انجمن نجوم اردبیل|SabalanSky/astronomy
Kanalga Telegram’da o‘tish
🌠کانال رسمی انجمن نجوم اردبیل🌌 ( کاوشگران کیهان بیکران آسمان سبلان: SabalanSky ) 🔻 ارتباط با دبیر انجمن: @Ali_GSA @Savalansky : پیج اینستاگرام سایر شبکههای اجتماعی: sabalansky 🌐 وبسایت http://sabalansky.ir #نجوم
Ko'proq ko'rsatishMamlakat belgilanmaganToif belgilanmagan
941
Obunachilar
Ma'lumot yo'q24 soatlar
-67 kun
-630 kun
Postlar arxiv
۲۱ مهر : کشف کهکشان گرداب
در ۱۳ اکتبر ۱۷۷۳ برابر با ۲۱ مهر ۱۱۵۲، شارل مسیه، اخترشناس فرانسوی، کهکشان گرداب یا M51 را کشف کرد. او هنگام جست وجوی اجرامی که ممکن بود با دنباله دارها اشتباه گرفته شوند، این جرم آسمانی را در فهرست خود ثبت کرد، اما نتوانست ساختار مارپیچی آن را تشخیص دهد و از ماهیت کهکشانی آن آگاه نبود.
۷۲ سال بعد، ویلیام پارسونز شکل مارپیچی این جرم را مشاهده کرد، اما آن را یک سحابی مارپیچی پنداشت. سرانجام، ادوین هابل مشخص کرد که M51 و اجرام مشابه، در واقع کهکشان هستند.
کهکشان گرداب در فاصله حدود ۳۱ میلیون سال نوری از زمین قرار دارد و نمونه ای شاخص از کهکشان های مارپیچی به شمار می رود. بازوهای آن از ستارگان و گازهای آمیخته با غبار تشکیل شده اند. این جرم پنجاه و یکمین جرم غیر دنباله داری بود که مسیه ثبت کرد. هدف او از تهیه این فهرست، کمک به اخترشناسان برای جلوگیری از اشتباه گرفتن اجرام محو و ثابت آسمان با دنباله دارها بود.
🌌 تصویر روز ناسا: راهپلهٔ بیابانی به سوی بهشت
این راهپله در شیلی فقط کمی شما را به بهشت نزدیکتر میکند. اما، آسمان بالای آن آدم را به فکر فرو میبرد:شاید به نوار تاریک کهکشان راه شیری خودمان فکر کنید که پشت پهنهٔ بیابان آتاکاما در شیلی بالا میرود!
البته میتوانید نوار نورالبروج در گوشهٔ بالا سمت چپ؛ تابش سبز و سرخ جو درست بالای افق؛ ستارهٔ سماک اعزل (Spica) در نوار نورالبروج؛ و کهکشان ابر ماژلانی کوچک (Small Magellanic Cloud) در بالاترین نقطهٔ سمت راست، و مجسمهٔ «پلکان بیابان» (Desert Staircase) که در پیشزمینه است را مشاهده کنید.
همچنین اگر افق را با دقت نگاه کنید، از چپ به راست میتوانید بخشی از رشتهکوه آند، آتشفشان لیکانکابور (Licancabur)و چراغهای شهر اطراف را نیز پیدا کنید.
لازم به ذکر است که عکاسی طوری انجام شده است که این جایگاه دیدنی درست جلوی نوار تقریباً عمودی کهکشان راه شیری دیده شود.
👽─☄─ · · 🪐 · ─🌃─🛰
ID: @sabalansky
☀️─🔭─ · · 🛸 · ─🌍─💫
باران ها چگونه مواد اولیه حیات را به سطح مریخ رساندند؟
پژوهشگران با مدل سازی شرایط جوی مریخ باستانی دریافتند که پرتو فرابنفش خورشید می توانسته مولکول های آب را تجزیه کند و هیدروژن واکنش پذیر لازم برای تشکیل فرمالدهید را آزاد سازد. سپس بارش ها این ترکیب را از جو به سطح سیاره منتقل می کردند. بر اساس نتایج مدل، مناطقی که بارندگی بیشتری داشتند، فرمالدهید بیشتری نیز دریافت می کردند.
نقشه تهیه شده در این پژوهش نشان می دهد که مناطق کوهستانی، به ویژه تارسیس و الیسیوم که آتشفشان های عظیمی دارند، ممکن است حدود ۱۰ برابر میانگین جهانی فرمالدهید دریافت کرده باشند. البته این برآورد به شرایط میلیاردها سال پیش مربوط است و وضعیت کنونی مریخ را نشان نمی دهد.
چرا فرمالدهید اهمیت دارد؟
فرمالدهید در محیط آبی می تواند در واکنش های شیمیایی منتهی به تولید قندها، اسیدهای آمینه و دیگر مولکول های آلی پیچیده نقش داشته باشد. این ترکیبات از مواد اولیه مهم برای شیمی پیش زیستی هستند و ممکن است در مسیر شکل گیری حیات نقش داشته باشند.
