1 947
Obunachilar
Ma'lumot yo'q24 soatlar
-1767 kun
-2 34530 kun
Postlar arxiv
1 947
به كانال تلگرام مركز آفرينش هاي ادبي قلمستان بپيونديد.👇👇👇👇👇👇👇👇
https://telegram.me/joinchat/A-ItTT0OUnZt_ddEVzobTQ
1 947
⬅️⬅️⬅️👈👈👈تمدید شد 👉👉👉➡️➡️➡️
مرکز آفرینش های ادبی قلمستان در نظر دارد همزمان با هفته اصفهان شب ترانه ای با موضوع اصفهان برگزار کند از ترانه سرایانی که تمایل دارند در اين برنامه آثار خود را ارائه نمایند دعوت می شود ترانه های خود را به آی دی: @ghalamestancenter
یا شماره تلگرام 09373611147
یا ایمیل ghalamestannews@gmail.com ارسال نمایند.
مهلت ارسال اثر تا یکم اردیبشت ماه تمدید شد
به كانال تلگرام مركز آفرينش هاي ادبي قلمستان بپيونديد.👇👇👇👇👇👇👇👇
https://telegram.me/joinchat/A-ItTT0OUnZt_ddEVzobTQ
1 947
@mhsaffariyan
رفته رفته خندیدیم قصه ی جدایی را
تا زیاد خود بردیم روز آشنایی را
قطره قطره باریدند روز های تنهایی
همچنان که خشکیدندعشق های دریایی
رود رود نالیدند زخم های بی بهبود
کوچه کوچه برگشتند«کوچه های بغض آلود»
ما دو تا رفیق اما بی قرار هم بودیم
«من» و «تو» نبودیم آه تا کنار هم بودیم
ما دو خط شدیم اما نقطه نقطه دور از هم
نقطه ی تلاقی شد نقطه ی عبور از هم
نقطه ای که پایان اشتیاق دیرین بود
نقطه ای که پایان شورهای شیرین بود
نقطه ای که آغاز روزهای غمگین بود
نقطه ای که مثل کوه سخت بود و سنگین بود
او که سال ها می گفت :«سر نوشت بازی نیست،
رد گام های ما راه ما موازی نیست»
رفت و رفت مثل باد رفت و رفت بی تردید
گرد باد اندوهش بی امان مرا بلعید
ناگهان ورق خوردند برگ های تابستان
شد تمامی تقویم مهر و آذر و آبان
#محمدحسین_صفاریان
#مثنوي
#عاشقانه
@mhsaffariyan
1 947
@ghalamestannews
مهی عمیق گرفته است پیش رو مان را
سپید کرده تن آفتاب بیجان را
چه می کنیم اگر برف پاک کن، خاموش...
چه می کنیم غم ابرهای گریان را
و مست و سر به هوا، چرخ های ماشینی
که بی ملاحظه سُر می خورد خیابان را
هوای خوب، ولی دمدمی مزاج و لَوَند-
خریده ایم به جان عشوه ی بهاران را
اگرچه خنده ی رگباریش مداوم نیست
بهار، همدم شایسته ای ست باران را
***
نفس بگیر و به اعماق جان خسته بریز
تمام لذت این لحظه ی غزلخوان را
#زیباطاهریان
1 947
@ghalamestannews
با هم قدم زديم تمام مسير را
زاينده رود، اين گذر ناگزير را
اين عشق در تلاطم خواجو طلسم شد
ما سنگ مي شديم غرور دو شير را
از دوردست خاطره هايي كه مرده اند
تا تنگناي حادثه هاي اخير را
جاري شديم ، بلكه به دريا ...ولي نشد
حالا نگاه مي كني آن رود پير را
اين رود هيچ وقت به دريا نمي رسد
باهم قدم زديم تمام مسير را
#محسن_آزادي
@ghalamestannews
1 947
كي كسي جز باد ما را حلقه بر در ميزند؟
گردباد از ماتم ما دست بر سر ميزند
ابر نيساني اگر در آسمان پيدا شود
جاي باران خرمن ما را به آذر ميزند
دست ياري گر به ياري پيش رو آيد مرا
غافلم ميسازد و از پشت خنجر ميزند
من نميدانم چرا هر نقش بازي ميكنيم
طاس گردون مهرهی ما را به ششدر ميزند
طفلك اين دل! تازگيها از نسيم هر نگاه
شاهپركسان ميپرد از جا و پرپر ميزند
اي كبوتر جان! نداري فرصت يك پرزدن
تا كه صيّاد تو صيد از برج كفتر ميزند
محمّد مستقیمی – راهی
@rahichoopanani
1 947
