میدان انقلاب
Kanalga Telegram’da o‘tish
«ن ۚ وَالْقَلَمِ وَمَا يَسْطُرُونَ» بیا با ما به میدان تا ببینی یکی بزم خوش پیدای پنهان 🔸مشتاق و منتظر بازخوردها و همکاریها هستیم: 🆔 @Sardabir_meidan
Ko'proq ko'rsatish592
Obunachilar
Ma'lumot yo'q24 soatlar
+37 kun
-230 kun
Postlar arxiv
592
«نظریهی پیشرفت انقلاب اسلامی»
✍متین یوسفی
🔹به طبیعت که نگاه میکنیم، تغییر و حرکت را همه جا میتوان دید. در رشد درختان، در فرسایش ساختمانها، در هضم غذا، در حرکت الکترونها و در چرخش سیارات. همین حرکت دائم را در مسائل انسانی هم میتوان دنبال کرد، ظهور و افول تمدنها، تشکیل و نابودی نظامهای سیاسی، تغییر و تکمیل نظریات و براهین فلاسفه. شاید حتی بتوان گفت در این عالم چیزی نیست که در حال تغییر و حرکت نباشد؛ انگار حرکت شرط حیات است. انقلاب اسلامی هم از این قاعده مستثنی نیست. باید به سمت کمال حرکت کند یا به عبارت دیگر پیشرفت کند.
🔸اینجا دو مسئله مطرح میشود، اولاً آن کمالی که باید به سمت آن حرکت کرد چگونه است، ثانیاً این حرکت را چه کسی و چطور باید انجام دهد. مباحث مرتبط با آن کمالی که جامعه باید به سمت آن حرکت کند، را معمولاً تحت عنوان «تمدن اسلامی» بحث میکنند. تمرکز ما در این نوشته بر قسمت دیگر این حرکت یعنی چگونگی آن است.
🔹نظریات مختلفی در مورد طریقه ی پیشرفت جامعه وجود دارد. نظر لیبرالیسم برای پیشرفت این است که اگر مردم، شرکتها و بنگاهها را آزاد بگذارید، جامعه پیشرفت میکند؛ چون اگر یک شرکت یا آدم پیشرفت نکند، مزیت رقابتیاش را از دست میدهد، ورشکست و بدبخت میشود. محصول چنین اندیشهای میشود آمریکا، که بین کشورها جنگ درست میکند تا پیشرفت صنایع نظامیاش متوقف نشود، صنعت زیباییاش، اسپانسر هزار جشنواره مُد «فشن شو»¹ و مجله زیبایی میشود تا احساس زشتی را در جامعه القا کند و فروش خود را افزایش دهد. پشت سیگار مینویسد:«سیگار میکُشد» تا بر احساس پوچی و افکار خودکشی کسانی که نیاز به مراقبت روانی دارند سوار شود و بیشتر بفروشد.
🔸نظریه مارکس برای پیشرفت، این بود که با پیشرفت ابزار تولید، اقتصاد و به تبع آن جامعه تغییر میکند و تاریخ بشر ناگزیر یک سیری را طی خواهد کرد که انتهای آن مدینۀ فاضلۀ مارکس-کُمون سوم- پدید خواهد آمد. نقشآفرینی تودۀ مردم در این پیشرفت هم فقط این میتواند باشد که مثل کاتالیزور عمل کنند و با انقلاب و پس زدن وضعیت موجود به این تغییر سرعت ببخشند بهطوری که در «مانیفست کمونیست» نوشته شده کمونیستها از هر انقلابی علیه وضع موجود حمایت میکنند؛ محصول این اندیشه هزاران کشته و هزاران نبرد بر سر یک اندیشه متوهمانه بود.
🔹اما در مکتب امام پیشرفت جوامع به تعالی حقیقت جامعه گره خورده است. در نگاه امام، جامعه روح دارد و این روح مثل یک انسان، حقیقتی فرامادی، دارای اراده و امکان رشد است. تز پیشرفت انقلاب اسلامی در یک جمله «قطب قدرتساز مردمی» است. وظیفهای که به دوش همه مردم به طور عام و بسیج مستضعفین به طور خاص است.
در این نگاه اگر قدرتهای کاتورهای و پراکنده مردم، مجتمع و همجهت بشود، یعنی یک همگفتمانی بین آحاد مردم ایجاد شود، دیگر هیچ چیز، حتی کارگزاران ناکارآمد، نمیتواند جلوی این اراده مجتمع بایستد و این گفتمان در کشور جاری و حل میشود. در واقع سیستم انتخاباتی بستری برای جاری شدن این گفتمان خواهد بود، هر نمایندهای که بخواهد رای بیاورد باید روی این دغدغه مانور تبلیغاتی بدهد و بالاخره بعد از مدتی مسئله حل میشود. البته این اتفاق زمانی میافتاد که اولاً دغدغههای مردم همجهت شود و دوماً از مسئولین مطالبه شود.
🔸این دیدگاه جامعه را مثل انسانی کبیر فرض میکند که روح دارد و به نوعی دارای فطرت فرض شده، یعنی حتی اگر خطا هم بکند، از آن عبرت خواهد گرفت و اصلاح خواهد شد. البته آزادی این انسان کبیر چهارچوب دارد، آن هم دین است. شاخصههای ساختار سیاسی جمهوری اسلامی را هم با همین نگاه میتوان بهتر فهمید؛ مردمسالاری درچهارچوب اسلام.
🔹حال با این نگاه، نقش ما در پیشرفت ایران چیست؟ نقش ما این است که نسبت به مسائل سیاسی آگاه و آگاهیبخش باشیم، گفتمانسازی کنیم و دغدغهها را به سمت نقاط راهبردی سوق دهیم. همچنین در هر نقطه که مشغول به خدمت و کار هستیم، نگاه کلان سیاسی به کارمان داشته باشیم، یعنی بدانیم برای چه این کار را میکنیم؟ کار ما چه اثری در ساختن تمدن نوین ایرانیاسلامی دارد؟ و چطور باید آن کار را انجام دهیم که بیشترین شتاب را ایجاد کند؟
#یادداشت
@enqelabsq
592
«نگاهی به ریشههای اغتشاشات ۱۴۰۱»
✍محمدرضا
🔹پاییز امسال جامعه ایران التهاباتی کمسابقه را تجربه میکرد که روزها زندگی اقشار مختلف مردم، از دانشگاهیان گرفته تا اهالی کوچه و بازار را با اختلالاتی جدی روبرو کرده بود. التهابات و آشوبهایی که جرقهاش با دروغ بزرگ «قتل دختر جوان کُرد توسط نیروهای پلیس امنیت اخلاقی» زده شد و تا آخرین روزها هم نیروی محرکهاش از دروغهای کوچک و بزرگ دیگر تامین میشد. شاید در بحبوحه این حوادث بدلیل غلبهی فضای احساسی بر عرصههای عقلانی، فرصت مناسبی برای نگاهی جامع و کلینگر به این پدیده ایجاد نشده بود؛ اما امروز که خیل عظیمی از بازداشتشدگان و مجرمین این جریانات مشمول عفو کریمانه مقام معظم رهبری (مدظله العالی) شدهاند و از طرفی کشور ]لااقل[ از لحاظ امنیتی تا حد زیادی شرایط طبیعی خود را بازیافته است، هنگامه سخن گفتن از ریشهها و ابعاد وقایع این سهماهه و همچنین یافتن راهکاری برای جبران صدمات و رفع زمینههای بروز مجدد فتنههایی مشابه است.
🔸حوادث اخیر را میتوان از زوایای مختلف و با عینکهای گوناگونی بررسی نمود. اما اگر قرار باشد این پدیده با یک مدلسازی مناسب به نحوی مختصر و در عین حال دقیق و قابل استفاده صورتبندی شود، جدای از نگاه امنیتی (که به سبب نقشآفرینی جدی استکبار جهانی و مزدوران بیمایهاش در این حوادث ضروری مینماید) باید با رویکردی جامعهشناسانه بررسی گردد. چرا که اعتراضات و بهتبع آن، آَشوبهای امسال، نه مثل اعتراضات دی 96 و آبان 98 ماهیتی اقتصادی داشت و نه با فتنهی سیاسی جنبش سبزیها در سال 88 شباهتی دارد؛ بلکه دقیقا حول محور مسائل فرهنگی–اجتماعی شکل گرفته بود.
