فرامتنی
Kanalga Telegram’da o‘tish
این کانال به شما امکان می دهد که به سوژه ها و رویدادها از منطری فراتر نگاه کنید و برای شکوفایی استعدادها و رضایت از زندگی ، سبکی تازه در پیش بگیرید. لطفا نظرات ، پیشنهادات و سوالات خود را از طریق آی دی @metatextural با مدیریت کانال در میان بگذارید.
Ko'proq ko'rsatish3 609
Obunachilar
+124 soatlar
+17 kunlar
-1530 kunlar
Postlar arxiv
3 607
Repost from پارادایس
با هر اذان صبح به گلدسته های شهر
هر روز دیو فاجعه بیدار میشود.
#بیداد_خراسانی
@paradisePoem
3 607
چپ ها عادت دارند همه وفایع را با عینک ایدئولوژیک نگاه کنند. حتی فراتر ، همه چیز را ابزاری برای دستیابی به آرمان های ایدئولوژیک شان می کنند.
در همین جام جهانی ، بازی مصر و آرژانتین رو که فقط یک بازی ساده ی فوتبال بود چپ ها تبدیل کردند به مبارزه اسرائیل و فلسطین ، و بعدش هم نتیجه گرفتند که همیشه اسرائیلی ها حق فلسطینی ها رو خورده اند ، بعد که آرژانتین بازی ها رو کامبک زد گفتند اصلا فیفا اسرائیلیه و کل جام جهانی امسال طراحی اسرائیله که آرژانتین رو قهرمان کنند.
بعد که در فینال ، فیفا کاملا برخلاف رویه تمام تاریخ جامهای جهانی ، یک داور اروپایی رو برای بازی یک کشور اروپایی و آمریکای جنوبی در فینال گذاشت و اون داور هم کاملا به نفع اسپانیا قضاوت کرد و انزو فرناندز رو در نهایت بی عدالتی اخراج کرد و اسپانیا قهرمان شد ، همه شون خفه شدند.
اما راست ها: راست ها مثل همیشه جام جهانی رو تماشا کردند و از بازیهای فوتبال لذت بردند. احتمالا تیم خیلیاشون هم قهرمان نشد. همبن
#انوش
3 607
🐬@faramatni
نیکلاس نیلسون در متنی بینقص در فیسبوک، تفاوت بین افراد راستگرا و چپگرا را توضیح میدهد:
«اگر یک فرد راستگرا همجنسگرا باشد، خب، آنطور است و اهمیتی به نظر دیگران نمیدهد.
اگر یک چپگرا همجنسگرا باشد، خواستار تغییر قوانین میشود، علیه همه و همهچیز اعتراض میکند و آن را به یک مبارزه سیاسی تبدیل میکند.
اگر یک راستگرا گیاهخوار باشد، بهسادگی گوشت نمیخورد.
اگر یک چپگرا گیاهخوار باشد، میخواهد گوشت را ممنوع کند، تولید غذا را متوقف کند و جلوی مزارع و مرغداریها اعتراض کند.
اگر یک راستگرا از سلاح خوشش نیاید، هیچ نمیخرد.
اگر یک چپگرا از سلاح خوشش نیاید، سعی میکند آنها را ممنوع کند، همه دیگران را از داشتن یکی بازدارد و از کسانی که دارند متنفر است.
اگر یک راستگرا نگران آبوهوا باشد، کمتر پرواز میکند، اگر مناسب باشد با ماشین برقی رانندگی میکند و زبالههایش را تفکیک میکند.
اگر یک چپگرا نگران آبوهوا باشد، میخواهد ماشینهای فسیلی، سفرهای هوایی و گوشت را برای همه دیگران ممنوع کند، جلوی کارخانهها اعتراض کند و از دولت بخواهد تغییر را اجبار کند.
