uz
Feedback
💌 دلنوت

💌 دلنوت

Kanalga Telegram’da o‘tish

دل‌نوت (Delnote) اشعار و نوشته‌های زیبا و ماندگار منتشر می‌کند. در انتشار زیبایی‌های دنیا با معرفی ما به دوستان‌تان سهیم باشید https://t.me/delnote

Ko'proq ko'rsatish
940
Obunachilar
-124 soatlar
Ma'lumot yo'q7 kunlar
+1730 kunlar
Postlar arxiv
مگر نمی‌گويند که هر آدمی يک بار عاشق می‌شود؟ پس چرا هر صبح که چشم‌هات را باز می‌کنی دل می‌بازم باز؟ چرا هر بار که از کنارم می‌گذری نفست می‌کشم باز؟ چرا هربار که می‌خندی در آغوشت در به در می‌شوم باز؟ چرا هر بار که تنت را کشف می‌کنم تکه‌های لباسم بال درمی‌آورند باز؟ گل قشنگم برای ستايش تو بهشت جای حقيری‌ست با همين دست‌های بی‌قرار به خدا می‌رسانمت. #عباس_معروفی @delnote

🎵”صدای سبز عشق” #گوگوش @delnote

♥️ چرا نور را دنبال می‌کنیم، اما هنوز تاریکی‌ست؟ وضعیت جهان به‌گونه‌ای‌ست که تصور آینده‌ای روشن در میان این‌همه ابهام و اضطراب، دشوار شده است. برای ما ایرانیانی که نگران آینده‌ی سرزمینمان هستیم نیز، این ماجرا طاقت‌فرساست. هرازچندگاهی، خسته از شرایط کنونی و فشارِ اتفاقات، این پرسش به‌شکلی تازه به سراغمان می‌آید. این پرسشی‌ست که همیشه از خودم می‌پرسیدم. چندی پیش دوستی همین را از من پرسید. این چند سطر را برای او می‌نویسم؛ و برای خودم که هنوز با این تاریکی درگیرم. ما نور را در بیرون جست‌وجو می‌کنیم، اما تاریکی، امری‌ست درونی. اگر در پی نور هستیم، به این خاطر است که نمی‌توانیم با بی‌معناییِ مطلق کنار بیاییم. ما به معنایی فراتر از آنچه جهان بیرون به ما می‌دهد، نیاز داریم. اما چرا هنوز تاریکی‌ست؟ شرافت انسان در ادامه‌دادن است. ما به‌سوی نور می‌رویم، و تاریکی با ما می‌ماند. چراکه هرچه انسان به سمت نور حرکت کند، سایه‌های پنهان‌شده‌ی درونش بیشتر نمایان می‌شوند (مفهومی که یونگ آن را «سایه» می‌نامد). من به تعاریف باب‌شده در جهان، باور چندانی ندارم. تصور نمی‌کنم اگر تعریفی از «تبعید» یا «رضایت‌خاطر» وجود دارد، لزوماً برای هر انسانی کارایی یکسانی داشته باشد. درباره‌ی پیروزی و شکست نیز چنین است. آنچه شاید در شکستنِ ما در لحظه‌ای خاص مصداق داشته باشد، لزوماً به این معنا نیست که ما شکست‌خورده‌ایم —حتی اگر شکسته شده‌ایم. اگر تاریکی همچنان هست، نه به‌خاطر ناتوانی نور، بلکه به‌خاطر قدرت روشنگری آن است. آلبر کامو می‌گوید: «ما باید سیزیف را شاد تصور کنیم.» همین یک جمله می‌تواند بخش بزرگی از تعاریف تثبیت‌شده را در هم بشکند. ما به‌سوی نور می‌رویم، نه برای آنکه تاریکی را از میان ببریم، بلکه برای آنکه در آیینه‌ی آن، خود را بشناسیم. و این، تازه آغاز ماجراست. #محمد_مرکبیان @delnote

تا تو مراد من دهی کُشته مرا فراق تو تا تو به داد من رسی من به خدا رسیده‌ام #رهی_معیری @delnote

