uz
Feedback
Light Workers🔆

Light Workers🔆

Kanalga Telegram’da o‘tish

چو ذَرِه باش، پویان سویِ خورشید؛ که تا چون خاک، زیرِ پا نمانی چو اِستاره به بالا، شب‌روی کن که تا زآن ماه بی‌همتا نمانی صفحه اینستاگرام https://www.instagram.com/lightworkers.ir @lightworkers

Ko'proq ko'rsatish
383
Obunachilar
+324 soatlar
+57 kunlar
+830 kunlar
Postlar arxiv
یاران رفتند پیش میراکدشان (فرمانده شان) بر ایشان خشم گرفت که این همه اینجا چه کار دارید. گفتند این غلبۀ ما و انبوهی ما جهت آن نیست که بر کسی ظلم کنیم، برای آنست تا خود را در تحمل و صبر معاون باشیم و همدیگر را یاری کنیم. همچنانکه در تعزیت خلق جمع می شوند برای آن نیست که مرگ را دفع کنند، الاغرض آنست که تا صاحب مصیبت را متسلی شوند و از خاطرش دفع وحشت کنند. اَلْمُؤْمِنُوْنَ کَنَفْسٍ وَاحِدَةٍ.  درویشان حکم یک تن را دارند: اگر عضوی از اعضا درد گیرد، باقی اجزا متألم شوند؛ چشم دیدن خود را بگذارد و گوش شنیدن و زبان گفتن – همه بر آنجا جمع شوند. شرط یاری آن است که خود را فدای یار خود کند و خویشتن را در غوغا اندازد جهت یار، زیرا همه رو به یک چیز دارند و غرق یک بحرند، اثر ایمان و شرط اسلام این باشد. باری که به تن کشند چه ماند به باری که آنرا بجان کشند،  لَا ضَيْرَ إِنَّا إِلَى رَبِّنَا مُنقَلِبُونَ (ما را هیچ زیان نیست که به سوی پروردگار خود می رویم – شعراء – 50).  مؤمن چون خود را فدای حق کند، از بلا و خطر و دست و پا چرا اندیشد؟ چون سوی حق می رود، دست و پا چه حاجت است؟ دست و پا برای آن داد تا از او بدین طرف روان شوی. لیکن چون سوی پاگر و دست گر میروی، اگر از دست بروی و در پای افتی و بی دست و پا شوی، همچون سحرۀ فرعون می روی؛ چه غم باشد؟ مؤمنان معدود، لیک ایمان یکی جسمشان معدود، لیک جان یکی جان حیوانی ندارد اتحاد تو مجو این اتحاد از روح باد گر خورد نان این، نگردد سیر آن ور کشد بار این، نگردد آن گران بلکه این شادی کند از مرگ آن از حسد میرد، چو بیند برگ آن جان گرگان و سگان از هم جداست متحد جانهای شیران خداست #فیه_ما_فیه #حضرت_مولانا @lightworkers

در روزن دلم نظری کن چو آفتاب تا آسمان نگوید کان ماه بی‌وفاست #حضرت_مولانا @lightworkers
در روزن دلم نظری کن چو آفتاب تا آسمان نگوید کان ماه بی‌وفاست #حضرت_مولانا @lightworkers

‌ من برگ افتاده در خزانم که به اردیبهشت ایمان آورده است.. در زندگی هر آدمی چیزهایی پیدا می‌شود که هیچ‌کس نمی‌تواند از او بگیرد. درختهای ایستاده را هر چقدر هرس کنند بیشتر جوانه می‌زند بزرگ‌تر میشود.... بعضی چیزها را نمی‌شود از دست داد، ذات درخت دوباره سبز شدن است و حقیقت هر آدمی ایمان آوردن. وقتی در دلت به راز درونت ایمان می‌آوری خواهی فهمید اردیبهشت آنقدرها هم دور نیست . . . من برگ افتاده در خزانم که سِلاحَش ایمان است،مقصدش اردیبهشت و رویایش پر از نقش و نگارهایی که خبر از زندگی دوباره می‌دهند.... #حاتمه_ابراهیم_زاده @lightworkers