اگر یک راستگرا بخواهد به فرزندانش آموزش خوبی بدهد، به منطقهای با مدارس خوب نقل مکان میکند، یا مدرسه خصوصی انتخاب میکند یا خودش درگیر میشود.
اگر یک چپگرا بخواهد به فرزندانش آموزش خوبی بدهد، خواستار پول بیشتر مالیاتی از همه است، نتایج برابر برای همه، ممنوعیت مدارس مستقل و اعتراض به هر گونه تفاوت.
اگر یک راستگرا از شغل یا محل کارش شکایت کند... اصلاً این کار را نمیکند. شغل عوض میکند یا شرکت خودش را راه میاندازد.
اگر یک چپگرا از شغلش شکایت کند – مشکل از رئیس، شرکت یا همکاران است. خواستار قرارداد جمعی، اعتصاب، تغییرات برای کل منطقه و اعتراض به شرکت است تا با او جور دربیاید.
اگر یک راستگرا از مسکن یا اجارهاش ناراضی باشد، نقل مکان میکند، بازسازی میکند یا چیز دیگری میخرد.
اگر یک چپگرا از مسکن یا اجارهاش ناراضی باشد، خواستار توقف اجاره، کمکهای بیشتر، مقررات برای همه و اعتراض به مالکان و سیاستمداران است.
اگر یک راستگرا در یک تجارت یا سرمایهگذاری شکست بخورد، بلند میشود، خودش را تکان میدهد و فردا دوباره امتحان میکند.
اگر یک چپگرا بیستوچهارم ماه پولش تمام شود، تقصیر را به گردن ثروتمندان میاندازد که خیلی دارند و باید بیشتر کمک کنند، به این که برد بختآزمایی هفته پیش به او نرسید و غر میزند که چقدر بدشانس است.
اگر یک راستگرا این را ببیند – آن را برای چند دوست میفرستد تا با هم بخندند.
اگر یک چپگرا این را ببیند – سعی میکند مخالفت کند، آن را حذف کند و مرا از فیسبوک پاک کند.»
🐬@faramatni
3 607
🐬@faramatni
چرا با اعدام مخالفم؟
به دو دلیل بسیار ساده:
۱- اعدام یعنی تاوان ابدی و بی بازگشت دادن به جرمی که حتی در بالاترین حدش که قتل باشد ، محصول هیجانات آنی است نه ابدی. درحقیقت ما با صدور حکم اعدام به جرمی که در لحظه و تحت رفتارهای هیجانی اتفاق می افتد ، تاوان ابدی می دهیم و این دور از عدالت است. با این حساب صرفا اعدام را میتوان برای قاتلین سریالی مجاز دانست و لاغیر.
۲- برخلاف تصور علما و روحانیون عظام، اعدام هرگز بازدارندگی ایجاد نمی کند ، که اگر می کرد بعد از دی ۹۶، آبان ۹۸ و جنبش مهسا و قیام دی ماه اتفاق نمی افتاد. ( این را در حوزه جرائم سیاسی گفتم). جرائم عمومی هم که دیگر بی نیاز از توضیح است. هر ساله دهها قاچاقچی مواد مخدر اعدام می شوند و هرگز این اعدام ها باعث کاهش جرم نگردیده است. دلیلش این است که خاستگاه آن جرمها جایی دیگر است و بالطبع پیشگیری و بازدارندگی هم باید در همان خاستگاه اتفاق بیفتد نه در حوزه صدور احکام.
لذا عمیقا بر این اعتقادم (به واسطه انبوه تحقیقات و نظریات روانشناسی) که اعدام نه تنها باعث کاهش جرم نمی شود بلکه برعکس، خشونت را به طرز بی سابقه ای افزایش می دهد. به حدی بی سابقه که باید نگران آینده ای بود که قرار است خشم انباشته ی حاصل از این خشونت ها ، فوران کند.
