کانال روستای بوانلو
Kanalga Telegram’da o‘tish
بهشت شمال شرق خراسان شمالی ارتباط با مدیران کانال @Payamirib @erdelan44
Ko'proq ko'rsatish2 083
Obunachilar
Ma'lumot yo'q24 soatlar
-17 kunlar
-330 kunlar
Postlar arxiv
2 085
به اطلاع میرساند ؛
تعدادی مدارک شخصی بنام وحید محمدزاده بوانلو پیدا شده صاحب مدارک جهت دریافت به کربلایی یحیی پیرمرد روستای خانلق مراجعه نمایید ..
2 085
دوستان ساکن روستا هستند در صورت بارش باران و جاری شدن سیلاب خواهشمندیم فیلم و کلیپ مناسب برای ادمین ها تهییه و ارسال نمایید.
ببار باران...
2 085
💢 کسب مقام سوم مسابقات دانش آموزان کشور در رشته کشتی آزاد توسط دانش آموز علیرضا خوشنواز در وزن ۴۱ کیلوگرم و کسب مقام پنجم توسط مهدی حسین زاده در وزن ۶۲ کیلو گرم
و کسب مقام سوم در رشته کشتی پهلوانی توسط محمد تقوی در وزن ۴۵ کیلوگرم
🗓 ۱۳ مرداد ماه ۱۴۰۲
@shirvansport
2 085
دختر گلم سارا نادری (فرزند آقای میثم نادری) قبولیت در مدارس خاص تیزهوشان پایه هفتم رو تبریک عرض میکنیم باشد که پله های موفقیت را همینطور در طول عمرت طی کنی و بهترین ها نصیبت شود.
از طرف خانواده
2 085
#اندکی_تفکر
شخصى در فاحشه خانه مرد؛
و شخصى ديگر در مسجد!
مردم قضاوت هایشان را کردند؛
و به قول خودشان عقلشان به چشمشان بود!
ولی اولی برای نصیحت رفته بود؛
و دومی برای دزدیدن کفش!
لطفا عقلتان را از «چشمتان» به «سرتان» بازگردانید و یکدیگر را قضاوت نکنید!
قضاوت کار ما نیست ...
رسانه مردم فرهیخته بوانلو
@buvanloo
2 085
🌑اِنا لِله و اِنا اِلَیهِ راجِعون 🌑
به اطلاع می سارند؛
مراسم سومین روز درگذشت مرحومه (مدینه عربی)
روز پنج شنبه ۱۴۰۲/۵/۱۲ از ساعت ۱۱ الی ۱۴ در مسجد امام رضا واقع در میدان دانشگاه خیابان احسان منعقد میباشد.
روحش شاد یادش گرامی
خانواده نادری ود روشن
@buvanloo
2 085
🌑اِنا لِله و اِنا اِلَیهِ راجِعون 🌑
مراسم تشیع پیکر مرحومه زینب روشن
فردا سه شنبه 1402/03/09
ساعت 10 صبح از درب منزل واقع در شهرستان شیروان خیابان معصوم زاده به سمت بهشت روستای زیات بر گزار میگردد
و مراسم سومین روز درگذشت مرحومه (مدینه عربی )
روز پنج شنبه ۱۴۰۲/۵/۱۱ از ساعت ۱۱ الی ۱۴ در مسجد روستای بوانلو منعقد میباشد.
روحش شاد یادش گرامی
خانواده عربی و ضیغمی
@buvanloo
2 085
🌑اِنا لِله و اِنا اِلَیهِ راجِعون 🌑
اطلاعیه خاکسپاری :
مراسم تشیع پیکر مرحومه(مدینه عربی)
امروز چهارشنبه یازدهم مردادماه
ساعت ۳ عصر از فلکه جعفرقلی بسوی آرامگاه ابدیش روستای بوانلو بر گزار میگردد
روحش شاد یادش گرامی
خانواده عربی و ضیغمی
@buvanloo
2 085
🌑اِنا لِله و اِنا اِلَیهِ راجِعون 🌑
متاسفانه با خبر شدیم مادری مهربان خانم 🔚مدینه عربی 🖤
دعوت حق را لبیک گفته و به دیار باقی شتافتند
کانال تلگرامی روستای بوانلو
این ضایعه را خدمت خانواده های محترم عربی و فامیلهای وابسته تسلیت عرض مینماید .