چرا کمال گرایی در یک کار مانع رسیدن به هدف می شود؟ تصور می‌شود که برای رسیدن به موفقیت باید به دنبال بهترین و کامل ترین راه بگردیم.برای مثال به دنبال بهترین راه لاغر شدن،بهترین روش درس خواندن،بهترین تمرینات پرورش‌اندام و … باشیم در حالی که این نوع کمال گرایی در کار مخالف رسیدن به موفقیت است. برای بررسی اینکه کمال گرایی مهم است یا تکرار و تمرین، پروفسور آلسمان از دانشگاه فلوریدا تحقیقی را انجام داد. او دانشجویان عکاسی را به دو دسته تقسیم کرد. از گروه اول که آن را گروه کمیت خوانده بود خواست که تعداد زیادی عکس تهیه کنند.هر چه قدر تعداد عکسها به عدد صد بیشتر باشد نمره کامل را می‌گیرند. ولی به گروه دوم که گروه کیفیت بود گفت که وظیفه آنها تنها تهیه یک عکس است ولی آن عکس باید بی‌عیب و نقص و عالی باشد. در پایان ترم او در نهایت تعجب مشاهده کرد که بهترین عکسها توسط گروه اول که گروه کمیت (و نه کیفیت) هستند گرفته شده است.در طول ترم این دانشجویان مدام مشغول عکس‌برداری بودند و با مواردی همچون تنظیم نور و فاصله،آزمایش متدهای عکسبرداری در تاریکی و یادگیری از اشتباهاتشان کار می‌کردند.در طی پروسه تولید صد عکس، آنها برای خود استادی شده بودند.این در حالی بود که گروه دوم یعنی گروه کیفیت فقط در حال رویاپردازی در مورد ایده کامل و بی‌عیب بودن عکس بودند و بیشتر به دنبال سوژه مناسب بودند.در نهایت نیز نتوانستند عکس خوبی را تهیه کنند. بنابراین کمال‌گرایی محض می‌تواند بازدهی انسان را تا حد چشگیری کاهش دهد. پس چه کاری باید انجام دهیم؟ به جای کمال‌گرایی و تعیین یک هدف ویژه و کامل کردن بدون نقص یک کار، سعی کنید به تمرین و تکرار روی بیاورید. برای مثال اگر نویسنده هستید به جای اینکه ده سال روی یک کتاب وقت بگذارید هر سال یک کتاب جدید بنویسید و آن را از زوایای مختلف بررسی کنید و اشتباهات خود را تصحیح کنید تا مهارت شما بالاتر برود. یا اگر شغل خاصی مد نظرتان است سعی کنید از کارهای مشابه آن شروع کنید و حجم کمی از کار را قبول کنید ولی مدام آن را تکرار کنید و مهارتهای خود را بالا ببرید تا بعدا از عهده اداره یک بیزینس بزرگ بر بیایید. بنابراین فقط انتخاب یک هدف و شیوه عالی نمی‌تواند باعث موفقیت شما شود بلکه مهارتهایی که در اثر انجام حجم بالایی از کار به دست می‌آورید ضامن موفقیت شماست. پس فقط به هدف نهایی خود فکر نکنید بلکه به کارهای کوچک و تکراری که در نهایت باعث رسیدن به موفقیت می‌شود مبادرت بورزید.یعنی فعلا هدف خود را فراموش کنید و ببینید با تکرار چه کارهایی می‌توانید مهارت و توانایی خود را در آن زمینه بهتر کنید؟ اگر کنکوری هستید به جای آنکه به دنبال بهترین استاد و آموزشگاه و بهترین سبک درس خواندن باشید سعی کنید مطالب درسی خود را مدام تمرین و تکرار کنید. اگر می‌خواهید در امور ماورایی پیشرفت کنید به جای آنکه به دنبال چیزهایی مثل بهترین روش باز شدن چشم سوم باشید روی کارهای تکراری مثل باز کردن چاکراهای دیگر و انرژی دهی به چاکرای چشم سوم کار کنید و همین مرحله را آن قدر روزانه تکرار کنید تا نتایج پیشرفت خود را ببینید.... @lightworkers

ای صاحب کرامت شکرانه سلامت روزی تفقدی کن درویش بی‌نوا را آسایش دو گیتی تفسیر این دو حرف است با دوستان مروت با دشمنان مدارا در
ای صاحب کرامت شکرانه سلامت روزی تفقدی کن درویش بی‌نوا را آسایش دو گیتی تفسیر این دو حرف است با دوستان مروت با دشمنان مدارا در کوی نیک نامی ما را گذر ندادند گر تو نمی‌پسندی تغییر کن قضا را @lightworkers

