uz
Feedback
احسان‌نامه

احسان‌نامه

Kanalga Telegram’da o‘tish

برگزیده‌ها، خوانده‌ها و نوشته‌های یک احسان رضایی. اینجا یادداشت‌ها، مقالات و داستان‌هایم را در معرض دل و دیده شما می‌گذارم، خبر کتاب‌ها و کارهایم را می‌دهم و از کتابهایی که خوانده‌ام می‌گویم، شاید قبول طبع مردم صاحب‌نظر شود

Ko'proq ko'rsatish
7 801
Obunachilar
-324 soatlar
-47 kunlar
-2230 kunlar
Postlar arxiv
📝برای نظرسنجی سایتِ شهرستان ادب، انتخاب و پیشنهادهایم را با توضیحاتی همراه کرده بودم. چون برای روایت شیوه همسان در تنظیم مطالب، فقط اسم کتابها در سایت آمده، بد ندیدم اینجا تکرارشان کنم (احسان رضایی) 🔹بهترین کتاب داستان یا رمانی که در سال ۹۵ مطالعه کردید، چه کتابی بود؟ 🔸 بهترین رمانی که امسال خواندم، رمان «تاریخ عشق» نیکول کراوس با ترجمه خانم علیدوستی بود. شیوه روایت در این رمان بسیار خلاقانه و متفاوت است. بهترین مجموعه داستانی که خواندم «خریدن لنین» با ترجمه و انتخاب امیرمهدی حقیقت بود که هر کدام از داستانهایش را می‌شود به چشم یک کلاس درس نگاه کرد. بهترین دوباره‌خوانی، خواندن ترجمه مجدد استاد رضا رضایی از «گتسبی بزرگ» اسکات فیتزجرالد بود که حق داستان را ادا کرد. از بین داستان‌های ایرانی هم مجموعه داستان-خاطره جدید از جناب پرویز دوایی «روزی تو خواهی آمد» را انتخاب می‌کنم، همچنان نثر او در شیوه روایت چیزهای معمولی، شگفت‌انگیز است. @ehsanname 🔹از میان کتاب‌های داستان و رمان یا مرتبط با ادبیات داستانی، پیشنهاد شما برای مخاطبان این حوزه در تعطیلات نوروز چیست؟ 🔸 برای ایام عید، بسته به برنامه‌ای که دارید و اینکه سفر می‌روید یا نه، دید و بازدیدهای زیادی در پیش دارید یا نه، کارهای عقب‌افتاده دارید یا نه، می‌شود پیشنهادهای متفاوت داد. مثلا اگر دراین تعطیلات وقت آزاد زیادی دارید، خواندن مجموعه بازخوانی‌های متون، هم کارهای جناب جعفر مدرس‌صادقی عزیز (بخصوص این سه عنوان: تاریخ بیهقی-قصه‌های تفسیر طبری- سیرت رسول‌الله) و هم کارهای یاسین حجازی عزیز (بخصوص «قاف») را پیشنهاد می دهم. بخصوص که عید نوروزی فرصتی است برای بازگشت به سنت‌ها. اما اگر وقتتان پر است و فقط می‌رسید لابه‌لای برنامه‌های فشرده، یکی دوصفحه بخوانید، طبیعتا باید بروید سراغ داستان کوتاه و بلکه خیلی کوتاه. پیشنهادم، یکی «بیست و سه قصه» تولستوی با ترجمه مرحوم صنعتی‌زاده است که این قابلیت را دارد برای جمع و خانوادگی هم خواندش، یکی هم «کتاب موجودات خیالی» بورخس با ترجمه احمد اخوت. در این کتاب، بورخس در قالب دایرة‌المعارف، قصه‌گویی می‌کند و اطلاعات خوبی هم به خواننده اهل ادبیات می‌دهد که بعدا بتواند در آثارش از این اطلاعات و بخصوص خلاقیت بورخس استفاده کند. چون گفته‌اند کتابی درباره داستان هم معرفی کنم، «حیوان قصه‌گو» اثر جاناتان گاتشال و ترجمه عباس مخبر را هم پیشنهاد می‌دهم که درباره دلایل قصه گفتن و قصه شنیدن است.

