uz
Feedback
💌 دلنوت

💌 دلنوت

Kanalga Telegram’da o‘tish

دل‌نوت (Delnote) اشعار و نوشته‌های زیبا و ماندگار منتشر می‌کند. در انتشار زیبایی‌های دنیا با معرفی ما به دوستان‌تان سهیم باشید https://t.me/delnote

Ko'proq ko'rsatish
940
Obunachilar
-124 soatlar
+37 kunlar
+2230 kunlar
Postlar arxiv
🎵”باران” #محمد_نوری @delnote

♥️ از نگاه یاران به یاران ندا می‌رسد دوره‌ی رهایی، رهایی فرا می‌رسد این شب پریشان، پریشان سحر می‌شود روز نو گل افشان، گل افشان به ما می‌رسد بخت آن ندارم که یارم کند یاد من حال من که گوید که گوید به صیاد من گر چه شد به نیزار گرفتار به بیداد او عاقبت رسد عشق، رسد عشق، رسد عشق به فریاد من ساقیا کجایی کجایی که در آتشم وز غمش ندانی ندانی چه ها می‌کشم ساقی از در و بام در و بام بلا می‌رسد بر دلم از این عشق ازین عشق چه ها می‌رسد ‌ #فریدون_مشیری @delnote

اگر روزهای خوب آمدند و من نبودم، به یاد بیاور که صبور و غمگین چقدر برای روزهای خوب منتظر بودم. و به یادم آوازی زمزمه کن، برقص و بلندتر بخند .. #کیمیا_رجبی @delnote

آلبوم: کاروان عشق قطعه ششم: گلپری جون پیانو: جواد معروفی @delnote

♥️ ساقیا برخیز و دَردِه جام را خاک بر سر کن غمِ ایّام را ساغرِ مِی بر کَفَم نِه تا ز بَر بَرکِشَم این دلقِ اَزرَق‌فام را گرچه بدنامی‌ست نزد عاقلان ما نمی‌خواهیم ننگ و نام را باده دَردِه چند از این بادِ غرور خاک بر سر، نفسِ نافرجام را دودِ آهِ سینهٔ نالانِ من سوخت این افسردگانِ خام را محرمِ رازِ دلِ شیدایِ خود کس نمی‌بینم ز خاص و عام را با دلارامی مرا خاطر خوش است کز دلم یک باره بُرد آرام را ننگرد دیگر به سرو اندر چمن هرکه دید آن سروِ سیم‌اندام را صبر کن حافظ به سختی روز و شب عاقبت روزی بیابی کام را #حافظ @delnote

‏عشق اگر عشق باشد، ریشه‌اش مثل درخت گردو چنان در جان زمین پنجه می‌گشاید که فرصت به گیاه دیگر نمی‌دهد... #عباس_معروفى از كتاب : نام تمام مردگان یحیاست @delnote

حقیقت را می‌دانم – تمام حقایق دیگر را واگذارید مردم هیچ‌کجای زمین نیازی به مبارزه ندارند! بنگرید – شامگاه است، بنگرید، تقریباً شب است: از چه سخن می‌گویید، شاعران، عاشقان، ژنرال‌ها؟ ‌ باد اکنون یکنواخت می‌وزد، زمین از شبنم خیس است، توفان ستارگان در آسمان به آرامش بدل خواهد شد. و به‌زودی همه ما زیر خاک خواهیم خفت، ما که هرگز به‌هم مجال ندادیم بر روی آن بیارامیم. ‌ ‌ #مارینا_تسوِتایوا ترجمه محمد مختاری، زاده اضطراب جهان @delnote

دلم پاییز می‌خواهد. سرد باشد و ابری. دست کنم در جیب پالتو و شانه‌هایم را کمی بالا بدهم تا شال گردن را نزدیک صورتم حس کنم. کفش‌هایم را به خش‌خش برگ‌ها برسانم و خودم را به چای. سرم را بالا بگیرم تا تیرگی ابرها را ببینم و احتمال بارش باران خوشحالم کند. هندزفری را توی گوشم فرو کنم تا بخواند «هستی چه بوَد قصه‌ی پر رنج و ملالی…» هی قدم بزنم، قدم بزنم تا وقتی که نور قرمزِ تابیده از چراغ ماشین‌ها به بارانِ شب رنگ بدهد. من آدمِ این بساط‌هام، اگر نباشد زندگی را کم می‌آورم. #مریم_قهرمانلو @delnote