🔹مسئله مهم این است که یک پیدایش یک پدیدهی اجتماعی نظیر آن چه که در این مدت شاهدش بودیم، اساسا بهطور دفعی و اتفاقی و یا بهخاطر حوادثی نظیر جان باختن یک دختر جوان ممکن نیست؛ بلکه بازتابی از واقعیتهای اجتماعی جامعه است که در طولانیمدت و به دلایل مختلف شکل گرفته و اکنون صرفا بستری برای بروز و ظهور خود یافتهاست. یعنی اگر خانم امینی از دنیا نمیرفت و اعتراضات و بهتبع آن اغتشاشاتی هم در کار نبود، این واقعیات در بطن جامعه موجود و توسط چشمهای تیزبین قابل شناسایی بودند.
🔸واقعیاتی همچون تبدیل نارضایتی و اعتراض به تنفر غیرعادی و بیپرده از نظام در میان برخی از گروههای اجتماعی، تشدید گسستهای اجتماعی و فضای دوقطبی میان هستههای سخت مخالفین و موافقین جمهوری اسلامی، شیوع حس ناامیدی از امکان ایجاد اصلاحات از طریق سازوکارهای موجود و پیشبینیشدهی سیستم، احساس نانمایندگی و انزوای بخشی از جامعه در ساختارهای قدرت، از بین رفتن مرجعیت رسانهای صداوسیمای ملی و سایر رسانههای رسمی در مقابل قدرت تبلیغاتی نامتعارف و فزایندهی چهرههای مشهور، فعال شدن گسلهای قومیتی و مذهبی به همراه احساس محرومیت و مظلومیت در میان این اقلیتها، گسترش فرهنگ بیعفتی و برهنگی در میان بخشی از نسل جوان جامعه، افزایش غیرطبیعی سطح خشونت که عریانترین صورتهای آن در ماجراهایی نظیر شهادت مظلومانه آرمان علیوردی ظهور و بروز یافت، سادهلوحی و ضعف تحلیل سیاسی حتی در میان گروهی از نخبگان و دانشگاهیان که بیش از هرچیز در توهم کودکانهی موفقیت براندازی نمایان شد، افزایش رادیکالیسم و امکانناپذیری گفتگو و دیالوگ و مصالحه مسالمتآمیز بر سر اختلافات سیاسی و... جدای از این که تا چه حد واقعیت دارند و چهقدر برساختهی تبلیغات جبههی رسانهای و تبلیغاتی استکبار هستند، همگی در ویژگی پیشینی بودن اشتراک دارند و اگر هم با چنین اتفاقی آشکار نمیشدند، یقینا در زمانی دیگر به بهانهای متفاوت پدیدار میشدند.
🔹از این روست که برای پیشگیری از چنین بحرانهایی خصوصا در افق بلندمدت باید به اصلاح این چالشها پرداخت. البته این اصلاحات را نباید در تقابل با این شورشهای کور و از پیش بازنده دنبال کرد، بلکه با ایجاد فضای اجتماعی سالم، به گونهای که بستر رشد و بالندگی نظام مقدس جمهوری اسلامی در دومین گام خود و تحقق هرچه سریعتر «ایران قوی» باشد، این مهم محقق خواهد شد. همچنین بدیهیست چالشهای مذکور، همانطور که از ابتدا با جنگ نرم و فعالیتهای تبلیغاتی دشمنان اسلام به وجود آمده، راهحلهای نظامی و امنیتی (علیرغم نقش پررنگ این اقدامات در کوتاهمدت) نخواهد داشت و حل و مدیریت آنها جز با جهاد تبیین و اقدامات فرهنگی قابل دستیابی نیست.
#یادداشت
@enqelabsq
592
«راهبرد برونرفت از بحران مسکن»
✍احمدرضا مجیدی
🔹جمهوری اسلامی، همان نام بلندآوازهای است که صدای حقانیتش بر قلههای رفعت افتخار طنینانداخته، نور هیبتش در طول ۴۵ سال همواره چشم دشمنان اسلام و مسلمین را کور کرده، شعلههای جمهوریتش آتش بر خرمن دشمنان زده و اعتلای کلمه اسلام آن، رنگ از رخ بتهای استکبار پرانده است.
🔸در جمهوری اسلامی، «جمهوری» یعنی تکیه بر قوّت ، قدرت، اراده، ایمان و ابتکارات مردم؛ «جمهوری» یعنی نیروی انسانی، همان چیزی که مهمترین عامل پیشرفت است. «اسلامی» یعنی برای خدا، در راه خدا، متوجه به رضای الهی، در چهارچوب ارزشهای الهی و اسلامی. این، یکی از حرف های نویی است که در انقلاب اسلامی شکل گرفت؛ همان حرفی که در ۸ سال دفاع مقدس جهان را متحیر کرد و در جهاد سازندگی دولت و ملت را در کنار هم و بازوی پشتیبان هم قرار داد. چالشها و بحرانهای کشور عزیزمان ایران، جز با دست به دست هم دادن دولت و ملت بر طرف نمیشود. مگر آبادانی و رفاه روستاها در جهاد سازندگی جز با همکاری دولت و ملت بود؟
🔹حال با بحران دیگری روبهرو هستیم: «مسکن». قیمت خرید و اجاره مسکن سرسامآور است و قیمت زمین که بستر ساخت آن است گزاف. راه حل این مشکل در بستر ارتباط دولت و ملت، عرضه زمین با اجاره ۹۹ ساله به همراه فراهم کردن زیرساختهای لازم و اعطای تسهیلات بانکی توسط دولت به ملت است. اینگونه، ملت نیز فرصت پیدا میکند تا خانه را مطابق خواست خود، با شکل و شمایل مطلوب در زمین تخصیصیافته بسازد. محقق شدن این هدف نه تنها منجر به خانهدار شدن عموم افراد محروم از مسکن میشود، بلکه بزرگترین سهم از سبد هزینه این افراد را از بین میبرد. ارتباط سازنده مردم و دولت مردمی کلید عبور از بحران مسکن امروز است.
🔸جمهوری اسلامی راه حل مشکلات کشور است.
#یادداشت
@enqelabsq
592
📽 تیزر نشریه زنان تاریخ ساز
▫️ الفبای هویتی انقلاب؛ در قامت زنان تاریخساز
◾️اولین نشریه مشترک بسیج دانشجویی هشت دانشگاه تهران
▫️با همکاری نشریات میدان انقلاب، برهان، سپیدار، رویش نو، ارغوان، میقات، عصر، ایما.
📌 به زودی...
@enqelabsq
592
«وقت و مرگ، وقت مرگ»
✍میمدال
🔹جلو آینه ایستاده، خودش را میبیند در حالی که شیر آب باز است و آبها میروند. گاهی به خودش نگاه میکند و گاهی به آب. آب میرود و میبیند که میرود اما...
🔸اما نه میتواند آب بنوشد نه میتواند آب را ببندد. چه حسی، چه حالی، چه عجزی و چه فقری! حسرت و کاش، در عالم فاش، نگاه به نگاه بریز و بپاش!
🔹تصورش آدم را میکشد، چه برسد به اینکه با تمام وجودش احساس کند. احساسی از جنس واقعیت. مثل زمانی که درون دریا غرق میشوی در حالی که شنا نمیدانی و فاصلهی تو با مرگ، فاصلهی بین دست و پا زدن برای نفس کشیدن و به درون آب رفتن و آب ممات خوردن است. لحظه لحظهی زندگیات در جلو چشمانت.
🔸خدا را میخوانی، چه به او اعتقاد داشته باشی چه نداشته باشی و در حالی که به فکر این هستی که دارد تمام میشود، آن اتفاق میافتد. مرگ. اتفاقی که تا دیروز برای دیگران بود و گویی از تو دور. گویی فقط دیگران میمردند و تو همیشه زنده بودی.