نتایج نظرسنجی بهترین کتاب‌های داستان و پیرامون آن در سال 95 را در سایت شهرستان ادب بخوانید: https://goo.gl/HxgXaj @shahrestan
نتایج نظرسنجی بهترین کتاب‌های داستان و پیرامون آن در سال 95 را در سایت شهرستان ادب بخوانید: https://goo.gl/HxgXaj @shahrestanadab

در این نوبت گزیدۀ مطالب ادبیات در سال ۹۵ را می‌خوانید. ⭐️ بدرود کشور ابرقدرت؛ سلام تورم لجام‌گسیخته 📌 لایُنل شرایور، در آخرین کتابش، آمریکا را در آستانۀ فروپاشی ترسیم می‌کند http://tarjomaan.com/vdch.xn6t23nixftd2.html ⭐️ نخواندن به‌مثابۀ خدمتِ فرهنگی 📌 هیچ‌کس نمی‌تواند به ما بگوید کدام کتاب‌ها واقعاً ارزشِ خواندن دارند http://tarjomaan.com/vdcc.sq4a2bq1ola82.html ⭐️ سریال «وست‌ورلد»؛ دربارۀ خدا، آگاهی و اخلاق 📌 «وست‌ورلد» ما را به تأمل دربارۀ دلالت‌های فلسفیِ هوش مصنوعی وامی‌دارد http://tarjomaan.com/vdcd.j0j2yt0xoa26y.html ⭐️ چگونه به دختری در قطار رسیدیم؟ ظهورِ تریلرهای روان‌شناختی 📌 اکنون نویسندگان به کشف جنایت‌های جدیدی علاقه‌مند هستند http://tarjomaan.com/vdcb.0bwurhb5aiupr.html ⭐️ خبرکِش‌ها: چطور سیا بهترین نویسندگان جهان را فریب داد؟ 📌 کارنامۀ مداخلات آمریکا، از گواتمالا تا افغانستان، رشته‌ای بلند از شکست‌هایی است که باید به‌دستِ پروپاگاندیست‌ها بازنویسی می‌شد http://tarjomaan.com/vdci.qavct1apubc2t.html ⭐️ شرلی جکسون؛ عشق و مرگ 📌 زندگی و کارنامۀ نویسنده‌ای که داستان ترسناکش بعد از هفتاد سال هنوز بی‌رقیب محسوب می‌شود http://www.tarjomaan.com/vdci.yavct1arubc2t.html ⭐️ «به‌واژه‌ها» مثل لباس زیر باید مرتب عوض شوند 📌 به‌واژه‌ها جایگزین‌هایی هستند برای واژه‌های ناخوشایند زبان، اما خودشان خیلی زود ناخوشایند می‌شوند http://tarjomaan.com/vdca.0nak49ne65k14.html ⭐️ آیا گوگل بالاخره می‌تواند کاروبارِ مترجمان را کساد ‌کند؟ 📌 گوگل به‌تازگی ادعا کرده ترجمۀ ماشینیِ جدیدش از ترجمۀ انسانی بهتر است http://tarjomaan.com/vdcc.xq4a2bq1xla82.html @tarjomaanweb

✍ یادداشت بهاریه علی معلم در شماره آخر «دنیای تصویر» و اشاره به فقدان‌های امسال؛ حالا خود او یکی از این فقدان‌هاست @ehsanname
✍ یادداشت بهاریه علی معلم در شماره آخر «دنیای تصویر» و اشاره به فقدان‌های امسال؛ حالا خود او یکی از این فقدان‌هاست @ehsanname

🗞شماره اول «دنیای تصویر» در سال ۱۳۷۱ و شماره آخر با سردبیری علی معلم ویژه عید ۱۳۹۶ @ehsanname
🗞شماره اول «دنیای تصویر» در سال ۱۳۷۱ و شماره آخر با سردبیری علی معلم ویژه عید ۱۳۹۶ @ehsanname

◼️این چه رازی است که هربار بهار با عزای دل ما می‌آید @ehsanname علی معلم، سردبیر عزیزِ ماهنامه «دنیای تصویر» هم درگذشت. او ۲۷
◼️این چه رازی است که هربار بهار با عزای دل ما می‌آید @ehsanname علی معلم، سردبیر عزیزِ ماهنامه «دنیای تصویر» هم درگذشت. او ۲۷۲ شماره از این ماهنامه خواندنی را منتشر کرد

‼️«کتاب نوشتن تخصص نمی‌خواهد بلکه به شهامت نیاز دارد.» جواب عباس جدیدی به انتقادها از کتابش @ehsanname مصاحبه با هفته‌نامه «ه
‼️«کتاب نوشتن تخصص نمی‌خواهد بلکه به شهامت نیاز دارد.» جواب عباس جدیدی به انتقادها از کتابش @ehsanname مصاحبه با هفته‌نامه «همشهری جوان» (۵۹۵)

