 🔻🔻🔻 https://t.me/booktipsgroup @book_tips 🐞📚 🕊🌿🦋🌿📚🌿🦋🌿🕊

Book_tips
21 404
"One crazy loyal friend is better than a thousand fake friends." یک دوست وفادار دیوانه، از هزار دوست فیک بهتره. @dailyenglish
"One crazy loyal friend is better than a thousand fake friends." یک دوست وفادار دیوانه، از هزار دوست فیک بهتره. @dailyenglish2024

Book_tips
21 404
🍃🍂🍃🍂🍃🍂🍃🍂 حکایت به قلم "سعــــدی" 🍃🌺🍃 #نغمه_های_سعدی #باب_هشتم (در آداب صحبت) ✨ به دوستی پادشاهان اعتماد نتوان كرد و بر آواز خوش كودكان كه آن به خيالی مبدل شود و اين به خوابی متغير گردد.  معشوق هزار دوست را دل ندهی ور می دهی آن دل به جدایی بنهی @book_tips 🐞

Book_tips
21 404
🍃🌺🍃 سوره النساء آیه 58 : إِنَّ اللَّهَ يَأْمُرُكُمْ أَنْ تُؤَدُّوا الْأَمَانَاتِ إِلَىٰ أَهْلِهَا وَإِذَا حَكَمْتُمْ بَيْنَ النَّاسِ أَنْ تَحْكُمُوا بِالْعَدْلِ ۚ إِنَّ اللَّهَ نِعِمَّا يَعِظُكُمْ بِهِ ۗ إِنَّ اللَّهَ كَانَ سَمِيعًا بَصِيرًا ترجمه : خداوند به شما فرمان می‌دهد که امانتها را به صاحبانش بدهید! و هنگامی که میان مردم داوری می‌کنید، به عدالت داوری کنید! خداوند، اندرزهای خوبی به شما می‌دهد! خداوند، شنوا و بیناست. #کلام_پروردگار @book_tips 🐞

Book_tips
21 404
sticker.webp0.29 KB

Book_tips
21 404
📂یک فولدر تخصصی  و گلچین از کانالهای #علوم انسانی زبان و... 🌟فقط کافیه دکمه ADD را بزنید و این فولدر تخصصی را در تلگرام خود ذخیره کنید 👇👇https://t.me/addlist/XipyiYKDZiYwZjE0 https://t.me/addlist/XipyiYKDZiYwZjE0 کانال #ویژه امشب 👇 اگه میخوای 0 تا 100 انگلیسی رو اصولی و از پایه در کمترین زمان تضمینی با روش ما یاد بگیری.. عدد 7️⃣ رو به آیدی زیر بفرست👇👇 🌐 http://T.me/Reza_Arashnia_admin

Book_tips
21 404
نظر انیشتین راجع به سیستم آموزشی @book_tips 🐞

Book_tips
21 404
🌿🦋🌿🕊📚🕊🌿🦋🌿                           📌#یادآوری_مطالعه_گروهی    ✅  پنجمین روز مطالعه 📕 #گرگ_بیابان ✍ #هرمان_هسه 🔁  #قاسم_کبیری  #تعداد_صفحات_کتاب :  ۳۳۸ سهم مطالعه هر روز : ۱۱صفحه شروع: ۱۴۰۳/۰۶/۰۳ پایان: ۱۴۰۳/۰۷/۰۶ 🗓 امروز هفتم شهریور ماه 🗒 صفحات  ۵۲ تا ۶۳ دانلود فایل pdf 🔻🔻🔻 https://t.me/booktipsgroup @book_tips 🐞📚 🕊🌿🦋🌿📚🌿🦋🌿🕊

