uz
Feedback
"زنی که‌گم کردم "

"زنی که‌گم کردم "

Kanalga Telegram’da o‘tish

برای نوشتن که جهان از نوشتن زیباست عادله زمانی راه ارتباطی با من : @Aydel70

Ko'proq ko'rsatish
4 543
Obunachilar
+6924 soatlar
+727 kunlar
+15630 kunlar
Postlar arxiv
برخی از ما نه تنها گذشته ی خود را حمل می‌کنیم، بلکه گذشته پدر و مادرهایمان را نیز همراه داریم. درد، از نسلی به نسل دیگر منتقل می‌شود و تا آن را بررسی نکنیم، این چرخه را هیچ‌گاه برهم نخواهیم زد. 📕 #نیمه_تاریک_وجود ✍🏻 #دبی_فورد ‌ @adelehz

این جهان که نشد؛ قرارِ ما جهانِ بعدی، پای درخت بِه بهمن آقایی‌نژاد @adelehz
این جهان که نشد؛ قرارِ ما جهانِ بعدی، پای درخت بِه بهمن آقایی‌نژاد @adelehz

بچه ها اگر میخواید مشکلات تان رو بدون ذکر نام اینجا مطرح کنیم و از همفکری دوستان استفاده کنید توی این کانال عضو شوید.

زنی که می آموزد وابستگی اش را به دیگران به حداقل برساند .برای بدست اوردن ارامش و امنیت مالی برای خود بجنگد .از نظر عاطفی خود
زنی که می آموزد وابستگی اش را به دیگران به حداقل برساند .برای بدست اوردن ارامش و امنیت مالی برای خود بجنگد .از نظر عاطفی خود را محتاج توجه و عشق مردی که به او بها نمی دهد نشان ندهد و برای شخصیت خودش ارزش قایل باشد و آن را دست مایه ی توهین هر کس نکند .یاد گرفته است به بهترین شکل زندگی نماید چنین زنی شدیدا شایسته ی تحسین است. #عادله_زمانی

در سال ۱۸۰۹ بتینا برای گوته نوشت: "تمایل شدیدی دارم که شما را برای همیشه دوست بدارم" این جمله‌ی به‌ظاهر پیش پا افتاده را به د
در سال ۱۸۰۹ بتینا برای گوته نوشت: "تمایل شدیدی دارم که شما را برای همیشه دوست بدارم" این جمله‌ی به‌ظاهر پیش پا افتاده را به دقت بخوانید. از کلمه‌ی عشق مهم‌تر، کلمه‌های "همیشه" و "تمایل" است! آنچه بین آن دو جریان داشت، عشق نبود، جاودانگی بود ... 📕 جاودانگی ✍🏻 میلان کوندرا @adelehz

لاجورد...قالی آبی رنگ افغانستان❤️💙
لاجورد...قالی آبی رنگ افغانستان❤️💙

کولی ام خسته و سرگردانم...ابر دلتنگ پر از بارانم ..

نارنجی هم کتاب روز جمعه شو اماده کرده شما چی؟ @adelehz
نارنجی هم کتاب روز جمعه شو اماده کرده شما چی؟ @adelehz

یکی از مهمترین چالشهای پیش روی آدمی حسرت زمان از دست رفته ی اوست . حسرت زمانی که میتوانست به خیال خودش بهتر بگذرد و دوباره نمی توان آن را برگرداند .و سخت ترین کار دنیا نیز همین قانع کردن کسی ست که به باور از دست دادن زمان طلایی عمرش رسیده است . نمی توان به قطعیت گفت که این حسرت اشتباهی ست چون اگر بپذیریم یا نه واقعا زمانی که عبور می کند بار دیگر برنمیگردد . اما از دست دادن انچه باقی مانده است به خاطر مشغولیت به این حسرت ،اشتباه است . برعکس آنچه من باب مختار بودن آدمیزاد شنیده ایم حقیقت آن است که در خیلی از برهه های زندگی ما هیچ اختیاری به دست ما نبوده است و نه حتی می توان تا ابد بار کینه و نفرت از انهایی که ایشان را مقصر اتفاقات ناخوشایند زندگی خودمان می دانیم با خود کشید . من گمان می کنم این نفرت و کینه نسبت به خیلی از ادمها در وجود ما شبیه یک طناب با تیغهایی تنیده شده در تار و پودش است ،طنابی که ما آنها شدیدا در دست گرفته و می فشاریم بی توجه به آنکه فشار زیاد به این طناب تیغ های برنده ی بیشتری را در گوشت دست مان فرو می برد ،برای رهایی از درد باید این طناب را رها کرد . برای رسیدن به آرامش باید چراغ این کینه را در وجود خود کم کم خاموش کرد . آنچه از دست رفته است راهی برای جبران ندارد اما آنچه پیش روست حقیقتی ملموس ست و این خودش خسران بزرگی ست که نقد را به نسیه فروخت. #عادله_زمانی @adelehz

حقیقتا دلم ضعف رفت .. @adelehz
حقیقتا دلم ضعف رفت .. @adelehz

در دلم چیزی فرو ریخت داری به من فکر میکنی جانم؟ سعید رویتی @adelehz
در دلم چیزی فرو ریخت داری به من فکر میکنی جانم؟ سعید رویتی @adelehz

