uz
Feedback
2 490
Obunachilar
Ma'lumot yo'q24 soatlar
Ma'lumot yo'q7 kunlar
-730 kunlar
Postlar arxiv
✔️🔻اسم و رسم شیخ احسائی اعلی الله مقامه 🔸نقدی بر یک کنفرانس فلسفی در احساء 🔹قسمت اول اواخر ماه ذوالحجه (سه‌شنبه، ۲۰۲۲/۷/۲۷ برابر با ۴ مرداد ۱۴۰۱) در منطقه احساء، نشستی فلسفی در معرفی اندیشه‌های عالم ربانی مرحوم شیخ احمد اَحسائی اعلی الله مقامه برگزار شد. این سخنرانی به همت «جمعیة الفلسفة» در احساء و با همکاری بعضی ارگان‌های دیگر همچون «الجمعیة العربیة السعودیة للثقافة و القانون» شکل گرفت. در این وجیزه صرف‌نظر از عقبهٔ فکریِ سخنران، صرفاً این نشست و مطالب ارائه‌شده در آن را بررسی می‌کنیم. می‌دانیم اندیشه غالب در سعودی، اندیشه وهابیت است. هم‌زمان با گسترش آموزه‌های محمد بن عبدالوهاب، در منطقه احساء، مرحوم شیخ احمد اَحسائی ولادت یافت و به‌تدریج اندیشه‌اش فراگیر شد. هم‌زمانیِ این دو اندیشه، همیشه محلّ بحث و گفت‌وگو بوده است. برخی از این جریان سوءاستفاده کرده و بعضی نتایج مهم دیگری گرفته‌اند. این موضع‌گیری‌ها جالب‌توجه است. از‌طرفی، مثل روزنامه کیهان از این هم‌زمانی سوءاستفاده می‌کند و ازطرفی می‌بینیم وهابیه شیخیه را نقد می‌کند! جالب است که امروز هم در قلب احساء و با نظارت وزارت فرهنگ سعودی، درکنار دیگر متفکران و فیلسوفانِ عربستان در گذشته، نام شیخ احمد احسائی به‌میان آمد؛ کسی‌که اندیشه‌ای صددرصد متضاد با اندیشه وهابیت دارد! این‌گونه نشست علنی و عمومی در عربستان، با محوریت شخصیت این بزرگوار، سابقه نداشته است. حال که از هم‌زمانیِ این دو اندیشه گفتیم، این را هم بیفزاییم که تعالیم مرحوم شیخ احمد اَحسائی صددرصد با گزاره‌های مکتب وهابیت ضدیت کامل دارد. اگر وهابیت «توسل» به وسایط را رد می‌کند و شرک می‌پندارد و عملاً با کریمهٔ «و ابتغوا الیه الوسیلة» مخالفت می‌کند، در مکتب مرحوم شیخ احمد اَحسائی، به وسایط توجه شده و توسلاتی که از جانب معصومین سلام الله علیهم اجمعین دستور رسیده، بیان شده. هم‌زمانیِ این دو اندیشه را از عجایب می‌دانیم. با تأمل در اندیشه عالم ربانی مرحوم شیخ احمد اَحسائی و با نگاهی به عقاید گروه خبیث وهابیت، می‌یابیم یک جنگِ تمام‌عیار بین نور و ظلمت آغاز شده بود، ازطرفی نگاهِ قشری و پوچِ محمد بن عبدالوهاب به گزاره‌های دینی و ازطرفی آموزه‌های نورانی و عمیقِ شیخ احمد احسائی. حال که موقعیتی به‌دست آمده و به‌بهانهٔ بزرگداشتِ فیلسوفانِ ساکنِ عربستان، «اسمِ» این بزرگوار علناً مطرح شده، چه نیکو بود که «رسمِ» ایشان نیز به‌طور صحیح معرفی می‌گردید. در این نشست، سخنرانی‌ای در معرفی شیخ احسائی ارائه شد که چنان‌که باید و شاید، اندیشه شیخ را نمایندگی نکرد. سخنرانی با مقدمه‌ای درباره موقعیت فرهنگی منطقه احساء آغاز شد و پس‌از آن مقدمه دیگری در معرفی فلسفه این منطقه و متفکران این منطقه بیان گردید. سپس به‌طور گذرا شخصیت شیخ احسائی معرفی گردید و اشاره شد که ایشان در آثار خود از اصطلاحات علوم مختلف استفاده فرموده‌اند. بخش اصلی سخنرانی بررسی سه یا چهار مشخصهٔ فکری‌فلسفیِ شیخ بود. اندیشه شیخ به‌گونه‌ای تقریر گردید که متأسفانه در مواردی خلاف تعالیم شیخ است. در این فرصت به چند مطلب پررنگ‌تر اشاره می‌کنیم و نقد می‌نماییم. ⏳ادامه دارد... @AghayedNet