#انوش
🐬@faramatni
3 607
🐬@faramatni
من مردمت بودم نجیب و قانع و مایوس
تو کشورم بودی قشنگ و تلخ و بحرانی
من حافظ هر ذره از خاک تنت بودم
تو پاسدارِ باغ سیبِ سرخ لبنانی
پیراهنت را پرچمم کردم ولی کُشتی
عشقی که در من تا دل خط مقدم رفت
آغوشِ بازت را نثار این و آن کردی
عمر من اما پای خدمت زیر پرچم رفت
از دشمنان گفتی و باور کردمت، افسوس
خوش باوران قربانیان خنجر از پشتند
مومن به سنگرگاه امن شانه ات بودم
ایمان من را دشمنان فرضیات کشتند
از آن دو چاه نفت چشمت، آن دو جنگ افروز
خاکسترِ صدها قشون میریزد از تاریخ
در خاورِ ظلمت چهل سال است بیوقفه
با خنجر عشق تو خون میریزد از تاریخ
از آشیان سینهات پر دادیام ای عشق
بسته است بغضی بی امان راه گلویم را
قوها فقط هنگام مرگ آواز میخوانند
میآیم و سر میدهم آواز قویم را
#رویا_ابراهیمی
🐬@faramatni
3 607
Repost from پارادایس
فیلم: مادر (۱۳۶۸)
کارگردان: #علی_حاتمی
با بازی #اکبر_عبدی
«مادر» روایتی از حافظه است وجودی که به گذشته جان میدهد خاطره ها از گوشه و کنار خانه بیرون میآیند و هر یک از
فرزندان بخشی از تاریخ خانواده را به یاد میآورند.
اکبر عبدی در نقش غلامرضا یکی از صمیمیترین و ماندگارترین شخصیتهای این فیلم را خلق میکند؛ شخصیتی که با سادگی و مهرش یادآور این حقیقت است که حافظهٔ یک خانواده فقط در عکسها و اسناد باقی نمیماند بلکه در آدمها، رفتارها و
لحظه های کوچک زندگی ادامه پیدا میکند.
به یاد اکبر عبدی و همۀ هنرمندانی که بخشی از حافظه جمعی ما
را ساخته اند...
@paradisePoem
3 607
Repost from دوستان متفکر
📎
سهم ماکان از ایران
از ماکان نصیری، دانشآموز مینابی، هیچ اثری پیدا نشد؛ هیچ.. سهم او از ایران قبری خالی شد.
در قلب ما، #کیان_پیرفلک و #ماکان_نصیری کنار هم خواهند ماند. فرزندان بیگناه ایران که سهمشان از زندگی دزدیده شد؛ چپاول شد و همه قربانیان یک ملتاند.
با یک چشم بر جانباختگان دیماه میگرییم و با چشمی دیگر برای ماکانها؛ مظلومترین قربانیان این جنگ.
اگر در تمام این سالها اجازه داشتیم فقط یک آرزو کنیم، آن تک آرزو این بود که خون مردم ایران نریزد. اما افسوس که نشد؛ نتوانستیم. زورمان نرسید. از دست ما کاری برنمیآمد. حتی نمیتوانیم بگوییم چرا کاری از ما برنیامد.
همیشه ته دلم یک بارقهی امیدی داشتم که شاید کار ایران و هموطنانم به اینجا نکشد. اما نشد. و امروز صبح را با خبر اعدام شروع میکنیم و روز را با خبرهای جانکاه و تماشای ویدئوهای جانکاه میگذرانیم، چه سوگواران دی و چه مادران میناب.
من در سوگ بسیاری نوشتهام؛ از نیکا و سارینا تا بیشماران دی. چشمهای ماکان را فراموش نخواهیم کرد، همانطور که چشمهای نیکا را فراموش نکردیم.
اما ما یک ایران خوش به نسلهای بعد بدهکاریم؛ هر چند نسلهای قبل یک زندگی خوش به ما بدهکار ماندند. ما اما بدهکار نمیمانیم. از فردایمان بیخبریم، اما خدا میداند که آرزویی جز این نداریم که ایران رنگ آرامش ببیند. پیش پایمان گرداب است و پشت سرمان طوفان.
