uz
Feedback

Firibgarlarga uchmang! Telemetrio bunday kanallarni topadi va belgilaydi 👉 Belgini ko‘rmoqchi bo‘lsangiz, obuna bo‘ling 👈

"زنی که‌گم کردم "

"زنی که‌گم کردم "

Kanalga Telegram’da o‘tish

برای نوشتن که جهان از نوشتن زیباست عادله زمانی راه ارتباطی با من : @Aydel70

Ko'proq ko'rsatish
4 421
Obunachilar
Ma'lumot yo'q24 soatlar
-97 kun
-2830 kun
Postlar arxiv
sticker.webp0.30 KB

آنچه در بزرگسالی به آن نیاز داریم آرامشی ست که خودمان باید آن را بیافرینیم. آرامشی که حاصل دوری از آدم‌های اشتباه نشنیده گرفت
آنچه در بزرگسالی به آن نیاز داریم آرامشی ست که خودمان باید آن را بیافرینیم. آرامشی که حاصل دوری از آدم‌های اشتباه نشنیده گرفتن خیلی از حرفها،و تمرکز بر اصل بجای حاشیه های مختلف ست . بزرگسالی و پختگی هدیه ای الهی برای بشر است .این است که آدم پخته ،کسی که خیلی چیزها آموخته و در برابر خیلی از طوفان‌ها محکم ایستاده جذاب ست .آنقدر جذاب که دیگران را محو خود کند. #عادله_زمانی @adelehz

محبوب دلخواهم ،گاهی حس میکردم آنقدر دوستت دارم که جهان برای جا دادن حجمش کوچک ست .این بود که از خود پرسیدم آیا من به جهان دیگ
محبوب دلخواهم ،گاهی حس میکردم آنقدر دوستت دارم که جهان برای جا دادن حجمش کوچک ست .این بود که از خود پرسیدم آیا من به جهان دیگری برای دویت داشتنت نیاز دارم و فهمیدم که من تورا در ده جهان دوست خواهم داشت .. #عادله_زمانی @adelehz

ما که بچه های نان مقدس بودیم ،مادرمان یادمان داده بود نان را از وسط کوچه برداریم ببوسیم و گوشه ی دیوار بگذاریم . ما که یاد گر
ما که بچه های نان مقدس بودیم ،مادرمان یادمان داده بود نان را از وسط کوچه برداریم ببوسیم و گوشه ی دیوار بگذاریم . ما که یاد گرفته بودیم می‌شود به نان قسم خورد یا نان آنقدر قوی و مقدس ست که می‌تواند به کمر آنکه بد است،بزند .ما که نان برایمان اوج تقدس بود ما دیگر چرا ؟ ما چرا آواره ی نان شدیم .ما چرا به دنبال نان دویدیم ما چرا نان نیافتیم و بخاطر نان نیافتن هم قطارانمان اشک ریختیم ما که فرزندان نانِ مقدس بودیم.

AnimatedSticker.tgs0.11 KB

خدمتتون عارضم که دلار پرواز نمیکنه بلکه داره عین میگ میگ از کنارمون رد میشه😐😵‍💫

به بعضی آدمها بگویید ولی تو آنقدری که فکر میکردی خوب نبودی فقط این من بودم که دوستت داشتم و عیب هایت را فریاد نمی زدم‌.. #عادله_زمانی

گفت: «آدم‌ها با رویاها‌شون زندگی می‌کنند.» گفتم: «چرا که نه؟ مگه چیزی غیر از رویا هم وجود داره؟» گفت: «به پایان رسیدن رویاها!» چارلز بوکوفسکی 📕 عامه پسند @adelehz

گیریم که بتوان بدی ها را بخشید، گیریم که دل مان هم دریا بود و آنچه تو بدی کردی درونش گم شد .گیریم که دل تنگی هم کم شد با اعتم
گیریم که بتوان بدی ها را بخشید، گیریم که دل مان هم دریا بود و آنچه تو بدی کردی درونش گم شد .گیریم که دل تنگی هم کم شد با اعتمادی که شکسته ست چه کنیم ؟ با باوری که دیگر نیست چه کنیم ... #عادله_زمانی @adelehz

سالها پیش که من به عنوان داوطلب در بیمارستان کار میکردم، دختری به بیماری عجیب و سختی دچار شده بود و تنها شانسِ زنده ماندنش انتقال کمی از خون خانواده ‏اش به او بود، او فقط یک برادر 5 ساله داشت، دکتر بیمارستان با برادر کوچک دختر صحبت کرد، پسرک از دکتر پرسید؛ آیا در این صورت خواهرم زنده خواهد ماند؟ دکتر جواب داد؛ بله و پسرک قبول کرد، پسرک را کنار تخت خواهرش خواباندیم و لوله ‏های تزریق را به بدنش وصل کردیم، پسرک به خواهرش نگاه کرد و لبخندی زد و در حالی که خون از بدنش خارج میشد، به دکتر گفت؛ آیا من به بهشت میروم؟ پسرک فکر میکرد که قرار است تمامِ خون بدنش را به خواهرش بدهند... 👤پائولو کوئلیو @adelehz

اسفند مظلوم ترین ماه سال ست .تصور کن باشی اما کسی نبیندت چون همه منتظر پایانت هستند.هیچ کس نخواهد که طولانی شوی.. اما واقعیت
اسفند مظلوم ترین ماه سال ست .تصور کن باشی اما کسی نبیندت چون همه منتظر پایانت هستند.هیچ کس نخواهد که طولانی شوی.. اما واقعیت این ست که لذتی در اسفند وجود دارد در هیچ نوروزی نیست چون انتظار شیرینی در اسفند هست که حتی در خود بهار نیست. #عادله_زمانی @adelehz