🔹و تو! تویی که لحظهی آخر فکر کردی تمام شد ولی با یک نهایت امید که شاید یکی تو را نجات دهد و زندگیات ادامه پیدا کند. اما...
اما یک آن، میبینی که زندگیات ادامه پیدا کرد در حالی که جسدت را میبینی که غرق میشود و به کف دریا میرود.
🔸و تو زندهای! هوشیارتر، آزادتر، بیناتر و شنواتر! و اینجاست که داستان ابدی شروع میشود و تو خودت را میبینی! همان که جلو آینه ایستاده بود و هدر رفت وقت را میدید در حالی که نه میتوانست به وقت برگردد و آن را بنوشد و نه میتوانست هدر رفت وقت را ببندد که این عذاب هدر رفت وقت از بین برود.
🔹این است واقعیت وقت و مرگ و تو هستی و عالم فاش. جایی که حقایق فاش میشوند و تو حسرت کاشگونه میخوری برای نگاه توهمگونه ات به زندگی؛ نگاه بریز و بپاشگونه. نگاهی که گمان میکرد کارهایی که کرد، چیزهایی که شنید، چیزهایی که دید، حتی چیزهایی که فکر کرد، تمام شد اما همهشان را فاش میبیند.
#یادداشت
@enqelabsq
592
«انقلاب هویتبخش»
✍متین یوسفی
🔹دو نگاه به انسان وجود دارد، یکی نگاه ماتریسالیستی است که انسان را مجموع سلولهایش و تناسبهایشان میداند؛ و نگاهی دیگر که انسان را دارای حقیقت مجردی فرای مادۀ تشکیل دهندۀ او میداند. تفاوت این دو نگاه در جهانبینی و هستیشناسی بر هیچ کس پوشیده نیست. اما آنچه که بیشتر مورد غفلت وارد میشود، دو نگاه متفاوت به مفهوم جامعه است. نگاهی که جامعه را مجموع انسانهایش میبیند و نگاهی که جامعه را دارای حقیقت مجرد میداند. البته در این نوشته قرار نیست به بررسی این دو نظر بپردازیم بلکه با این مقدمه به سراغ تحلیل انقلاب اسلامی به عنوان تحولی در حقیقت جامعه ایران و اسلام میرویم.
🔸مردمسالاری دینی بزرگترین ارمغان انقلاب اسلامی و اسلامشناسی امام خمینی برای ایران بود. مردمسالاری دینی قالبی است که اراده جامعه در کشور جاری شود، شاید این پرسش مطرح شود که پس لفظ «دینی» اینجا چه معنایی دارد؟ معنی آن این است که حقیقت جامعه تابع اسلام است و خود را عامل به دین کرده. در واقع تفاوت دو نگاه به جامعه اینجا بیشتر خود را نشان میدهد، در نگاهی که جامعه را مجموع انسانها میداند، عربستان سعودیِ حامی صهیونیسم هم «جامعۀ اسلامی» حساب میشود چون مجموع مسلمانهاست؛ اما در نگاهی که جامعه حقیقت دارد، تنها جامعه اسلامی و ایبسا تنها جامعه الهی در جهان ایران است.
🔹هویت اسلامی در واقع شاید اولین هویت حقیقی است که جامعه ایران برای خود برگزیده. هویتهای حقیقی قبلی جامعه، قالباً توسط عدهای اندک و با زور به جامعه تحمیل شده بود، مثلاً سلسلههای پادشاهی که معمولاً با جنگ یا توطئه به قدرت رسیدند یا هویت مشروطه که عمق جریانی و مردمی آن قابل قیاس با هویت اسلامی نیست.
🔸جامعه دیگری که توسط انقلاب اسلامی هویت یافت جامعه مسلمانان بود. اسلامشناسی امام خمینی و نگاه عمیقی که ایشان به اسلام سیاسی داشت منجر به انقلاب اسلامی شد و جامعه مسلمانان را از یکسری مسلمان دور هم خوش که چهارده قرن است که جامعهشان دیگر حقیقت و هویتی ندارد، بدل کرد به یک جریان سیاسی بزرگ و قدرتمند که هژمونیاش روزبهروز در حال رشد است. رشدی که اگر خدا عنایت کند و مسلمین به تکلیفشان عمل کنند، منجر به تشکیل حکومت عدل مهدوی خواهد شد.
#یادداشت
@enqelabsq
592
«انقلاب هویتبخش»
✍متین یوسفی
🔹دو نگاه به انسان وجود دارد، یکی نگاه ماتریسالیستی است که انسان را مجموع سلولهایش و تناسبهایشان میداند؛ و نگاهی دیگر که انسان را دارای حقیقت مجردی فرای مادۀ تشکیل دهندۀ او میداند. تفاوت این دو نگاه در جهانبینی و هستیشناسی بر هیچ کس پوشیده نیست. اما آنچه که بیشتر مورد غفلت وارد میشود، دو نگاه متفاوت به مفهوم جامعه است. نگاهی که جامعه را مجموع انسانهایش میبیند و نگاهی که جامعه را دارای حقیقت مجرد میداند. البته در این نوشته قرار نیست به بررسی این دو نظر بپردازیم بلکه با این مقدمه به سراغ تحلیل انقلاب اسلامی به عنوان تحولی در حقیقت جامعه ایران و اسلام میرویم.
🔸مردمسالاری دینی بزرگترین ارمغان انقلاب اسلامی و اسلامشناسی امام خمینی برای ایران بود. مردمسالاری دینی قالبی است که اراده جامعه در کشور جاری شود، شاید این پرسش مطرح شود که پس لفظ «دینی» اینجا چه معنایی دارد؟ معنی آن این است که حقیقت جامعه تابع اسلام است و خود را عامل به دین کرده. در واقع تفاوت دو نگاه به جامعه اینجا بیشتر خود را نشان میدهد، در نگاهی که جامعه را مجموع انسانها میداند، عربستان سعودیِ حامی صهیونیسم هم «جامعۀ اسلامی» حساب میشود چون مجموع مسلمانهاست؛ اما در نگاهی که جامعه حقیقت دارد، تنها جامعه اسلامی و ایبسا تنها جامعه الهی در جهان ایران است.
🔹هویت اسلامی در واقع شاید اولین هویت حقیقی است که جامعه ایران برای خود برگزیده. هویتهای حقیقی قبلی جامعه، قالباً توسط عدهای اندک و با زور به جامعه تحمیل شده بود، مثلاً سلسلههای پادشاهی که معمولاً با جنگ یا توطئه به قدرت رسیدند یا هویت مشروطه که عمق جریانی و مردمی آن قابل قیاس با هویت اسلامی نیست.
🔸جامعه دیگری که توسط انقلاب اسلامی هویت یافت جامعه مسلمانان بود. اسلامشناسی امام خمینی و نگاه عمیقی که ایشان به اسلام سیاسی داشت منجر به انقلاب اسلامی شد و جامعه مسلمانان را از یکسری مسلمان دور هم خوش که چهارده قرن است که جامعهشان دیگر حقیقت و هویتی ندارد، بدل کرد به یک جریان سیاسی بزرگ و قدرتمند که هژمونیاش روزبهروز در حال رشد است. رشدی که اگر خدا عنایت کند و مسلمین به تکلیفشان عمل کنند، منجر به تشکیل حکومت عدل مهدوی خواهد شد.
592
«آقای هیتلر!»
✍متین یوسفی
🔸در جریان جنگ جهانی دوم، نازیها اردوگاههای کار اجباری و آدمسوزی متعددی در لهستان برپا کردند، یکی از بزرگترین این اردوگاهها، آشویتس بود. یک روز که هیتلر از آشویتس دیدن میکرد، عدهای از یهودیان گفتند هر کاری بهتر از انفعال است. برای همین یکی از آنها مقابل افسران ارشد نازی و هیتلر ایستاد و سخنرانی پرشوری کرد که خواندن آن ممکن است عبرتآمیز باشد.