مراسم تشیع و خاکسپاری متعاقبا اعلام میگردد
روحش و یادش گرامیباد 🌑🌑🌑
@buvanloo
2 085
داستان کوتاه
(( شاره عشق بخشی سهراب محمدی))
سهراب شادمان از پیروزی ،
ناپديد شدن زخمی های اجنبی را تماشا نشست .
بانگ زد :" برادر برگرد از مرز خیلی دور شدیم
غافلگیرمان میکنند....."
اما همرزمش دست بردار نبود
جواب داد:" اگر رهایشان کنیم ، دوباره برمیگردند"
در میان گزگز سرما و بوران صدایی به گوش سهراب رسید :" شاره....... تنهاست ...... به برج رفتن .... زنگلانلو ..... برگرد....."
باد در گوشهای سهراب پیچید :".شاره......تنهاست........زنگلانلو......"
بی اختیار برگشت
هولم وحشتی به جانش چنگ انداخت
نفسش به شماره افتاد :" .....شاره .... تنهاست ....."
از بلندی تپه روی برفها غلطید
فریاد زد:" .....چه شده......؟؟!"
کوه خشم و نگرانی را از صدای سهراب قاپید و برگشت زد:" ....چ ه ش ده ...."
سهراب جلودار میدوید
اسمان آبی زنگلانلو را مه گرفته بود
صدای گریه و فریاد به گوش میرسید
اجنبی زبونانه به زنان و کودکان یورش برده و تاراج کرده بود
سهراب شاره را صدا میزد
درب را که گشود ، ننه سارگل ناتوان از قدم برداشتن ، بر سر میکوبید
نالان و گریان گفت:" سهراب.......شاره را بردن....... شاره ....."
سهراب بسوی مرز رفت
فریادش بر سرمای کوهستان ترک انداخت :" ....شاره......"
بوته های شویشک دست آویزش شدند تا از دره بالا برود
:"....شاره جان ......شاره جان....."
از دور دو اجنبی را دید
تلالو لباس شاره را شناخت
باد در موهای پریشان شاره سرگردان شد
صدایی آهنگین به گوش سهراب رسید:" .... هوال جان ....برگرد .....دست حرامی بمن نمیرسد....."
سهراب فریاد زد:" صبر کنید......مرا ببرید.....زر دارم ....به شما زر میدهم ....صبر کنید ....سکه میدهم .....چه میخواهید؟"
اجنبی ایستاد
موهای شاره در چنگالش بود
خنجری بر گلوی شاره نشست
:"اگر دروغ بگویی او را میکشم "
سهراب غافل از اجنبی زخمی و مدفون زیر برف بود
به سهراب شلیک کرد
اما ناکام ماند
سهراب با خشم برگشت
مردی پشت سرش روی زمین افتاده و آخرین نفسش را کشید
صدای ناله ی شاره در فضای کوهستان پیچید :".....هوال جان......"