جالب اینکه پژوهشی در سال ۲۰۱۱ نیز احتمال داده بود فرمالدهید در حفظ کربن زمین اولیه و فراهم شدن شرایط لازم برای آغاز حیات روی زمین نقش داشته باشد. بنابراین، بررسی این ترکیب در مریخ می تواند به درک بهتر فرایندهای شیمیایی منتهی به پیدایش حیات در سیارات کمک کند.
آیا این یعنی در مریخ حیات وجود داشته است؟
خیر. این پژوهش هیچ مدرک مستقیمی از وجود حیات در مریخ ارائه نمی کند. یافته اصلی آن، شناسایی یک مسیر شیمیایی احتمالی است که می توانسته مواد اولیه مورد نیاز برای شکل گیری حیات را در اختیار محیط مریخ قرار دهد.
دانشمندان امیدوارند با مقایسه نقشه فرمالدهید با داده های مریخ نوردها، مشخص کنند آیا مناطقی که این ترکیب بیشتری دریافت کرده اند، از نظر شیمیایی نیز برای شکل گیری حیات اولیه مناسب تر بوده اند یا خیر. این نتایج می توانند به انتخاب اهداف علمی برای مأموریت های آینده مریخ کمک کنند.
+1
آیا فرمالدهید در مریخ باستانی به آغاز حیات کمک کرده است؟
آیا میلیاردها سال پیش، شرایط لازم برای شکل گیری حیات در مریخ فراهم بوده است؟ پژوهشی جدید از دانشمندان ژاپنی نشان می دهد که فرمالدهید موجود در جو مریخ باستانی ممکن است به کمک باران ها به سطح این سیاره منتقل شده باشد و در شکل گیری مواد اولیه حیات نقش داشته باشد.
مریخ در گذشته آب فراوانی داشت و شواهدی از وجود رودخانه ها، دریاچه ها و حتی یک اقیانوس احتمالی در آن دیده می شود. از سوی دیگر، برخی پژوهش ها نشان می دهند که جو اولیه مریخ می توانسته فرمالدهید تولید کند. این گاز بی رنگ، هنگامی که با آب واکنش می دهد، می تواند به شکل گیری قندها، اسیدهای آمینه و دیگر مولکول های آلی پیچیده کمک کند؛ ترکیباتی که برای شیمی پیش زیستی و احتمال آغاز حیات اهمیت دارند.
این پژوهش که در سپتامبر ۲۰۲۶ منتشر شد، با شبیه سازی شرایط مریخ در حدود ۳٫۸ تا ۳٫۶ میلیارد سال پیش، بررسی کرده است که فرمالدهید چگونه تشکیل می شده و در کدام مناطق سطح سیاره تجمع بیشتری داشته است.
🌟 تصویر روز ناسا: مشتری و قمرهایش🌟
🌕چند قمر میتوانید ببینید؟ بهترین پاسخ پنج تاست: چهار قم این تصویر برای سیاره مشتری است و یک قمر ماه خودمان.
بالای ماه ما، تقریباً در یک خط عمودی، قمرهای درخشان گالیلهای مشتری از پایین به بالا ردیف شدهاند: گانیمد (Ganymede)، آیو (Io)، کالیستو (Callisto) و اروپا (Europa).
کالیستو، گانیمد و آیو از ماه زمین بزرگترند و اروپا فقط کمی کوچکتر است.
فضاپیمای رباتیک جونو (Juno) ناسا اکنون به دور مشتری میگردد و از نزدیکی سه تا از این قمرها عبور کرده است.
👽─☄─ · · 🪐 · ─🌃─🛰
ID: @sabalansky
☀️─🔭─ · · 🛸 · ─🌍─💫
این مقایسه نشان می دهد که در مدل مغناطیده، کوتوله سفید می تواند پیش از رسیدن به حد نهایی پیش بینی شده در شبیه سازی، ماده بیشتری را در خود جای دهد.
البته این نتایج به مدل فیزیکی و فرضیات شبیه سازی وابسته اند و به معنای اثبات قطعی وجود همه کوتوله های سفید با چنین جرم هایی در طبیعت نیستند.
پیامدهای احتمالی برای اندازه ستارگان و فاصله های کیهانی
نتایج این پژوهش ممکن است توضیحی برای ویژگی برخی کوتوله های سفید مشاهده شده نیز ارائه دهد. برخی از این اجرام شعاعی بزرگ تر از مقدار مورد انتظار برای جرمشان دارند. پژوهشگران پیشنهاد می کنند که میدان مغناطیسی می تواند یکی از عوامل موثر در این تفاوت باشد.
این یافته ها همچنین ممکن است بر درک دانشمندان از ابرنواخترهای نوع Ia تاثیر بگذارند.