آقای هیتلر!
امروز من به نمایندگی از تمام یهودیان آشویتس مقابل شما ایستادهام. آمدهام تا بگویم سوزاندن انسانها به هیچ وجه و با هیچ بهانهای قابل قبول نیست. ننگ بر شما و تمام کسانی که نسلکشی را تئوریزه میکنند!
آقای هیتلر!
اگر به فکر جان ما نیستید، به فکر آلودگی هوای منطقه باشید. پژوهشها نشاندادهاند که شهروندانی که نزدیک کورههای انسانسوزی زندگی میکنند، ۵ درصد بیشتر از بقیه به سرطان ریه مبتلا میشوند. این عدد برای کارمندان آشویتس به ۱۰ درصد میرسد!
آقای هیتلر!
حتی صابونهای تولید شده در کارخانههایی که با خاکستر آشویتس کار میکنند هم از استانداردی پایینتر از صابونهای معمولی برخوردارند؛ تا کی شهروندان لهستان باید تاوان سماهتهای شما را بدهند؟
آقای هیتلر!
نژادپرستان دیگر با راه اندازی کمپهای کار اجباری، هم مسئله آلودگی هوا را حل کردند هم با داشتن نیروی کار رایگان توسعههای چشمگیر اقتصادی را در کشورشان رقم زدند؛ شما هم اگر واقعا دغدغه رایش سوم را دارید، باید کورههای آشویتس را خاموش و ماشینهای صنعتی را روشن کنید.
#کمدی
@enqelabsq
592
«هرکس نظاره کرد تو را دلسپرده شد»
✍جواد حسینی
▪️قبول کنی یا نکنی، برای تو نوشته ام!
برای تو ای که خونت آمیخته به خون برادرت قاسم است.
برای تو که در او حل شدهای!
و چه شیرین است فانی شدن دو برادر در روح ملکوتی حسین (علیهالسلام) ...
« ألسَّلامُ عَلَى الاَْرْواحِ الَّتى حَلَّتْ بِفِناَّئِکَ»
▪️قائدالحشد بودی.
حشدی که همان راه پیروزیبخش دفاع مقدس را در پیش گرفته بود؛ راه باز کردن پای بسیج مردمی در صحنه.
و تو چه خوب دفاع مقدس را میشناختی...
آری حشدالشعبی از اتاق خانهی تو به بازوی جوان جبههٔ مقاومت تبدیل شد.
و اینچنین خطر داعش یا همان زادهٔ دست آمریکا و صهیونیست را از سر همگی ملت های جهان باز کرد.
«وَهُوَ عَلَىٰ كُلِّ شَيْءٍ وَكِيلٌ»
▪️حاج قاسم عراق!
امید دل گیرافتادگان و مظلومان!
قبول کنی یا نکنی، درگیرت شدهام.
درگیر تویی که قبل از فرمانده بودن، خطشکن بودی!
و با همان آرامش حاصل از ایمانت بیرق جهاد را به دوش میگرفتی و بدون ترس، با تمام وجود آن را زندگی میکردی.
درگیر آن محبتها و آغوشهای پدرانهات!
با همان لباسهای خاکی و بدون درجه.
از همانها که تو خودت به سوی رزمندگان میرفتی و آرامش پدری را به آنها هدیه میدادی...
فقط کمی بیشتر در آغوشم بگیر!
مثل همان سجدهٔ آخر نماز صبح حاج قاسم که آمرلی را به کربلا تبدیل کرد؛
شاید من هم کربلایی شدم...
«آرزو بر جوانان عیب نیست»
▪️فانی فیالله بودی.
اخلاص و فنا بودنت آنجایی نقشنما شد که رابطه خودت با حاجی را «جُند» خواندی!
آری سرباز حاج قاسم؛
ابومهدی!
اما فرماندهی کل، چیز دیگری میگوید!
او تو را مصداق «و بَیِّض وَجهِی بنورک» میدانست!
میگوید حاجی، با امثال شما انسان@های مؤمن و شجاع و نورانی توانستند کارهای بزرگی را انجام بدهند...
پس ای سرباز نورانی جبههی حق!
تویی که منیّت در وجودت معنایی نداشت و همچون پیشوایان اطهرت، محبتت را بر همگان عرضه میکردی،
محبتی نما و راه بیابان را به ما بیاموز...
«إِنَّهُ مِنْ عِبَادِنَا الْمُخْلَصِينَ»
▪️ای گرفتار عشق حسین؛
قبول کنی یا نکنی دوست دارم!
از همانها که جنسش فرق میکند؛
همانهایی که بوی حسین میدهد و تو را ختم به این اوضاع کرد...
همان اوضاع اِرباً اِربٰایت را میگویم!
آخر احوال بی تاب و مضطر تو، که در آتش عشق پسر مادر سلاماللهعلیها میسوخت،
درمانی جز این ختم نداشت!
اصلاً جور دیگر آرام نمیشد!
ابومهدی،
اشک چشمانت گواه همین حرف است...
«جُنونِی بِالْحُسَیْنِ دَلیلُ عَقلي»
▪️ناصرالحسین(ع) بودی.
حسینی که قرارگاه امروزهاش، ایران است؛
ایرانی که امّ القری منطقه خطابش میکردی.
و اعتقاد داشتی که اگر حرم جمهوری اسلامی باقی ماند، دیگر حرم ها هم میمانند.
آری؛ فریاد «ما ترکناک یابنالحسین»ات، گوش عالمی را کر کرده بود...
سرباز ولایت!
چه کرد این سربازی با تو، که همهی هست و نیستات را اینگونه خرج و وقفاش کردی!
و چه بود آن مهر رضایت حضرتش، که اینچنین گل از لبخندانت شکوفت؟
ابومهدی؛
حتما میدانی که حضرت ولیامرمان، هر شب تو را به اسم دعا میکرد.
پس ای سرباز خاصه و موثر در امر تعجیل فرج!
مرامی بگذار و مای بی نوا را هم هرشب به اسم دعا کن...
«سَلامَ مُخْلِصٍ لَکَ فِى الْوَِلایَةِ»
▪️عزیز دل صاحب الزمان؛
قبول کنی یا نکنی، چشم انتظارم!
چشم انتظار دست گیریات.
دستی که عاقبتم را به تو گره میزند و مرا خرج و وقف حسین زمان میکند...
میدانم شرطش زخم به زخم خود را ساختن است،
اما غرق گناهم!
منتی بگذار و سفارش من ضعیف را به معین الضعفا بکن...
«وَ أَنْتَ الْمُعْتَمَدُ لِلذُّنُوبِ فِی عَفْوِکَ یٰا عَلیُّ بْنُ موسَی الرِّضا»
▪️ و اما ای مرد میدان؛
هرچه بیشتر از تو میفهمم، بیشتر درد فقدانت قلبم را بدرد میآورد.
بهخدا سنگینی داغ تو و حاج قاسم، یتیممان کرده!
«أَيْنَ الْقُلُوبُ الَّتِي وُهِبَتْ لِلَّهِ وَ عُوقِدَتْ عَلَى طَاعَةِ اللَّهِ؟»
سلام بر بدنهای برهم آمیخته،
سلام بر مقتداکنندگان حقیقی ارباب حسین(ع)،
سلام بر ابومهدی المهندس و برادرش قاسم ...
#بازنشر
@enqelabsq
592
«آن روزها»
✍سیدعلی هاشمی
🔸یک صبح جمعه بود مثل همیشه. برای نماز از خواب بلند شدم. اون شب خواهرم و شوهرش هم خونمون بودن. وقتی وضو گرفتم و خواستم برم سر نماز، شوهرخواهرم منو کشید کنار و خبرو گفت. معلوم بود خودشم باورش نشده هنوز و با یه بُهتی گفت. حاج قاسم هم برای من گندهتر از این حرفا بود که بخوام به این راحتی خبر شهادتشو باور کنم. به شوهرخواهرم گفتم بابا از این شایعات هرروز میاد و میره. باور نکن. بگیر بخواب. واقعا هم باور نکرده بودم. نماز رو خوندم و رفتم که دوباره بخوابم. ولی صدای تلویزیون که خانواده روشن کرده بودن اومد... دیگه یادم نمیاد چی شد. فقط یادم میاد که بازم باورم نمیشد. بعد چند ساعت دیدم تو خونه بمونم میترکم، راه افتادم سمت دانشگاه. چقدر اون تیکه شعر «غریب گیر آوردنت» تو ذهنم تکرار میشد. تو طول هفته خون خونمو از شدت عصبانیت میخورد.