Book_tips
21 404
🍃🌺🍃 #داستانک #زندگی_نامه قسمت ۳۳ هیجدهم مرداد1351، عقدِ و عروسیِ خواهرم خدیجه بود که در چهارده‌سالگی به خانه‌ی بخت رفت. خانه‌ی بختش، اتاقی نُه‌متری در کوچه‌ی خودمان بود با حداقل وسایل برای زندگی.  فرششان، قالیِ خِرسک و گلیمی بود که مادرم خودش بافته بود. دامادمان بهرام سهرابی، با یک هندوانه به خواستگاری آمد. پدرم بر این اعتقاد بود که دختر باید هرچه زودتر به خانه‌ی شوهر برود. چند حدیث هم می‌آورد که از خوشبختی مرد است که دخترش در خانه‌ی او«حیض» نشود. عروسی ساده بود: لباسِ عروس کرایه کردیم و کمی آرایش و حضور چند دوست خدیجه و چندفامیل و کمی بزن و برقص و سپس بدرقه تا اتاقِ کوچکِ اجاره‌ای بختش. همین و تمام. پدرم خوش‌بخت شد. گرچه خدیجه تا وقتی هم با ما بود، قالی می‌بافت و بخشی از هزینه و خرجِ زندگی را فراهم می‌کرد. بساطِ قالی‌بافی به خانه‌ی شوهر منتقل شد. خوب یادم هست غروب بود که او را از خانه‌ی ما بُردند. من هم همراهش رفتم. تا مهمان‌ها برگشتند، گفت: ـ خوابم میاد. بذار ببینم خواب در خانه‌ی شوهر چه آرامشی دارد. خوابید. من چندان بیدار ماندم تا او از خواب برخاست. شوهرش کباب خریده بود. با هم خوردیم. شام که تمام شد، دامادمان مرا به خانه روانه کرد. روز بعد به دیدنِ خواهرم رفتم. زنِ صاحب‌خانه در اتاق خواهرم گرامافون روشن کرده بود و داشت می‌رقصید. نیمه‌برهنه بود. از حضورِ من خبر نداشتند. من ایستادم و از پشت شیشه به رقص نگاه کردم. زن، دلبرانه پیچ و تاب می‌خورد. آزاد و رها بود. برای این که بزمِ کوچکشان را به هم نزنم، آهسته بیرون رفتم. از جشن، همین مرا بس بود. یک روز مدیر(آقای فاطمی) به کلاس آمد و گفت: ـ بزودی دوره‌ی دبستانِ شما به پایان می‌رسد. امیدوارم توانسته باشیم شما را برای ورود به مرحله‌ای دیگر از کسبِ کمال و دانش، آماده نموده باشیم. برای صدورِ کارتِ ورودی به امتحان نهایی کلاسِ پنجمِ دبستان، سه قطعه عکس بیاورید. یکی از دانش آموزان به نامِ حبیب اجازه گرفت و گفت: ـ آقا عکس سه در چهار خوبه؟ مدیر گفت: ـ نه جانم! سوار شتر بشوید و عکس بگیرید! همه زدند زیر خنده و مدیر بیرون رفت. در درسِ ریاضی، نمره نیاوردم و تجدید شدم و کار به شهریور کشید. با تبصره قبول شدم و اول مِهر به مدرسه‌ی راهنمایی کریمی، در انتهای خیابان شانزده متری رضاپهلوی(کیوانفر) رفتم. روز اول با دونفر دیگر همکلاس و هم‌نیمکت شدم و کارِ ما به دوستی کشید که تا امروز ادامه دارد. این‌دو علی اخوان و علی نظیفی بودند. نظیفی را«امیر» صدا کردیم تا دو علی نداشته باشیم. اسم امیر هم روی او ماند و حتی خانواده‌اش نیز امیر صدایش کردند. دیگر سطحِ ما بالاتر رفته بود. به جای یک آموزگار، چندین دبیر داشتیم که هرکدام درسی خاص تدریس می‌کردند. با بسیاری از دبیرها زود دوست شدیم. برای دبیر«حرفه و فن» مجله‌ی «زنِ روز» می‌بردم و او مشغول می‌شد و ما سرسری از روی کتاب می‌خواندیم. برای دبیر تاریخ، داستانِ فیلم‌هایی را که دیده بودم تعریف می‌کردم و ترانه‌های فیلم را می‌خواندم. کلاس به خوبی می‌گذشت. یک دبیرِ جغرافی داشتیم که زیرِ چشمش همیشه پُف داشت و روزهایی که با شیلنگِ ضخیم و کوتاهش، که همیشه در کیف داشت، همه را می‌زد می‌فهمیدیم با زنش دعوا کرده است. یک روز سرد زمستان، دیر آمد. زنگِ اول با او درس داشتیم. تا پشت میز نشست، نگاهی به همه انداخت و به من گفت: ـ بیا پای تخته. رنگ از رخسارم پرید. گفت: ـ جهاتِ سِتّه را توضیح و با دست نشان بده! تا آن‌روز، «جهاتِ سِتّه» به گوشم نخورده بود. گفتم: ـ آقا این را هنوز درس ندادید. برخاست و چون مالکِ دوزخ، به سویم آمد. شیلنگ هم دستش بود. گفت: ـ هردو دستت را بگیر جلو! در کفِ شیرِ نرِ خون‌خواره‌ای، غیرِ تسلیم و رضا کو چاره‌ای؟ گفت: ـ جهاتِ ستّه، یعنی جهت‌های ششگانه: بالا، پایین، عقب، جلو، راست و چپ. با گفتنِ هرجهت، یک شیلنگ روی دستم می‌کوبید. شش‌ضربه فرود آمد. برای خوشمزگی، گفت: ـ از ضربه‌ی کدام جهت، بیشتر دردت آمد؟ از زبانِ بی‌صاحبم بیرون پرید: ـ آقا اون ضربه که مال عقب بود! کلاس از خنده منفجر شد. خودش هم خندید؛ اما موقع رفتن برای نشستنم، دوضربه به باسنم کوبید. گفتم: ـ آقا هنوز جای ضربه‌ی قبلی درد می‌کند. دوباره کلاس از خنده به هوا رفت. اما به خیر گذشت و دیگر کسی کتک نخورد. لابد در خانه برای آشتی با زنش، این ماجرا را تعریف کرده بود. خدا مرا بیامرزد! ادامه دارد... #دکتر_احمد_عزتی‌پرور #حافظ‌شناس_و_مدرس_دانشگاه @book_tips 🐞