کبکها از پای شویشک ها دویدند
پرندگان خفته در مرخها لانه را ترک کردند
آهوان بر سخره ها ایستادند
گرگها زوزه کشیدند
شاهینی به پرواز در آمد
خون حلقوم شاره به آسمان پاشید
نور طلایی خورشید ، قرمز پوشید
قطرات سرگردان مه سرخ شدند
از آسمان بر چهره ی سهراب خون بارید
شاره دو زانو روی برف سرد نشست
بدن گرمش در برف فرو رفت
خاک را شاهد گرفت
خون شاره مرزی برزمین کشید
شاره با صورت نقش زمین شد
باد موهایش را رو به آسمان پریشان کرد
سهراب مرده ای شد متحرک
سینه درید
فریاد زد
قلبش را چنگ انداخت
بر سر کوبید
شاره بر زمین سرد افتاده بود
برف شدت گرفت
و با مهرش بدن خونین شاره را آنطرف مرز پوشاند
سهراب لرزید
نالید
ابر سیاه چهره ماه را پوشاند
بر زمین سایه ای نیلگون افکند
کوهستان دریچه ی قلبش را بر سهراب و شاره گشود
زمان از چرخش ایستاد
سهراب از حصار مرز گذشت
برفهای گلگون را با دستهای لرزان از صورت شاره پاک کرد
بوسه بر پیشانیش زد
باد ناله ای سوزناک کرد
زوزه کنان آن دو را طواف نمود
قلب سهراب چهره برتافت
یخ زد
بنازکی شیشه ی سرد شد
ترک برداشت
شکننده شد
لالایی گفت
شاره خوابش برد
به آرامی گربه سانی زمین را با پنجه میکند تا گودالی بسازد
از سرانگشتانش خون چکید
لباسش را برکند
شاره را درآن پیچید
با ستاره های سرد ، صورت شاره را شست
لبان کبودش را لمس کرد
موهایش را بافت
به یادگار برید
با دستارش ، چهره شاره را پوشاند
دستار خونین شاره را به سر بست
دستهای مدافع و زخمیش را نوازش کرد
چند قدم آنسوی مرز ،
کیمیاگر وجودش را در قلب کوهستان پنهان کرد
آهوان به تعظیم نشستند
گرگها سر خم کردند
شاهین بال خواباند
کبکها سکوت کردند
چشمهای سهراب اشک ریخت
ماه کامل بود
تا طلوع نور بر خاک شاره ،
با چوب صندل آتشی افروخت
دود صندل از خاک شاره به آسمان رفت
چند شاخه دارواش بر مزارش گذاشت
نوایی را نجوا کرد
صبح که چشم گشود ، تنها نبود
آنگاه که آخرین ستاره در شعاع نور محو شد ،
تقدیر حکم کرد :
گرمایی در جانش موج زد
اکسیری از نور سفید اطرافش میچرخید
چشمها را بست
جسمش را حس نکرد
نور با نفسی وارد جانش شد
سهراب سرشار از شاره شد
حنجره اش نواختن آغاز کرد
صدایی اهورایی برآمد:"..... شاره جان ...."
کوهستان با تمام قیراتهای پنهانش جواب داد:"..... شاره جان......."
برگرفته از ترانه ی فولکلور کرمانجی بخشی سهراب محمدی
پایان
✍به قلم بازنشسته فرهنگی و نویسنده و کارآفرین برتر استان تهران
سرکار خانم سعیده ارجمندی دربادام
1402/05/6
رسانه مردم فرهیخته بوانلو
@buvanloo
2 085
باتبریک و تسلیت ایام سوگواری راهیان و منادیان عزت و آزادگی
بی تردید هدف امام حسین (ع) و تمام آزادگان جهان در طول تاریخ دفاع ازحق و حقیقت و احیای عدالت و برائت از ظلم و مستکبران بوده ست .
منطق و هدف قیام عاشورا را فقط در یک مصیبت خلاصه کردن و چند روز بر سینه کوبیدن ظلمی ست که بر این رویداد بزرگ و شعدای عاشورا وارد میشود.
از آنجا که قرنها بعضی عالمان ناآگاه دینی فقط بعد ظاهری تراژدی و احساسی این قیام را فریاد زده اند متاسفانه کمتر و گاهی ابدا حرف و صحبتی از اهداف واقعی قیام عاشورا به میان نیاورده اند . تا بدان حد که شاید اکثر دوستداران امام سوم شیعیان هنوز هدف واقعی قیام ایشان را نمی دانند ـ
مردم حق دارند بدانند . آنچه برای واقعه عاشورا مهم ست هدف بزرگ انسانی و تاریخی آنست . یعنی همان قیام در برابر ظلم و مستکبران عالم و جان دادن برای احیای معروف وعدالت و نهی منکرات .
اگر فقط به جنبه احساسی و رویداد ظاهری محرم بپردازیم و از محرم فقط طلب اشک و زجه کنیم چه بسا مردم هر روز شاهد حوادث مشابه و حتی غمناکتر و سهمناکتر بوده و هستند .
آنچه بشدت جای خالی آن احساس می شود
و آنچه مردم باید از قیام عاشوا بدانند و عالمان دین و رسانه ها فریاد بزنند اهداف و آرمانهای بزرگ این قیام تاریخی ست .
عاشورا و عظمت محرم نباید به چند شب و روز زنجیر زدن و گل بر سر مالیدن و قمه زنی و سینه زدن یا جشن نگرفتن خلاصه شود.