🔹منتظر انتقام بودم. خصوصاً بعد دوشنبه که سردار تشییع شد بدجوری همهمونو غربت گرفت. من تقریباً هیچ کانال خبری رو چک نمیکنم ولی اون موقع به هوای انتقام دائماً چک میکردم. یادمه نماز صبح پا شدم و خبرو دیدم... عشق کردم. چهارشنبه صبح کلاس فلسفه علم داشتم با دکتر تقوی. رفتم سر کلاس و تو کلاس کلی بحث شد درباره این اتفاق. چقدر اون صبح چهارشنبه چسبید.
🔸فکر کنم اولین بار تو کلاس دکتر خبر هواپیما رو شنیدم. حق و حقیقت برام خبر مهمی نبود. ناراحت این بودم که تو این شادی حیفه که سری هموطنهامون باید اینجوری از دنیا برن. ولی ذهنم رو زیاد مشغول نکرد. ولی یواشیواش ماجرا شروع شد... از این طرف اصرار و از اون طرف انکار. ما تو اون وضعیت مطمئن بودیم دشمن میخواد عینالاسد رو به حاشیه ببره و زیر بار نمیرفتیم. اما اشتباه میکردیم. زیادی به بعضیها اعتماد کردیم. فقط یادمه شنبه صبحی که اطلاعیهی سپاه اومد من باز بعد نماز صبح خبرش رو دیدم. یه لبخند تلخ زدم و فهمیدم که وارد چه ماجرایی شدیم. ولی تنها واکنش دفاعیم این بود که رفتم پتو رو تا گردنم کشیدم بالا و حسابی خوابیدم! عجب صبح نحسی بود!
#بازنشر
@enqelabsq
592
«جنگ جهانی سوم»
🔸بعد از ۳ سال که از این روزها میگذرد، هرشب جمعه ساعت ۱:۲۰ که به یاد حاج قاسم عزیزمان میافتیم، وقایع آن روزها که به بخشی از آنها اشاره شد، به سرعت مقابلمان عبور میکند. به ویژه انتقام سخت قضیه در دلمان زنده میشود، که فتح قدس خواهد بود؛ انشاءالله.
🔹بازنشر یادداشت سبحان رحمانی دربارهی حالوهوای روزهای دیماه ۹۸ را میتوانید در ویرگول بسیج دانشجویی مشاهده کنید.
#بازنشر
@enqelabsq
592
«جنگ جهانی سوم»
🔸بعد از ۳ سال که از این روزها میگذرد، هرشب جمعه ساعت ۱:۲۰ که به یاد حاج قاسم عزیزمان میافتیم، وقایع آن روزها که به بخشی از آنها اشاره شد، به سرعت مقابلمان عبور میکند. به ویژه انتقام سخت قضیه در دلمان زنده میشود، که فتح قدس خواهد بود؛ انشاءالله.
🔹بازنشر یادداشت سبحان رحمانی دربارهی حالوهوای روزهای دیماه ۹۸ را میتوانید در ویرگول بسیج دانشجویی مشاهده کنید.
#بازنشر
@enqelabsq
592
«قرآن، عمامه، اسلحه»
✍سعید متوسلی
🔸ما شهید میشویم، امّا بدانید از هر قطره خون ما مجاهدی تربیت خواهد شود و ایران را اسلامی خواهد کرد.این آخرین جمله او بود. کسی که آیت الله خامنهای او را سرمشق آغازین مبارزات اسلامی خود میخواند و امام خمینی به همسر ایشان فرمود:«راه آقای نواب به قدری خالص و بیغلوغش بود که حد و مرز نداشت... و به قدری خالصانه و صادقانه بود که نیازی به گفتن من هم ندارد.»
🔹در دوران دبیرستان با سخنرانی در حیاط دبیرستان آلمانیها، تظاهراتی در اعتراض به اوضاع کشور جلوی مجلس برپا کرد که ماموران دست به اسلحه شدند و چندی بعد دولت قوامالسلطنه سقوط کرد. شاید تعجبی نداشت وقتی در نجف کتاب کسروی را خواند و به ارتداد او مطمئن شد، به ایران برگردد و پس از چند بار بحث با او، حکم قتل وی را به تنهایی در سن بیست سالگی اجرا کند. هر چند که این عمل موفق نبود ولی او با پیگیریهای علما از زندان آزاد شد و ۲ سال بعد پس از تشکیل گروه فداییان اسلام حکم وی را عملی نمود. فداییان اسلام بعداً پس از اعمال نفوذ شاه در انتخابات مجلس شورا، با ترور هژیر امامی، شاه را مجبور به برگزاری مجدد انتخابات کرد.
🔸نواب صفوی ظلم را بر نمیتابید و این را در عمل به خوبی نشان داد. چه آن زمانیکه شخصاً با شاه درباره جمعی از مردم آذربایجان که به اعدام محکوم شده بودند صحبت کرد و چه هنگامیکه تحت تعقیب بود و برای حمایت از مردم غیور و مظلوم کاشان، شجاعانه در دادگاه آنها حاضر شد و حمایت رسمی فداییان اسلام از مردم را اعلام کرد.
🔹شاید باورش سخت باشد کسیکه پس از سخنرانیاش، ۵ هزار نفر برای رفتن به فلسطین و کمک به مردم آن ثبت نام کردند، به همایش کشورهای اسلامی در بیت المقدس دعوت شد، شخصاً با پادشاه اردن دیدار کرد و در وحدت مسلمین کوشید، همان کسی باشد که گروهش ترور سه نخستوزیر پهلوی را در کارنامه خود دارند.
🔸اسلام برایش خط قرمز بود. گروه فداییان اسلام در انتخابات مجلس و اتفاقات پس از آن از جبهه ملّی حمایت کرده بود. امّا پس از روی کار آمدن دولت ملی مصدق وقتی نواب پس از صحبت با او متوجه شد که علیرغم قول و قرارهای قبلی مصدق نمیخواهد اسلام را اجرا کند، بیانیه ای علیه او تنظیم کرد که موجب شد ۲۰ ماه را در زندان سپری کند.
🔹مخالفت با پیمان سنتو از دیگر مواردی بود که نواب برای عدم تصویب آن کوشید که نهایتا ترور ناموفق حسین علا، نخست وزیر وقت، منجر به دستگیری و اعدام او و جمعی از فداییان اسلام شد. او در سال ۱۳۳۴ پس از دوران کوتاه اما پربار خود در سن ۳۱ سالگی، حتی نگذاشت که موقع تیرباران چشمانش را ببندند و با چشمانی باز به استقبال شهادتی که انتظارش را میکشید، شتافت.
#معلم_تاریخ
@enqelabsq
592
«مجاهد مسلمان»
✍سعید متوسلی
🔸ما شهید میشویم، امّا بدانید از هر قطره خون ما مجاهدی تربیت خواهد شود و ایران را اسلامی خواهد کرد.این آخرین جمله او بود. کسی که آیت الله خامنهای او را سرمشق آغازین مبارزات اسلامی خود میخواند و امام خمینی به همسر ایشان فرمود:«راه آقای نواب به قدری خالص و بیغلوغش بود که حد و مرز نداشت... و به قدری خالصانه و صادقانه بود که نیازی به گفتن من هم ندارد.»