ابرنواخترهای نوع Ia در اخترشناسی به عنوان «شمع های استانداردپذیر» به کار می روند. منظور از این اصطلاح، اجرامی است که با بررسی و کالیبره کردن درخشندگی آنها می توان فاصله شان را از زمین تخمین زد. از این روش برای اندازه گیری فاصله اجرام دوردست و مطالعه سرعت انبساط جهان استفاده می شود.
اگر برخی از این انفجارها از کوتوله های سفید با جرم ها و ویژگی های مغناطیسی بسیار متفاوت سرچشمه بگیرند، ممکن است درخشندگی آنها نیز تنوع بیشتری داشته باشد.
بنابراین، شناخت بهتر نقش میدان های مغناطیسی و تفاوت های فیزیکی ستاره های مولد ابرنواختر می تواند برای تفسیر دقیق تر درخشندگی این انفجارها و بهبود اندازه گیری های کیهان شناسی اهمیت داشته باشد.
جمع بندی
این پژوهش نشان می دهد که میدان های مغناطیسی قوی ممکن است یکی از عوامل موثر در افزایش حد جرم کوتوله های سفید باشند. بر اساس شبیه سازی های انجام شده، برخی از این ستارگان می توانند تحت شرایط خاص به جرمی بسیار بیشتر از حد کلاسیک چاندراسخار برسند.
اهمیت اصلی پژوهش تنها در امکان نظری وجود کوتوله های سفید سنگین تر نیست، بلکه در این است که یک مسیر تحول ستاره ای را بررسی می کند که از طریق آن، چنین اجرامی ممکن است شکل بگیرند.
با این حال، برای مشخص شدن میزان اهمیت این سازوکار در طبیعت، همچنان به بررسی های نظری بیشتر و مقایسه دقیق تر با مشاهدات اخترشناسی نیاز است.
اگر حد چاندراسخار مقداری ثابت و تغییرناپذیر داشته باشد، انتظار می رود انرژی آزادشده و درخشندگی ابرنواخترهای نوع Ia نیز تا حد زیادی قابل پیش بینی باشد. دانشمندان از این ویژگی برای بررسی تحول کیهانی و اندازه گیری فاصله های کیهانی استفاده می کنند. این اندازه گیری ها نقش مهمی در مطالعه انبساط جهان دارند.
میدان های مغناطیسی می توانند حد بالای جرم را افزایش دهند
شبیه سازی های جدید پژوهشگران دپارتمان فیزیک موسسه علوم هند و همکارانشان نشان می دهد که میدان های مغناطیسی قوی درون ستاره ممکن است به برخی کوتوله های سفید اجازه دهند جرمی بسیار بیشتر از حد چاندراسخار داشته باشند.
در یکی از شبیه سازی های این پژوهش، جرم یک کوتوله سفید مغناطیده از جنس کربن-اکسیژن به حدود ۲.۴ برابر جرم خورشید رسید. این مقدار به طور قابل توجهی از حد معمول ۱.۴ جرم خورشیدی بیشتر است.
بانبراتا موخوپادهای، استاد دپارتمان فیزیک و نویسنده مسئول این پژوهش که در مجله The Astrophysical Journal Letters منتشر شده است، درباره آغاز این ایده می گوید:
«این ایده در سال ۲۰۱۱ شکل گرفت. در آن زمان، دانشجویی برای گذراندن دوره تابستانی نزد من آمد و من به طور اتفاقی مسئله ای را به او پیشنهاد کردم: بررسی این موضوع که آیا میدان مغناطیسی می تواند باعث نقض حد چاندراسخار شود یا خیر.»
نظریه پردازان چندین دهه است که احتمال وجود چنین کوتوله های سفیدی را بررسی می کنند. این اجرام که «کوتوله های سفید فراتر از حد چاندراسخار» نامیده می شوند، می توانند جرمی بیشتر از مقدار پیش بینی شده در مدل کلاسیک داشته باشند.
مشاهدات برخی ابرنواخترهای نوع Ia با درخشندگی غیرمعمول و بسیار زیاد نیز به تقویت این فرضیه کمک کرده اند. این مشاهدات نشان می دهند که ستاره های اولیه مولد چنین انفجارهایی ممکن است جرمی تا حدود ۲.۸ برابر جرم خورشید داشته باشند.
زنیا زورایک، نویسنده اول مقاله و دانشجوی دکتری دپارتمان فیزیک، توضیح می دهد:
«پرسش اصلی صرفا این نبود که آیا وجود یک کوتوله سفید فراتر از حد چاندراسخار امکان پذیر است یا نه، بلکه باید مشخص می شد که آیا یک ستاره واقعا می تواند در جریان تحول خود به چنین جرمی تبدیل شود. شبیه سازی های ما این امکان را فراهم کرد که مسیر تحول ستاره را از مرحله رشته اصلی تا تبدیل شدن به کوتوله سفید دنبال کنیم و نشان دهیم که تحت شرایط خاص، چنین مسیری امکان پذیر است.»