Book_tips
21 404
🍃🌺🍃 #داستانک #زندگی_نامه قسمت ۳۳ هیجدهم مرداد1351، عقدِ و عروسیِ خواهرم خدیجه بود که در چهارده‌سالگی به خانه‌ی بخت رفت. خانه‌ی بختش، اتاقی نُه‌متری در کوچه‌ی خودمان بود با حداقل وسایل برای زندگی.  فرششان، قالیِ خِرسک و گلیمی بود که مادرم خودش بافته بود. دامادمان بهرام سهرابی، با یک هندوانه به خواستگاری آمد. پدرم بر این اعتقاد بود که دختر باید هرچه زودتر به خانه‌ی شوهر برود. چند حدیث هم می‌آورد که از خوشبختی مرد است که دخترش در خانه‌ی او«حیض» نشود. عروسی ساده بود: لباسِ عروس کرایه کردیم و کمی آرایش و حضور چند دوست خدیجه و چندفامیل و کمی بزن و برقص و سپس بدرقه تا اتاقِ کوچکِ اجاره‌ای بختش. همین و تمام. پدرم خوش‌بخت شد. گرچه خدیجه تا وقتی هم با ما بود، قالی می‌بافت و بخشی از هزینه و خرجِ زندگی را فراهم می‌کرد. بساطِ قالی‌بافی به خانه‌ی شوهر منتقل شد. خوب یادم هست غروب بود که او را از خانه‌ی ما بُردند. من هم همراهش رفتم. تا مهمان‌ها برگشتند، گفت: ـ خوابم میاد. بذار ببینم خواب در خانه‌ی شوهر چه آرامشی دارد. خوابید. من چندان بیدار ماندم تا او از خواب برخاست. شوهرش کباب خریده بود. با هم خوردیم. شام که تمام شد، دامادمان مرا به خانه روانه کرد. روز بعد به دیدنِ خواهرم رفتم. زنِ صاحب‌خانه در اتاق خواهرم گرامافون روشن کرده بود و داشت می‌رقصید. نیمه‌برهنه بود. از حضورِ من خبر نداشتند. من ایستادم و از پشت شیشه به رقص نگاه کردم. زن، دلبرانه پیچ و تاب می‌خورد. آزاد و رها بود. برای این که بزمِ کوچکشان را به هم نزنم، آهسته بیرون رفتم. از جشن، همین مرا بس بود. یک روز مدیر(آقای فاطمی) به کلاس آمد و گفت: ـ بزودی دوره‌ی دبستانِ شما به پایان می‌رسد. امیدوارم توانسته باشیم شما را برای ورود به مرحله‌ای دیگر از کسبِ کمال و دانش، آماده نموده باشیم. برای صدورِ کارتِ ورودی به امتحان نهایی کلاسِ پنجمِ دبستان، سه قطعه عکس بیاورید. یکی از دانش آموزان به نامِ حبیب اجازه گرفت و گفت: ـ آقا عکس سه در چهار خوبه؟ مدیر گفت: ـ نه جانم! سوار شتر بشوید و عکس بگیرید! همه زدند زیر خنده و مدیر بیرون رفت. در درسِ ریاضی، نمره نیاوردم و تجدید شدم و کار به شهریور کشید. با تبصره قبول شدم و اول مِهر به مدرسه‌ی راهنمایی کریمی، در انتهای خیابان شانزده متری رضاپهلوی(کیوانفر) رفتم. روز اول با دونفر دیگر همکلاس و هم‌نیمکت شدم و کارِ ما به دوستی کشید که تا امروز ادامه دارد. این‌دو علی اخوان و علی نظیفی بودند. نظیفی را«امیر» صدا کردیم تا دو علی نداشته باشیم. اسم امیر هم روی او ماند و حتی خانواده‌اش نیز امیر صدایش کردند. دیگر سطحِ ما بالاتر رفته بود. به جای یک آموزگار، چندین دبیر داشتیم که هرکدام درسی خاص تدریس می‌کردند. با بسیاری از دبیرها زود دوست شدیم. برای دبیر«حرفه و فن» مجله‌ی «زنِ روز» می‌بردم و او مشغول می‌شد و ما سرسری از روی کتاب می‌خواندیم. برای دبیر تاریخ، داستانِ فیلم‌هایی را که دیده بودم تعریف می‌کردم و ترانه‌های فیلم را می‌خواندم. کلاس به خوبی می‌گذشت. یک دبیرِ جغرافی داشتیم که زیرِ چشمش همیشه پُف داشت و روزهایی که با شیلنگِ ضخیم و کوتاهش، که همیشه در کیف داشت، همه را می‌زد می‌فهمیدیم با زنش دعوا کرده است. یک روز سرد زمستان، دیر آمد. زنگِ اول با او درس داشتیم. تا پشت میز نشست، نگاهی به همه انداخت و به من گفت: ـ بیا پای تخته. رنگ از رخسارم پرید. گفت: ـ جهاتِ سِتّه را توضیح و با دست نشان بده! تا آن‌روز، «جهاتِ سِتّه» به گوشم نخورده بود. گفتم: ـ آقا این را هنوز درس ندادید. برخاست و چون مالکِ دوزخ، به سویم آمد. شیلنگ هم دستش بود. گفت: ـ هردو دستت را بگیر جلو! در کفِ شیرِ نرِ خون‌خواره‌ای، غیرِ تسلیم و رضا کو چاره‌ای؟ گفت: ـ جهاتِ ستّه، یعنی جهت‌های ششگانه: بالا، پایین، عقب، جلو، راست و چپ. با گفتنِ هرجهت، یک شیلنگ روی دستم می‌کوبید. شش‌ضربه فرود آمد. برای خوشمزگی، گفت: ـ از ضربه‌ی کدام جهت، بیشتر دردت آمد؟ از زبانِ بی‌صاحبم بیرون پرید: ـ آقا اون ضربه که مال عقب بود! کلاس از خنده منفجر شد. خودش هم خندید؛ اما موقع رفتن برای نشستنم، دوضربه به باسنم کوبید. گفتم: ـ آقا هنوز جای ضربه‌ی قبلی درد می‌کند. دوباره کلاس از خنده به هوا رفت. اما به خیر گذشت و دیگر کسی کتک نخورد. لابد در خانه برای آشتی با زنش، این ماجرا را تعریف کرده بود. خدا مرا بیامرزد! ادامه دارد... #دکتر_احمد_عزتی‌پرور #حافظ‌شناس_و_مدرس_دانشگاه @book_tips 🐞