🔹در دوران دبیرستان با سخنرانی در حیاط دبیرستان آلمانیها، تظاهراتی در اعتراض به اوضاع کشور جلوی مجلس برپا کرد که ماموران دست به اسلحه شدند و چندی بعد دولت قوامالسلطنه سقوط کرد. شاید تعجبی نداشت وقتی در نجف کتاب کسروی را خواند و به ارتداد او مطمئن شد، به ایران برگردد و پس از چند بار بحث با او، حکم قتل وی را به تنهایی در سن بیست سالگی اجرا کند. هر چند که این عمل موفق نبود ولی او با پیگیریهای علما از زندان آزاد شد و ۲ سال بعد پس از تشکیل گروه فداییان اسلام حکم وی را عملی نمود. فداییان اسلام بعداً پس از اعمال نفوذ شاه در انتخابات مجلس شورا، با ترور هژیر امامی، شاه را مجبور به برگزاری مجدد انتخابات کرد.
🔸نواب صفوی ظلم را بر نمیتابید و این را در عمل به خوبی نشان داد. چه آن زمانیکه شخصاً با شاه درباره جمعی از مردم آذربایجان که به اعدام محکوم شده بودند صحبت کرد و چه هنگامیکه تحت تعقیب بود و برای حمایت از مردم غیور و مظلوم کاشان، شجاعانه در دادگاه آنها حاضر شد و حمایت رسمی فداییان اسلام از مردم را اعلام کرد.
🔹شاید باورش سخت باشد کسیکه پس از سخنرانیاش، ۵ هزار نفر برای رفتن به فلسطین و کمک به مردم آن ثبت نام کردند، به همایش کشورهای اسلامی در بیت المقدس دعوت شد، شخصاً با پادشاه اردن دیدار کرد و در وحدت مسلمین کوشید، همان کسی باشد که گروهش ترور سه نخستوزیر پهلوی را در کارنامه خود دارند.
🔸اسلام برایش خط قرمز بود. گروه فداییان اسلام در انتخابات مجلس و اتفاقات پس از آن از جبهه ملّی حمایت کرده بود. امّا پس از روی کار آمدن دولت ملی مصدق وقتی نواب پس از صحبت با او متوجه شد که علیرغم قول و قرارهای قبلی مصدق نمیخواهد اسلام را اجرا کند، بیانیه ای علیه او تنظیم کرد که موجب شد ۲۰ ماه را در زندان سپری کند.
🔹مخالفت با پیمان سنتو از دیگر مواردی بود که نواب برای عدم تصویب آن کوشید که نهایتا ترور ناموفق حسین علا، نخست وزیر وقت، منجر به دستگیری و اعدام او و جمعی از فداییان اسلام شد. او در سال ۱۳۳۴ پس از دوران کوتاه اما پربار خود در سن ۳۱ سالگی، حتی نگذاشت که موقع تیرباران چشمانش را ببندند و با چشمانی باز به استقبال شهادتی که انتظارش را میکشید، شتافت.
#معلم_تاریخ
@enqelabsq
592
«جموری اسلامی ایران؛ نظام قاسم ساز»
✍سیدمحمدمهدی سجادی
🔸سنجش میزان پیشرفت یک کشور در ترازوی سنجههای متفاوتی قرار میگیرد. سنجههایی عمدتا مادیگرا و تکساحتی، بدون ملاحظهی وجه معنوی انسان. چنانکه در مواجهی انسان و نظامات مختلف سیاسی، اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی و... حاکم بر جوامع با این سنجهها، انسان به مثابه ماشینی پیچیده شمرده میشود تا در میزان توسعهیافتگی کشور موثر و سهیم باشد.
🔸برای مقایسه توسعهیافتگی کشورها، برخلاف مکاتب مادیگرا و معیارهای تکساحتیِ برآمده از آنها، اگر بخواهیم ادعای پیشرفت چندجانبه داشته باشیم، دسترسی و میزان برخورداریهای عمومی لازم است ولی به شدت ناکافیست! اساساً دستیابی به رفاه عمومی در سایهی عدالت ممکن میباشد. اما تحصیل رفاه نمیتواند اساس حرکت جامعهی اسلامی باشد. جامعهی خداباور مبنای حرکت را نه شهوت و هواپرستی، بلکه خدابندگی برای رسیدن به تعالی میداند. کموکیف پیشرفت این جامعه با وجود مبنا، آرمان و رویکرد متفاوت، چهطور میتواند در یک ترازوی کاملاً همجنس، با جامعهای دیگر قرار گیرد؟ حتی با لحاظ کردن معیارهایی که در تضاد با مفاهیم اصیل اسلامی نیست، نیاز به معیارهایی افزون بر همهی اینها داریم تا بتوانیم میزان پیشرفت واقعی خودمان را ارزیابی کنیم.
🔸یکی از شاخصههای شاخص غیرمادیای که میتواند کیفیت حرکت جمهوری اسلامی را برای رسیدن به غایت خود یعنی نظام پیشرفتهی اسلامی بسنجد، نیروهای پیشرو پرورش یافته در انقلاب اسلامی هستند.
🔹حاج قاسم سلیمانی نماد عارفی است مبارزهجو و تربیتشده در بطن جمهوری اسلامی. روستازادهای که در متن حرکت انقلاب اسلامی حضور دارد و به فرماندهای کارآمد، شجاع و شهادتطلب بدل میشود.
وجود حاج قاسم اثبات میکند که جمهوری اسلامی، نظامی است که میتواند آرمانشخص خود را برای آرمانشهرش بپرورد. اثبات میکند که میتوانی در نظام، نظامی باشی در همان حال محبوب مردم. اثبات میکند که مرد میدان، میتواند حکیم و سیاستورز باشد. نشان میدهد میتوانی از جمهوری اسلامی برای جمهوری اسلامی باشی و در تحقق روح اسلام و جمهوریت، بدون تنزّل از آرمانخواهی به محافظهکاری، مثمر ثمر واقع شوی.
🔸حاج قاسم جلوهای از گفتمان ما میتوانیم!
انقلاب و هویت ملی به عنوان یکی دیگر از عناصر پیشرفت است. همان معیاری که به هیچ عنوان در تاریخ تجددخواهی ظاهری و در عمل غربزدگی دوران قاجار و پهلوی دیده نمیشود. «ما میتوانیم» یعنی آنکه یک نفر با دست خالی، ظرفیتهای مختلف را برای پیشبرد اهداف جمهوری اسلامی بسیج کرده و درنهایت ارادهی کشور را بر ارادهی دشمن غالب کند.
🔹ویژگی بارزی که از شهید سلیمانی، فرماندهی تراز و انسان پیشرو انقلاب اسلامی میسازد «جمع اضداد» است. در میدان نبرد شجاع، سرسخت، راهبردشناس و رهبر عملیاتهای پیچیده نظامی. اما در خارج از میدان، پدری برای فرزندان شهید و محرومین. مکتب حاج قاسم مکتبی است که میتواند پیشبرندهی اهداف انقلاب حتی در دانشگاه باشد. فهم از آرمانها و ولایت، همراه کردن مردم با روحیه جهادی و تربیت نیروی تراز انقلاب اسلامی، همان چیزی است که برای صعود در گام دوم انقلاب و تحول دانشگاه به آن نیاز داریم.
🔸حاج قاسم، تجلی آرمانهای جمهوری اسلامی در یک فرد است.
#بازنشر
@enqelabsq
592
«انسان انقلاب اسلامی»
✍متین یوسفی
🔸تاریخ پر است از مردانی که فکر میکردند «پاسخ» را دارند. از ارسطو و افلاطون گرفته تا فروید و نیچه. ادعا میکردند انسان را فهمیدند و برای مسئلۀ انسان، پاسخ دارند. شاید کمتر مسئلهای اندازۀ مسئله انسان جامع باشد؛ فلسفه، روانشناسی، جامعهشناسی، عرفان، هنر و سیاست همه دم از انسان میزنند. جنگها بر سر انسان شده و پاسخهای غلط به این مسئله، جانها گرفته است.
