uz
Feedback
Light Workers🔆

Light Workers🔆

Kanalga Telegram’da o‘tish

چو ذَرِه باش، پویان سویِ خورشید؛ که تا چون خاک، زیرِ پا نمانی چو اِستاره به بالا، شب‌روی کن که تا زآن ماه بی‌همتا نمانی صفحه اینستاگرام https://www.instagram.com/lightworkers.ir @lightworkers

Ko'proq ko'rsatish
396
Obunachilar
Ma'lumot yo'q24 soatlar
+77 kunlar
+530 kunlar
Postlar arxiv
هر آدمی در نهادش اهریمنی دارد نهان، که اگر او را آدمیت نیاموزد و شفقت و عشق، جهانی را می‌تواند که به آتش کشد. هر آدمی ضحاکی زهرآگین در پستوی روان دارد و مارانی نرُسته بر شانه‌های خویش. ضحاک را نمی‌توان کشت، زیرا که از کشته‌ی ضحاک، هزار ضحاک سر بر خواهد کرد. ضحاک را باید مهار کرد؛ ضحاک، این اژدهای نگون بخت را باید که اهلی کرد. ضحاکِ خویش را نکش، ضحاکِ خویش را انسانیت بیاموز. ضحاکِ دیگران را نیز. ما همه واژگون بختیم اما باید که از این سرنوشتِ سرنگون بیرون بیاییم و چاره نیست جز آنکه ضحاک را انسان کنیم… #عرفان_نظرآهاری @lightworkers

انسان مدرن درک نمی‌کند که «عقل‌گرایی‌»اش (که ظرفیت او را برای پاسخگویی به نمادها و ایده‌های قدسی از بین برده است) تا چه انداز
انسان مدرن درک نمی‌کند که «عقل‌گرایی‌»اش (که ظرفیت او را برای پاسخگویی به نمادها و ایده‌های قدسی از بین برده است) تا چه اندازه او را در معرض «جهان زیرین» روانی قرار داده است. او خود را از «خرافات» رها کرده است (یا اینطور فکر می‌کند)، اما در این فرآیند ارزش‌های معنوی خود را به میزان بسیار خطرناکی از دست داده است. سنت اخلاقی و معنوی او از هم پاشیده است و اکنون بهای این فروپاشی را با آشفتگی و گسستگی جهانی می‌پردازد... #کارل_گوستاو_یونگ @lightworkers

این مطرب از کجاست که برگفت نام دوست تا جان و جامه بذل کنم بر پیام دوست دل زنده می‌شود به امید وفای یار جان رقص می‌کند به سماع
این مطرب از کجاست که برگفت نام دوست تا جان و جامه بذل کنم بر پیام دوست دل زنده می‌شود به امید وفای یار جان رقص می‌کند به سماع کلام دوست تا نفخ صور بازنیاید به خویشتن هرکاوفتاد مست محبت ز جام دوست من بعد از این اگر به دیاری سفر کنم هیچ ارمغانیی نبرم جز سلام دوست رنجور عشق به نشود جز به بوی یار ور رفتنیست جان ندهد جز به نام دوست وقتی امیر مملکت خویش بودمی اکنون به اختیار و ارادت غلام دوست گر دوست را به دیگری از من فراغتست من دیگری ندارم قائم‌مقام دوست بالای بام دوست چو نتوان نهاد پای هم چاره آن که سر بنهی زیر بام دوست درویش را که نام برد پیش پادشاه هیهات از افتقار من و احتشام دوست گر کام دوست کشتن سعدیست باک نیست اینم حیات بس که بمیرم به کام دوست #سعدی @lightworkers

من عاشق چشمت شدم #علیرضا_قربانی ترانه‌سرا: #افشین_یداللهی موسیقی #فردین_خلعتبری @lightworkers