Book_tips
21 404
🍃🌺🍃 #نغمه_های_سعدی #باب_هشتم (در آداب صحبت) ✨ رحم آوردن بر بدان ستم است بر نيكان. عفو كردن از ظالمان جورست بر درويشان.  خبیث را چو تعهد كنی و بنوازی به دولت تو گنه می كند به انبازی @book_tips 🐞

Book_tips
21 404
🍃🌺🍃 سوره المزمل آیه 9 : رَبُّ الْمَشْرِقِ وَالْمَغْرِبِ لَا إِلَٰهَ إِلَّا هُوَ فَاتَّخِذْهُ وَكِيلًا ترجمه : همان پروردگار شرق و غرب که معبودی جز او نیست، او را نگاهبان و وکیل خود انتخاب کن، #کلام_پروردگار @book_tips 🐞

Book_tips
21 404
sticker.webp0.30 KB

Book_tips
21 404
Repost from N/a
☕️🥧 انتخاب کن، تکیه بده و لذت ببر 🍏رازها و نمادها و آموزه‌های شاهنامه @ShahnamehToosi 🍋 یه مرد امیدوار @happy_private_life 🍎 تدریس مکاتب فلسفی و روانی @anbar100 🍎 کتابخانه صوتی و پی دی اف تاپ بوک @Top_books7 🍎 آرا حقوقی قضایی و نظریات مشورتی @ARA_HOGHOOGHI_GHAZAIE 🍎 ‌جذب جنس مخالف با شگردهای روانشناسی @moshavereh_shoma 🍎 زیباترین متن های جهان @BeautyText1 🍎 مولانا و عاشقانه شمس (زهراغریبیان لواسانی ) @baghesabzeshgh 🍎 عجایب دنیای نویسندگان @nevisandbdonya 🍎 کتابخانه طبی، درمان با داروهای خانگی @danyalshafa 🍎 رمانسرای مجازی @Salam_Roman 🍎 کتابخانه تخصصی روانشناسی @jozve1370 🍎 موسسه وکالت و مشاوره حقوقی @mehdihemmati59 🍎 طب سینوی، درمان های خانگی @teb_sinawi 🍎 انگلیسی مبتدی تا پیشرفته کودک و بزرگسال @MusicOwallpaper 🍎 آموزش زبان تخصصی رشته علوم سیاسی @language_political 🍎 دانستنی‌های زنان موفق @successfulwomen1 🍎 گلچینےاز بهترین اشـ؏ـار @Delaviz_20 🍎 دل‌واژه‌های تنهایی @gandomzaran 🍎 آموزش مدیتیشن"تقویت چاڪراها @tabnahayteshgh 🍎 آموزش رقص و کلیپهای آموزشی جدید @sonatimahalli 🍎 معلومات عمومی دکتر خود باشیم @kalemnab 🍎 مدرسه نویسندگی‌ آناهل @anahelanjoman 🍎 دانش سیاسی @Baharestan_MAG 🍎 اشعار ناب و ماندگار @Oshaagh_sher 🍎 لینکدونی فرهنگی آموزشی و علمی @linkdoni_hozavi 🍎 ترکی‌استانبولی بسیار کاربردی @Turkish_Nazli 🍎 حکومت های اساطیری ایران @iran_sarzamin_tamadon 🍎 در مدار شادی و ثروت @ghanonebawar 🍎 جذابیت‌های ایران و جهان @afarinshokoh 🍎 دنیای انگیزشی و آموزشی (کتاب بخوانیم) @romanceword 🍎 کتابهای pdf (رایگان) @PARSHANGBOOK_PDF 🍎 کتابهای صوتی که باید بدانید @Audio_Books_24 🍎 گالری تصاویر و مطالب ناب ادبی @GaleryeTasavireAdabi 🍎 کتاب گویای ژیگ @zhig_story 🍎 بزم هنر و اندیشه.