نه طرح نویی در آن در انداخته ام
نه آخرتی برای خود ساخته ام
مستاجر دنیایم و با سکه ی عمر
هر روز اجاره خانه پرداخته ام
#میلاد_عرفان_پور
#ناخوانده
♦️کانال رسمی میلاد عرفان پور
📕@ERFANPOOR
1 947
صبح آنروز ساعت 7 از
پل خواجوی پیر رد می شد
کارمند جوان و تنها که
زندگی بی تو را بلد می شد
می گذشت و تمام خاطره ها
برخلافش عبور می کردند
خاطراتی که پیش چشمانش
شهر را سوت و کور می کردند
یادش افتاد بی خبر بوده
روزها با دلش چه بد کردند
زیر پرچم سرود می خوانده
دخترک را که نامزد کردند
چشم در چشم زنده رود انداخت
بی اراده به راه افتادند
اشکهائی که آبرویش را
پیش مردم به باد می دادند
ناگهان تکیه زد به سینه ی پل
دستهایش عجیب می لرزید
طبق معمول هر تشنج باز
دخترک را مقابلش می دید
با همان چشمهای رویائی
گریه می کرد و عشق می ورزید
دست را سمت او – که یک عابر
آب یخ روی صورتش پاشید
به خودش آمد و به راه افتاد
حالش آنروز بد تر از بد شد
عاقبت هم به آسمان بردش
ضربانی که بوق ممتد شد
پله ی آخر پل خواجو
ده دقیقه گذشته بود از 8
کاش از روی پل نمی رفت و
زندگی هم به قبل بر می گشت
محمد حسین عباسی
https://telegram.me/mohammad_hossein_abbasi
1 947
●
در این زمانه که حرف هرآنچه مرد دوتاست
اگر که حرف من و تو یکیست درد دوتاست
□
مرا قیاس نکن در جهان به هیچ گُلی
شعاع رنگ گل زرد و روی زرد دوتاست
نگو برای کسی که غریب در وطنست
سلام سرد و خداحافظی سرد دوتاست
اسیر کشمکش مرگ و زندگی هستم
یکیست عرصهی میدان ولی نبرد دوتاست
یکی بُریده ز خویش و یکی در آینه مات
حساب ذرّهی خورشیدخواه و گرد دوتاست
یکی تویی و یکی من، خدا یکی، امّا
یکی ما و یکی خدای فرد دوتاست
□
برندهایم اگر جفت یکدگر باشیم
اگرچه تاس «من» و «تو» به گود نرد دوتاست ■
#امیر_اکبرزاده
از کتاب «پروانههای کولی»
انتشارات نوید ظهور
کانال شعرهای امیراکبرزاده:
@amirakbarzadehpoem
اینستاگرام:
AMIR.AKBARZADEH59
1 947
در فرودگاه مهرآباد، اخوان ثالث، شبیه هر مسافر تازهکار و بیتجربه، گویا اشکالاتی در باب اسباب و اثاثیه سفر داشت . قصد سفر به لندن داشت... به مسؤول گمرک گفتم:
«این آقا، #مهدی_اخوان_ثالث است. مواظبش باش. خیلی عزیز است.»
مسؤول گمرک از من پرسید:
«کی؟ همین آدم؟»
گفتم:
«بله. همین آدم.»
به او نگاهی کرد، ولی انگار او را بهجا نیاورد. بهدادش رسیدم و گفتم:
«او شاعر است.»
اما باز هم افاقه نکرد. از پهلوی او که رد شدم، به او سلام کردم. با خضوع و تواضع روستایی، جواب سلام مرا داد. ظاهراً انتظار نداشت که کسی در چنین صحرای محشری او را بشناسد. توی هواپیما، یک بار دیگر از کنارم رد شد. به مسافری که پهلویم نشسته بود. گفتم:
«این آقا، مهدی اخوان ثالث است.»
پرسید: «کیه؟»
گفتم: «شاعر است.»
سری تکان داد و تظاهر کرد که او را میشناسد؛ ولی نشناخته بود. چون پرسید:
«در تلویزیون کار میکند؟»
به نظرم آمد اگر بخواهی جزو مشاهیر باشی، باید صورتی آشنا داشته باشی، نه نامی آشنا.
در فرودگاه لندن، من و اخوان، هر دو پیاده شدیم. هر کدام میخواستیم بهجایی دیگر برویم. لازم بود در سالن ترانزیت، مدتی منتظر پرواز بعدیمان باشیم. اخوان منتظر بود. توی یک صندلی فرو رفته بود. نگاهش میکردم. اصلاً به کسی نمیمانست که اولین بار است بهخارج سفر میکند.