این توت ها را دیدم و فکر کردم شاید درخت عاشق شده بوده؟ شاید دلتنگ پرنده ای بوده و توتی قلبی شکل برایش رویانده بلکم او را بر ش
این توت ها را دیدم و فکر کردم شاید درخت عاشق شده بوده؟ شاید دلتنگ پرنده ای بوده و توتی قلبی شکل برایش رویانده بلکم او را بر شاخه اش بنشاند اما .. دریغ که پرنده ها همیشه جذب درختان بی میوه ی که دوستشان ندارند میشوند. درخت کوچلوی بی نوا :( #عادله_زمانی عکس:هنگامه جان @adelehz

روزگاری ادم از بخشیدن دوباره ی اشتباهات کسی که دوسش دارد و هزاران بار اورا بخشیده خسته می شود . من گمان میکنم این خستگی و ایستادن به جای دویدن غم انگیز ترین لحظه در خلقت آدمی است. #عادله_زمانی @adelehz

الان، سال‌‌هاست که نمی‌دانم دیوانه‌ها چه می‌شوند. کجا می‌روند؟ می‌برند کجا می‌گذارندشان؟ اصلا متولد نمی‌شوند؟ متولد می‌شوند و محو می‌شوند؟ جمع می‌شوند تا چهره‌ی شهر خوشگل شود؟ سال‌هاست که مثل قدیم، توی کوچه و خیابان دیوانه ندیده‌ام. قدیم اما، هر محلی برای خودش یک دیوانه داشت. همان‌طور که هر محلی برای خودش نانوایی و قصابی و عطاری داشت. دیوانه‌ی محله‌ی کار پدرم اسمش فرامرز بود، دو محل آن‌طرف‌تر از خانه‌مان، یک علی‌خله داشتند، محله‌ی عمویم این‌ها سهراب دَله داشت و دیوانه‌ی محل ما ساعد دیوونه بود. ساعد را همه می‌شناختند، دیوانه‌ی بی‌آزاری که عاشق گوشت‌کوبیده بود و خیلی از خانواده‌ها وقتی آبگوشت داشتند، سهمش را کنار می‌گذاشتند. همیشه لبخند روی لب‌هایش بود، همیشه، در حال هر کاری. توی فوتبال بازی‌اش نمی‌دادند و او توپ‌جمع‌کن بازی‌ها بود. مثل یک کارمند متعهد و نان‌حلال‌خور دورتادور زمین بازی بچه‌ها می‌دوید و توپ‌هایی را که اوت می‌شد جمع می‌کرد و پرت می‌کرد برای بازیکن‌ها؛ با لبخند. همیشه بعد از بازی زیاد، یکباره ساکت و آرام می‌شد؛ می‌نشست لبه‌ی جدول کوچه، همان‌طور که لبخند روی لبش بود به گوشه‌ای خیره می‌شد. روش خستگی در کردنش بود. لبخند دائمی و غم توی چشم‌ها، ترکیب غم‌انگیزی بود. یک روز اسکناس درشتی پیدا کرد، رفت، کلی وسایل ساخت بادبادک خرید و پخش کرد بین بچه‌ها. کوچه پر شد از کاغذ و نخ و حصیر و سریش، و بچه‌هایی که با ذوق بادبادک می‌ساختند. غروب، آسمان کوچه، بادبادک‌باران شد، و ساعد از همه بیشتر ذوق داشت‌. مادرخرج یک روز شاد بودن، انگار به خودش بیشتر از همه مزه کرده بود. او یک خَیّر واقعی بود و این یک شادی روحانی بود. خسته‌ام از عاقل‌های عبوس. برکت رفته از محله‌ها انگار. فقط دیوانه‌ها می‌توانند بدون برنامه و پلن، بدون نیت قبلی، بانیِ شادی همگانیِ کمیابی شوند که پیش از این تجربه نشده‌. کجایند دیوانه‌ها؟ #سودابه_فرضی_پور @adelehz

سندروم جمعه پنداری باورم نمیشه شنبه نیست 😑

دختران تان را رویا پرداز بار بیاورید. به آنها مجال تخیل کردن بدهید بگذارید بر بال قوه خیال و تخیل شان به سرزمین های دورِ متفا
دختران تان را رویا پرداز بار بیاورید. به آنها مجال تخیل کردن بدهید بگذارید بر بال قوه خیال و تخیل شان به سرزمین های دورِ متفاوت از جایی که هستند سفر کنند. آنها را از محدودیت ها نترسانید حتی اگر ته دل خودتان از این موضوع ترس دارد و می لرزد. نگذارید دختران از همان اول باور کنند نمی توانند .گرچه نتوانستن بخشی از زندگی ست اما این نباید قاتل رویاهای دخترانه ی آنها باشد . بگذارید دختران خود را یک بالرین معروف،دانشمندی که واکسنی جدید کشف کرده،ریاضی دانی شگفت انگیز،نویسنده ای بزرگ یا خواننده ی اپرایی با آوازی سحری آمیز تصور کنند. چون هیچکس نمی‌تواند بگویید که آنها به آنچه تصور می‌کنند تبدیل نمی شوند . کسی چه می داند . #عادله_زمانی @adelehz