🔹پس عیار مکاتب به عیار پاسخشان به مسئلۀ انسان است. برای شناختن عیار پاسخ هم بهتر از بحث انتزاعی، ارجاع به واقعیت است. مسئلۀ انسان را با انسان پاسخ دادن. انسانِ مکتب اسلام، محمد رسول الله (ص) است و انسانِ شیعه امیرالمومنین علی (ع) است. و این دو با هم در تزاحم نیستند چون باید علیای باشد که بتوان تناسب انسان کامل با پیامبر را فهمید. تبیین را میتوان با زینب فهمید، وفا را با ابولفضل و جهاد را با مالک، سلام الله علیهم. البته هر چه از فهم جامع مکتب دور شویم و مکتب را تفکیک کنیم، انسان هم از وجود وحدانی معصوم دور میشود و به کثرت میرسد.
🔸مکتب امام را به مکتب پرورش عارف مبارزهجو تفسیر میکنند. انسانِ مکتب، خود خمینی است و صدهاهزار شهید که فرزندان و شاگردان روحاللهاند. شهیدانی که راه صد ساله عرفان را زیر هجمه ترکشها و فریاد موشکها چند ماهه رفتند و از مجاهدان بدر و اُحد سبقت گرفتند. از فهمیدههای ۱۳ساله که زود به آرزوی فنای خود رسیدند تا سلیمانیهایی که خدا خواست بمانند و جهاد را ادامه دهند.
🔹شهید بزرگ ما، حاج قاسم سلیمانی، چنین شأنیتی دارد. انسانِ مکتب است. کسی اگر میخواهد نور مکتب را ببیند، کافی است به زندگی حاج قاسم نگاه کند. حاج قاسم آن کسی است که بر باورها، جامۀ عمل پوشانده. کسی است که آرمانها را به واقعیت تبدیل کرده. رستمی است که هفت خوان را پشت سر گذشت و دیو سفید را سربرید. آن مرغی است که به قله قاف رسید. او مرد میدان است.
🔸میگویند این افتادگی اقیانوس است که همۀ رودهای پرخروش را جذب میکند، پس تعجبی ندارد که روز وداع با حاج قاسم یک ایران عزادار است. مردم میدیدند حاج قاسم آن فرماندهای بود که اهل بیا گفتن بود نه برو گفتن. مردم میدیدند در روزگاری که برخی خود را به خواب زدهاند او در چشم خود نمک میریزد که خواب به چشمانش نیایید. در روزگاری که خیلیها تاب مبارزه را نداشتند و از میدان گریختتد، او مرد میدان بود.
🔹اینکه رهبر انقلاب گفتند به حاج قاسم سلیمانی به چشم یک فرد نگاه نکنید بلکه به عنوان یک مکتب او را نگاه کنید، خیلی در دل خود حرف دارد. یک اشاره است برای اینکه انسان را در مکتب امام اینطور میتوان شناخت. باید از خودمان بپرسیم مگر حاج قاسم چه خصوصیاتی داشت که چنین شأنی پیدا میکند؟ یک سال بعد از شهادت حاج قاسم، خود رهبری این سوال را پاسخ دادند:«صدق و اخلاص». صدق نسبت به آرمانهای انقلاب اسلامی و اخلاص، اخلاصی که امروز بر پروفایلهای ما اینطور نقش بسته:«باید به این بلوغ برسیم که نباید دیده شویم، آن کس که باید ببیند، میبیند.» بروز اخلاص را در خستگیناپذیری این مرد باید دید و بروز صدق را در شهادتطلبیاش.
🔸یازده امام شیعه شهید شدند و همه به دست شقیترینهای دوران خود. فیضی که نصیب حاج قاسم شد هم فقط فیض شهادت نبود بلکه فیض شهادت به دست شقیترین دشمنان اسلام بود. این چقدر حجت است بر ما و مردم ما! شاید همین حجیت بود که آن تشییع جنازۀ تاریخساز را رقم زد. البته این حجیت ادامه دارد، اینکه امروز رسانههای معاند و برخی غربزدهها روی حاج قاسم دست میگذارند نشانهای است برای شناختن دوست و دشمن. به جز از دشمن چه کسی به یک چهرۀ محبوب ملی که زندگی و مرگش عامل اقتدار کشور بود حمله میکند؟
🔹حاج قاسم رفت و ماندگار شد. این ما هستیم که ماندیم و راه مکتب؛ راه سمیه و یاسر؛ راه علی و فاطمه (ع)؛ راه حسین (ع)؛ راه شهیدین؛ راه ابراهیم هادی؛ راه محسن حججی؛ راه حاج قاسم...
#بازنشر
@enqelabsq
592
«روضهی مسکن!»
🔸در کلانشهر تهران طبق آخرین آمارهای رسمی، متوسط قیمت هر مترمربع مسکن حدوداً ۴۸ میلیون تومان است. این یعنی قیمت یک خانهی ۸۰ متری برابر ۳/۸ میلیارد تومان است؛ یعنی حتی اگر ماهیانه ۱۰ میلیون تومان درآمد داشته باشید و هر ماه تمام درآمد خود را برای خرید مسکن پسانداز کنید بیش از ۳۸ سال طول میکشد تا صاحب خانه شوید.
🔹یادداشت علیرضا هاشمزاده دربارهی مسائل مربوط به مسکن را میتوانید اینجا ببینید.
#بازنشر
@enqelabsq
592
«خسته نباشید جناب شاه!»
✍سید محسن گلآزاد
🔹جمعیت زیادی در خیابان های سراسر شهر جمع شده بودند و زمانی که شاه رفت، گویی تیر شروع مسابقه شلیک شده است. همه به یکباره واکنش نشان دادند. به بالکن رفتم. بوقها به صدا درآمده بود. راهپیمایان بیرون ریخته بودند و همهی شهر سرشار از جشن و شادی بود. حادثهی غیر قابل توصیفی بود. جشن خودجوش مردم تا دو سه ساعت ادامه یافت و هر لحظه آهنگ آن شدیدتر میشد.
گزارشهایی دریافت کردیم مبنی براینکه مردم شروع به پایین کشیدن مجسمههای شاه و خانوادهاش کردهاند. در طول بعد از ظهر باخبر شدیم پنج یا شش مجسمهی دیگر که چند دهه از عمرشان میگذشت، نابود شدهاند. آنها به طور نمادین در حال کشتن شاه بودند!
🔸اینها بخشی از سخنانی است که ژنرال آمریکایی، رابرت هایزر، از حال و هوای تهران در تاریخ ۲۶ دی ماه سال ۱۳۵۷ روایت میکند. کودتاچیای که به دستور آمریکا ماموریت داشت تا در صورت شکست بختیار، با استفاده از ارتش، رهبران انقلاب را به قتل برساند و در کنار یورش به مردم و اشغال مراکز مهم، دولت سرکوبگر دیگری را روی کار آورد. دولتی که تابع خواستههای آمریکا باشد تا منافعی که در این، به قول خودشان «جزیرهی ثبات» به خطر افتاده بودند را از نابودی نجات دهد.
🔹اما شاه مضطرب که میترسید به سرنوشت ژنرال داوود خان افغانستانی دچار شده و به اتفاق اعضای خانواده اعدام شود، نزدیکانش را پیشاپیش فراری داده بود. گرچه برخی عوامل مانند افزایش فروش نفت و یا قدرت نظامی، این توهم را در او ایجاد کرده بودند که هنوز روزنهی امیدی برای بیشتر ماندن هست. ولی نهایتا در چنین روزی، شاه و همسرش درحالیکه قرار بود برای «رفع خستگی» مسافرتی کوتاه داشته باشند، با ۳۸۴ عدد چمدانِ پر از الماس و جواهرات از ایران فرار کردند و رفتند. رفتنی که با بقیهی رفتنها فرق میکرد؛ چون دیگر کودتایی در کار نبود تا بلیط برگشت را دودستی تقدیم او کنند. اینبار درخت تنومند شاهنشاهی با ۲۵۰۰ سال قدمت که به یک مو بند بود، برای همیشه ساقط شد.