چهار ساعت انتظار را نمیشد نشست و دیدنیهای «دیوتیفری شاپ» فرودگاه را ندید. مدلهای جدید دوربین عکاسی و ساعتهای مدرن و ... چون باز آمدم، شاعر پیر را آسوده دیدم؛ هنوز همچنان ساکت. تکان نخورده بود. چه آرامشی داشت! چقدر چشم و دل سیر بود. چه تفاوت غریبی. دیدم هنوز مشغول همان «سیرِ بیدستوپا» است. با خودش است. در خودش است. غرق است. آرامش اخوان، مرا به یاد دوستی انداخت که چندی پیش، به لندن رفته بود و فروشگاه «هارودس» را از بالا تا پایین، با دقت دیده بود و وقتی از فروشگاه بیرون آمده بود، گفته بود:
«خیلی قشنگ بود. همه چیزهایی که اینجا دیدم، قشنگ بود. ولی من چه خوشبختم که بههیچکدامشان احتیاجی. .»
اینجا اخوان، مثل اینکه ندیده میدانست به چیزی احتیاج ندارد و بینیاز است. یادم آمد که او گفته است «باغ بیبرگی، که میگوید که زیبا نیست؟» این شعر، که اگر او همین یک شعر را گفته بود، باز هم شاعر بزرگی بود.
خاطرهای از #عباس_کیارستمی
کتاب باغ بیبرگی
1 947
@ghalamestannews
برنامه آموزشي مركز قلمستان در ترم بهار👇👇👇👇👇
داستان نويسي مقدماتي پنج شنبه ها 12:30-11
داستان نويسي مقدماتي سه شنبه ها 18-16:30
داستان نویسی (خواهران) پنج شنبه ها 11- 9:30
داستان نویسی خواهران پنج شنبه ها 13-11:30
گارگاه ويراستاري 2و1 شنبه و چهار شنبه 19- 15
ادبيات كهن(شاهنامه خواني) سه شنبه ها 17- :30 15
طبقه بندي داستان هاي عاميانه سه شنبه ها 18:30- 17:30
كارگاه شعر پنج شنبه ها 18:30-17
ادبیات کهن ( مثنوی خوانی ) یکشنبه ها 18- 16:30
ادبیات کهن (حافظ خوانی) یکشنبه ها 19:30-18
ادبیات کهن (مثنوی خوانی) دوشنبه ها 19:30- 18
ادبیات کهن (سعدی خوانی) شنبه ها 19:30- 18
به كانال تلگرام مركز آفرينش هاي ادبي قلمستان بپيونديد.👇👇👇👇👇👇👇👇
https://telegram.me/joinchat/A-ItTT0OUnZt_ddEVzobTQ
1 947
@ghalamestannews
مرکز آفرینش های ادبی قلمستان در نظر دارد همزمان با هفته اصفهان شب ترانه ای با موضوع اصفهان برگزار کند از ترانه سرایانی که تمایل دارند در اين برنامه آثار خود را ارائه نمایند دعوت می شود ترانه های خود را به آی دی: @ghalamestancenter
یا شماره تلگرام 09373611147
یا ایمیل ghalamestannews@gmail.com ارسال نمایند.
مهلت ارسال اثر 27 فروردين ماه.
به كانال تلگرام مركز آفرينش هاي ادبي قلمستان بپيونديد.👇👇👇👇👇👇👇👇
https://telegram.me/joinchat/A-ItTT0OUnZt_ddEVzobTQ
1 947
@ghalamestannews
🌹🌹🌹شاعران و نويسندگان گرامی می توانند
آثار و تصوير كتاب هاي خود را جهت نشر و معرفي
در كانال تلگرام مركز قلمستان
از طریق شماره تلگرام 09373611147 يا
آي دي: @ghalamestancenter براي ما ارسال نمايند.🌹🌹🌹
به كانال تلگرام مركز آفرينش هاي ادبي قلمستان بپيونديد.👇👇👇👇👇👇👇👇
https://telegram.me/joinchat/A-ItTT0OUnZt_ddEVzobTQ
1 947
@ghalamestannews
آغاز ثبت نام كلاس هاي
مركز آفرينش هاي ادبي قلمستان
21 تا 31 فروردين ماه
كسب اطلاعات بيشتر از طريق
شماره تلگرام : 09373611147 يا
آدي دي: @ghalamestancenter
و تلفن : 32602014 واحد آموزش
@ghalamestannews
1 947
جلسات هفتگي شعر استاد محمد مستقيمي (راهي) از دوشنبه 23 فروردين ماه ساعت 17 در مركز قلمستان برگزار مي گردد.
1 947
اولین جلسه تحلیل متن و جریان شناسی شعر معاصر امروز پانزده فروردين ساعت 16باغ غدیر مرکز قلمستان