بررسی روند افزایش جرم و نقش میدان مغناطیسی
برای بررسی این روند، پژوهشگران کد رایانه ای STARS را اصلاح کردند. این کد که در دانشگاه کمبریج توسعه یافته است، برای مدل سازی تحول ستارگان به کار می رود.
آنها اثر میدان های مغناطیسی و فرایند سرد شدن کوتوله های سفید را نیز به مدل افزودند. به این ترتیب توانستند تحول ستارگان مغناطیده را از مرحله رشته اصلی تا مراحل پایانی عمرشان و تبدیل شدن به کوتوله سفید دنبال کنند.
رشته اصلی مرحله طولانی از عمر ستاره است که در آن انرژی عمدتا از طریق همجوشی هسته های هیدروژن تولید می شود.
سپس پژوهشگران یک سامانه دوتایی را مدل سازی کردند که در آن کوتوله سفید از ستاره همدم خود ماده دریافت می کند. این فرایند که «برافزایش جرم» نام دارد، می تواند جرم کوتوله سفید را به تدریج افزایش دهد.
نتایج شبیه سازی نشان داد که حتی اگر میدان مغناطیسی در ابتدا ضعیف باشد، با افزایش جرم کوتوله سفید می تواند اهمیت بیشتری پیدا کند.
این روند به شکل زیر رخ می دهد:
1. افزایش جرم: کوتوله سفید با جذب ماده از ستاره همدم خود سنگین تر می شود.
2. افزایش چگالی و انقباض: با انباشته شدن ماده، کوتوله سفید چگال تر می شود و شعاع آن کاهش می یابد.
3. تقویت میدان مغناطیسی: انقباض ستاره می تواند میدان مغناطیسی آن را تقویت کند.
4. افزایش پشتیبانی درونی: میدان مغناطیسی قوی تر می تواند از طریق تنش ها و فشارهای مغناطیسی، در برابر گرانش مقاومت ایجاد کند.
5. افزایش جرم قابل تحمل: در نتیجه، ستاره ممکن است بتواند جرمی بیشتر از مقداری را تحمل کند که در مدل های بدون میدان مغناطیسی پیش بینی می شود.
این اثر می تواند رابطه معمول میان جرم و شعاع کوتوله های سفید را تغییر دهد و بسته به ویژگی های میدان مغناطیسی، حدهای متفاوتی برای جرم آنها به وجود آورد.
مقایسه نتایج شبیه سازی
در یکی از مدل ها، کوتوله سفیدی از جنس کربن-اکسیژن با جرم اولیه ۱.۰۲ برابر جرم خورشید بررسی شد. این کوتوله سفید از ستاره ای با جرم اولیه ۸ برابر جرم خورشید شکل گرفته بود و با نرخ سالانه یک میلیاردیم جرم خورشید، ماده جذب می کرد.
در مدل مغناطیده، حد جرم کوتوله سفید به حدود ۲.۴ برابر جرم خورشید رسید. در مقابل، مدل مشابه بدون میدان مغناطیسی تنها جرمی در حدود ۱.۴ برابر جرم خورشید را نشان داد. در هر دو مدل، نرخ برافزایش جرم برابر با 10^-9 جرم خورشیدی در سال بود.
میدان های مغناطیسی قوی می توانند به کوتوله های سفید اجازه دهند از حد چاندراسخار فراتر بروند
نویسنده: آشیمیتا گوپتا، موسسه علوم هند (IISc)
مقدمه: کوتوله سفید چیست و حد چاندراسخار چه اهمیتی دارد؟
وقتی یک ستاره در حال مرگ سوخت هسته ای خود را به پایان می رساند و لایه های بیرونی اش را به فضا می افشاند، هسته باقی مانده آن ممکن است به جرمی ستاره ای تبدیل شود که «کوتوله سفید» نام دارد. کوتوله سفید جرمی بسیار چگال و تقریبا هم اندازه زمین است که بخش عمده ای از جرم ستاره اولیه را در حجمی کوچک جای می دهد.
برای کوتوله سفیدی که چرخش بسیار سریع یا میدان مغناطیسی قدرتمندی ندارد، یک حد بالای شناخته شده برای جرم وجود دارد که حدود ۱.۴ برابر جرم خورشید است. این حد را «حد چاندراسخار» می نامند.
هنگامی که یک کوتوله سفید از نوع کربن-اکسیژن به این حد نزدیک می شود، چگالی هسته آن ممکن است به اندازه ای افزایش یابد که واکنش همجوشی کربن آغاز شود. این فرایند می تواند به انفجاری گرماهسته ای منجر شود که به نام ابرنواختر نوع Ia شناخته می شود.
اگر حد چاندراسخار مقداری ثابت و تغییرناپذیر داشته باشد
ادامه در پست بعدی👇...