✔️🔻اسم و رسم شیخ احسائی اعلی الله مقامه 🔸نقدی بر یک کنفرانس فلسفی در احساء 🔹قسمت اول اواخر ماه ذوالحجه (سه‌شنبه، ۲۰۲۲/۷/۲۷ برابر با ۴ مرداد ۱۴۰۱) در منطقه احساء، نشستی فلسفی در معرفی اندیشه‌های عالم ربانی مرحوم شیخ احمد اَحسائی اعلی الله مقامه برگزار شد. این سخنرانی به همت «جمعیة الفلسفة» در احساء و با همکاری بعضی ارگان‌های دیگر همچون «الجمعیة العربیة السعودیة للثقافة و القانون» شکل گرفت. در این وجیزه صرف‌نظر از عقبهٔ فکریِ سخنران، صرفاً این نشست و مطالب ارائه‌شده در آن را بررسی می‌کنیم. می‌دانیم اندیشه غالب در سعودی، اندیشه وهابیت است. هم‌زمان با گسترش آموزه‌های محمد بن عبدالوهاب، در منطقه احساء، مرحوم شیخ احمد اَحسائی ولادت یافت و به‌تدریج اندیشه‌اش فراگیر شد. هم‌زمانیِ این دو اندیشه، همیشه محلّ بحث و گفت‌وگو بوده است. برخی از این جریان سوءاستفاده کرده و بعضی نتایج مهم دیگری گرفته‌اند. این موضع‌گیری‌ها جالب‌توجه است. از‌طرفی، مثل روزنامه کیهان از این هم‌زمانی سوءاستفاده می‌کند و ازطرفی می‌بینیم وهابیه شیخیه را نقد می‌کند! جالب است که امروز هم در قلب احساء و با نظارت وزارت فرهنگ سعودی، درکنار دیگر متفکران و فیلسوفانِ عربستان در گذشته، نام شیخ احمد احسائی به‌میان آمد؛ کسی‌که اندیشه‌ای صددرصد متضاد با اندیشه وهابیت دارد! این‌گونه نشست علنی و عمومی در عربستان، با محوریت شخصیت این بزرگوار، سابقه نداشته است. حال که از هم‌زمانیِ این دو اندیشه گفتیم، این را هم بیفزاییم که تعالیم مرحوم شیخ احمد اَحسائی صددرصد با گزاره‌های مکتب وهابیت ضدیت کامل دارد. اگر وهابیت «توسل» به وسایط را رد می‌کند و شرک می‌پندارد و عملاً با کریمهٔ «و ابتغوا الیه الوسیلة» مخالفت می‌کند، در مکتب مرحوم شیخ احمد اَحسائی، به وسایط توجه شده و توسلاتی که از جانب معصومین سلام الله علیهم اجمعین دستور رسیده، بیان شده. هم‌زمانیِ این دو اندیشه را از عجایب می‌دانیم. با تأمل در اندیشه عالم ربانی مرحوم شیخ احمد اَحسائی و با نگاهی به عقاید گروه خبیث وهابیت، می‌یابیم یک جنگِ تمام‌عیار بین نور و ظلمت آغاز شده بود، ازطرفی نگاهِ قشری و پوچِ محمد بن عبدالوهاب به گزاره‌های دینی و ازطرفی آموزه‌های نورانی و عمیقِ شیخ احمد احسائی. حال که موقعیتی به‌دست آمده و به‌بهانهٔ بزرگداشتِ فیلسوفانِ ساکنِ عربستان، «اسمِ» این بزرگوار علناً مطرح شده، چه نیکو بود که «رسمِ» ایشان نیز به‌طور صحیح معرفی می‌گردید. در این نشست، سخنرانی‌ای در معرفی شیخ احسائی ارائه شد که چنان‌که باید و شاید، اندیشه شیخ را نمایندگی نکرد. سخنرانی با مقدمه‌ای درباره موقعیت فرهنگی منطقه احساء آغاز شد و پس‌از آن مقدمه دیگری در معرفی فلسفه این منطقه و متفکران این منطقه بیان گردید. سپس به‌طور گذرا شخصیت شیخ احسائی معرفی گردید و اشاره شد که ایشان در آثار خود از اصطلاحات علوم مختلف استفاده فرموده‌اند. بخش اصلی سخنرانی بررسی سه یا چهار مشخصهٔ فکری‌فلسفیِ شیخ بود. اندیشه شیخ به‌گونه‌ای تقریر گردید که متأسفانه در مواردی خلاف تعالیم شیخ است. در این فرصت به چند مطلب پررنگ‌تر اشاره می‌کنیم و نقد می‌نماییم. ⏳ادامه دارد... @AghayedNet