بر من ببخشایید اگر از بیان حق مطلب ناتوانم. ایکاش پیش از مردن حتی برای یکبار که شده، فرصتی بیابم تا یک دل سیر حرف بزنم. اما با همهی لکنتها باید یادآوری میکردم، ماکان -این نماد قربانیان بیگناه- حقی دارد، فارغ از کشمکش سیاسی؛ فارغ از مصادره و فراموشی؛ فارغ از هر چیزی که بوی سیاست بدهد.
#مهدی_تدینی
3 607
Repost from پارادایس
شاید کمتر کسی بدونه که اولین حضور جدی #اکبر_عبدی در تلویزیون از همین مجموعه شروع شد ،البته او قبل از آن از سال ۱۳۵۸ در نمایشهای آماتوری و تئاتر کودک فعالیت میکرد و همان اجراها کم کم راهش را به تلویزیون باز کردند خود اکبر عبدی هم در یکی از گفتگو هایش گفته بود من کارم را با تئاتر کودک شروع کردم؛ بعد هم که وارد تلویزیون شدم باز هم در ژانر کودک کار کردم؛ آثاری مثل محله برو بیا و محله بهداشت.»
«محله برو «بیا سکوی پرتاب او شد؛ مجموعه ای که استعداد کم نظیرش را برای اولین بار به میلیونها بیننده معرفی کرد و خیلی زود نامش را سر زبانها انداخت خیلیها هنوز هم معتقدند محبوبیت اکبر عبدی از همین مجموعه آغاز شد و بعد ازآن بود که مسیرش به سینما و نقشهای ماندگار باز شد.
اما موفقیت محله بروبيا فقط به معرفی یک ستاره ختم نشد. این مجموعه که در سال ۱۳۶۱ به کارگردانی داریوش مودبیان و نویسندگی
حسین فردرو وبیژن بیرنگ ساخته شد و از سال ۱۳۶۲ روی آنتن رفت به یکی از موفق ترین و ماندگارترین برنامه های کودک دهه ۶۰ تبدیل شد استقبال گسترده از آن باعث شد سازندگانش یک سال بعد مجموعه ی محله بهداشت را با همان حال وهوا و شخصیتهای محبوب تولید کنند.
3 607
Repost from پارادایس
هم اکنون مراسم تشییع پیکر زنده یاد #اکبر_عبدی با حضور جمع زیادی از هنرمندان دوستان همکاران و دوستدارانش در حال برگزاری است.
مردی که سالها با هنر و نقشهای ماندگارش لبخند بر لب مردم ایران نشاند امروز در میان اشک و دلتنگی بدرقه میشود.
روحش شاد و یادش همیشه گرامی🕊🖤
@paradisePoem
3 607
Repost from psychologycafe
.
بدون عشق؛تمام عبادت ها، تنها یک
عادتاند. تمام رقصیدن ها،
تنها یک نرمش اند. و تمام
موسیقی ها، سر و صدایی بیش
نیستند.
📆بکشنبه -4-مرداد 1405
🇯🇴🇮🇳 ⤵️
『 @psychologycafeeee♡ 』
3 607
🐬@faramatni
غزل خوان:
خدایگانِ ورقپارههای کاهیِ خویشم!
گدای خویشم و مبهوتِ پادشاهیِ خویشم!
مرا ز سوزِ زمستان و بادِ برف مترسان،
زمانهایست که سرگرمِ بیکلاهیِ خویشم!
نمیکِشم من از این خَلقِ سفله منّتِ روزی...
که طعمهی سرِ قلّابِ خویش و ماهیِ خویشم!
مرا نبوده تصور کن و به بدرقه برخیز،
امید نیست به برگشتنم که راهیِ خویشم!