ما فانیِ احساس و غم و عشق و بلاییم پایانِ رهِ عشقِ بلاخیز فنا بود مواج بود بحر خروشان دل ما این جُنبش و حرکت ز غم و رنج و جفا
ما فانیِ احساس و غم و عشق و بلاییم پایانِ رهِ عشقِ بلاخیز فنا بود مواج بود بحر خروشان دل ما این جُنبش و حرکت ز غم و رنج و جفا بود ایکاش خبردار شود از دلِ تنگم آنکس که غمش مایه ی این شور و نوا بود #صابر_کرمانی @lightworkers

زنانه خورشید باش هر زنی ناگزیر است آنقدر به خورشید خیره شود تا روزی سرانجام تکه‌ای آفتاب شود و خورشید چیست جز دانایی که روشن می‌کند و جز عشق که گرما می بخشد. ما آنقدر به خورشید خیره شدیم که دیگر چاره‌ای جز تابیدن نداریم؛ روی خاک، روی سیاهی، روی شب، روی نادانی که از همه جا می‌بارد. هر زنی باید که روشنی بیاموزد وگرنه تاریکی او را خواهد بلعید و قرنها زیستن در غارهای تاریک و شکم نهنگان چنان مرسوم است که زنان گمان می‌کنند تاریکی سرنوشت محتوم هر زنی است.... چشمانی که به تاریکی عادت کنند از نور وحشت می‌کنند،از آفتاب می‌گریزند؛تو اما مگریز،تو اما چشمانت را به تاریکی عادت نده،تو نگذار سیاهی هم پیراهنت باشد هم بخت و اقبالت. تو خورشیدی پس آفتاب بودن را بیازمای..... #عرفان‌_نظرآهاری‌ @lightworkers

فاطمه #یوسفعلی_میرشکاک @lightworkers

ولادت بانوی دو عالم و روز مادر بر همه دوستان مبارک اساس زمین و زمان فاطمه فراتر ز هفت آسمان فاطمه غلامیت مهر و کنیز‌یت ماه شب و روز بر آستان فاطمه به درگه تو را کیست شیطان؟ سگی ز نامحرمان پاسبان فاطمه چو در خاطرم بگذرد نام تو شرر خیزدم ز استخوان فاطمه ندانم چه ای هرچه هستی تویی اگر آشکار ار نهان فاطمه کجا با من این‌گونه گفتار بود؟ تو راندی مرا بر زبان فاطمه کسانم به بند اندر افکنده‌اند رهایم کن از ناکسان فاطمه به جامی از آن باده جاودان زهشیاری‌ام وارهان فاطمه که گر چیره گردد خرد بر هنر نبیند روانم زیان فاطمه کی‌ام؟ بنده‌ای زشت و ناشسته‌روی ز ناخوب‌تر بندگان فاطمه که نام خداوند خیبرگشای مرا بود حرز امان فاطمه ز من گم شد آن کیمیای وجود به بازار آخر زمان فاطمه مرا گرچه نادلپذیرم هنوز برآر از شمار خسان فاطمه از این برتر اندیشه برنگذرد تویی برترین بی‌نشان فاطمه نبودی اگر بیم جان، گفتمی تو را کدخدای جهان، فاطمه نخواهم زکس داد جز شوی تو به بیدادگاه جهان فاطمه #یوسفعلی_میرشکاک @lightworkers

قطعه فراق #فرید_الهامی @lightworkers

حاکم برذهن‌تان باشید... یا اینکه ذهن‌تان حاکم بر شما خواهد شد... #بودا @lightworkers
حاکم برذهن‌تان باشید... یا اینکه ذهن‌تان حاکم بر شما خواهد شد... #بودا @lightworkers

ای روشن از جمال تو ایینه ی خیال بنمای رخ که در نظرت نیز بنگریم دریاب بال خسته ی جویندگان که ما در اوج آرزو به هوای تو می پریم
ای روشن از جمال تو ایینه ی خیال بنمای رخ که در نظرت نیز بنگریم دریاب بال خسته ی جویندگان که ما در اوج آرزو به هوای تو می پریم به مناسبت سالروز تولد #هوشنگ_ابتهاج @lightworkers