✔️🔻اسم و رسم شیخ احسائی اعلی‌ الله‌ مقامه 🔹نقدی بر یک کنفرانس فلسفی در احساء 🔸در لینک زیر: @AghayedNet
✔️🔻اسم و رسم شیخ احسائی اعلی‌ الله‌ مقامه 🔹نقدی بر یک کنفرانس فلسفی در احساء 🔸در لینک زیر: @AghayedNet

✔️🔻اسم و رسم شیخ احسائی 🔹نقدی بر یک کنفرانس فلسفی در احساء 🔸در لینک زیر: @AghayedNet
✔️🔻اسم و رسم شیخ احسائی 🔹نقدی بر یک کنفرانس فلسفی در احساء 🔸در لینک زیر: @AghayedNet

📜قصیده اول از قصیده‌های دوازده‌گانه عالم ربانی مرحوم شیخ احمد احسائی اعلی الله مقامه (بخش ۲) فَقُمْتُ فِی الْحالِ عَن تَمییز
📜قصیده اول از قصیده‌های دوازده‌گانه عالم ربانی مرحوم شیخ احمد احسائی اعلی الله مقامه (بخش ۲) فَقُمْتُ فِی الْحالِ عَن تَمییزِ رَزْئهم بِالْحُزْنِ اِذْ صَدَحَ (صَدَعَ خ‌) النّاعی بِهِ فینا شدم آماده تا بینم، چه باشد ماجرا؟ با غم چو با اندوه دل گوید، خبر را پیک غم، این دم @AghayedNet

📜قصیده اول از قصیده‌های دوازده‌گانه عالم ربانی مرحوم شیخ احمد احسائی اعلی الله مقامه (بخش ۱) نَعَی النَّعِیُّ مُصَابَ الْهَاشِمِیِّینَا كَأَنَّ عَاشُورَ بِالْاَحْزَانِ یَعْنِینَا خبر آورده پيك غم، ز مرگ دوده ‏هاشم يقين عاشور و غم‌هايش، به سوي ما شده عازم @AghayedNet

✔️🔻پرسش یکی از همراهان صفحه دیروز در بخش‌هایی از تهران سیل آمد و حرم امام‌زاده داود و اطراف آن را تخریب کرد. آیا حرم های مطهر امام‌زادگان را خداوند ایمن از بلایای عمومی قرار نداده است؟ پاسخ: کعبه محترمه و شهر مکه بارها خراب شده و سیل آمده و حرم حضرت ابی‌عبدالله مورد حمله وهابی‌ها قرار گرفته و خراب شده و گنبد حرم حضرت رضا علیه‌السلام در حمله روس مقداری تخریب شد. در جنگ‌ها نیز این اماکن مقدسه مصون و محفوظ نماند و حتی در حمله یزید ملعون به مدینه منوره، روضه مطهر و مبارک هتک حرمت شد. کربلا و مکه و حرم حضرت رضا برتر از حرم‌های امام‌زادگان است و در تاریخ می‌بینیم که مورد تعدی و تخریب قرار گرفته. در این عالم اعراض، نظام سبب‌ و مسبب و علت‌ و معلول جاری است و خدا برای سبب‌ها اثر قرار داده و بنا نیست همیشه اثرها را مانع شود. موارد خاصی بوده که خدا اثر و لازمه را خنثی کرده، مثل آتش ابراهیم علیه‌السلام. و این‌که اشاره کردید «بلایای عمومی»، مطلب کاملاً به‌عکسِ چیزی است که اشاره کردید. در قحطی‌ها و گرانی‌ها و بیماری‌های فراگیر، مؤمن و کافر گرفتار می‌شوند. مرحوم آقای شریف طباطبائی اعلی الله مقامه درباره نوع گرفتاری‌های عمومی می‌فرمایند: «يک‌دفعه می‌بينی وبا آمد، ملخ آمد، قحطی آمد. از اين چيزها آدم‌های جُعَلق (بی‌ادب) زود به‌فغان می‌آيند، دعا می‌كنند. وبا مگر برای تو تنها آمده كه فغان داری؟! ... پس مشق كنيد در هر امر عامی دستپاچه نشويد، صبر كنيد. آنچه خدا خواسته، می‌شود. همين‌جوری كه خدا صبر می‌كند، شما هم تابع مشيت خدا بشويد. اگر كساد است، همه‌جا كساد است. هی دعا و دعا كه كسادی نباشد! كسادِ توی تنها كه نيست. بله، دعا بكن، اگر برای توی تنها كساد است.» (دروس، ج۴، درس۵) @AghayedNet