درک ما اینست و اگر چنین شود با قرآن بر نیزه کردن چه فرقی دارد ؟
باور داریم مصیبت وارده بر خاندان نبوت هر دلی را غمگین می کند اما باید دقت کنیم آنچه مهم است اهداف بلند قیام عاشورا و همانا نهی از منکر است.
متاسفانه از پس سالها و بلکه قرنها
بزرگترین هنر حوزه های علمیه و مکاتب علوم اسلامی شاید این بوده ست که در این ایام هزاران طلبه را گسیل میدارند تا هزاران بار داد بزنند و بگویند : وای حسین کشته شد .
به قول استاد شهید مرتضی مطهری : روزی که روضه خوان شدیم هدف واقعی قیام کربلا هم در لابه لای افسانه های خودبافته مبلغان روضه خوان گم شد و کمتر کسی پیدا میشود که فهم و درک آنها در ایام محرم در گریه و عزا و اشک خلاصه نشود و کمتر منبر و روضه خوانی می بینی که تفسیر واقعی ندای (( هل من ناصر ینصرونی)) را به گوش مردم برساند
آنها ناآگاهانه از این فرصت استفاده نکرده اند که بیان کنند براستی حسین (ع) چرا کشته شد و هدف او از قیام چه بود ؟
البته نباید غافل بود که دستهایی از آستین استعمار و یا کاسبان مذهب و فرصت طلبان و بدخواهان سر برآورده و سعی در بیراهه کشاندن عقاید مردم را دارند و بدشان نمی آید آگاهی را از مردم بدزدند تا به امیال مادی و دنیوی خود برسند ....
ــــــــــــــــــــــــ
(( بیداری و قیام علیه حاکمان جبار هدف اساسی قیام عاشوراست))
: علینیا اوغاز محرم 1398
@buvanloo🖤🖤
2 085
بیرق، در مقابل دیدگان؛ آویخته بود.
حس غریبی، شعله نگاهش را نوسان می داد.
دستی بر ناصیه بود و دیگری بر شیار صورت، می خزید.
اشک و بغض و درد و آرزو در گلو به هم رسیده بود و برای فوران، در سبقت بودند.
آرام، دست بر زانو نهاد، نای حرکت نداشت.
بار دیگر نشست و جفت زانو را محکم در آغوش گرفت.
چانه بر زانو نهاد و زمزمه کرد:«باز این چه شورش است که در خلق عالم است».
پیر غلام این میراث ماندگار بود و سهمش از تمام این رستاخیز، همین نگاه ساده بود.
آاااااااااااااای نزدیک تر از من به خدا، التماس دعا.
عزاداری هایتان قبول.
یحیی خوش نمای
رسانه مردم فرهیحته بوانلو
@buvanloo
2 085
نوحه کوردی (کرمانجی )روستای کلاته هندی
رسانه مردم فرهیخته بوانلو
@buvanloo🖤🖤🖤🖤
2 085
◼️ تاسوعای حسینی روز یقین و وفاداری، بر شیعیان جهان تسلیت باد.
رسانه مردم فرهیخته بوانلو
@buvanloo🖤🖤🖤👌
2 085
دوره تابستان حیفه نوجوانان و نونهالان بوانلویی مون از این فرصت بهره مند نشوند!!!
برگرفته از استوری پیج آقای امین عوض زاده عزیز(کانون تبلیغات شبدر)
2 085
نوحه حسین جان
زبان حال حضرت زینب(ع)
با امام حسین (ع)
نوحه سرا و نوحه خوان: حمید علی نیا
رسانه مردم فرهیخته بوانلو
@buvanloo🥀🥀🥀
2 085
مداحی و ذکر مصیبت بر عزای امام حسین (ع) .
رسانه مردم فرهیخته بوانلو
@buvanloo🥀🥀🥀
2 085
آشپزخانه مسجد روستای بوانلو در شب هفتم محرم .
آجر همه بزرگواران با امام حسین .
مدیریت و نظم و برنامه ریزی به زیبایی تمام موج میزد .
رسانه مردم فرهیخته بوانلو
@buvanloo🥀🥀🥀
Endi mavjud! Telegram Tadqiqoti 2025 — yilning asosiy insaytlari 