اگر تویی که کمر بستهای به کُشتنم ای شعر!
وگر منم که تماشاگرِ تباهیِ خویشم!
خوشم از اینکه همینم، چه هیمه ام... چه درختم...
که چون ذغال، مُطلّای روسیاهی خویشم!
#حسین_جنتی
@GhaZalkhaniI
بی هیچ نام
میآیی
اما تمام نامهای جهـان باتـوست
وقت غروب نامت دلتنگیست
وقتی شبـانه چون روحی عـریان میآیی
نام تو وسوسه است
زیر درخت سیب نامت حوّاست
و چون به ناگزیر
با اولین نفس که سحر می زند ؛ میگریزی
نام گریزناکت رویاست…
#حسین_منزوی
🐬@faramatni
3 607
🐬@faramatni
برای اکبر عبدی
فرصت لبخندهای زلال در زمانه ذلیل
اکبر عبدی اندیشمند نبود، صاحب فکر و فلسفه و سیاست و کیاست نبود و درست به همین دلیل من بیشتر دوستش داشتم.
اکبر عبدی هنرمند بود به معنای ناب هنرمند بودن. خود خود خودش بود ، زلال زلال ، بی شیله بی پیله ، بی حسابگری ، نقش بازی می کرد بدون اینکه نقش بازی کند. استادِ کار خودش بود بی اینکه استاد باشد.
اکبر عبدی بخش مهمی از حافظه کمدی جامعه ماست در زیستنی به غایت تراژدیک. برای من از تمامی نقش هایش مهمتر زلالی خاص خودش بود. از آن دست زلالی هایی که در جامعه ما کم پیدا می شود.
برای اینکه بدانید از چه حرف می زنم کافی است این خاطره اش را باهم مرور کنیم:
داستان از یه مراسم خیریه شروع میشه، جایی که اکبر عبدی میره روی صحنه. همه فکر میکردن قراره مثل بقیه یه سخنرانی کوتاه کنه و بره پایین ولی یهو خیلی ساده یه سوال میپرسه:
«اگه چکار کنم بیشتر به خیریه کمک میکنین؟»
از بین جمعیت یکی داد میزنه اگه برقصی»
و اتفاق جالب دقیقاً همین جا میفته...
اکبر عبدی بدون حتى يه لحظه مکث بدون فکر به اینکه کیه ، چه جایگاهی داره یا مردم چی میگن، شروع میکنه به رقصیدن.
نه ژست گرفت نه تعارف کرد نه گفت شأن من این نیست فقط همون لحظه به یه چیز فکر کرد: کمک کردن.
این دقیقاً همون چیزیه که آدمو بزرگ میکنه نه اسم و شهرت. اینکه بتونی برای یه کار خوب از خودت بگذری و بدون هیچ حساب و کتابی دل مردم رو شاد کنی.
شاید خیلیها بتونن بازیگر خوبی باشن اما هرکسی نمیتونه به این حد از زلالی برسه.
به یادش تمام قد می ایستم ، با مرور دیالوگ هایش قطره اشکی می ریزم و به یاد می آورم که در سخت ترین و تلخ ترین لحظه های زندگی مان ، چه لبخندهایی بر لبهایمان نشاند.
#انوش
🐬@faramatni
3 607
🐬@faramatni
دخترای گلم!
پسرای عزیزم!
بانوان بزرگوار!
این روزها که دشواری معیشت بر تمامی خانواده ها فشار آورده ، در نحوه حرف زدن هایتان با پدرانتان بعضی چیزهای ریز رو رعایت کنید.