✔️🔻ضرورت مکتبی 🔹قسمت ششم و پایانی اینک پس‌از روشن شدن وجود ضروریات مکتبی و اشاره به تعبیرات مختلف از این بحث،‌ به تعریف ضروریات مکتبی می‌رسیم. ضروریات مکتبی چیست؟ با مراجعه به مصادیق مختلفی که در فرمایشات رسیده، می‌یابیم «ضروریات مکتبی تحقیقات و بررسی‌ها و نوآوری‌های حِکمیِ عالم ربانی مرحوم شیخ احمد احسائی اعلی الله مقامه است که سایر بزرگان دین اعلی الله مقامهم تأیید و شرح فرموده‌اند.» به تعبیری، می‌توان گفت همه بیانات بزرگان دین، از شیخ مرحوم است. تواضع بزرگان نزد شیخ مرحوم مبالغه نبود. چه‌بسا اگر مطالبی را شیخ مرحوم بیان نمی‌کردند، دیگر بزرگان به آن نمی‌پرداختند. حتی مواردی که به‌نظر می‌رسد از ابتکارات عالم ربانی مرحوم آقای کرمانی است، اصول و اشاراتِ آن را در کلام شیخ مرحوم می‌یابیم. به تعبیر دیگر، بزرگان دین، از اشارات و کنایات و تلویحات شیخ مرحوم، تفصیلاتی را استخراج فرموده‌اند. با توجه به این تعریف، آنچه شیخ نفرموده است اما سایر بزرگان اشاره کرده‌اند، از ضروریات مکتبی نیست. بلکه بالعکس، اگر فرضاً موردی یافت شود که شیخ فرموده باشد و بزرگان نفرموده‌اند، ضرورت مکتبی است. ممکن است شیخ مرحوم اعلی الله مقامه حتی تقیتاً مطلبی را نفرموده‌اند و دیگر بزرگان فرموده‌اند. این نیز ضرورت مکتبی تلقی نمی‌شود. آنچه شیخ مرحوم أشاد الله شأنه در علم‌الفضائل فرموده است، از مقامات نورانیه محمد و آل‌محمد و...، از ضروریات مکتبی است. تقریر شیخ مرحوم از هورقلیا، موضوع ذات ظاهره، سلسله طولیه و عرضیه، تقسیم وجود (وجود حق، وجود مطلق و وجود مقید)، فؤاد، اصول فلسفی شیخ مرحوم در الفوائد و شرح‌الفوائد و...، از ضروریات مکتبی است. عالم ربانی مرحوم آقای حاج میرزا محمدباقر شریف طباطبائی اعلی الله مقامه، در رساله الاصول المهمة فی شرح الحکمة، به بخشی‌از این تحقیقات و مسلمیاتِ حکمیِ مکتبی اشاره فرموده‌اند. اخیراً تلاش‌هایی برای جمع‌آوری اصطلاحات مکتبی و به‌تعبیری نوآوری‌های حِکمی شیخ مرحوم اعلی الله مقامه صورت گرفته است. چند سال قبل، مُعجمی با نام معجم الحکمة طبقاً لمدرسة الشیخ الأوحد الأحسائی منتشر شد. در این معجم، علاوه‌بر اصطلاحات خاص مکتبی، تقریرات مکتب از بعضی اصطلاحاتِ عمومیِ حکمت نیز جمع‌آوری شده است. دراین‌باره تلاش‌های دیگری نیز انجام شده است. در پایان اشاره می‌کنیم در مکتب، اتفاق نظر مشایخ اعلی الله مقامهم ملاک ضرورت مکتبی است و علماء مکتب تابع ایشان هستند. و کسی که با بزرگان آشنا نبوده و آشنا می‌گردد، بعداز علم و فهمیدن مطلب موضوع اقرار یا انکارِ ضرورت مکتبی پیش می‌آید و جاهل، غافل، ساهی و ناسی تکلیفی ندارند. همچنین در بحث خلاف ضرورت مکتبی باید توجه داشت که ملاک ضرورت و احکام آن و حکم مُقرّ و منکر در هر دایره‌ای یکسان است. به‌تعبیر دیگر از سمت دوائر ابتدائی این‌طور است که خلاف ضرورت سبب کفر و خروج از دین به‌طور کلی است و از سمت بالا به پایین، اگر لازمه انکار ضرورتی در دایره بالا انکار ضرورتی از دایره یا دایره‌های قبلی باشد، با توجه به آن لازمه از آن دایره یا دایره‌های قبلی هم خارج می‌شود. روشن گردید که «ضرورت مکتبی»، در ستون ضروریات، آخرین آنهاست. در این نوشتار تلاش کردیم اهمیت ضرورت مکتبی و حدود و ثغور آن مشخص گردد و به تعابیر مختلف بزرگان دین دراین‌‌باره اشاره کردیم. ۱۶ ذوالحجه ۱۴۴۳ @AghayedNet