مطالعه جدید نشان میدهد زمین و مریخ خاستگاه متفاوتی داشتهاند
پژوهشی جدید از دانشگاه کپنهاگ نشان میدهد زمین و مریخ، برخلاف تصور رایج، احتمالا از مسیرهای متفاوتی شکل گرفتهاند. دانشمندان با بررسی عناصر فرار مانند سدیم، روی و پتاسیم در پوسته و گوشته این دو سیاره و استفاده از مدل سازی آماری، تاریخچه شکل گیری آنها را بازسازی کردند.
نتایج نشان میدهد حدود ۷۵ درصد جرم زمین احتمالا از دو پیش سیاره جوان تشکیل شده که با انباشته شدن تدریجی سنگریزهها رشد کردهاند و حدود ۲۵ درصد آن از سیارهوارهها حاصل شده است. در مقابل، حدود سه چهارم جرم مریخ احتمالا از برخورد و ادغام سیارهوارهها و یک چهارم آن از انباشت سنگریزهها به وجود آمده است.
پژوهشگران تاکید میکنند که درصدهای دقیق هنوز با عدم قطعیت همراهاند، اما تفاوت کلی در مسیر شکل گیری این دو سیاره پایدار است. این یافته میتواند درک ما از شکل گیری سیارات سنگی را بهبود دهد و به دانشمندان کمک کند هنگام مطالعه سیارات فراخورشیدی، احتمال وجود آب و شرایط مناسب برای حیات را بهتر ارزیابی کنند.
آسمان 19 مهر
بامداد یکشنبه ۱۹ مهر، مریخ از میان خوشه ستاره ای کندوی عسل (M44) در صورت فلکی سرطان عبور می کند. این رویداد فرصت جذابی برای رصدگران و عکاسان نجومی است تا حرکت سیاره سرخ را در میان ستارگان دوردست مشاهده کنند.
خوشه کندوی عسل مجموعه ای از ستارگان سفید و آبی است که در آسمان به شکل لکه ای مه آلود دیده می شود. مجموع روشنایی آن حدود قدر ۳٫۷ است و در آسمانی تاریک، دور از آلودگی نوری، ممکن است با چشم غیرمسلح نیز قابل تشخیص باشد.
با استفاده از دوربین دوچشمی یا تلسکوپ، مریخ نارنجی رنگ را در میان ستارگان خوشه واضح تر خواهید دید. اگر در فاصله های زمانی مختلف عکس بگیرید، می توانید جابه جایی مریخ را نسبت به ستارگان پس زمینه تشخیص دهید.
پیشنهاد رصدی: از مکانی با افق شرقی باز و آسمانی تاریک رصد کنید. بهترین فرصت، ساعات پیش از طلوع خورشید است. برای تعیین زمان دقیق طلوع مریخ و موقعیت خوشه در شهر خود، از نرم افزارهایی مانند Stellarium استفاده کنید.
یک ستاره نوترونی، بیش از هفتصد بار در ثانیه به دور خود میچرخد و جرم یک سانتیمتر مکعب آن برابر با صد میلیون تن میباشد!
👽─☄─ · · 🪐 · ─🌃─🛰
ID: @sabalansky
☀️─🔭─ · · 🛸 · ─🌍─💫
آسمان امروز ، ۱۶ مهر
پنجشنبه ۱۶ مهر ۱۴۰۵، سیارک ۲ پالاس در صورت فلکی قیطس (نهنگ) هدفی جذاب برای رصدگران است. این جرم به تازگی به وضعیت مقابله رسیده و با قدر حدود ۸.۳، با چشم غیرمسلح دیده نمی شود، اما با دوربین دوچشمی مناسب یا تلسکوپ قابل مشاهده است.
پالاس حدود ۵.۴ درجه جنوب شرقی ستاره اتا قیطوس قرار دارد و نکته جالب این است که تنها حدود ۱۵ دقیقه قوسی با یک ستاره کم نور با قدر ۸.۲ فاصله دارد. حرکت آرام پالاس باعث می شود فاصله آن از این ستاره طی چند ساعت تغییر کند.
برای رصد در ایران، پس از تاریک شدن آسمان و به ویژه از حدود ساعت ۲۱ تا ۲ بامداد می توان به جستجوی آن پرداخت. حوالی نیمه شب، پالاس ارتفاع مناسبی پیدا می کند.
پیشنهاد جالب این است که از ناحیه پالاس هر چند ساعت یک عکس بگیرید. با مقایسه تصاویر می توانید حرکت این سیارک را نسبت به ستاره زمینه ثبت کنید. شب بعد، ۱۷ مهر، تغییر موقعیت آن حتی آشکارتر خواهد بود.
