uz
Feedback
Light Workers🔆

Light Workers🔆

Kanalga Telegram’da o‘tish

چو ذَرِه باش، پویان سویِ خورشید؛ که تا چون خاک، زیرِ پا نمانی چو اِستاره به بالا، شب‌روی کن که تا زآن ماه بی‌همتا نمانی صفحه اینستاگرام https://www.instagram.com/lightworkers.ir @lightworkers

Ko'proq ko'rsatish
379
Obunachilar
Ma'lumot yo'q24 soatlar
+37 kunlar
+830 kunlar
Postlar arxiv
وقت آن است که خورشید مجدد باشی... @lightworkers
وقت آن است که خورشید مجدد باشی... @lightworkers

چه شگفت‌آور است؛ آنكه سرسختانه گمشده‌ای را می‌جويد، اما مدت‌هاست که ‌خودش را گم كرده‌ و از جستجویش دست کشیده‌است... ٖ #امام_ع
چه شگفت‌آور است؛ آنكه سرسختانه گمشده‌ای را می‌جويد، اما مدت‌هاست که ‌خودش را گم كرده‌ و از جستجویش دست کشیده‌است... ٖ #امام_علی‌_علیه‌السلام @lightworkers

#بریده_کتاب آیا بهتر نیست پیش از تولیدِ مثل، بیافرینیم و برازنده شویم؟ وظیفه‌ی ما در قبالِ زندگی آفریدنِ موجودی برتر است، نه تولید موجودی پست‌تر. هیچ چیز نباید به تکاملِ قهرمانانِ درونیِ شما خللی وارد کند. اگر شهوت راه بر این تکامل می‌بندد، باید بر آن نیز چیره شد. #اروین_د_یالوم وقتی نیچه گریست @lightworkers

دل زنده می‌شود، به امید وفای یار... #حضرت_سعدی @lightworkers
دل زنده می‌شود، به امید وفای یار... #حضرت_سعدی @lightworkers

خداوندا، آنچه را درباره من از من داناترى بر من ببخش. پس اگر دوباره به گناه بازگشتم تو هم دوباره به مغفرتت به من بازگرد. خداوندا، بر من ببخش آنچه را که با خود وعده کردم و تو وفایى از من نسبت به آن ندیدى. الهى آنچه را که به زبانم به تو تقرب جستم ولى دلم برخلاف آن بود بر من ببخش الهى اشارات چشم، و سخنان بیهوده، و مشتهیات دل و لغزشـهاى زبـانم را بر مـن ببخش. #دعای_حضرت_امیر_المومنین #نهج_البلاغه @lightworkers

ای دوست بیا تا غم فردا نخوریم وین یکدم عمر را غنیمت شمریم فردا که ازین دیر فنا درگذریم با هفت هزار سالگان سر به سریم تا کی غم آن خورم که دارم یا نه کاین عمر به خوشدلی گذارم یا نه پرکن قدح باده که معلومم نیست کاین دم که فروبرم برآرم یا نه از دی که گذشت هیچ از او یاد مکن فردا که نیامده است فریاد مکن بر نامده و گذشته بنیاد مکن حالی خوش باش و عمر بر باد مکن برای ۲۸ اُردی‌بهشت، روز #خیام @lightworkers

#بریده_کتاب می‌دانم که گاهی می‌گویند: "فقدان کامل احساس بهتر است از احساسی نصفه‌نیمه." اما من به احساسات کامل و به زندگی‌های مطلق باور ندارم. دونفر که همدیگر را دوست دارند، عشق‌شان را فتح می‌کنند، زندگی و احساسشان را می‌سازند و این فقط علیه شرایط نیست بلکه علیه تمام چیزهایی است که آن‌ها را محدود و ناتوان می‌کند، به عذابشان می‌اندازد و بهشان فشار می‌آورد. عشق، ماریا، جهان را فتح نمی‌کند اما خودش را چرا. تو خوب میدانی، تو که قلبت چنین سزاوار ستایش است که ما خوف‌انگیزترین دشمنان خودمان هستیم. "آلبر کامو " خطاب به عشق @lightworkers

صبح وجود را به جز این آفتاب نیست بر ذره ذره وحدتِ حُسنش مقرری است... #حضرت_مولانا @lightworkers
صبح وجود را به جز این آفتاب نیست بر ذره ذره وحدتِ حُسنش مقرری است... #حضرت_مولانا @lightworkers