#پرسش_و_پاسخ @AghayedNet
+4
#پرسش_و_پاسخ @AghayedNet

بسم الله الکریم حجاج محترم و محترمه خیر مقدم. حجکم مقبول و سعیکم مشکور و زیاراتکم مقبولة و رزقکم الله العودة. [۲۵ ذی‌حجه ۱۴۴۳] @AghayedNet

✔️🔻 ضرورت مکتبی 🔹قسمت پنجم پیش‌از این اشاره شد که در روزگار معاصر، توجه به ضروریات مکتبی پررنگ شد. درادامهٔ بیانات و تعبیرات بزرگان دین دراین‌باره، مناسب است به بعضی عبارات استاد ما حفظه‌الله نیز اشاره کنیم که در این نیم‌قرنِ اخیر در سخنرانی‌ها فرموده‌اند: ۱. کامل آگاه به جمیع علوم دینی است و دین را حفظ می‌کند. این ضرورت شیخیه است. هرکس بگوید که بزرگان، در امر دین و علوم مربوط به دین، غفلت می‌کنند و اشتباه و خطا دارند، بداند از شیخیه خارج است. چون ضرورت شیخیه بر این است که کاملین که حفاظ دین‌اند، در همان عرصه معصوم‌اند. در حفظ دین معصوم‌اند. خلاف‌روی در دین ندارند. (سخنرانی ۱۱ فروردین ۱۳۵۹ مطابق با ۱۴ جمادی‌الاولی ۱۴۰۰، مسجد قلعه جندق) ۲. دقت می‌کنید کلیات و محکمات و ضروریات مذهب ما این است. این ضرورت مذهب ما است. طریقه شیخ بزرگوار ضرورتش این است... هرکجا متشابهی دیدیم، اگر توانستیم، به این محکمات و ضروریات رد می‌کنیم. اگر نتوانستیم، لب می‌بندیم و سکوت می‌کنیم... ضروریات طریقه شیخ بزرگوار اعلی الله مقامه این است... من این‌طور کلام بزرگ را رد می‌کنم به محکمات مکتب و ضروریات مکتب. (سخنرانی ۲۸ ماه رمضان ۱۴۰۲) ۳. اینها ذکر فضیلت است، ذکر منقبت است، مطابق است با ضروریات این مکتب. (سخنرانی شب چهارشنبه ۲۴ ربیع‌الاول ۱۴۱۰) ۴. در جمیع این مقامات، این چهار مقام و چهار مرتبه وجود دارد که الحمدلله از اعتقادات ما است و ما به این امور معتقدیم و جزء ضروریات این مکتب به‌حساب می‌آید که دیگر نمی‌شود بگوییم برای فردی از افراد این مکتب نامعلوم است. (گفتاری پیرامون فریضه حج ۱۴۱۳، مجلس اول) ۵. در تاریخ ۲۳ جمادی‌الآخره ۱۴۳۷ نیز فرمایشاتی داشتند که پیش‌از این نقل شد و در این بخش مجدداً تکرار می‌کنیم: «ضرورت‌های مکتبی بعداز ضرورت علماء قرار می‌گیرد و بر پیروان ایشان [=بزرگان دین] حجت است.» و می‌فرمایند: «ضرورت‌های مکتبی، در ستون ضرورت‌ها، آخرین آنها قرار می‌گیرد که از محکمات کتاب و سنت و عقل است و از میزان‌ها به‌حساب می‌آید.» ⏳ادامه دارد... @AghayedNet