+2
عجیب ترین ابر مریخ ممکن است از آنچه تصور می کردیم عجیب تر باشد
دانشمندان با استفاده از دادههای فضاپیمای مارس اکسپرس و مدلهای پیشرفته جوی، راز شکلگیری ابر کشیده آرسیا مونز (AMEC) در مریخ را بررسی کردهاند. این ابر یخی که هر بهار و تابستان در نیمکره جنوبی مریخ در نزدیکی آتشفشان ۲۰ کیلومتری آرسیا مونز ظاهر میشود، تا ۱۸۰۰ کیلومتر امتداد مییابد و هر روز دوباره شکل میگیرد. شبیهسازیهای جدید نشان میدهند که تشکیل آن احتمالا به «هستهزایی همگن» مربوط است، فرایندی که در آن بخار آب بدون نیاز به ذرات گردوغبار یا مواد دیگر، مستقیما به ذرات یخ تبدیل میشود. این فرایند تاکنون در جو هیچ سیارهای مشاهده نشده بود و به رطوبتی بسیار شدید نیاز دارد. باد هنگام عبور از آرسیا مونز، هوای مرطوب را در چند دقیقه چند کیلومتر بالا میبرد و دما را طی ۱۰ دقیقه حدود ۳۰ درجه کاهش میدهد. در نتیجه رطوبت به شدت افزایش یافته و بخار آب مستقیما منجمد میشود. این یافته علاوه بر حل بخشی از معمای AMEC، نشان میدهد فرایندهای غیرمعمول جوی ممکن است در مریخ و حتی سیارات فراخورشیدی نیز رخ دهند.
💫 ID: @sabalansky 💫
اعلام جایزه
در مراسم اعلام جایزه در ۶ اکتبر، هالزن از طریق تلفن به پرسشهای خبرنگاران پاسخ داد. او گفت ساخت آیسکیوب تا حدی یک ریسک بود: «هیچکس نمیدانست موفق خواهد شد یا نه. خیلی چیزها میتوانستند اشتباه پیش بروند.» او همچنین تاکید کرد که اخترشناسی نوترینویی هنوز در ابتدای راه است: «علم، یعنی اخترشناسی، هنوز در راه است.»
هالزن، دانشمندی صمیمی و کمحرف که محبوبیت زیادی دارد، از صدها همکار بینالمللی پروژه آیسکیوب نیز قدردانی کرد. فالکه میگوید: «این جایزه فقط یک فرد را به رسمیت نمیشناسد، بلکه از یک جامعه علمی بزرگ و بینالمللی تقدیر میکند که دههها برای دنبال کردن یکی از اسرارآمیزترین ذرات جهان تلاش کرده است.»
تمام جوایز نوبل، که ارزش هر یک ۱۲ میلیون کرون سوئد، معادل ۱.۲ میلیون دلار، است، در ۱۰ دسامبر در استکهلم به طور رسمی اهدا خواهند شد. این نخستین بار از سال ۱۹۹۲ است که جایزه نوبل فیزیک به یک پژوهشگر منفرد اعطا میشود.
پل دو یونگ از دانشگاه آمستردام در هلند، سخنگوی پروژه KM3NeT، یک آشکارساز نوترینویی زیرآبی که در دریای مدیترانه در حال ساخت است، میگوید: «فرانسیس هالزن یک پیشگام واقعی است. او نه تنها ایدهای درخشان داشت، بلکه توانست این پروژه را در محیطی بسیار دشوار به واقعیت تبدیل کند.»
بنیاد ملی علوم آمریکا در سال ۲۰۲۳ برنامههای مربوط به ارتقای گسترده آیسکیوب را متوقف کرد. طرح آیسکیوب-نسل ۲ قرار بود حجم آشکارساز را به ۸ کیلومتر مکعب افزایش دهد. شاید این جایزه نوبل بتواند به بازگشت این طرح به مسیر اجرا کمک کند.
💫 ID: @sabalansky 💫
ارواح در یخ
نوترینوها ذرات بنیادی بدون بار و تقریبا بدون جرم هستند که به ندرت با ماده برهمکنش میکنند. هر ثانیه میلیاردها میلیارد نوترینوی کمانرژی از بدن ما عبور میکنند. بیشتر این نوترینوها یا بقایای مهبانگ هستند یا در نتیجه همجوشی هستهای در هسته خورشید تولید شدهاند. اما گاهی نوترینویی به زمین میرسد که انرژی آن صدها یا حتی هزاران برابر بیشتر از انرژی قابل دستیابی در قدرتمندترین شتابدهندههای ذرات روی زمین است.
آیسکیوب در اعماق یخهای قطب جنوب ساخته شده و سازهای عظیم از کابلها و آشکارسازهایی است که درون این یخ شفاف قرار گرفتهاند. ساختمان آزمایشگاهی که در سطح زمین قرار دارد و ظاهری شبیه آزمایشگاههای علمی-تخیلی دارد، در مقایسه با ابعاد آشکارساز بسیار کوچک است. برای مقایسه، برج ایفل نیز در گوشه پایین سمت راست تصویر و در مقیاس واقعی نشان داده شده است.