ای بردباری که شتاب نکند،‌ ای بخشنده‌‏ای که بخل نورزد، ‌ای راستگویی که تخلّف نکند، ‌ای عطاکننده‌‏ای که خستگی نپذیرد، ‌ای چیره‌
ای بردباری که شتاب نکند،‌ ای بخشنده‌‏ای که بخل نورزد، ‌ای راستگویی که تخلّف نکند، ‌ای عطاکننده‌‏ای که خستگی نپذیرد، ‌ای چیره‌‏ای که‏ شکست‌‏ناپذیر است، ‌ای بزرگی که به وصف در نیاید، ‌ای دادگری که ستم ننماید،‌ ای توانگری که نیازمند نشود، ‌ای بزرگی که کوچک نگردد، ای‏ نگهداری که غفلت ننماید. منزّهی تو ‌ای که معبودی جز تو نیست، فریادرس، فریادرس، ما را از آتش رهایی بخش... پروردگار... @lightworkers

شِروه خوانی @lightworkers

از دل ای آفت جان! صبر توقع داری؟ مگر اين كافرِ ديوانه، به فرمان من است؟ #عماد_خراسانی @lightworkers

خدایم لابه لای توفان بود پسر نوح به خواستگاری دختر هابیل رفت. دختر هابیل جوابش کرد و گفت: نه، هرگز؛ همسری ام را سزاوار نیستی. تو با بَدان نشستی و خاندان نبوتت گم شد. تو همانی که بر کشتی سوار نشدی، خدا را نادیده گرفتی و فرمانش را، به پدرت پشت کردی ، به پیمان و پیامش نیز. غرورت غرقت کرد؛ دیدی که نه شنا به کارت آمد و نه بلندی کوه ها! پسر نوح گفت: اما آنکه غرق می شود، خدا را خالصانه تر صدا می زند، تا آنکه بر کشتی سوار است. من خدایم را لابه لای توفان یافتم، در دل مرگ و سهمگینی سیل… دختر هابیل گفت: ایمان پیش از واقعه به کار می آید. در آن هول و هراسی که تو گرفتار شدی، هر کفری بدل به ایمان می شود. آنچه تو بدان رسیدی ایمانِ به اختیار نبود. پس گردنی خدا بود که گردنت را شکست. پسر نوح گفت: آنها که بر کشتی سوارند، امنند و خدایی کجدار و مریز دارند که به بادی ممکن است از دستشان برود؛ من اما آن غریقم که به چنان خدای مهیبی رسیدم که با چشمان بسته نیز می بینمش و با دستان بسته نیز لمسش می کنم. خدای من چنان خطیر است که هیچ توفانی آن را از کفم به در نمی برد. دختر هابیل گفت: باری، تو سرکشی کردی و گناهکاری. گناهت هرگز بخشیده نخواهد شد. پسر نوح خندید و خندید و خندید و گفت: شاید آنکه جسارت عصیان دارد شجاعت توبه نیز داشته باشد. شاید آن خدا که مجال سرکشی داد مجال توبه نیز داده باشد! دختر هایبل سکوت کرد و گفت: شاید پرهیزکاری من به ترس و تردید آغشته باشد، اما نام عصیان تو دلیری نبود. دنیا کوتاه است و آدمی کوتاهتر…! مجال آزمون و خطا این همه نیست. پسر نوح گفت: به این درخت نگاه کن: پیش از آنکه دست های درخت به نور برسد پاهایش تاریکی را تجربه کرده اند. گاهی برای رسیدن به نور باید از تاریکی عبور کرد؛ گاهی برای رسیدن به خدا باید از پل گناه گذشت. من این گونه به خدا رسیدم. راه من اما راه خوبی نیست، راه تو زیباتر است، راه تو مطمئن تر دختر هابیل! پسر نوح این را گفت و رفت. دختر هابیل تا دوردستها تماشایش کرد و سالهاست که منتظر است و سالهاست که با خود می گوید: آیا همسریش را سزاوار بودم! #عرفان_نظرآهاری @lightworkers

#بریده_کتاب قلب و مغز جنسیتی ندارند. رفتار هم جنسیت ندارد. اگر تو انسانی اهل دوست داشتن و اهل تفکر هستی، آنچه را که گفتم به خاطر داشته باش زیرا من از آنهایی نیستم که به صورتی تو را ملزم سازم که رفتارت زنانه یا مردانه باشد. من تنها از تو خواهم خواست که از معجزه متولد شدن بهره برگیری و هرگز به پستی و بی همتی تن در ندهی. پستی جانوری است همواره کمین کرده، او ما را هر روز می‌گزد و نادرند کسانی که نمی‌گذارند که این حیوان پاره‌پاره‌شان کند.  #اوریانا_فالاچی 📗نامه به کودکی که هرگز زاده نشد @lightworkers