«اگر باران نیستی ای نازنین من، درختی باش...» @ehsanname شعری کوتاه از #محمود_درویش بشنوید در ۱۳ مارس، زادروز شاعر بزرگ فلسطین

🔹از سردیِ دی فسرده یاد آر احسان رضایی @ehsanname «سربازهایی که در خواب مادران برگشتند». این را یکی از روزنامه‌ها در چهلمین روز حادثه سقوط اتوبوس سربازان وظیفه در نیریز تیتر زده بود. عکسی گذاشته بود از چند زن سیاهپوش که رویشان به جوانی بود با سر و دست شکسته و یکی دوتایشان هم چشمها و صورتهایشان در حال باریدن بود. کنار عکس هم این تیتر را زده بودند: سربازهایی که در خواب مادرهایشان برگشتند. جمله‌ای که خودش یک روایت کامل است. یک داستان مینیمال، یا آن‌طور که بعضی‌ها می‌گویند داستانک. یک داستان زیادی غمگین. آن عکس و تیتر، حالا که دارم به یادداشت آخر سال فکر می‌کنم مدام توی سرم می‌آیند و می‌گویند بگو که آنها جوان افتادند. سال ۹۵ سال نفس‌گیری بود، سال عجیب و غریبی بود، سالی که تا لحظه آخر دست از شگفت‌زده کردن ما برنداشت. سالی که توی آرامترین لحظاتش، برج پلاسکو می‌ریخت پایین و آیت‌الله هاشمی در کمتر از یک ساعت درمی‌گذشت، اما در سختترین دقایقش هم درست مثل فینال کشتی المپیک ریو و حسن یزدانی، با آن‌همه امتیاز عقب‌افتاده باز هم می‌توانستیم برنده بیرون بیاییم. حالا دیگر هر استاد داستان‌نویسی برای آموزش «تعلیق» توی کلاسهایش کلی مثال و نمونه دم دستی سراغ دارد از حوادث همین یک سال. سالی که حالا و از روی پله آخر که برمی‌گردیم و نگاهش می‌کنیم، بیشتر شبیه یک فیلم سینمایی هالیوودی است تا سریال‌های وطنی خودمان. من اگر کارگردان این فیلم باشم، حتما نقش اولش را به سربازها می‌دهم و حوادث را از دریچه چشم آنها تعریف می‌کنم. سربازهایی که توی دره افتادند، در همه لحظات سخت نظم را برقرار کردند، جلوی جمعیتی را که می‌خواستند بروند سمت پلاسکو گرفتند، ماشین‌ها را از توی بهمن نجات دادند، انتخابات آمریکا را دنبال کردند، به خواب مادرهایشان رفتند، ... و عکسهایشان در حال ادای احترام به مردگان این سال، مثل یک موتیف، مدام تکرار شد. سربازهایی که جوان بودند و لابد عاشق. یک چیزی مثل فیلم «اشک سرما» و عشق معصومانه‌ای که از دل حوادث عجیب و غریب فیلم جوانه زد. داستان آن فیلم یادتان هست؟ یکی بود، یکی نبود. روناک، دخترک چوپانی بود مرتبط با گروهکهایی که منطقه را مین‌گذاری می‌کردند برای کشتن امثال کاوه و کاوه، سربازی بود متخصص خنثی کردن مین. فرمانده کاوه همان اول کار به او گفته بود که نباید با مردم معمولی ارتباط داشته باشد، گفته بود که احتمالا گروهک‌ها خودشان را شکل مردم عادی درآورده‌اند، گفته بود که مواظب خودش باشد، که ... به قول بیهقی اما «قضا در کمین بود، کار خویش می‌کرد». کاوه مدام روناک و گوسفندهایش را می‌دید و طبیعتا «هرچه دیده بیند، دل کند یاد». روناک البته هنوز بر سر خصومت بود، اما وقتی که نسخه کوچک سال ۹۵ اجرا شد و هردویشان توی برف و کولاک گیر ‌کردند، وقتی هر دو به یک غار پناه بردند، وقتی کاوه لباس گرم‌های خودش را به روناک داد، وقتی بدون پوشش حسابی زد به دل برف برای هیزم، وقتی روناک نگرانش شد، وقتی پای آتش با هم حرف زدند، ... کار دل از دست شد. کاوه و روناک هر دو در مقرهای خودشان محاکمه و مجازات می‌شوند. چیزی شیرین‌تر از این هست؟ روز بعد، عید است. روناک را مجبور می‌کنند سر راه کاوه مین بکارد. روناک مین را می‌کارد اما با بستن باریکه‌هایی از پارچه سرخ که کاوه را متوجه کند. خبر ندارند گروه دیگری هم مین کاشته‌اند. کاوه به بهانه عید لباس نو پوشیده. روناک هم کمی آن طرفتر از منطقه مین‌کاری، با لباس نو منتظر است. کاوه نشانه‌های عشق را می‌فهمد اما روی باقی مین‌ها می‌رود. روناک هم به هوای او. نزدیک هم می‌افتند. دستشان به هم نمی‌رسد. از اول هم قرار نبوده جز در خواب‌های مادرانشان به هم برسند. این، خیلی عید است. @ehsanname 📌یادداشت پایانیِ سال در شماره ۵۹۵ هفته‌نامه «همشهری جوان»