آب مقاومت نمی‌کند. آب جریان دارد. وقتی دستت را در آن فرو می‌بری، تمام چیزی که احساس می‌کنی نوازش است. آب یک دیوار محکم نیست،
آب مقاومت نمی‌کند. آب جریان دارد. وقتی دستت را در آن فرو می‌بری، تمام چیزی که احساس می‌کنی نوازش است. آب یک دیوار محکم نیست، جلوی تو را نخواهد گرفت. اما آب همیشه به جایی می‌رود که می‌خواهد برود و در نهایت هیچ چیز نمی‌تواند در برابر آن بایستد. آب صبور است.. قطره‌های آب سنگ را فرسایش می‌دهند. این را به خاطر بسپار، فرزندم. به یاد داشته باش که نیمی از وجود تو آب است. اگر نمی‌توانی از مانعی عبور کنی، آن را دور بزن. آب این کار را می‌کند... #مارگارت_اتوود @lightworkers

هر شب فقط یک دقیقه: هر شب قبل از خواب در رختخوابت بنشین، چشمانت را ببند،بدنت را آسوده کن و سپس احساس کن که کل اتاق سرشار از مه طلایی است... گویی که مه طلایی بر تمام اطرافت می‌بارد. فقط به مدت یک دقیقه این را احساس کن، مه طلایی می‌بارد، سپس دم بگیر و حس کن که مه طلایی به عمق قلبت می‌رود، قلبت ققط یک خلاء است و آن مه طلایی به درون آن می‌رود و قلبت را پر می‌کند. بعد بازدم کن و احساس کن که مه طلایی بیرون می‌آید و قلبت دوباره خالی می‌شود، با دم پرش می‌کنی و با بازدم خالی‌اش می کنی، اما وقتی که خالی می‌شوی به خواب برو، اگر هنگامی که خالی هستی به خواب بروی کیفیت متفاوتی از خواب را خواهی داشت و صبح وقتی چشمانت را باز می‌کنی احساس می‌کنی در سرزمین متفاوتی بوده‌ای گویی که ناپدید شده باشی... @lightworkers

اگر از این توهم بیدار شوی، و درک کنی که سیاهی، سفیدی را در خود دارد، خود، دیگری را در خود دارد، زندگی، مرگ را در خود دارد - ی
اگر از این توهم بیدار شوی، و درک کنی که سیاهی، سفیدی را در خود دارد، خود، دیگری را در خود دارد، زندگی، مرگ را در خود دارد - یا بهتر بگویم، مرگ، زندگی را در خود دارد - آنگاه می‌توانی خودت را دریابی. نه اینکه دریابی، بلکه حس کنی، نه به عنوان غریبه‌ای در این دنیا، نه به عنوان کسی که با اکراه اینجاست، به صورت مشروط اینجاست، نه به عنوان چیزی که بر حسب اتفاق اینجاست، بلکه می‌توانی وجود خودت را به عنوان چیزی مطلقاً بنیادین احساس کنی.» #آلن_واتس @lightworkers

هر چیزی که در دنیای خارج بر سر آن می‌جنگیم، نبردی در درون خودمان نیز هست. هر کسی که بتواند این را بپذیرد، ابتدا به دنبال راه
هر چیزی که در دنیای خارج بر سر آن می‌جنگیم، نبردی در درون خودمان نیز هست. هر کسی که بتواند این را بپذیرد، ابتدا به دنبال راه حل در درون خودش خواهد بود، و در واقع این راهی است که همه راه حل‌های بزرگ از آن آغاز می‌شوند... #کارل_گوستاو_یونگ @lightworkers