وقتی که از قیمت های نجومی خرید کفش، لباس یا لوازم ضروری خانواده صحبت می کنید و پدرتان چهره اش درهم می رود و می پرسد مگه چه خبره، نگید انگار از بازار خبر نداری؟ نگید کجای کاری؟ نگید با این پولی که به ما میدی هیچی نمیشه خرید؟
شما درست میگید، قیمت ها چندبرابر شده ، پول ارزش خودشو کاملا از دست داده ، اما در جریان باشین که حقوق پدرانتان هیچ فرقی نکرده ، برای جیب او همان پول بی ارزش در بازار ، هنوز ارزش قبلی رو داره ، او برای همان پول بی ارزشی که باهاش هیچی نمیشه خرید یک ماه شبانه روز دویده و جون کنده و عرق ریخته
گاهی درک این نکته می تونه به رفع خستگیهای پدرتون کمک کنه.
#انوش
🐬@faramatni
3 607
Repost from National Geographic farsi
+4
در کوچه پس کوچه های شیراز صدای زندگی میاد؛
صدایی که بر سنگفرش خاطرهها مینشیند. گویی هر کوچه، قصهای ناگفته از عشق را در سینه پنهان کرده و هر نسیم، شعری از حافظ را در گوش رهگذران زمزمه میکند.
🌏 | @NationalGeographicFarsi
3 607
🐬@faramatni
هفتاد سال پیش، ساموئل بکت نمایشی نوشت دربارهٔ دو مرد که کنار جادهای خالی ایستادهاند و منتظر کسیاند به نام «گودو».
نمیدانند او کیست،
کِی میآید، یا اصلاً میآید یا نه. هر غروب پیامی میرسد: امشب نمیآید، اما فردا حتماً. و فردا، باز همان جاده است؛
همان درخت، همان انتظار …
این نمایش اکنون در جشنوارهٔ تئاتر استراتفورد روی صحنه است، اما انگار دربارهٔ ما ایرانیان نوشته شده.
دربارهٔ مردمی که این روزها هر روز منتظریم و نمیدانیم چه در راه است.
هر روز به ما میگویند تغییر نزدیک است، و روزها میگذرد و هیچ نمیشود.
بکت میگوید بیرحمترین شکل انتظار، نه آمدن است و نه نیامدن؛ بلاتکلیفی است.
وعدهای که هر صبح تازه میشود و نمیگذارد بروی، نمیگذارد فراموش کنی، نمیگذارد زندگی کنی.
و حرف اصلی همینجاست: امید همیشه در برابر اسارت نیست.
گاهی خودش بند است.
آن دو مرد را هیچ طنابی به آن جاده نبسته؛ وعدهٔ فردا بسته است.
نمایش با یک کلمه تمام میشود: «برویم.» و بعد، آخرین دستور صحنه؛ شاید تلخترین جملهٔ تئاتر قرن بیستم: «حرکت نمیکنند.»
هفتاد سال است تماشاگران به این جمله خیره ماندهاند.
و حالا همان پرسش به ما نگاه میکند: ما چه؟ تا کِی منتظر میمانیم؟…
🐬@faramatni
3 607
🐬@faramatni
کیستی که من این گونه
به اعتماد
نام خود را با تو می گویم
کلید خانه ام را در دستت می گذارم
نان شادی هایم را با تو قسمت می کنم
کیستی که من، اینگونه به جد
در دیار رؤیاهای خویش
با تو درنگ میکنم؟
کیستی که من جز تو
نمی بینم و نمی یابم
دریای پشت کدام پنجره ای؟
که اینگونه شایدهایم را گرفته ای
زندگی را دوباره جاری نموده ای
پر شور، زیبا و روان
دنیای با تو بودن در اوج همیشه هایم
جان می گیرد
و هر لحظه تعبیری می گردد از
فردایی بی پایان
در تبلور طلوع ماهتاب
باعبور ازتاریکی های سپری شده…
کیستی ای مهربان ترین.
#احمد_شاملو
🐬@faramatni
3 607
Repost from ⭕️ سلسله موی دوست ⭕️
در دنیا هیچ چیز ناراحت کنندهتر از نگران استطاعتِ مالی بودن نیست...