زنی به کشیش کلیسا گفت: من نمیخواهم در کلیسا حضور داشته باشم! کشیش گفت: می‌توانم بپرسم چرا؟ زن جواب داد: چون یک عده را می‌بینم که دارند با گوشی صحبت می‌کنند، عده‌ای در حال پیامک فرستادن در حین دعا خواندن هستند، بعضی‌ها غیبت می‌کنند و شایعه پراکنی می‌کنند، بعضی فقط جسمشان اینجاست، بعضی‌ها خوابند، بعضی‌ها به من خیره شده‌اند... کشیش ساکت بود، بعد گفت: می‌توانم از شما بخواهم کاری برای من انجام دهید قبل از اینکه تصمیم آخر خود را بگیرید؟ زن گفت: حتما چه کاری هست؟ کشیش گفت:می‌خواهم لیوانی آب را در دست بگیرید و دو مرتبه دور کلیسا بگردید و نگذارید هیچ آبی از آن بیرون بریزد. زن گفت: بله می‌توانم! زن لیوان را گرفت و دوبار به دور کلیسا گردید.برگشت و گفت: انجام دادم! کشیش پرسید: کسی را دیدی که با گوشی در حال حرف زدن باشد؟ کسی را دیدی که غیبت کند؟ کسی را دیدی که فکرش جای دیگر باشد؟ کسی را دیدی که خوابیده باشد؟ زن گفت: نمی‌توانستم چیزی ببینم چون همه‌ی حواس من به لیوان آب بود تا چیزی از آن بیرون نریزد... کشیش گفت: وقتی به کلیسا می‌آیید باید همه حواس و تمرکزتان به «خدا» باشد. برای همین است که مسیح فرمود «مرا پیروی کنید» و نگفت که مسیحیان را دنبال کنید! نگذارید رابطه شما با خدا به رابطه بقیه با خدا ربط پیدا کند.بگذارید این رابطه با چگونگی تمرکزتان بر خدا مشخص شود.... @lightworkers

شرابخانه درآ و دَر از درون دَربند تو از کجا و بد و نیک مردمان ز کجا طمع مدار که عمر تو را کَران باشد صفات حقی و حق را حد و کر
شرابخانه درآ و دَر از درون دَربند تو از کجا و بد و نیک مردمان ز کجا طمع مدار که عمر تو را کَران باشد صفات حقی و حق را حد و کران ز کجا #حضرت_مولانا @lightworkers

گفت : دانایی که : گرگی خیره‌سر، هست پنهان در نهاد هر بشر! لاجرم جاری است پیکاری سترگ روز و شب، مابین این انسان و گرگ زور و بازو چاره‌ی این گرگ نیست صاحبِ اندیشه داند چاره چیست ای بسا انسان رنجورِ پریش سخت پیچیده گلوی گرگ خویش وی بسا زور آفرین مرد دلیر هست در چنگال گرگِ خود اسیر هر که گرگش را در اندازد به خاک رفته رفته می‌شود انسان پاک آنکه با گرگش مدارا می‌کند خلق و خوی گرگ پیدا می‌کند و آن که از گرگش خورد هر دم شکست گرچه انسان می‌نماید گرگ هست! در جوانی جان گرگت را بگیر! وای اگر این گرگ گردد با تو پیر روز پیری،گر که باشی همچو شیر ناتوانی در مصافِ گرگ پیر مردمان گر یکدیگر را می‌درند گرگ‌هاشان رهنما و رهبرند این که انسان است این سان دردمند گرگها فرمانروایی می‌کنند، و آن ستمکاران که با هم محرم‌اند گرگ‌هاشان آشنایان هم‌اند گرگها همراه و انسانها غریب با که باید گفت این حال عجیب؟... #فریدون_مشیری @lightworkers

صبح‌ خواهد‌ شد و به اين كاسه‌ی آب آسمان هجرت خواهد كرد... #سهراب_سپهری @lightworkers
صبح‌ خواهد‌ شد و به اين كاسه‌ی آب آسمان هجرت خواهد كرد... #سهراب_سپهری @lightworkers

کرانی ندارد بیابان ما... #همایون_شجریان @lightworkers

کرانی ندارد بیابان ما قراری ندارد دل و جان ما جهان در جهان نقش و صورت گرفت کدامست از این نقش‌ها آن ما چو در ره ببینی بریده سری که غلطان رود سوی میدان ما از او پرس از او پرس اسرار ما کز او بشنوی سر پنهان ما چه بودی که یک گوش پیدا شدی حریف زبان‌های مرغان ما چه بودی که یک مرغ پران شدی برو طوق سر سلیمان ما چه گویم چه دانم که این داستان فزونست از حد و امکان ما چگونه زنم دم که هر دم به دم پریشانترست این پریشان ما چه کبکان و بازان ستان می‌پرند میان هوای کهستان ما میان هوایی که هفتم هواست که بر اوج آنست ایوان ما از این داستان بگذر از من مپرس که درهم شکستست دستان ما صلاح الحق و دین نماید تو را جمال شهنشاه و سلطان ما #حضرت_مولانا @lightworkers