تذهیب و نگارگری @honar_andishan 🍎 بهترین کتابهای صوتی موفقیت وبیداری @ganonjjazb 🍎 همه چیز درباره گلدان سالم @Maryamgarden 🍎 مسائل مهم حقوقی اینجا بیاموز @LegalIssues_fiq 🍎 آموزش زبان عربی @learn_arabiic 🍎 جامعه و جامعه‌شناسی @R_kordbacheh 🍎 نوازش روح، دنیایی از همه رنگ... @Navazesh_e_rooh 🍎 اسپانیایی فووول صحبت کن @SpanishLg 🍎 اشعار و کتاب های ممنوعه!! @mahtitill 🍎 دوره رایگان، پاکسازی ذهن، مدیریت زندگی @lifemanage 🍎 هوش مصنوعی و آینده @MediaMedial 🍎 میزبانت هستم بایک فنجان" قهوه☕️" @Ghahvee_Ghajar 🍎 نوای شـعر @aftabmahtabi 🍎 کانالی برای پژوهشگران @New_reesearch 🍎 محفل شعر و آوا @mahfelshearvaava 🍎 شعر لری @skeyani 🍎 خانه ی دوست @khanehy_doost 🍎 اینجا ورزشکار باش @MaryamTeam 🍎 هُنَر شَرابِ زِندِگیست♡ @Geraf_art 🍎 کلیپ‌های انگیزشی @kelephayeangizeshi 🍎 آموزش رایگان ماساژ در کلبه سلامت @banojamaliakbari 🍎 استوری مناسبتی انگیزشی @yefenjanaramsh 🍎 جملاتی که "افکار"شما را تغییر می‌دهد @Andishe_parvaz 🍎 خودشناسی @khodshnasi 🍎 آفرينش؛ جستجو در ادبیات و فلسفه @afarineshdastan 🍎 روش پژوهش در علوم سیاسی @Policy_researcher 🍎 چاپ کتاب - اکسپت مقالات ISl " @Researchpolitic 🍎 روش پژوهش در علوم انسانی @researchmmethod 🍎 کاملترین کتابخانه مجازی @Mabadbook 🍎 بالا بردن سطح آگاهی با مدیتیشن @reiki4444 🍎 شگفتیهای مطالعه در توسعه @Alefbaietousee 🍎 متن دلنشین @aram380 🍎 خسروی آواز استاد شجریان @stad_shajariyan 🍎 آموزش خودشناسی رایگان و مشاوره @khodagahiEgh 🍎 آموزشگاه طبی سید @samsadeghitebeslami 🍎 نقش معنا @naghshmana 🍎 یک رمان؛ حآمیِ نویسندگان @yek_roman 🍎 آموزش دقیق‌ ماوراء @beyondmeta666 🍎 زیرخاکی نوستالژی شوهای قدیمی @nuostalzhi 🍎 فیتنس،رژیم،علم تمرین @FitnessBody97 🍎 درمان با گیاهان دارویی،مجربات بانو اکبری @banoooakbari 🍎 پارسی سخن بگوییم و زیبا بنویسیم @FARZANDAN_PARSI 🍎 کارگاههای تخصصی زبان انگلیسی @Modarres_Language_Academy 🍎 نگارش دهم تا دوازدهم @negareshe10 🍎 مهارتهای زندگی @maharathayezendegimahmudi 🍎 جهان موسیقی کلاسیک @Classical_Music_World 🍎 کتب صوتی نایاب زندگینامه مشاهیر @feqdanedel 🍎 آموزش زبان عربی با جملات @amuzesharabi 🍎 کتابخانه انجمن نویسندگان ایران @anjomanenevisandegan_ir 🍎 کانال تحلیلی دانشجویان علوم سیاسی @Iranianpoliticianss 🍎 درس‌هایِ نویسندگی @ErnestMillerHemingway 🍎 زبان‌شناسی @linguiran 🍎 بهترین کتابهای جهان 𝗕𝗢𝗢𝗞 @SBOOKSS 🍎 یافته‌های مهم روانشناسی @Hrman11 🍎 حقوق برای همه @jenab_vakill 🍎 کنکور ارشد و دکتری علوم سیاسی @politicsman 🍎 شبی چند دقیقه کتاب بخوانیم !!! @book_tips 🍎 آموزش سواد مالی، بورس و اقتصاد @ECONVIEWS 🍋 خلاصه‌ کتاب‌های روان‌شناسی @booklove_blog 🍏حکومت‌های اساطیری ایران @iran_sarzamin_tamadon 🧿🎋برای تبادل @mrgp_1