همینقدر خسته .. همینقدر ناتوان... همینقدر به بن بست رسیده ... @adelehz
همینقدر خسته .. همینقدر ناتوان... همینقدر به بن بست رسیده ... @adelehz

غم‌تمام وجودت را سانت به سانت تسخیر می کند وقتی خسته از مبارزه برای بدست آوردن حداقل حق زندگی ات گوشه در خود فرو می روی.. همیشه برنده بودن خوب نیست گاهی آدم نمی تواند برندا باشد،نمی کشد. کسی دستش را نمیگیرد همه حتی سنگهای بزرگتری پیش پایش می اندازند. غروب می‌شود سرد می‌شود باران می بارد آدم خسته از نتواستن ،خسته از فریاد زدن و شنیده نشدن خسته از درک نشدن می رود یگ گوشه ی خیس می نشیند و به غروب نگاه می کند .. می رود و سکوت می کند چون فریادش هرگز شنیده نشده است. #عادله_زمانی @adelehz

تعریف عشق در روانشناسی‌، تعریف جالبیه که آدمو به فکر وا می‌داره! عشق در تعریف روانشناسی وجودی به معنی احترام قائل شدن برای بودن در دنیای فرد دیگر است نوعی پذیرش نامشروط آن فرد، اینکه طرف مقابل را به همان صورتی که هست قبول کنیم و دوستش داشته باشیم❤️ ‌ @adelehz

شب به خیر رفقا دوستتون دارم. خدا پناهتون😍❤️

در همه جهان از تو بهتری پیدا نمیشه، دلبر وطن یار خانگی مه که میبینم غیر از ما کسی ازما نمیشه،دلبر وطن یار خانگی .. @adelehz
در همه جهان از تو بهتری پیدا نمیشه، دلبر وطن یار خانگی مه که میبینم غیر از ما کسی ازما نمیشه،دلبر وطن یار خانگی .. @adelehz

ان قدیم ترها، مرسوم بود که وقتی میهمان به خانه می آمد غیر از چای تازه دم و خوش رنگ یک قلیان تازه چاق شده با تمام مخلفات و کبریت هم به نزد مهمان می آوردند تا نفسی تازه کند :) این بیشتر در مجالس زنانه رایج بود و خصوصا در ایران زمان قاجار، قلیان خوب چاق کردن و ذغال خوب تازه کردن از ویژگی های خانه داری دختر به حساب می آمد. این همه مقدمه گفتم تا از قلیان حرف بزنم . در هرات قدیم هم چنین رسمی رایج بود و زنان قدیمی خانواده ی ما مثل مادربزرگ و عمه ام یا حتی خاله ها ی پدرم عاشق قلیان بودند . اما نه هر قلیانی هراتی ها به قلیان "چلیم"میگفتند .از دو بخش سر چلیم  و ته چلیم تشکیل می شد و ته چلیم می‌توانست از جنس شیشه یا گلی باشد . و تنباکو! که اصلا شبیه این تنباکو‌ اسانس دارهای میوه ای بدل نبود! تنباکوی اصل که سر فرصت با ذغال گر گرفته دم می گرفت و با هر کام محکم زنانی که تشویش های زنانه را بر آن می دمیدند به آنها آرامش خلسه مانندی می داد . تصویر زنی بر کنار اورسی نشسته که با یک دست  سوراخ کنار ته چلیم را محکم گرفته و دست دیگر را بر گردن نی چوبی چلیم آمیخته تا از آن تنباکوی اصل برگ، کام بگیرد از آن تصویرهای اصیلی بود که می‌توانست هزار شعر و داستان بریزد توی دامن آدم. راستش من خیلی شانس نفس کشیدن عطر آن تنباکوهای اصل و ذغال های تازه گر گرفته را نداشتم اما آن بو و آن صدای قل قل متواتر که بین  سخنان زنانه در مجلس های عصرگاهی زنان می پیچید و چنان موسیقی یکنواختی تکرار می شد هرگز از یادم برون نمی رود . سال‌های زیادی ست نزد من کسی چلیم نکشیده است .و من کم کم آن عطر را فراموش کرده ام دیروز ناگهان بین کارهای روزانه ام باد پیچید و بوی ذغال تازه را از پنجره وارد اتاق کرد،راستش نمی دانم اصلا کی و کجا ذغال تازه کرده بود اصلا قرار بود چلیمی چاق شود و یا نه ؟ اما من ناگهان پرت شدم بین آن مجالس عصرگاهی زنانه ،انگار هزار لایه دغدغه ی زنانه و هزار روسری ابریشمی سفید و هزار موسیقی کلام‌آهنگین نصیبم شد . چشمانم را بستم و تمام آن صحنه ها و زنان اصیلی که چلیم می‌کشیدند و آرام می شدند و چای های خوشرنگ را پیش روی مهمان می نهادند را تصور کردم. نمیدانم کسی آن حوالی چلیم چاق کرده بود یا نه ولی هرچه بود توانست هزار لایه تاریخ نانوشته ی پس پرده‌ ی زنان قوی اما تنها و‌چلیم هایشان را زنده کند . زنانی که بسیاری امروز اینجا نیستند و هیچ چلیمی در خانه هایشان چاق نمی شود. همین #عادله_زمانی @adelehz

کانالش قشنگه رفقا😘

#بریده_کتاب🗝 در زندگی همیشه غمگین بودن از شاد بودن آسان تر است ؛ ولی من اصلا از آدم هایی خوشم نمی آید که آسان ترین راه را انتخاب میکنند تو را به خدا شاد باش و برای آن که شاد شوی، هر کاری از دستت بر می‌آید، انجام بده ...! 💛 #آنا_گاوالدا