uz
Feedback
Light Workers🔆

Light Workers🔆

Kanalga Telegram’da o‘tish

چو ذَرِه باش، پویان سویِ خورشید؛ که تا چون خاک، زیرِ پا نمانی چو اِستاره به بالا، شب‌روی کن که تا زآن ماه بی‌همتا نمانی صفحه اینستاگرام https://www.instagram.com/lightworkers.ir @lightworkers

Ko'proq ko'rsatish
376
Obunachilar
Ma'lumot yo'q24 soatlar
-17 kunlar
+330 kunlar
Postlar arxiv
الهی مران کسی را که خود خواندی، ظاهر مکن جُرمی را که پوشیدی، کریما میان ما و تو داور تویی، آن کن که سزاوار آنی نه آن چنان که
الهی مران کسی را که خود خواندی، ظاهر مکن جُرمی را که پوشیدی، کریما میان ما و تو داور تویی، آن کن که سزاوار آنی نه آن چنان که سزاوار ماست.... #خواجه_عبدالله_انصاری @lightworkers

نقل است که یک روز می‌رفت، سگی با او همراهِ افتاد. شیخ دامن از او در فراهم گرفت. سگ گفت: «اگر خُشکم، هیچ خللی نیست؛ و اگر تَرَم هفت آب و خاک میان من و تو صلحی اندازد. اما اگر دامن به خود باز زنی، اگر به هفت دریا غسل کنی پاک نشوی.» بایزید گفت: «تو پلید ظاهر و من پلید باطن، بیا تا هر دو بر هم کنیم تا به سبب جمعیتْ بُوَد که از میان ما پاکی سر بر کند.» سگ گفت: «تو همراهی و انبازیِ مرا نشایی، که من ردّ خَلقم و تو مقبولِ خلقی؛ هرکه به من رسد سنگی بر پهلوی من زند، و هرکه به تو رسد گوید: سلامٌ عَلَیک یا سلطان‌العارفین. و من هرگز استخوانی فردا را ننهاده‌ام، تو خُمی گندم داری فردا را.» بایزید گفت: « همراهیِ سگ را نمی‌شایم، همراهی لَمْ‌یَزل و لایزال را چون کنم؟ سبحان آن خدایی را که بهترین خلق را به کمترین خلق پرورش دهد.» #ذکر_بایزید_بسطامی @lightworkers

نقل است که یک روز می‌رفت، سگی با او همراهِ افتاد. شیخ دامن از او در فراهم گرفت. سگ گفت: «اگر خُشکم، هیچ خللی نیست؛ و اگر تَرَم هفت آب و خاک میان من و تو صلحی اندازد. اما اگر دامن به خود باز زنی، اگر به هفت دریا غسل کنی پاک نشوی.» بایزید گفت: «تو پلید ظاهر و من پلید باطن، بیا تا هر دو بر هم کنیم تا به سبب جمعیتْ بُوَد که از میان ما پاکی سر بر کند.» سگ گفت: «تو همراهی و انبازیِ مرا نشایی، که من ردّ خَلقم و تو مقبولِ خلقی؛ هرکه به من رسد سنگی بر پهلوی من زند، و هرکه به تو رسد گوید: سلامٌ عَلَیک یا سلطان‌العارفین. و من هرگز استخوانی فردا را ننهاده‌ام، تو خُمی گندم داری فردا را.» بایزید گفت: « همراهیِ سگ را نمی‌شایم، همراهی لَمْ‌یَزل و لایزال را چون کنم؟ سبحان آن خدایی را که بهترین خلق را به کمترین خلق پرورش دهد.» #ذکر_بایزید_بسطامی @lightworkers

سواره‌ی دل باش و پیاده‌ی نفس... #بایزید_بسطامی @lightworkers
سواره‌ی دل باش و پیاده‌ی نفس... #بایزید_بسطامی @lightworkers

من آن ماهم که اندر لامکانم مجو بیرون مرا در عین جانم تو را هر کس به سوی خویش خواند تو را من جز به سوی تو نخوانم #داوود_آزاد #حضرت_مولانا @lightworkers