من از آنهایی که پول را حقیر میشمرند خیلی بدم می آید، اینها یا ریاکارند یا احمق...
پول مثل حس ششم میماند که اگر نباشد آن پنج حس دیگر هیچ سودی ندارند...
این را هم میشنوی که میگویند فقر بهترین انگیزهی هنرمند است، اینها نیش فقر را هرگز در جان و تنشان حس نکردهاند...
اینها نمیدانند که فقر چه بر سر و روزگار آدم می آورد، بال تو را از جای میکند و "روحت را مثل سرطان میخورد..."
#سامرست_موآم
3 607
Repost from ⭕️ سلسله موی دوست ⭕️
برای دوستانی که تصور میکنند گزارهی «ایران میتوانست مرفهترین کشور منطقه باشد» صرفاً یک شعار سیاسی است، بیایید یک بار فارغ از سیاست، با ماشینحساب به واقعیت نگاه کنیم:
سهم واقعی ایران از ثروت فیزیکی و منابع طبیعی جهان (ثروت پایهی فسیلی و معدنی)، به طور متوسط بین ۱۲٪ تا ۱۵٪ کل منابع جهان قرار میگیرد:ماجرا از این قرار است که ایران فقط حدود ۱.۱٪ از جمعیت جهان را دارد، اما حدود ۱۷٪ از ذخایر گاز جهان و ۱۲٪ از ذخایر نفت را در اختیار دارد. با توجه به اینکه سوختهای فسیلی حدود ۵۵٪ از ارزش کل سبد منابع طبیعی دنیا را تشکیل میدهند، میانگین وزنی سهم ایران در این بخش حدود ۱۳.۵٪ برآورد میشود. از سوی دیگر، در بخش معادن و فلزات نیز سهم ایران از ذخایر اثباتشدهی جهان، به طور میانگین حدود ۷٪ است. حاصل تجمیع این دو بخش، سهمی در حدود ۱۲٪ تا ۱۵٪ از کل ثروت فیزیکیِ پایهی جهان را برای ایران نشان میدهد.
حالا اگر بخواهیم ارزش این سهم را با مقیاس ثروت کلِ خالص جهانی (Global Household Wealth) بسنجیم؛ طبق برآوردهای معتبر موسسه UBS برای سال ۲۰۲۴، مجموع ثروت جهانی حدود ۵۲۸ تریلیون دلار بوده است. با این حساب، سهم ۱۲٪ تا ۱۵٪ ایران، ارزشی معادل ۶۳ تا ۷۹ تریلیون دلار از این مجموع کل را به صورت بالقوه به خود اختصاص میدهد.به همین دلیل، فاصلهی امروزِ ایران با سطح رفاه متناسب با این ظرفیت عظیم سرزمینی، یک شکاف ساختاریِ عمیق و واقعی است؛ نه یک ادعا یا اغراق تبلیغاتی
3 607
Repost from پارادایس
«هرگز از مرگ نهراسیدم
اگرچه دستانش از ابتذال شکنندهتر بود ؛
هراس من ، باری
همه از مردن در سرزمینی است
که مزد گورکن از آزادی آدمی افزون باشد»
#احمدشاملو#درگذشت #احمد_شاملو (۲۱ آذر ۱۳۰۴ – ۲ مرداد ۱۳۷۹) متخلص به الف. بامداد و الف.صبح شاعر، فیلمساز، روزنامهنگار، پژوهشگر، مترجم، فرهنگنویس و از دبیران کانون نویسندگان ایران بود. شاملو تحصیلات مدرسهای نامرتبی داشت؛ زیرا پدرش افسر ارتش بود و پیوسته از شهری به شهری گسیل میشد، و از همین روی خانوادهاش هرگز نتوانست مدتی طولانی جایی ماندگار شوند. زندانی شدنش در سال ۱۳۲۲ بهسبب فعالیتهای سیاسی پایانِ همان تحصیلات نامرتب بود. @paradisePoem