زلفش بگشـــود و داد بر باد زان بوی نسیمِ صبح خوشبوست ... #شاه_نعمت_الله_ولی @lightwirkers
زلفش بگشـــود و داد بر باد زان بوی نسیمِ صبح خوشبوست ... #شاه_نعمت_الله_ولی @lightwirkers

#بریده_کتاب کسی که طبیعت به او ذهنی سرشار بخشیده است، سعادتمندترین فرد است، زیرا ذهنیت، بی‌شک به ما نزدیک‌تر از عینیت است، که تأثیرش هرگونه باشد، همواره نخست از طریق ذهنیت به ما انتقال می‌یابد. لوسیان این معنی را با این بیت زیبا بیان می‌کند: «غنای روح تنها ثروت حقیقی است، باقی ثروت‌ها، همه بیشتر موجب زیانند تا سود.» کسی که غنای درونی داشته باشد از جهان بیرون به چیزی نیاز ندارد جز هدیه‌ای سلبی، یعنی فراغت، تا توانایی‌های ذهنی خود را بسازد و تکامل بخشد و از غنای درونی خود بهره‌مند شود، یعنی فقط به این امکان نیاز دارد که در طول زندگی، هر روز و هر ساعت آنگونه باشد که هست. #آرتور_شوپنهاور در باب حکمت زندگی @lightworkers

دعای گوشه نشـــینان بلا بگرداند چرا به گوشه چشمی به ما نمی‌نگری؟! @lightworkers
دعای گوشه نشـــینان بلا بگرداند چرا به گوشه چشمی به ما نمی‌نگری؟! @lightworkers

درد علی (ع) دو گونه است: یک درد، دردی است که از زخم شمشیر ابن ‌ملجم در فرق سرش احساس می‌کند و درد دیگر دردی است که او را تنها در نیمه‌های شب خاموش به دل نخلستانهای اطراف مدینه کشانده … و به ناله درآورده است … ما تنها بر دردی می‌گرییم که از شمشیر ابن ‌ملجم در قرق سرش احساس می‌کند. اما این درد علی (ع) نیست، دردی که چنان روح بزرگی را به ناله درآورده است، «تنهایی» است که ما آن را نمی‌شناسیم! باید این درد را بشناسیم، ‌نه آن درد را،که علی (ع) درد شمشیر را احساس نمی‌کند و ما درد علی (ع) را احساس نمی‌کنیم #دکتر_علی_شریعتی @lightworkers  

آنکه گم شده است بین هزار و یک شب، شب قدر نیست، آن تویی... که اگر خود را پیدا کنی و قدرش را بدانی و روح را روان کنی و جان را جلا بدهی و قلب را قوّت ببخشی و دل را دوا، هر شب، شب قدر است و هر روز، روز قدر است و هر دم، دم قدر.... آن تقویم که ندیده‌اش می‌گیری،عمر توست و آن ماه که به میهمانی خدا نمی روی،همه دوازده ماه است که سفره خدا همیشه پهن است و ضیافتش مدام و رزقش دائم. تو اما مهمان نمی‌شوی،چون صاحبخانه را نمی‌شناسی و خانه را گم کرده‌ای و شب را نمی‌دانی و روز را هم... بگرد و پیدا کن هم خودت را و هم خانه را و هم صاحبخانه را... که اگر خانه را یافتی و صاحبخانه را هم؛ همه شبها، شب قدر می‌شود و همه روزها، روز قدر..... قدر خویش را بدان پیش از آنکه دفتر قدر و تقدیر بسته شود.... #عرفان_نظرآهاری @lightworkers ‍ ‍ ‍

گاهی از دوستت، رفیقت، همسایه‌ات سراغی بگیر که شاید امروز سخت‌ترین روز زندگی‌اش را پشت سرگذاشته و از شادی‌های جهان دور مانده‌.... از او سراغی بگیر، وقتی لبخندهای روزهای خوبش را به‌خاطر آوردی و از کلافگی‌ این ‌روزهای او خبر نداشتی، وقتی اقتدار همیشه‌ی او را تحسین کردی و ترک‌های عمیق روحش را ندیدی... از او سراغی بگیر که گاهی یک احوال‌پرسی ساده، طنابی می‌شود برای نجات یک انسان، انسانی که شاید مدت‌هاست بی‌صدا در عمق دریای طوفانی زندگی‌اش غرق شده... از او سراغی بگیر که گاهی آدم‌ها برای نمردن، فقط یک بهانه‌ی ساده کم دارند، چیزی شبیه به اهمیت داشتن برای کسی، چیزی شبیه به "دلم برایت تنگ شده‌بود" چیزی شبیه به "خوبی؟" چیزی شبیه به عشق... @lightworkers

Light Workers🔆 - Telegram kanali @lightworkers statistikasi va tahlili