کارهایِ بزرگ را همه دور از بازار و نام‌آوری کرده‌اند. پایه‌گذرانِ ارزش‌های نو همیشه دور از بازار و نام‌آوری زیسته اند. بگریز، دوستِ من، به تنهایی‌ات بگریز! تو را از مگسانِ زهرآگین، زخمگین می‌بینم. بگریز بدان‌جا که بادِ تند و خُنَک وزان است.... #فردریش_نیچه ارزش اساسا یک مفهوم فردی است. بدونِ یک وجدانِ آگاه هرگونه سخنی از نگرش و عملِ ارزشمند هم بیهوده خواهد بود. در یک سطح از تحلیل می‌توان انسان‌ها را به دو گروه تقسیم کرد. آن‌هایی که خود را به تمامی به طبیعت و-یا فرهنگ می‌سپارند و آن‌هایی که سرشتِ خویش را با توسل به انتخاب‌های‌شان بنا می‌کنند. گروهِ نخست نسبت به هیجاناتِ و امیال‌شان منفعل هستند و با معیارهای هر عصری که در آن زندگی می‌کنند نیز بی‌هیچ سنجشی همرنگی نشان می‌دهند. برای این دسته از آدمیان واژه‌ی وجدانِ آگاه را نمی‌شود بکار برد. زیرا که آن‌چه آن‌ها بعنوان وجدان تجربه می‌کنند چیزی جز برنامه‌ریزی زیستی و اجتماعی نیست. اما گروه دوم دست به مخاطره می‌زنند و انتخاب می‌کنند. آن‌ها معیارهایِ برون‌ذهنی را به چالش می‌کشند و تلاش می‌کنند تا نسبتِ به انفعالاتِ عاطفی و هیجانی خود رویکردی کنش‌ور اتخاذ کنند. ایشان ترس و لرز را در آغوش می‌کشند و خود را به درونِ تاریکیِ یک افقِ نامشهود پرتاب می‌کنند تا مگر بارقه‌هایی از یک زندگی اصیل و خودبنیاد را وجد کنند. به نحو متناقض‌نمایی در طول تاریخ این افراد همان‌هایی هستند که ارزش‌های زمانه‌ی خود را متحول ساخته‌اند، حتی اگر در دوره‌ی خویش به درستی ایشان را درنیافته باشند تاثیر حضورشان پس از خودشان آغاز می‌شود. و این به هیچ‌وجه دور از ذهن نیست، چراکه بنا به روش و منشی که برای زندگی برگزیده‌اند کرانه‌های امنِ فرهنگِ عوامانه‌ی جامعه‌ی معاصر خود را به قصد سفری اکتشافی ترک کرده‌اند. و دیگران دیرتر به ایشان خواهند رسید. نکته‌ی جالب‌تر اینکه معمولا کارهای ارزشمندی که بر اساس فردیت شکل می‌گیرند و متر و معیاری هم ورای خود ندارند، بعدها توسط دلال‌های فرهنگی و کشیش‌مآبان به موعظه‌ها و توصیه‌های زردی بدل می‌شوند که هیچ‌ بویی از منشاء اصلی خود نبرده‌اند. هر کسی ممکن است که امروز تصور کند با حفظ کردن یا به اشتراک‌گذاشتن چند گزین‌گویی از نیچه یا یونگ به انسانی روشن‌ضمیر بدل شده است. اما زهی خیال باطل، که نیچه تاکید می‌کند از پی او با دنبال کردن خویشتن روان شویم و یونگ اظهار می‌کند که با دزدینِ واژگانِ مکتب او و گریختن، هیچ خودشکوفایی و تعالی‌ای برای فرد حاصل نخواهد شد. عالی‌ترین حقیقت، حقیقتی درون‌ذهنی است که فقط با پذیرشِ کامل مسئولیتِ اندیشه‌ورزی در زندگیِ خویش و جسارتِ زیستنِ نتایجِ این تاملات محقق می‌شود. تو را هرکس به‌سوی خویش خواند تو را من جز به‌سوی تو نخوانم... #وحید_شاهرضا @lightworkers

بزرگترین تهدید خطرِ از دست دادنِ خود است که به قدری بی‌سر و صدا رخ می‌دهد که انگار هیچ اتفاقی نیفتاده... #سورن_کی_یرکگور @lig
بزرگترین تهدید خطرِ از دست دادنِ خود است که به قدری بی‌سر و صدا رخ می‌دهد که انگار هیچ اتفاقی نیفتاده... #سورن_کی_یرکگور @lightworkers

هر گاه بی‌معشوق عاشق شدی، آنگاه رسیدی.... عاشق بی‌معشوقم آرزوست.... #پویان_گیلانی @lightworkers
هر گاه بی‌معشوق عاشق شدی، آنگاه رسیدی.... عاشق بی‌معشوقم آرزوست.... #پویان_گیلانی @lightworkers