Book_tips
21 404
🌿🦋🌿🕊📚🕊🌿🦋🌿                           📌#یادآوری_مطالعه_گروهی    ✅  چهارمین روز مطالعه 📕 #گرگ_بیابان ✍ #هرمان_هسه 🔁  #قاسم_کبیری  #تعداد_صفحات_کتاب :  ۳۳۸ سهم مطالعه هر روز : ۱۱صفحه شروع: ۱۴۰۳/۰۶/۰۳ پایان: ۱۴۰۳/۰۷/۰۶ 🗓 امروز ششم شهریور ماه 🗒 صفحات  ۴۰ تا ۵۱ دانلود فایل pdf 🔻🔻🔻 https://t.me/booktipsgroup @book_tips 🐞📚 🕊🌿🦋🌿📚🌿🦋🌿🕊

Book_tips
21 404
🍃🌺🍃 #داستانک #زندگی_نامه قسمت ۳۲ یک‌روز عصر تابستان بود. مادرم به خانه‌ی همسایه‎ی دیوار به دیوارمان برای روضه رفته بود. من و خواهرم خدیجه در حیاط خانه «لی لی» بازی می‌کردیم. خواهرم کنارِ حوض ایستاده بود و بازی مرا نگاه می‌کرد. به من گفت: ـ تقلّب کردی. بازی قبول نیست. من او را هُل دادم که از پشت در حوض افتاد و همین‌طور ماند. انگار مرده بود. فریاد کشیدم و به خانه‌ی همسایه رفتم. چند زن و مادرم به خانه ریختند و خواهرم را از حوض بیرون کشیدند. اصلاً نگفتم  من او را هُل دادم. مدتی طول کشید تا خواهرم به هوش آمد و آهی از خوشحالی کشیدم. گاهی از تصوّرِ این که اگر می‌مُرد، من چه می‌کردم؟ به خودم می‌لرزم. یک‌روز«قَری‌ننه» مُرد. او را دفن کردند و آمدند. نزدیک ظهر بود. من و اقدس(نوه‌ی قری‌ننه) در راه‌پله خانه‌ی قری‌ننه بازی می‌کردیم. یک حوله‌ی سفیدِ بزرگ در گوشه‌ای افتاده بود آن را برداشتم و دیدم نمناک است. با این‌حال روی سرم کشیدم تا ادای مُرده‌ها را دربیاورم و اقدس را بترسانم. اقدس، جیغی کشید و گفت: ـ بندازش زمین! این، همان‌حوله‌ای است که مادربزرگم را با آن خشک کردند و توی قبر گذاشتند. من فوری آن را به گوشه‌ای انداختم. اقدس که دوسه‌سالی از من بزرگ‌تر بود، گفت: ـ باید بری حمام و غسلِ مَسّ میّت بکنی. خدایا! این چه کاری بود که کردم! با بزرگ‌ترها مشورت نکردم تا بگویند که نیازی به غسل نیست. رفتم حمام. جز صندوق‌دار حمام، کسی نبود. ترس، وجودم را گرفته بود. از مُرده وحشت داشتم. «قری‌ننه» مدام جلوی من ظاهر می‌شد و خنده‌های هراسناک سر می‌داد که دندانِ مصنوعی‌اش بیرون می‌پرید و دهانش تکه‌پاره می شد و زبانش تا گردنش می‌آویخت و بینی‌اش به دوحُفره‌ی خونین تبدیل می‌گشت. رویم را به سوی دیگر می‌گرفتم، باز با گردنی سیاه و بریده و خونین، قهقهه می‌زد. تند، داخل گرمخانه شدم. رفتم زیر دوش. مردگان، دورم را گرفتند.  با سر و روی فروریخته و خون‌آلود، مرا مسخره می‌کردند. لباس‌هایشان پاره و خاکی بود. از ترس زدم بیرون. فضای حمام مِه‌آلود بود و چشم، یک‌متر آن‌سوتر را نمی‌دید. به سوی درِ خروجی دویدم. در را بازکردم، اسکلتی خندان به سویم آمد. انگار قلبم از تپش بازایستاد. اما او پیرمردی تکیده و لاغر بود. مُرده نبود. کمی خیالم راحت شد. او واردِ خزینه شد و من دوباره زیر دوش رفتم و تند غسل کردم و بیرون جهیدم. بچه که بودم از دیوانه‌ها خیلی می‌ترسیدم. در خیابان شاه(امام) نزدیک دارایی، مردی چاق و بسیار زشت‌رو بود که«علی‌قاقایی» صداش می‌کردند. وقتی گرسنه یا خشمگین بود، به صورت و سرِ خودش می‌زد و دستش را گاز می‌گرفت و با صدایی هراسناک، فریاد می‌کشید. هرگاه او را از دور می‌دیدم، دلم می‌تپید و هُرّی فرو می‌ریخت؛ انگار یک‌بارِ آجر در درونم خالی می‌کردند. با فاصله‌ی زیاد رد می‌شدم. یک‌روز، برای خریدِ ماست به بقالیِ پشتِ کوچه‌مان می‌رفتم که دیدم گروهی بچه از روبرو به سوی من می‌دوند. زنی دیوانه، دنبالشان گذاشته بود و کودکان از ترس می‌دویدند. بچه‌ها از کنارم رد شدند. من به راهم ادامه دادم. زنِ دیوانه به من رسید و با خشم، یقه‌ی مرا گرفت. من با ترس، نگاهش کردم. شاید ده‌ثانیه به هم خیره شدیم. ناگهان یقه‌ام را رها کرد و با دو دستش، صورتم را نوازش کرد و گفت: ـ نه، تو از اونا نیستی. تو به من سنگ نزدی. تو خوبی. تو خوبی. لبخندی زدم. مرا رها کرد و به سوی بچه‌ها دوید. انگار آبی بر آتشِ ترسِ من ریخته بودند. دیگر از دیوانه نمی‌ترسیدم. همیشه هم طوری رفتار کردم که حرفِ آن زنِ به ظاهر دیوانه، دروغ درنیاید و خوب باشم. چندی بعد«علی‌قاقایی» را دیدم. داشت به سر و صورتش می‌زد. جلو رفتم. از نانِ شیرینی پزی یک «کَسمه»(نان گردِ شیرین) خریدم و به سویش رفتم و نان را به طرفش گرفتم. نگاهی به من کرد و نان را گرفت و دوسه گاز زد. آرام شد. گفت: ـ آب. دستش را گرفتم و به سوی کوچه‌ی«عرب‌پور» رفتم که یک مخزنِ آب با لیوان، در پیاده‌رو گذاشته بودند. لیوان را پر کردم و دستش دادم. نوشید. دستِ مرا گرفت و برگشت. به سوی کوچه‌ی دارایی رفتیم. درنیمه‌های کوچه، به خانه‌ای رسیدیم. درِ خانه باز بود. دستِ مرا رها کرد و به درون رفت. برگشت و گفت: ـ خداحافظ! گفتم: ـ خداحافظ! برگشتم. آرامشی شادمانه درونم را غلغلک می‌داد. زیرلب ترانه‌ای خواندم که از یک فیلم یادگرفته بودم: ـ دلا دیوانه شو! دیوانگی هم عالَمی دارد. هنوز هم کمی دیوانه‌ام. ادامه دارد... #دکتر_احمد_عزتی‌پرور #حافظ‌شناس_و_مدرس_دانشگاه @book_tips 🐞