آیسکیوب از ۵۱۶۰ ماژول نوری دیجیتال کروی تشکیل شده است. هر ماژول به یک لوله تکثیرکننده نوری حساس به نور مجهز است. این ماژولها در عمق ۱۴۵۰ تا ۲۴۵۰ متری، در حجمی به اندازه یک کیلومتر مکعب از یخ قطب جنوب پراکنده شدهاند. این یخ تقریبا کاملا تاریک، اما بسیار شفاف است.
برخوردهای نادر نوترینوهای پرانرژی با هسته اتمهای موجود در یخ، ذراتی به نام میون تولید میکنند که خویشاوند سنگینتر الکترونها هستند. میونها نیز در مسیر خود تابش چرنکوف ایجاد میکنند، یعنی درخششهای بسیار ضعیف آبی که لولههای تکثیرکننده نوری آیسکیوب میتوانند آنها را ثبت کنند. فیزیکدانان با تحلیل این نور میتوانند انرژی نوترینوی اولیه و جهت حرکت آن را تعیین کنند و به این ترتیب، سرنخی از محل تولید آن به دست آورند.
تاکنون دهها نوترینوی پرانرژی شناسایی شدهاند، اما تنها در چند مورد توانستهایم با اطمینان آنها را به اجرام یا پدیدههایی در جهان دوردست نسبت دهیم. از جمله این منابع میتوان به یک بلازار دوردست اشاره کرد، یعنی جتی که از سیاهچاله مرکزی یک کهکشان نیرو میگیرد و تقریبا مستقیما به سوی زمین نشانه رفته است. منبع دیگر یک رویداد گسیختگی کشندی است که طی آن یک سیاهچاله ابرپرجرم ستارهای را میبلعد. یک کهکشان ستارهفشان در جهان اولیه نیز از دیگر منابع شناساییشده است.
در چنین محیطهای بسیار خشن و پرانرژی، تعداد عظیمی پروتون و الکترون پرانرژی تولید میشود. این ذرات ممکن است به زمین نیز برسند و در مجموع پرتوهای کیهانی نامیده میشوند. اما چون بار الکتریکی دارند، مسیر حرکتشان مستقیم نیست. میدانهای مغناطیسی موجود در فضای میانکهکشانی و کهکشان خودمان، آنها را از مسیر اصلی منحرف میکنند. به همین دلیل، حتی اگر این ذرات را شناسایی کنیم، به راحتی نمیتوانیم بفهمیم از کجا آمدهاند.
در مقابل، برخی از پرتوهای کیهانی در نزدیکی منبع خود با گاز میانستارهای برهمکنش میکنند و در این فرایند نوترینوهای پرانرژی تولید میشود. نوترینوها چون بار الکتریکی ندارند، در خطی مستقیم از منبع خود حرکت میکنند. به همین دلیل، شناسایی آنها میتواند تنها راه برای شناخت برخی از خشنترین و پرانرژیترین فرایندهای جهان دوردست باشد.
نوترینوها تقریبا بدون انحراف از منبع خود به سوی آشکارسازهای ما حرکت میکنند، در حالی که پرتوهای گاما و پرتوهای کیهانی باردار که در همان فرایندهای پرانرژی تولید شدهاند، در مسیر خود منحرف یا متوقف میشوند.
💫 ID: @sabalansky 💫
+3
شکارچی نوترینو، فرانسیس هالزن، برنده جایزه نوبل فیزیک شد
آکادمی سلطنتی علوم سوئد جایزه نوبل فیزیک ۲۰۲۶ را به فرانسیس هالزن، فیزیکدان ذرات، اعطا کرد «به پاس مشارکتهای تعیینکننده در رصدخانه نوترینوی آیسکیوب و کشف نوترینوهای پرانرژی با منشأ اخترفیزیکی».
در سالهای ۲۰۱۱، ۲۰۱۷، ۲۰۱۹ و ۲۰۲۰ نیز این جایزه به پژوهشهای مرتبط با اخترشناسی تعلق گرفته بود. هاینو فالکه از دانشگاه رادبود در نایمخن هلند، یکی از مبتکران تلسکوپ افق رویداد که نخستین تصویر یک سیاهچاله را ثبت کرد، میگوید: «دیدن اینکه اخترفیزیک به طور کامل به عنوان حوزهای شایسته نوبل به رسمیت شناخته میشود، بسیار خوشحالکننده است.»
فرانسیس هالزن، ۸۲ ساله، در بلژیک متولد شد، اما از سال ۱۹۷۲ در دانشگاه ویسکانسین-مدیسن فعالیت میکند. او در اواخر دهه ۱۹۸۰ در آنجا ایده آیسکیوب، یک آشکارساز عظیم نوترینو در زیر زمین که در یخهای قطب جنوب مدفون شده است، را توسعه داد. آیسکیوب که با بودجه بنیاد ملی علوم آمریکا ساخته شد و در دسامبر ۲۰۱۰ تکمیل شد، راه را برای جستجوی نوترینوهای مرموز از اعماق فضا باز کرد.