پادکست یونگ‌نگار #مولانا_در_آیینه_یونگ #رسول_ماجانی @lightworkers

ما با مرگمان از دنیا نمی‌رویم بلکه، دنیا از ما می‌رود... دنیا و زندگی زمینی از پیرامون ظاهری ما خارج می‌شود. سپس ما از عالم معنا و قوانین آنجا پر می شویم،که سابق بر آن، در زندگی زمینی از دنیا و قوانین آن پر بودیم... #گلاره_سادات_اخوی مولانا اعتقاد دارد که این دنیا یک حمام است، حمامی که آتشدان آن را قدرتمندان و ثروتمندان با سوزاندن سرگین گرم نگه داشته اند و انسان باید در این حمام روح خود را شستشو دهد و به عالم معنا که خانه‌ی اصلی اوست بازگردد،ای دوست وجودت را در آب گرم این حمام از آلودگی‌ها پاک کن و به خانه ات باز گرد، بگذار تا دیوها به سرگین‌ها مشغول و حمام دنیا را گرم و پا برجا نگه دارند... @lightworkers

شادمانی از چیزهای معمولی، احساساتی یا پیش پا افتاده نیست. در واقع شجاعت می‌خواهد. هر بار که از شکایت دست می‌کشیم و اجازه می‌دهیم خوشبختی‌های روزمره به ما الهام ببخشند، وارد دنیای جنگجویان می‌شویم.... #پما_چودرون @lightworkers

هر طرف غولی همی خواند ترا کای برادر راه خواهی؟ هین بیا حزم آن باشد که چون دعوت کنند تو نگویی که مست و خواهان من‌اند دعوت ایشان صفیر مرغ دان که کند صیاد در مکمن نهان جذابیت‌های زندگی حکم "صفیر مرغ"را دارند. صیادان در گوشه‌ای پنهان می‌شوند و صدای مرغ را تقلید می‌کنند تا مرغ را به سوی آن صدا بکشانند. با آوردن"صفیر مرغ "- که تقلید صدای مرغ است، نه صدای واقعی مرغ - مولوی می‌خواهد بگوید کیفیت بدلی و بی‌محتوا بودن چیزهایی را نشان بدهد که جامعه از طریق القائات خود ما را اسیر و شیفته آنها می‌کند.... #با_پیر_بلخ #محمد_جعفر_مصفا @lightworkers

+8
#همایون_شجریان #کیخسرو_پورناظری @lightworkers

#همایون_شجریان #کیخسرو_پورناظری @lightworkers
#همایون_شجریان #کیخسرو_پورناظری @lightworkers

دستمال سفید صلح بیست و یکم سپتامبر یا همان سی و یک شهریور روز جهانی صلح است، اما مدتهاست از هر طرف که می روم به جنگ می رسم. هر جا که پا می گذارم، بی هوا مینی منفجر می شود، به خودم که می آیم می بینم هر تکه از روحم به جایی پرتاب شده است. سلامی می کنم و لبخندی می زنم و منتظرم تا لبخندی و سلامی نرم و آرام به سویم برگردد اما به جایش تیری به سمتم شلیک می شود و جانم را به جوخه اعدامی جانگذاز می دوزد. سیاست، انگشت های چرکینش را در چشم همه کرده است و مردم با مردمکانی خونین به تماشای زندگی ایستاده اند. ناچاری و ناگزیری چاره ای جز نفرت و گریزی جز خشم باقی نگذاشته و مردم در برابر سپاه سوگ و لشکر شوربختی به یکدیگر می تازند. میانه روی و مدارا طرفداری ندارد، گویی همگان به افراط و تفریط بر لبه های پرتگاه تندروی به نخی نازک آویخته اند و هر کس بر آن است تا نخ دیگری را به قیچی تیز خویش ببُرَد. خودی و غیر خودی شبانروز در حال لشکرکشی اند و هر کس جز خود، دیگری است و مجازات دیگری زدونش. تیر و‌ ترکش ‌و موشک و‌ مینِ جنگ های بیرونی کشتگان و مجروحان بسیار دارد اما جنگ داخلی، جنگِ شهروند با شهروند و هم وطن با هم وطن… کشتگان و مجروحانش بسیارتر است. و چه اندوهبارتر جنگی و چه نافرجام نبردی که ما در آنیم. من که ملول گشتمی از نفس فرشتگان دیگر توان دویدن بین خاکریزهای حق و باطل این و آن را ندارم، میان این همه شکست اخلاقی هر پیروزی بی معناست. در همهمه هزاران زنده باد و‌ مرده باد، دستمال سفیدی دارم که از پشت سنگر سکوت، تکانش می دهم، می توان نام تسلیم بر آن گذاشت یا صلح، اما هر چه هست دیگر مجال و حالِ قال و مقال نیست. من آن سرباز تنهایم که برای نجنگیدن، مبارزه می کنم، برای دفاع از مرزهای انسان ماندن… #عرفان_نظرآهاری @lightworkers

