uz
Feedback

Firibgarlarga uchmang! Telemetrio bunday kanallarni topadi va belgilaydi 👉 Belgini ko‘rmoqchi bo‘lsangiz, obuna bo‘ling 👈

"زنی که‌گم کردم "

"زنی که‌گم کردم "

Kanalga Telegram’da o‘tish

برای نوشتن که جهان از نوشتن زیباست عادله زمانی راه ارتباطی با من : @Aydel70

Ko'proq ko'rsatish
4 425
Obunachilar
-324 soatlar
-97 kun
-3130 kun
Postlar arxiv
اما خدایی که می‌تواند هزاران طعم گوناگون را متفاوت از هم بسازد قادر به ساختن راه های گوناگون برای رسیدن به یک مقصد نیز هست .م
اما خدایی که می‌تواند هزاران طعم گوناگون را متفاوت از هم بسازد قادر به ساختن راه های گوناگون برای رسیدن به یک مقصد نیز هست .من دلم می‌خواهد که همیشه با فکر کردن به همین حقیقت کوچک و ملموس به آرامش برسم. چیزی که سخت به آن نیاز دارم. #عادله_زمانی @adelehz

Shahyad Madar.mp34.88 MB

photo content
+6

💢سر نوشت دومین کرکس 🔸در دهه 1990، عکسی از یک کرکس که منتظر مرگ دخترکی گرسنه برای خوردن جسد او بود، به طور گسترده ای منتشر شد. این عکس در سال 1993/94 در طول قحطی سودان توسط کوین کارتر، عکاس خبری اهل آفریقای جنوبی، گرفته شد و بعداً برای این 'عکس شگفت انگیز' جایزه پولیتزر را کسب کرد. 🔸اما، در حالی که از کوین کارتر برای 'مهارت عکاسی استثنایی' اش در شبکه های خبری و تلویزیونی بین المللی سراسر جهان تمجید میشد، ثمره این دستاورد و شهرت تنها چند ماه بیشتر طول نکشید، زیرا بعداً افسرده شد و خودکشی کرد! 🔸افسردگی کوین کارتر زمانی آغاز شد، که در یکی از این مصاحبه ها (برنامه تلفنی)، کسی تماس گرفت و از او پرسید که برای دخترک چه اتفاقی افتاد؟ او به سادگی پاسخ داد: "من منتظر نماندم تا بعد از این عکس ببینم چه اتفاقی می افتد، چون باید به پروازم میرسیدم.." سپس تماس گیرنده گفت: "من به شما می گویم که در آن روز دو کرکس وجود داشت و یکی دوربین داشت." این موضوع که مثل خوره به جان کارتر افتاده بود، منجر به افسردگی شد و او در نهایت خودکشی کرد. کوین کارتر می توانست هنوز زنده باشد و حتی شهرت بیشتری داشته باشد، اگر فقط آن دخترک را برداشته و به مرکز تغذیه سازمان ملل متحد که سعی داشت به آنجا برسد، برده بود یا حداقل او را به جایی امن برده بود. امروزه، متاسفانه، این اتفاق در سراسر دنیا می افتد. جهانیان کارهای ابلهانه و غیر انسانی، که به زیان دیگران است را به راحتی انجام می دهند. کوین کارتر می توانست دختر را از آنجا ببرد، اما او این کار را نکرد.در  یک موقعیت غیر انسانی، "او زمان برای عکاسی داشت، اما هیچ وقتی برای نجات زندگی دختر وقت نداشت.....

photo content

مشکلات مانند ماشین لباسشویی هستند. آن‌ها ما را می‌پیچانند، می‌چرخنانند، و ما را به اطراف می‌کوبند، اما در نهایت همیشه تمیزتر،
مشکلات مانند ماشین لباسشویی هستند. آن‌ها ما را می‌پیچانند، می‌چرخنانند، و ما را به اطراف می‌کوبند، اما در نهایت همیشه تمیزتر، درخشان‌تر و بهتر بیرون می‌آییم. @adelehz

برید خدارو شکر کنید دخترای این دوره اید😁

از جمله اعتقادات عوام در دوره قاجار این بود که مسلمان باید شپش داشته باشد! مقدار ایمان هر مسلمان هم منوط به تعداد شپش‌هایی بود که در تن داشت! این عقیده از هندوها که آزار جانوران را جزو گناه کبیره می‌دانستند رسوخ کرده بود و تنبلی و فقر مالی و نداشتن خرج حمام و شستشو نیز این اندیشه را قوت می‌بخشیده... عقیده دیگری که در دوره قاجار اکثریت مردم آن را باور داشتند این بود که دختر حق ندارد موی خود را تا قبل از ازدواج شانه بزند! عدم استحمام نیز به این موارد کمک می‌نمود ‌و موهای دختران شپش پشتک می‌زد... برای دختران هم شپش نه تنها عیب نبود بلکه فضیلت بود. مردم می‌گفتند: دختری که سرش شپش نداشته باشد احتمالاً سر و گوشش جنبیده... 📚 طهران قدیم، جلد اول 🖋 #طهران