ادامه در پست بعدی👇...
💫 ID: @sabalansky 💫
+1
شبیه سازی جدید، ردپای نخستین ستارگان جهان را آشکار می کند
پژوهشگران با استفاده از پروژه MEGATRON یکی از دقیق ترین شبیه سازی های جهان اولیه را ایجاد کرده اند تا ارتباط میان نخستین کهکشان ها و قدیمی ترین ستارگان راه شیری را بررسی کنند. نخستین ستارگان حدود ۱۰۰ تا ۴۰۰ میلیون سال پس از مهبانگ شکل گرفتند، اما مشاهده مستقیم آنها حتی با تلسکوپ جیمز وب دشوار است.
این شبیه سازی، تحول یک کهکشان جوان را طی میلیاردها سال و تاثیر حرکت گاز، تابش ستارگان و تغییرات شیمیایی را دنبال می کند. نخستین ستارگان با انفجارهای ابرنواختری، عناصری مانند کربن، اکسیژن و آهن را در فضا پراکنده کردند و زمینه را برای شکل گیری نسل های بعدی ستارگان و کهکشان ها فراهم کردند.
نتایج نشان می دهد مدل های پیشین تاثیر تابش ستارگان و فرایندهای شیمیایی بر گاز میان کهکشانی را کمتر از واقعیت برآورد کرده بودند. MEGATRON با پیوند دادن مشاهدات جیمز وب به نشانه های شیمیایی ستارگان باستانی، می تواند به درک منشا عناصر سازنده جهان کمک کند. این پروژه تا سال ۲۰۳۰ ادامه دارد.
💫 ID: @sabalansky 💫
تصویری کم سابقه از هلال کامل شفق قطبی
ناسا در تصویر روز نجومی ۶ اکتبر ۲۰۲۶، نمایی کم سابقه از یک هلال کامل شفق قطبی را منتشر کرده است. این تصویر توسط فضاپیمای SMILE، پروژه مشترک آژانس فضایی اروپا و آکادمی علوم چین، ثبت شده و شفق قطبی را در سراسر ناحیه قطبی زمین نشان می دهد. این فضاپیما با مشاهده زمین در طول موج فرابنفش می تواند ساختار کامل حلقه شفق قطبی را ثبت کند، چیزی که از سطح زمین قابل مشاهده نیست.
تصاویر منتشرشده، فعالیت شفق قطبی را در اواخر ژوئیه و طی حدود یک ساعت نشان می دهند. تغییرات سریع در شکل و شدت شفق، نتیجه برهم کنش پیچیده باد خورشیدی با میدان مغناطیسی زمین است. ستاره های دوردست نیز در پس زمینه دیده می شوند که به دلیل حرکت فضاپیما در مدار، در تصاویر جابه جا به نظر می رسند.
ماموریت SMILE با هدف بررسی چگونگی برهم کنش باد خورشیدی و مگنتوسفر زمین انجام می شود. داده های این ماموریت می توانند به دانشمندان در شناخت بهتر طوفان های ژئومغناطیسی و پیش بینی اثرات آنها بر ماهواره ها، فضانوردان و زیرساخت های زمینی کمک کنند.
💫 ID: @sabalansky 💫
آتشفشان مدفون در ماه، سرنخی از میدان مغناطیسی باستانی آن ارائه می دهد
پژوهشگران شواهد تازه ای پیدا کرده اند که نشان می دهد ماه در گذشته میدان مغناطیسی سراسری داشته است. آنها با بررسی داده های مأموریت های GRAIL، Lunar Prospector و Kaguya، منطقه ای به نام «گرداب دیوار» را در سمت پنهان ماه مطالعه کردند. این ناحیه هم دارای ناهنجاری مغناطیسی و هم ناهنجاری گرانشی است.
نتایج نشان می دهد زیر سطح این منطقه، بقایای یک آتشفشان مدفون با پهنای حدود ۶۰ کیلومتر و در عمق ۵ تا ۹ کیلومتری قرار دارد. بازالت های موجود در این ساختار، یک ناهنجاری مغناطیسی ایجاد کرده اند که ذرات باد خورشیدی را منحرف می کند و باعث شده خاک سطحی منطقه روشن تر باقی بماند.
پژوهشگران معتقدند این میدان مغناطیسی طی مدت بسیار طولانی ایجاد شده و نمی تواند حاصل یک برخورد شهاب سنگی باشد. بنابراین محتمل ترین توضیح، وجود یک دیناموی مغناطیسی درونی در ماه است. برآوردها نشان می دهد این دینامو حدود ۴.۲۲ میلیارد سال پیش فعال بوده است. مأموریت های آینده می توانند به روشن شدن چگونگی شکل گیری و خاموش شدن این میدان مغناطیسی کمک کنند.
💫 ID: @sabalansky 💫
