"زنی کهگم کردم "
Kanalga Telegram’da o‘tish
برای نوشتن که جهان از نوشتن زیباست عادله زمانی راه ارتباطی با من : @Aydel70
Ko'proq ko'rsatish4 402
Obunachilar
-424 soatlar
-67 kun
-3330 kun
Postlar arxiv
4 402
جانم
در پس روزهای ابری
خورشیدک من
آیا روزی خواهی فهمید که وقتی عادی و بی توجه در جاده ها قدم میزنی چقدر وجودت برای یک نفر حیاتی و ضروری ست ؟
آه تصور میکنم خودت نمی دانی چقدر مهمی
خورشیدک کوچک من در پس ابرها
تو بزرگترین چیزی هستی که میتوانی به جهان من مفهومی تازه بخشی...
#عادله_زمانی
@adelehz
4 402
برقص دخترکم
جهان آنقدر بر تو سخت خواهد گرفت که این رقصها و این پا با شوق بر زمین کوبیدن ها برایت بیش از هرچیزی باارزش خواهد شد.
دخترکم دستان حنا کرده ات را در هوا بچرخان و آن گیسوان سیاه زیبا را به قول هموطنان شیرین سخنت شور بده .
تا شور بر عالم بیندازی با آن چشمهای سرمه کشیده ات که آهو بچه را شرمنده میکند
برقص دخترکم
آنقدر که جهان شرمنده ی شادی ات شود
که جهان از پیراهن سرخ تو زیباست .
#عادله_زمانی
عشق من بیا برقصیم که هنوز نیمه شب است
خوشی امشب ما تنها رقص ست رقص (برگرفته از یک آهنگ قدیمی افغانی)
@adelehz
4 402
آدمی که یک بار بسوزد از آتش می ترسد. مار گزیده شبها کابوس مار میبیند.
آنکه در دریا افتاده خواب غرق شدن امانش را می برد .
پس چرا عاشق سوخته و جفا کشیده از عشق نترسد؟
البته که می ترسد ،از دیدن عشق می ترسد و با خود میگوید نکند باز به درد مبتلا شوم .
نکند باز قلبم را در دستانش بفشارد.
نکند یار وفادار در طالع من نباشد .
این ست که خودش را میپیچاند در هاله ای مبهم و دیگران که تماشایش میکنند پیش خودشان پچ پچ کنان میگویند:دیوانه است؟
نه دیوانه نیست .
عاشقی هم بلد ست .
فقط ترسیده ،ساده و واضح
از غرق شدن در درد ترسیده است.
و وای بر آنکه کسی را از عشق بترساند.
#عادله_زمانی
@adelehz
4 402
کودکم شاید هشت ساله ام،امروز جمعه است.
بوی خوب غذای مادرم که تمام بالا و پایین های خانه را طی و خودش را به اتاقم رسانده است .
آفتاب کمرمق اواخر زمستان افتاده بر گلهای سرخ قالی کاشان وسط پذیرایی
من گمان میکنم اگر زمان باید در یک نقطه متوقف می شد دقیقا همین نقطه می بود.
جمعه هر هفته برای تداعی خاطره بر میگردد برای آرامش میان طوفان
مثل جزیره ای در دریایی مشوش که خودش آرام مانده است .
جمعه نه زمان فریاد است نه بی شمار حرف زدن فقط هنگام سکوت،آرامش و دوباره عاشق زندگی شدن است .
#عادله_زمانی
پ.ن دوتا ِالمان توی این عکس هست که عاشقشم،درخت انجیر پر میوه و کارتون آنشلی🥰😊
@adelehz
4 402
به گمانم زندگی را سخت گرفتیم .
دنبال مفهوم خوشبختی جایی دورتر از دسترس گشته ایم .
آیا ما تشنه لبان گرد جهان گرده ایم در حالی که یار در خانه و آب در کوزه بوده ست؟
به گمانم بله
آخ
محبوب دل پسندم
همینکه با تو بنشینم و چای بنوشم و گوشهایم را برای شنیدنت تیز کنم ،یعنی خوشبختم .
بیشتر از آن براستی که گزافه گویی ست .
#عادله_زمانی
@adelehz
4 402
.
محمود درویش و ریتا عاشق همدیگر بودند. ریتا یهودی اسرائیلی و محمود آتئیست وطن پرست فلسطینی.
ریتا رفت و به ارتش اسرائیل پیوست، محمود درویش چنین نوشت:
میان ریتا و چشمانم تفنگیست...
و آنکه ریتا را میشناسد، خم میشود
و برای خدایی که در آن چشمان عسلی است
نماز میگزارد.
و من ریتا را بوسیدم
آنگاه که کوچک بود
و به یاد میآورم که چهسان به من درآویخت
و بازویم را زیباترین بافهی گیسو فروپوشاند.
و من ریتا را به یاد میآورم
همانسان که گنجشکی برکهی خود را.
آه... ریتا
میان ما یک میلیون گنجشک و تصویر است
و وعدههای فراوانی
که تفنگی... به رویشان آتش گشود!
نام ریتا در دهانم عید بود
تن ریتا عروسی بود در خونم
و من در راه ریتا دو سال گم شدم
و او دو سال بر دستم خفت
و بر زیباترین پیمانه پیمان بستیم،
و آتش گرفتیم
در شراب لبها
و دو بار زاده شدیم.
آه... ریتا
چه چیز چشمم را از چشمانت برگرداند
جز دو خواب کوتاه و ابرهایی عسلی
پیش از این تفنگ.
بود آنچه بود
ای سکوت شامگاه
ماه من در آن بامداد دور هجرت گزید
در چشمان عسلی
و شهر
همه آوازخوانان را و ریتا را برُفت...
میان ریتا و چشمانم تفنگیست...
@adelehz
4 402
Repost from "زنی کهگم کردم "
من اینجا هستم ❤️
برای استفاده از نوشته های عادله زمانی
در اینستاگرام ما را فالوو کنید .
http://Instagram.com/adeleh.z7