+2
چشمِ حافظ زیرِ بامِ قصرِ آن حوری‌سِرشت شیوهٔ جَنَّاتٌ تَجْرِی تَحْتِهَا الْأَنْهَار داشت رامشگریِ #عثمان_محمدپرست @lightworkers

باید به کودکان آموخت که جهان بی باتوم و گلوله زیباتر است! باید به فکر ساختن یک بادبادک بود! هنوز هم با مُشتی نخ و کمی کاغذ می
باید به کودکان آموخت که جهان بی باتوم و گلوله زیباتر است! باید به فکر ساختن یک بادبادک بود! هنوز هم با مُشتی نخ و کمی کاغذ می‌شود به گیسِ طلای خورشید رسید! کودکی که با مسلسل بازی کند، جهان را نجات نخواهد داد ... 📗 #یک_مرد ✍🏻 #اوریانا_فالاچی @lightworkers

بخوان بنام ربت #نکات_قرآنی @lightworkers

بخوان بنام ربت #نکات_قرآنی @lightworkers

بخوان بنام ربت #نکات_قرآنی @lightworkers

خداوندا در جستجوی آن چه برایم مقدر نکرده‌ای خسته‌ام مکن.... آمین... @lightworkers
خداوندا در جستجوی آن چه برایم مقدر نکرده‌ای خسته‌ام مکن.... آمین... @lightworkers

صوفی متاع صومعه رهن شراب کن پیرانه سر تلافی عهد شباب کن مستم ز نشئه می عشق پریوشی بر یاد لعلش از دو سه جامم خراب کن عیب است لاف عشق جوانان و عهد شیب موی سفیدم از می گلگون خضاب کن بدنام و شهر رانده و رسوای عالمیم ای پارسا ز صحبت ما اجتناب کن کسب کمال و فضل فضولی ست ای پسر از عاشقان فضیلت عشق اکتساب کن معنی یکی ست گر چه صور مختلف فتاد این نکته را قیاس ز بحر و حباب کن جامی جناب پیر مغان قبله دعاست هر چیز کالتماس کنی زان جناب کن #جامی @lightworkers

آن جا که یک باخویش نیست یک مست آن جا بیش نیست آن جا طریق و کیش نیست مستان سلامت می‌کنند #حضرت_مولانا #کیخسرو_پورناظری #بیژن_کامکار @lightworkers

و گفت: چون خود را به دست آوردی، خوش می‌رو... #مقالات_شمس_تبریزی @lightworkers
و گفت: چون خود را به دست آوردی، خوش می‌رو... #مقالات_شمس_تبریزی @lightworkers

اگر انرژی شما در جنگ‌های درونی تلف نشود تبدیل به "هوشیاری" می‌گردد.... @lightworkers
اگر انرژی شما در جنگ‌های درونی تلف نشود تبدیل به "هوشیاری" می‌گردد.... @lightworkers

درویشی به شیخ ابوسعید ابوالخیر گفت: «او را کجا جویم؟» گفت: «کجاش جستی که نیافتی؟ اگر قدمی به صدق در راهِ طلب نهی در هرچه نگری
درویشی به شیخ ابوسعید ابوالخیر گفت: «او را کجا جویم؟» گفت: «کجاش جستی که نیافتی؟ اگر قدمی به صدق در راهِ طلب نهی در هرچه نگری او را بینی.» بوسعید می‌گوید مشکل از آنجاست که طلبِ‌ صادقانه وجود ندارد، ورنه «یار» قریب و در دسترس است.... @lightworkers

مقصد من، خواجه، مولای من است توشه من نیز تقوای من است در مناجاتم چو موسی با اله خلوت دل طور سینای من است می روان مرده‌ام را ز
مقصد من، خواجه، مولای من است توشه من نیز تقوای من است در مناجاتم چو موسی با اله خلوت دل طور سینای من است می روان مرده‌ام را زنده کرد آری آری می مسیحای من است گاهگاهی این رکوع و این سجود کلمینی یا حمیرای من است دامن تدبیر را دادم ز دست رشته تقدیر در پای من است حسن لیلی جز یکی مجنون نداشت عالمی مجنون لیلای من است نفی من شد باعث اثبات من آنچه در لای من الای من است نشاۀ ناسوتم اندر خور نبود عالم لاهوت ماوای من است نام نیکت ذکر صبح و شام ماست یاد رویت ذکر شب‌های من است ره به خلوتگاه وحدت یافتم وحدتم فوق گمان جای من است *کلمینی یا حمیرای -(با من حرف بزن ای سرخ روی) - (ما من حرف بزنی ای گلسرخ ) #وحدت_کرمانشاهی @lightworkers