شبیه یک رویاست ❤️
شبیه یک رویاست ❤️

مقصدی برای رسیدن ما وجود ندارد اما دوست داشتنت آرامش جان ست . من مقصد را نمیخواهم همین که گاهی دوستت دارم و دوستم داری کافی س
مقصدی برای رسیدن ما وجود ندارد اما دوست داشتنت آرامش جان ست . من مقصد را نمیخواهم همین که گاهی دوستت دارم و دوستم داری کافی ست . دو مسافر در دو راه که به یکجا نمی رسند ولی دلتنگ هم هستند. #عادله_زمانی @adelehz

ولی خواب بعدازظهر مثل سیاه چاله میمونه واردش که بشی براحتی نمی‌توانی ازش دربیای ،بیرونم بیای گیج فقط تلو تلو میخوری😒😐

🦋رکعتان فی‌العشق 🦋 شیخ حسن جهرمی می‌گوید: در سالی که گذارم به جندی‌شاپور افتاد، سخنی از محمد مهتاب شنیدم که تا گور بر من تازیانه می‌زند. دیدمش که زیر آفتاب تموز نشسته، نخ می‌ریسد و ترانه‌ زمزمه می‌کند. گفتم ای مرد خدا، مرا عاشقی بیاموز تا خدا را همچون عاشقان عبادت کنم. محمد مهتاب گفت: نخست بگو آیا هرگز خطی خوش، تو را مدهوش کرده است؟ گفتم: نه. گفت: هرگز شکفتن گلی در باغچۀ خانه‌ات تو را از غصه‌های بی‌شمار فارغ کرده است؟ گفتم: نه. گفت: هرگز صدایی خوش و دلربا، تو را به وجد آورده است؟ گفتم: نه. گفت: هرگز صورتی زیبا تو را چندان دگرگون کرده است که راه از چاه ندانی؟ گفتم: نه. گفت: هرگز زیر نم‌نم باران، آواز خوانده‌ای؟ گفتم: نه. گفت: هرگز به آسمان نگریسته‌ای به انتظار برف، تا آن را بر صورت خویش مالی و گرمای درون فرو نشانی؟ گفتم: نه. گفت: هرگز خندۀ کودکی نازنین، تو را به خلسۀ شوق برده است؟ گفتم: نه. گفت: هرگز غزلی یا بیتی یا سخنی فصیح، چندان تو را بی‌خود کرده است که اگر نشسته‌ای برخیزی و اگر ایستاده‌ای بنشینی؟ گفتم: نه. گفت: هرگز زلالی آب یا بلندی سرو یا نرمی گلبرگ یا کوشش مورچه‌ای، اشک شوق از دیدۀ تو سرازیر کرده است؟ گفتم: نه. گفت: هرگز شده است که بخندی چون دیگری خندان است و بگریی چون دیگری گریان است؟ گفتم: نه. گفت: هرگز بر سیبی یا اناری، بیش از زمانی که به خوردن آن صرف می‌کنی، چشم دوخته‌ای؟ گفتم: نه. گفت: هرگز عاشق کتابی یا نقشی یا نگاری یا آموزگاری شده‌ای؟ گفتم: نه. گفت: هرگز دست بر روی خویش کشیده‌ای و با چشم و گوش و ابروی خویش معاشقت کرده‌ای؟ گفتم: نه. گفت: از من دور شو ای ملعون که سنگ را عاشقی می‌توان آموخت، تو را نه. در ذکر احوال محمد مهتاب☀️☀️ @adelehz

جمعه❤️
جمعه❤️

برای تمام کسانی که دوست دارم قدری دیوانگی آرزو میکنم. @adelehz

توت بی دانه ی افغانستان جز خوشمزه ترین تورهای دنیاست 😍

گفتم توت دوست دارید و الان وقتش هم هست اینا توت های شهر کاپیسا افغانستان هست خودش و نمیتونم بفرستم عکس گرفتم براتون❤️ حماسه ا
گفتم توت دوست دارید و الان وقتش هم هست اینا توت های شهر کاپیسا افغانستان هست خودش و نمیتونم بفرستم عکس گرفتم براتون❤️ حماسه از افغانستان❤️

نزار جان قبانی🥺❤️

أنا ضد کل ما يأخذك بعيداً عن صدري! من با هر آن‌چه که تو را از آغوشِ من دور می‌کند دشمن‌ام!                            #نزار_قبانی @adelehz