➖ از جملۀ رفتگانِ این راهِ دراز: گزارش ایبنا از درگذشتگان اهل قلم در سال ۱۳۹۵ ibna.ir/fa/doc/report/246143
➖ از جملۀ رفتگانِ این راهِ دراز: گزارش ایبنا از درگذشتگان اهل قلم در سال ۱۳۹۵ ibna.ir/fa/doc/report/246143

📝 یک نمونه از کتابهای تالیفی دکتر حسین گل‌گلاب، او سالها در دارالفنون درس علوم طبیعی را تدریس می کرد و بعدها در دانشکده پزشک
📝 یک نمونه از کتابهای تالیفی دکتر حسین گل‌گلاب، او سالها در دارالفنون درس علوم طبیعی را تدریس می کرد و بعدها در دانشکده پزشکی دانشگاه تهران استاد گیاه‌شناسی شد @ehsanname

🎼 اجرای متفاوتی از «ای ایران» با صدای رضا یزدانی و تنظیم بهزاد عبدی، ۱۳۹۴ @ehsanname

🎬 همخوانی «ای ایران» توسط بازیگران سینما با موسیقی بابک بیات. این کلیپ را سامان مقدم برای جشن خانه ۱۳۸۷ ساخته بود، اما آن زمان پخش نشد @ehsanname

🎼 اجرایی از «ای ایران» توسط درویش سید خلیل عالی‌نژاد در سوئد ۱۳۷۹ @ehsanname

🎬 کلیپی از فیلم «ای ایران» به کارگردانی ناصر تقوایی (۱۳۶۸). موسیقی ایم فیلم با ناصر چشم‌آذر است و معلم سرود بچه‌ها، زنده‌یاد حسین سرشار @ehsanname

🎼 سرود «ای ایران» با تنظیم مجدد گلنوش خالقی، دختر روح‌الله خالقی و تکخوانی رشید وطندوست، سال ۱۳۶۹ و آلبوم «می ناب» @ehsanname

🎼 سرود «ای ایران» با آهنگسازی استاد روح‌الله خالقی و صدای استاد غلامسحین بنان. از اجرای اول این سرود در ۲۷ مهر ۱۳۲۳ نسخه‌ای نیست و این صدا از اجرای مجدد آن در برنامه گلها در دهه چهل است @ehsanname

🔹 ۲۲ اسفند ۱۳۶۳ دکتر حسین گل‌گلاب، استاد دانشگاه، گیاه‌شناس، نویسنده، موسیقی‌دان و سراینده سرود معروفِ «ای ایران ای مرز پرگه
🔹 ۲۲ اسفند ۱۳۶۳ دکتر حسین گل‌گلاب، استاد دانشگاه، گیاه‌شناس، نویسنده، موسیقی‌دان و سراینده سرود معروفِ «ای ایران ای مرز پرگهر» درگذشت / عکس از سایت مجله «بخارا» @ehsanname

◻️ در کتاب پرفروش این روزهای آمازون، یعنی «دلایل رأی دادن به دموکرات‌ها» هر ۲۶۶صفحه‌ داخل کتاب خالی و سفید است @ehsanname
◻️ در کتاب پرفروش این روزهای آمازون، یعنی «دلایل رأی دادن به دموکرات‌ها» هر ۲۶۶صفحه‌ داخل کتاب خالی و سفید است @ehsanname