Book_tips
21 404
🍃🌺🍃 #نغمه_های_سعدی #باب_هشتم (در آداب صحبت) ✨ ملک از خردمندان جمال گیرد و دین از پرهیزگاران کمال یابد. پادشاهان به صحبت خردمندان از آن محتاج ترند که خردمندان به قربت پادشاهان. پندی اگر بشنوی ای پادشاه در همه عالم به از این پند نیست جز به خردمند مفرما عمل گر چه عمل کار خردمند نیست @book_tips 🐞

Book_tips
21 404
🍃🌺🍃 سوره الروم آیه 17 : فَسُبْحَانَ اللَّهِ حِينَ تُمْسُونَ وَحِينَ تُصْبِحُونَ ترجمه : «به پاکی یاد کنید خدا را وقتی از روز وارد شب می شوید و وقتی از شب وارد روز می شوید» #کلام_پروردگار @book_tips 🐞

Book_tips
21 404
sticker.webp0.30 KB

Book_tips
21 404
Repost from N/a
‌🔮راز اعداد تکرار شونده11:11‌‏‌‏≣کد کیهانی✦ ‌‏@kod_keyhani 🔮برنامه‌های کمیاب اندروید ‌‏@APPZ_KAMYAB 🔮فرازمینی ها ‌‏@FARZAMINIHA 🔮تدریس مکاتب فلسفی و روانی ‌‏@anbar100 🔮دنیای ناشناخته ها ‌‏@yortchi_bosjin 🔮شباهنگ گلچینی از موسیقی ایرانی ‌‏@shabahng1 🔮برترین کتابها ‌‏@bartarinbookk 🔮۱۰۰۰ کتاب صوتی رایگان !!! ‌‏@jadidtarinha3 🔮دانلود رایگان کتاب‌های ممنوعه ‌‏@SaCafeketab 🔮کانال علمی ابرنواختر(نجوم، کیهانشناسی) ‌‏@abarnoakhtar 🔮فیلم و سریالهای برتر روانشناسی ‌‏@FILMRAVANKAVI 🔮حقوق برای همه ‌‏@jenab_vakill 🔮زیباترین متن های جهان ‌‏@Beautytext1 🔮جملاتی که شما رو میخکوب میکنه ! ‏‌‏@its_anak 🔮کتابخانه صوتی و پی دی اف تاپ بوک ‏‌‏@Top_books7 🔮آموزش ترکی استانبولی برای همه ‌‏@turkce_ogretmenimiz 🔮اعتماد به‌نفس وعزت نفستو باز سازی کن ‌‏@Etemadbenafse_fogholade 🔮یک میلیـون کـتاب "PDF و صـوتی" ‌‏@PDF_and_audio_library 🔮بيشتر بدانيم بهتر زندگى كنيم ‌‏@matlabravanshenasi 🔮کتابخانه نایاب باستان شناسی و تاریخ ‌‏@bastans 🔮گنجـینۀ کتاب‌های ممنوعه PDF ‌‏@kayhanlibrary999 🔮لحظه عشق ‌‏@Lahzelove 🔮آیه به آیه قرآن با تفسیر آسان ‌‏@TAFSIR_ASAN_Quran 🔮آرا حقوقی قضایی و نظریات مشورتی ‌‏@ARA_HOGHOOGHI_GHAZAIE 🔮برترین اجراهای (پیانوی کلاسیک) و... ‌‏@pianoland123 🔮صدای درون ‌‏@sedaye_daron 🔮"موسسه وکالت و مشاوره حقوقی" ‏@mehdihemmati59 🔮کانال کتاب های ممنوعه ‏@freeforbiddenbooks 🔮اندکی شعر ‏@Andakei_sheer 🔮معرفی‌بهترین‌رمان‌ها،انیمه‌ها و انیمیشن‌ها ‌‏@lannister_hall 🔮اسرار ناگفته الهی ‌‏@asraarehasti 🔮کتابخانه انجمن نویسندگان ایران ‏@anjomanenevisandegan_ir 🔮شعرناب و ڪوتاه ‏@sher_moshaer 🔮متن دلنشین ‌‏@aram380 🔮آموزش" پاڪسازی" تقویت انرژے چاڪراها ‌‏@tabnahayteshgh 🔮زیباترین ودلنشین ترین «اشعار مولانا» ‌‏@Ashaarmolana 🔮مجـــــله  تلـگـرامــی ‌‏@post2post 🔮بیو "انگلیسی"●[Bio]● ‌‏@biow_english 🔮اشــــــ؏ـارکـــــــوتاه ‌‏@ashaar_nabb 🔮شعری برای مشاعره ‌‏@setareh50 🔮کتابخانه ممنوعه✓✓✓ ‌‏@KETAB_MAMNUE 🔮《 می‌خواهند ندانید، با ما باشید 》 ‌‏@KETAB_SALAM_CAFE 🔮فـقط *کتاب‌خـــواااان‌ها* عـضو شوند؛ ‌‏@mutaliagaran 🔮دلبری های حضرت مولانا ‌‏@molavi_molavi 🔮کتابخانه متون و مطالعات زردشتی ‌‏@Zardoshti_book 🔮شعر خوب بخوانیـم ‌‏@seda_tanha 🔮بهترین کتابهای جهان 𝗕𝗢𝗢𝗞 ‌‏@SBOOKSS 🔮سرزمین آریایی ‌‏@royayemehr 🔮کتابهای صوتی آرامش با داستان ‌‏@arameshbadastan 🔮بنیان خانواده و تربیت اسلامی ‌‏@fashionpanahi45 🔮گلچین کتابهای صوتی وPDF ‏‌‏@ketabegoia 🔮رمانسرای مجازی ‌‏@Salam_Roman 🔮انگلیسی را اصولی و حرفه‌ای بیاموز ‌‏@novinenglish_new 🔮مجله فرازمینی ها ‌‏@arzamin 🔮مولانا وعاشقانه شمس(غریبیان‌ لواسانی) ‌‏@baghesabzeshgh 🔮روانشناسی با طعم هیجان ‌‏@ravantahlilgar 🔮شبی چند دقیقه کتاب بخوانیم !!! ‌‏@book_tips 🔮تشخیص انواع شخصیت با روانکاوی ‌‏@NEORAVANKAVI 🔮تیکه های ناب کتاب ‌‏@DeyrBook 🔮یک ملیون کتاب مفید اسلامی ‌‏@EslahLib_ISLAMI_noor 🔮شعری برای جانانم ‌‏@sher_O_deltangee 🔮یافته‌های مهم روانشناسی ‌‏@Hrman11 🔮سرگرمی با افزایش معلومات عمومی ‌‏@atelaateomom 🔮آموزش مدیریت واردات و صادرات ‌‏@modirtamin 🔮کیهان شناسی و نجوم ‌‏@keyhan_n1 🔮کتابهای رایگان PDF و صوتی!!! ‌‏@nazaninenshaei 🔮جمـــلات *نااااب* انــگلیسـی ‌‏@jomalatnab_ENGLISH 🔮فن بیان ،زبان فرا کلامی و  کاریزماتیک ‌‏@goyande_radio 🔮محتوایی متفاوت در کتابخانه ‌‏@Libraryinternational 🔮دانلود کتابهای نایاب ممنوعه وتاریخی ‌‏@yortci_bosjin_pdf 🔮کانال کتاب(pdf)،مستند،معرفی کتاب ‌‏@farin_ebook 🔹‌هماهنگی جهت تبادل: ‌‏@mrsmafd