می‌برد عشق از زمین بر آسمان ارواح را زین دلیل آسمانی هر که غافل ماند، ماند تشنهٔ آغوش دریا را تن‌آسانی بلاست چون صدف هر کس که
می‌برد عشق از زمین بر آسمان ارواح را زین دلیل آسمانی هر که غافل ماند، ماند تشنهٔ آغوش دریا را تن‌آسانی بلاست چون صدف هر کس که در دامان ساحل ماند، ماند #صائب_تبریزی @lightworkers

چون تو در قرآن حق بگریختی با روان انبیا آمیختی هست قرآن حالهای انبیا ماهیان بحر پاک کبریا مولانا از عاشقان قرآن است و هر کجا ذکری از این کلام آسمانی است، چنان با شیفتگی سخن می گوید که گویی یاد معشوق است. گاه به پیروی از سنائی که گفت: عروس حضرت قرآن نقاب آنگه بر اندازد که دارالملک معنا را مجرد بیند از غوغا آن را عروس می خواند؛ و گاه به درخت پرباری تشبیه می کند که چون سدره (درختی در بهشت که رمزی از معرفت است) از آسمان در گذشته و هر شاخ و برگ آن به زبان شیرین مردم شور بخت را فرا می خواند و دریغ می خورد که چرا مردمان در کویر تشنۀ عالم در آرزوی سایه جان می بازند و این درخت آسمانی را نمی بینند که: بیخ آن ز شاخ خندان روی تر عقل از اشکال آن زیر و زبر کاروانها بی نوا وین میوه ها پخته می ریزد، چه سحر است، ای خدا؟ سیب پوسیده همی چیدند خلق درهم افتاده به یغما خشگ خلق گفت هر برگ و شکوفۀ آن *غصون دم به دم *((یالیت قومی یعلمون)) گر کسی می گفتشان کاین سو روید تا از این اشجار *مستسعد شوید جمله می گفتند کین مجنون مست از قضاء الله دیوانه شده است *غصون (شاخه ها) *یالیت قومی یعلمون ( ای کاش قوم من می دانستند) *مستسعد (سعادتمند) و گاه از آن به عصای موسی تعبیر می کند که: هست قرآن مر تو را همچون عصا کفر ها را بر درد چون اژدها و جای دیگر از زبان قرآن با منکران سخن می گوید که: مر مرا افسانه می پنداشتید! تخم طعن و کافری می کاشتید! خود بدیدید، ای خسان طعنه زن که شما بودید افسانه نه من! نور خورشیدم فتاده بر شما لیک از خورشید ناگشته جدا و گاه با اشاره به کلام الهی که فرمود: به حلقه بندگان من پیوند، و آنگاه به بهشت من در آی "سوره فجر آیه های 29 و 30 گوید که اگر خواهی به جرگه عاشقان حق پیوندی از صف جولاهگان و سوداگران به محفل قرآن درآی... من نمی رنجم ولیکن این لگد خاطر ساده دلی را پی کند خوش بیان کرد آن حکیم غزنوی بهر محجوبان مثال معنوی که ز قرآن گر نبیند غیر قال این عجب نبود ز اصحاب ضلال کز شعاع آفتاب پر ز نور کور جز گرمی نیابد در عبور خربطی ناگاه از خر خانه ای سر برون آورد چون طعانه ای کاین سخن پست است، یعنی مثنوی قصۀ پیغمبر است و پیروی نیست ذکر و بحث و اسرار بلند که دوانند عارفان آن سو سمند جمله سرتاسر فسانه است و فسون کودکان قصۀ، بیرون و درون چون کلام الله بیامد هم بر آن اینچنین طعنه زدند آن کافران که اساطیر است و افسانه ی نژند نیست تعمیقی و تحقیقی بلند کودکان خرد فهمش می کنند نیست جز امر پسند و نا پسند گفت: گر آسان نماید این به تو اینچنین آسان یکی سوره بگو #مثنوی_معنوی #فیه_ما_فیه #حضرت_مولانا @lightworkers