🎵”من وجودم مال توست” #رامش @delnote

♥️ ای یار من، ای یار من، ای یار بی‌زنهار من ای دلبر و دلدار من، ای محرم و غمخوار من ای در زمین ما را قمر، ای نیم‌شب ما را سحر ای در خطر ما را سپر، ای ابر شکّربار من خوش می‌روی در جان من، خوش می‌کنی درمان من ای دین و ای ایمان من، ای بحر گوهردار من ای شب‌روان را مشعله، ای بی‌دلان را سلسله ای قبلهٔ هر قافله، ای قافله سالار من هم ره زنی هم ره بری، هم ماهی و هم مشتری هم این سَری هم آن سری، هم گنج و استظهار من چون یوسف پیغامبری، آیی که خواهم مشتری تا آتشی اندر زنی در مصر و در بازار من هم موسیی بر طور من، عیسیء هر رنجور من هم نور نور نور من، هم احمد مختار من هم مونس زندان من، هم دولت خندان من والله که صد چندان من، بگذشته از بسیار من گویی مرا: «برجه، بگو»، گویم: «چه گویم پیش تو» گویی: «بیا، حجّت مجو، ای بندهٔ طرّار من» گویم که: «گنجی شایگان»، گوید: «بلی، نی رایگان جان خواهم و آنگه چه جان» گویم: «سبک کن بار من» گر گنج خواهی سر بنه ور عشق خواهی جان بده در صف درآ واپس مجه، ای حیدر کرّار من #مولوی @delnote

غریبه است، هر کسی جز تو در حوالیِ من... #لیلا_مقربی @delnote

بهترین شیوۀ زندگی آن نیست که نقشه‌هایی بزرگ برای فردایت بکشی؛ آن است که وقتی آفتاب غروب می‌کند، لذت یک روز آرام را چشیده باشی
بهترین شیوۀ زندگی آن نیست که نقشه‌هایی بزرگ برای فردایت بکشی؛ آن است که وقتی آفتاب غروب می‌کند،  لذت یک روز آرام را چشیده باشی. #دونالد_بارتلمی @delnote

🎵”Idea 10” #Gibran_Alcocer #Instrumental @delnote

صدای تابستانی تو زنبیلی بود که خورشید به خانه‌ی ما آورد #هوشنگ_صهبا @delnote

تو که در وسط دنیا نایستاده‌ای و حوادث دنیا که فقط به خاطر تو روی نمی‌دهد. تو تنهایی و آرزویت آتش گرفته است. #ابراهیم_گلستان آذر ماه آخر پاییز @delnote

🎵”سحر با باد می‌گفتم” #فرامرز_اصلانی @delnote

♥️ ز دستم بر نمی‌خیزد که یک دم بی تو بنشینم به جز رویت نمی‌خواهم که روی هیچ کس بینم من اول روز دانستم که با شیرین درافتادم که چون فرهاد باید شست دست از جان شیرینم تو را من دوست می‌دارم خلاف هر که در عالم اگر طعنه است در عقلم اگر رخنه است در دینم و گر شمشیر برگیری سپر پیشت بیندازم که بی شمشیر خود کشتی به ساعدهای سیمینم برآی ای صبح مشتاقان اگر نزدیک روز آمد که بگرفت این شب یلدا ملال از ماه و پروینم ز اول هستی آوردم قفای نیستی خوردم کنون امید بخشایش همی‌دارم که مسکینم دلی چون شمع می‌باید که بر جانم ببخشاید که جز وی کس نمی‌بینم که می‌سوزد به بالینم تو همچون گل ز خندیدن لبت با هم نمی‌آید روا داری که من بلبل چو بوتیمار بنشینم رقیب انگشت می‌خاید که سعدی چشم بر هم نه مترس ای باغبان از گل که می‌بینم نمی‌چینم #سعدی @delnote

🎵”می‌جان” #پرستو_احمدی @delnote

♥️ همه آمدند آن که بایست نیامد. از مقتضیات طالع واژگون و گردش‌های ناهنجار گردون دون است. یار می‌باید و نمی‌آید، غیر‌ می‌آید و نمی‌باید. #قائم‌مقام_فراهانی منشآت @delnote