🔺نسخه‌ای نفیس و متعلق به قرن نهم در بخش مخطوطات عتبه حسینیه علیه‌السلام 🔹با عبارت تملک مرحوم شیخ علی‌نقی احسائی رحمه الله ف
🔺نسخه‌ای نفیس و متعلق به قرن نهم در بخش مخطوطات عتبه حسینیه علیه‌السلام 🔹با عبارت تملک مرحوم شیخ علی‌نقی احسائی رحمه الله فرزند عالم ربانی مرحوم شیخ احمد احسائی اعلی الله مقامه ▪️۲۳ ذوالحجه سال‌روز رحلت مرحوم شیخ علی‌نقی احسائی (فرزند شیخ مرحوم اعلی الله مقامه) در سال ۱۲۴۶ در کرمانشاه به بیماری طاعون. 🔸 عالم ربانی مرحوم حاج سید محمدکاظم رشتی درباره مرحوم شیخ علی‌نقی می‌فرمایند: «الشيخ التقی الصالح العلی، جناب الشيخ علی بن شيخنا و سنادنا اعلی الله مقامه و هو كان من العلماء المبرزين و الفضلاء المتبحرين و كان من حملة الاسرار.» (شرح القصیدة، ص۴۹۹) @AghayedNet

#پرسش_و_پاسخ @AghayedNet
+3
#پرسش_و_پاسخ @AghayedNet

✔️🔻ضرورت مکتبی 🔹قسمت چهارم موافق و مخالفِ مکتب استبصار و اتجاهاتی که خود را به این مکتب بسته‌اند به «ضروریات مکتبی» اشاره کرده‌اند و با عبارات مختلف از این موضوع یاد کرده‌اند. برای نمونه، یکی از مخالفان مکتب علل‌اربعه بودن محمد و آل‌محمد علیهم‌السلام را از اصول مکتب و ضروریات مکتب شیخیه می‌داند (حسن میلانی، نقد شیخیه، جلسه اول) و هم‌چنین محمدخان کرمانی، از اتجاه شیخیه کرمان، در رساله اسحاقیه، با این تعبیر از «ضرورت مکتبی» یاد کرده است: «مسلّمی این سلسله جلیله شیخیه بل غالب ملل و نحل است که... .» مرحوم آقای سیدهاشم لاهیجی (از اتجاه شیخیه باقریه و مکتب استبصار) در رساله بیّنه چنین نوشته است: «مسلّمی این سلسله علیّه است که نقباء و نجباء و بزرگان در هر عصری بوده و می‌باشند.» اینک به عبارات بزرگان دین اعلی الله مقامهم می‌پردازیم و برای نخستین بار انواع تعبیرات ایشان از «ضرورت مکتبی» را نقل می‌کنیم: ۱. مرحوم آقای کرمانی اعلی الله مقامه مرقوم کرده‌اند: «صار بین تلامذة الشیخ من الضروریات ان الشیخ اعلی الله مقامه قائل بان الشیعة اشعة الانبیاء و هم اعلی من الشیعة درجة.» (مکارم‌الابرار (عربی)، ج۹، ص۴۲۰) ۲. مرحوم آقای شریف طباطبائی اعلی الله مقامه به‌نقل از کسی چنین نوشته‌اند: «این معنی مابین جمیع شیخیه مسلّمی است و احدی را انکار و تأملی در آن نیست» (دعائم‌الحکمة (فارسی)، ج۸، ص۲۶۸) و توضیحی نفرموده‌اند و متعرض این تعبیر نمی‌شوند. ۳. در مواضعی، از «ضروریات مکتبی» به «مِن خواصّنا» تعبیر آورده‌اند. به دو نمونه اشاره می‌کنیم: الف. «ان القول بتدرج مراتب الوجود ای الوجود المقید من خواصنا.» (مکارم‌الابرار، ج۳۱، ص۶۲) ب. «فناسب ان‏‌نذکر قلیلاً من امر السلسلة الطولیة ایضاً التی هی عماد جل مسائلنا و سناد کثیر من مطالبنا و معرفتها من خواصنا و