بگذارید این طور بگویم: هر جنبه‌ای از خودمان را که از آن آگاه نیستیم، تمایل داریم در دیگران ببینیم. سوال اینجاست، آیا ما واقعا
بگذارید این طور بگویم: هر جنبه‌ای از خودمان را که از آن آگاه نیستیم، تمایل داریم در دیگران ببینیم. سوال اینجاست، آیا ما واقعاً با آن شخص ارتباط برقرار می‌کنیم، یا با یک وجه ناخودآگاه از خودمان؟ اگر واقعیت طرف مقابل را نبینیم، در یک حباب خودشیفته گرفتار می‌شویم... #دریل_شارپ @lightworkers

خلیل و نمرود که یکی رمز " دل" و دیگری رمز " نفس" است در عالم صغیر، در عالم کبیر نماینده دو نوع انسان‌اند: انسانی که اسب نفس را رام و مطیع اسب دل کرده و به مقام فرشتگی رسیده است، و انسانی که اسب دل را خوار و زبون اسب نفس ساخته و به مقام حیوانی سقوط کرده است. به همین سبب در داستان ابراهیم دو شخصیت ابراهیم و نمرود در مقابل هم قرار گرفته‌اند. آن‌چه از برای نمرود نار و عذاب است برای ابراهیم نور و لطف و رحمت است و آن‌چه که نفس از آن گریزان است، دل به سوی آن دوان است. نمرود قهر پنهان خدا را در لطف نمی‌بیند و خلیل لطف پنهان خدا را در قهر می‌بیند و این ناشی از وضع این دو در این جهان است... #تقی_پورنامداریان @lightworkers

زادن و پروردن داشتن بدون تصاحب عمل بی‌چشم داشت راه نشان دادن و در پى تسلط بر نيامدن: اين است فضيلت برتر... #تائو_ته_چينگ @lig
زادن و پروردن داشتن بدون تصاحب عمل بی‌چشم داشت راه نشان دادن و در پى تسلط بر نيامدن: اين است فضيلت برتر... #تائو_ته_چينگ @lightworkers

⁣و گفت: از جوی‌های آب روان، آواز می‌شنوی که چگونه می‌آید؟ چون به دریا رسد ساکن گردد و از آمدن و بیرون شدن او دریا را زیادت و
⁣و گفت: از جوی‌های آب روان، آواز می‌شنوی که چگونه می‌آید؟ چون به دریا رسد ساکن گردد و از آمدن و بیرون شدن او دریا را زیادت و نقصان نبود... #تذکرة_الاولیاء @lightworkers

این که کسی شجاعت پذیرش ویژگی را در خود داشته باشد که آن را دوست ندارد و سال‌ها آن را سرکوب کرده است، عملی سرشار از شجاعت است.
این که کسی شجاعت پذیرش ویژگی را در خود داشته باشد که آن را دوست ندارد و سال‌ها آن را سرکوب کرده است، عملی سرشار از شجاعت است. اما اگر شخص آن ویژگی را نپذیرد، در پس پشت او عمل خواهد کرد... #ماری_لوئیز_فون_فرانتس #سایه_و_شر_در_افسانه‌ها @lightworkers