🔸آمریکا که به خیال خامش فکر میکرد میتواند توسط ارتش کاری از پیش ببرد، با پیوستن بخش عظیمی از آن به مردم، عملاً ناتوان شد و در بهت فرورفت و پیام امام خمینی (ره) به این مناسبت، انقلاب را به سوی مقصد نهاییاش با سرعت بیشتری به حرکت واداشت. در همین زمان، شاه آواره از این طرف به آن طرف پاس داده میشد و دیگر خبری از تشریفات و احترامهای گذشته نبود.
از مصر به مراکش، از مراکش به آمریکا، از آمریکا به پاناما و ... . انگلیسیها هم که حتی حاضر نشدند او را به کشورشان راه بدهند.
🔹این حقیقت تاریخی به طور واضحی نشان میدهد که استکبار به مهرههایش فقط به شکل یک کالا نگاه میکند؛ چه برسد بهعنوان یک دوست یا حتی یک انسان. البته درستاش هم همین است. غیر از این اگر میبود تعجب داشت. از سرمایهدار چه انتظاری میرود که برای چیزی که دیگر سودی در آن نیست ارزش قائل شود؟ طبیعتاً یا آن را دور میریزد یا اگر بتواند تا قطرهی آخر شیرهی آن را میمکد ولو به قیمت نابودی آن. دربارهی شاه هم همینگونه شد و او از ترس اینکه درازای برخی امتیازات با دولت جدید ایران مبادله شود، به مصر پناه برد.
🔸سرانجام فرعون مصر، طاغوت ایران را میپذیرد و محمدرضای پهلوی پس از تحمل دورهای بیماری سرطان که به گفتهی رزمآرا معلول استفادهی بیرویه از تقویتکنندههای جنسی بوده است، در غربت جان میدهد.
این واقعه درس عبرتی است برای همهی کسانی که فکر میکنند با تکیه بر اجنبی میتوانند جای پایی محکم برای خودشان درست کنند؛ درصورتیکه لااقل تاریخ ایران بارها نشان داده است حمایت قدرت خارجی از یک جریان پلید، آنرا از سرنوشت شوم خود نجات نخواهد داد.
«وَقُلْ جَاءَ الْحَقُّ وَزَهَقَ الْبَاطِلُ إِنَّ الْبَاطِلَ كَانَ زَهُوقًا» (الاسراء: ۸۱)
#معلم_تاریخ
@enqelabsq
592
«روضهی مسکن!»
🔸در کلانشهر تهران طبق آخرین آمارهای رسمی، متوسط قیمت هر مترمربع مسکن حدوداً ۴۸ میلیون تومان است. این یعنی قیمت یک خانهی ۸۰ متری برابر ۳/۸ میلیارد تومان است؛ یعنی حتی اگر ماهیانه ۱۰ میلیون تومان درآمد داشته باشید و هر ماه تمام درآمد خود را برای خرید مسکن پسانداز کنید بیش از ۳۸ سال طول میکشد تا صاحب خانه شوید.
🔹یادداشت علیرضا هاشمزاده دربارهی مسائل مربوط به مسکن را میتوانید اینجا ببینید.
#بازنشر
@enqelabsq
592
«خسته نباشید جناب شاه!»
✍سید محسن گلآزاد
🔹جمعیت زیادی در خیابان های سراسر شهر جمع شده بودند و زمانی که شاه رفت، گویی تیر شروع مسابقه شلیک شده است. همه به یکباره واکنش نشان دادند. به بالکن رفتم. بوقها به صدا درآمده بود. راهپیمایان بیرون ریخته بودند و همهی شهر سرشار از جشن و شادی بود. حادثهی غیر قابل توصیفی بود. جشن خودجوش مردم تا دو سه ساعت ادامه یافت و هر لحظه آهنگ آن شدیدتر میشد.
گزارشهایی دریافت کردیم مبنی براینکه مردم شروع به پایین کشیدن مجسمههای شاه و خانوادهاش کردهاند. در طول بعد از ظهر باخبر شدیم پنج یا شش مجسمهی دیگر که چند دهه از عمرشان میگذشت، نابود شدهاند. آنها به طور نمادین در حال کشتن شاه بودند!
🔸اینها بخشی از سخنانی است که ژنرال آمریکایی، رابرت هایزر، از حال و هوای تهران در تاریخ ۲۶ دی ماه سال ۱۳۵۷ روایت میکند. کودتاچیای که به دستور آمریکا ماموریت داشت تا در صورت شکست بختیار، با استفاده از ارتش، رهبران انقلاب را به قتل برساند و در کنار یورش به مردم و اشغال مراکز مهم، دولت سرکوبگر دیگری را روی کار آورد. دولتی که تابع خواستههای آمریکا باشد تا منافعی که در این، به قول خودشان «جزیرهی ثبات» به خطر افتاده بودند را از نابودی نجات دهد.
🔹اما شاه مضطرب که میترسید به سرنوشت ژنرال داوود خان افغانستانی دچار شده و به اتفاق اعضای خانواده اعدام شود، نزدیکانش را پیشاپیش فراری داده بود. گرچه برخی عوامل مانند افزایش فروش نفت و یا قدرت نظامی، این توهم را در او ایجاد کرده بودند که هنوز روزنهی
امیدی برای بیشتر ماندن هست. ولی نهایتا در چنین روزی، شاه و همسرش درحالیکه قرار بود برای «رفع خستگی» مسافرتی کوتاه داشته باشند، با ۳۸۴ عدد چمدانِ پر از الماس و جواهرات از ایران فرار کردند و رفتند. رفتنی که با بقیهی رفتنها فرق میکرد؛ چون دیگر کودتایی در کار نبود تا بلیط برگشت را دودستی تقدیم او کنند. اینبار درخت تنومند شاهنشاهی با ۲۵۰۰ سال قدمت که به یک مو بند بود، برای همیشه ساقط شد.
🔸آمریکا که به خیال خامش فکر میکرد میتواند توسط ارتش کاری از پیش ببرد، با پیوستن بخش عظیمی از آن به مردم، عملا ناتوان شد و در بهت فرورفت و پیام امام خمینی (ره) به این مناسبت، انقلاب را به سوی مقصد نهاییاش با سرعتی بیشتری به حرکت واداشت. در همین زمان، شاه آواره از این طرف به آن طرف پاس داده میشد و دیگر خبری از تشریفات و احترامهای گذشته نبود.
از مصر به مراکش، از مراکش به آمریکا، از آمریکا به پاناما و ... . انگلیسیها هم که حتی حاضر نشدند او را به کشورشان راه بدهند.
🔹این حقیقت تاریخی به طور واضحی نشان میدهد که استکبار به مهرههایش فقط به شکل یک کالا نگاه میکند؛ چه برسد به عنوان یک دوست یا حتی یک انسان. البته درستش هم همین است. غیر از این اگر میبود تعجب داشت. از سرمایهدار چه انتظاری میرود که برای چیزی که دیگر سودی در آن نیست ارزش قائل شود؟ طبیعتا یا آن را دور میریزد یا اگر بتواند تا قطرهی آخر شیرهی آن را میمکد ولو به قیمت نابودی آن. دربارهی شاه هم همینگونه شد و او از ترس اینکه درازای برخی امتیازات با دولت جدید ایران مبادله شود، به مصر پناه برد.
🔸سرانجام فرعون مصر، طاغوت ایران را میپذیرد و محمدرضای پهلوی پس از تحمل دورهای بیماری سرطان که به گفتهی رزمآرا معلول استفادهی بیرویه از تقویتکنندههای جنسی بوده است، در غربت جان میدهد.
این واقعه درس عبرتی است برای همهی کسانی که فکر میکنند با تکیه بر اجنبی میتوانند جای پایی محکم برای خودشان درست کنند؛ درصورتیکه لااقل تاریخ ایران بارها نشان داده است حمایت قدرت خارجی از یک جریان پلید، آنرا از سرنوشت شوم خود نجات نخواهد داد.
«وَقُلْ جَاءَ الْحَقُّ وَزَهَقَ الْبَاطِلُ إِنَّ الْبَاطِلَ كَانَ زَهُوقًا» (الاسراء: ۸۱)
#معلم_تاریخ
@enqelabsq