قد غفل عنها العلماء الکاملون و الاحبار الفاضلون.» (مکارم‌الابرار (عربی)، ج۷، ص۲۲۱) ۴. تعبیر دیگر از «ضروریات مکتبی»،‌ «بینات» است. مرحوم آقای کرمانی می‌فرمایند: «من بینات طریقة المشایخ ان الاناسی المؤمنین خلقوا من شعاع الانبیاء فلاتغلوا فی دینکم و لاتقولوا علی الله الّا الحق.» (مکارم‌الابرار (عربی)، ج۳۱، ص۸۰) ۵. سید مرحوم اعلی الله مقامه تعبیر دیگری به‌کار برده‌اند: «قد شرحنا هذا المعنی فی کثیر من مباحثاتنا... حتی صار الامر فی ذلک من المعلومات لکل من حضر عندنا و سمع منا.» (جواهرالحکم،‌ ج۷، ص۲۰۷) مناسب است اشاره کنیم تعبیر «کما بیّناه فی کثیر من مباحثاتنا» یا «حققناه فی مباحثاتنا» به‌طور مکرر در کلمات سید مرحوم رفع الله شأنه دیده می‌شود که متعلقِ این تعابیر مباحثِ حِکمیِ مکتبی است. ۶. جالب است که شیخ مرحوم اعلی الله مقامه نیز در موضعی، از کلمه «ضروری» استفاده فرموده‌اند که در بافتِ عبارات، می‌شود به «ضرورت مکتبی»‌ اشاره داشته باشد. ایشان در شرح فقره زیارت جامعه کبیره (و حسابُهم علیکم) می‌فرمایند: «...وجب فی الحکمة الالهیة ان‌یکون حسابهم علیهم و هذا بحمدالله لمن وفّقه الله لفهم ما کشفنا له من السرّ واضح لیس علیه غبار بل ضروری لأولی الأبصار الذین یفرقون بتوفیق الله بین اللیل و النهار و ذلک لبیانهم لهذا المعنی فی احادیثهم فی بواطنها.» (شرح الزیارة الجامعة الکبیرة، بیروت: دارالمفید، ج۲، ص۱۱۲) ۷. گاهی علاوه‌بر این‌که مفهوم یا موضوعی از ضروریات مکتبی است، نام‌گذاری آن نیز اختصاصی مکتب است. در این موارد تعبیر «یسمیٰ عندنا» به‌کار برده‌اند: الف. «هذا الادراک یسمیٰ عندنا بالادراک الاحاطی.» (مکارم‌الابرار (عربی)، ج۲۴، ص۸۳) ب. «فهذا الجسم المحفوظ فی جمیع الاعراض الجائیة الذاهبة یسمیٰ عندنا بالجسم الکلی.» (دعائم‌الحکمة (عربی)، ج۴، «شرح تهذیب المنطق»، ص۵۹۲) ج. در کتاب معیاراللغة که زیر نظر مرحوم آقای کرمانی اعلی الله مقامه نگاشته شده، در توضیح «الحکمة» چنین آمده است: «عند مشایخنا کأمثال الشیخ الأوحد الشیخ احمد بن زین‌الدین اعلی الله مقامه علم یُبحث فیه... .» ۸. در مواقعی، آنچه ضروری است مفهومی علمی نیست؛ بلکه اجماع بر قضیه‌ای است. برای نمونه، پس‌از رحلت شیخ مرحوم، همه مکتبیان اجماع کردند که وجود عالم ربانی مرحوم سید کاظم رشتی رفع الله شأنه شارحِ علمِ شیخ‌اند. مرحوم آقای شریف طباطبائی اعلی الله مقامه می‌فرمایند: «تلامذه سید مرحوم اعلی الله مقامه دانستند که ایشان اعلم تلامذه شیخ مرحوم اعلی الله مقامه هستند.» ⏳ادامه دارد... @AghayedNet

🔺کتاب تازه منتشر شده الأحساء نموذج التعایش المذهبی @AghayedNet
🔺کتاب تازه منتشر شده الأحساء نموذج التعایش المذهبی @AghayedNet

🔺ملاحظات دکتر محمد سوری،‌ مؤلف محترم کتاب تصویر امامان شیعه در متون زهد و تصوف نخستین درباره نشست تحلیل و نقد این کتاب (در ت
🔺ملاحظات دکتر محمد سوری،‌ مؤلف محترم کتاب تصویر امامان شیعه در متون زهد و تصوف نخستین درباره نشست تحلیل و نقد این کتاب (در تاریخ سه‌شنبه ۲۸ تیر ۱۴۰۱) @AghayedNet

sticker.webp0.25 KB

🔺فایل صوتی نشست 🔹با موضوع: روایات متهم و منزوی عَلَوی در کتب متصوفه 🔸تحلیل و نقد کتاب تازه منتشر شده تصویر امامان شیعه در متون زهد و تصوف نخستین 🗓سه‌شنبه ۲۸ تیر ۱۴۰۱ @AghayedNet

✔️🔻ضرورت مکتبی 🔹قسمت سوم ازاین‌رو در عبارات استاد ما حفظه‌الله تعبیر «ضرورت مکتبی» را در چند موضع می‌بینیم. ایشان می‌فرمایند: «ضرورت‌های مکتبی بعد از ضرورت علماء قرار می‌گیرد و بر پیروان ایشان [=بزرگان دین] حجت است.» و می‌فرمایند: «ضرورت‌های مکتبی، در ستون ضرورت‌ها، آخرین آنها قرار می‌گیرد که از محکمات کتاب و سنت و عقل است و از میزان‌ها به‌حساب می‌آید.» سؤالی که ممکن است به ذهن بیاید این‌ است: چرا ضرورت مکتبی؟ چه نیاز است که در ستون ضرورت‌ها، به ضرورت مکتبی قائل شویم؟ مسائلی که در مکتب عالم ربانی مرحوم شیخ احمد احسائی اعلی الله مقامه از بنیادهای اصلیِ این مکتب باشد. پاسخ این است که شیخ مرحوم اعلی الله مقامه شیعه اثناعشری بود و آنچه فرمود، مطابق «ضروریات اسلام و مذهب» بود. اما در عین حال تحقیقاتی که ارائه فرمود اختصاصیِ خودِ او بود. پس درعین این‌که مطابق «ضروریات اسلام و تشیع» بود، اما اختصاصی بود؛ چراکه «حکمت» بود و در مسائلِ دقیقه و لطیفهٔ توحید و نبوت و امامت و مسائلِ نظریِ دقیقِ دینی بیاناتی اختصاصی فرمود. ازاین‌رو مرحوم آقای کرمانی رفع الله شأنه در توضیح تعبیر «علمُنا» که سید مرحوم نگاشته‌اند، می‌فرمایند: «نسب هذا العلم الیهم دون غیرهم فانهم رفع الله أعلامهم فی الدارین تفردوا فی هذه الطریقة و توحدوا فی هذه الحقیقة.» (مکارم‌الابرار (عربی)، ج۵، ص۱۸۳) این علمِ اختصاصی ازبابِ مثالی است که مرحوم آقای شریف طباطبائی رفع الله شأنه می‌فرمایند: «مانند آن‌که خبر دهم که خطّ میر منحصر بود به خود میر، و کسی دیگر به آن خوبی خط ننوشت. و شاهد صدق این خبر جمیع اهل خبره خط.» (دعائم‌الحکمة (فارسی)، ج۸، ص۴۴۶) و جالب است که دوست و دشمن به این انحصار اذعان داشته‌اند و اهمیت علم شیخ مرحوم در همین است که بسیاری‌از علماء درعین این انحصار، سر تعظیم فرود آورده‌اند و برابر علم شیخ کرنش کرده‌اند. پس این علم اختصاصی، چون دایره‌ای خاص در متنِ جامعهٔ تشیع است، «ضروریاتی» خواهد داشت. یعنی کسی‌که خود را تابعِ فکریِ شیخ احمد احسائی می‌داند، به این اصول فکری پایبند است. تأکید می‌کنیم این اصولْ برگرفته از قرآن و روایات است، هرچند سایر علماء به آن برنخورده باشند. موافق و مخالفِ مکتب استبصار و اتجاهاتی که خود را به این مکتب بسته‌اند به «ضروریات مکتبی» اشاره کرده‌اند و با عبارات مختلف از این موضوع یاد کرده‌اند. ⏳ادامه دارد... @AghayedNet