و این منم خسته از زمانه‌‌ای که زن را فقط مجسمه‌ای مرمرین می‌خواهد ‌ به ملاقاتم که می‌آیی با من سخن بگو چرا مردانِ شرقی به‌وقت
و این منم خسته از زمانه‌‌ای که زن را فقط مجسمه‌ای مرمرین می‌خواهد ‌ به ملاقاتم که می‌آیی با من سخن بگو چرا مردانِ شرقی به‌وقتِ دیدارِ زن نیمی از کلام‌شان را از یاد می‌برند؟ و زن را فقط یک شاخه‌نبات یا کبوتربچه می‌بینند؟ ‌ چرا مردِ مشرق زمین سیب را از شاخه می‌چیند و سپس به خواب می‌رود؟ ‌ ‌ #سعاد_الصباح سودابه مهیجی @delnote

♥️ رنج انسان را نابود نمی‌کند، بلکه ذات او را نشان می‌دهد. #داستایوفسکی @delnote

🎵”پرنده” #معین #سیاوش_قمیشی @delnote

چگونه دوستت نداشته باشم؟! جمله‌ای که از آنِ توست... همیشه برای توست گاهی به شکل شعر و گاه صمیمیت کوچکی میان انگشتان‌مان. #حمی
چگونه دوستت نداشته باشم؟! جمله‌ای که از آنِ توست... همیشه برای توست گاهی به شکل شعر و گاه صمیمیت کوچکی میان انگشتان‌مان. #حمید_جدیدی @delnote

♥️ رسیدن به حالتی که از هرگونه امیدی دست بشویی، یکی از تعاریف جهنم است. #میلان_کوندرا @delnote

🎵”New Beginnings” #Steve_Wingfield #Instrumental @delnote

نور، در آیینه‌ها افتاد و صبح با گام‌های نرمش آمد… #فروغ_فرخزاد @delnote
نور، در آیینه‌ها افتاد و صبح با گام‌های نرمش آمد… #فروغ_فرخزاد @delnote

اسمش چیست؟! این حس، این حال، همین‌که وقتی به تو فکر می‌کنم از گوشه‌ی لبهایم لبخند چکه می‌کند... #احمد_شاملو @delnote
اسمش چیست؟! این حس، این حال، همین‌که وقتی به تو فکر می‌کنم از گوشه‌ی لبهایم لبخند چکه می‌کند... #احمد_شاملو @delnote

🎵"پل" #گوگوش @delnote

از طوفان که درآمدی، دیگر همان آدمی نخواهی بود که به طوفان پا نهادی. #هاروکی_موراکامی @delnote

بیش از این‌ها، آه، آری بیش از این‌ها می‌توان خاموش ماند می‌توان ساعات طولانی با نگاهی چون نگاه مردگان، ثابت خیره شد در دود یک سیگار خیره شد در شکل یک فنجان در گلی بی‌رنگ، بر قالی بيش از اين‌ها، آه، آری در خطی موهوم، بر دیوار می‌توان با پنجه‌های خشک پرده را یک‌سو کشید و دید در میان کوچه باران تند می‌بارد #فروغ_فرخزاد @delnote

هیچ جهنم و بهشتی وجود ندارد؛ بنابراین از جهنم نترسید و طمعِ بهشت نداشته باشید همە آنچه که وجود دارد این لحظه است شما می‌توانید این لحظه را جهنم سازید یا بهشت که قطعاً ممکن است اما هیچ بهشت یا جهنمی در جایی دیگر وجود ندارد، جهنم هنگامی است که شما سراسر در تنش ترس و نگرانی باشید و بهشت وقتی است که در آرامش و سرور باشید آرامش کامل فردوس است #اشو @delnote

🎵”دنیا” #حبیب_محبیان @delnote

♥️ دیده از دیدار خوبان برگرفتن مشکل‌ست هر که ما را این نصیحت می‌کند بی‌حاصل‌ست یار زیبا گر هزارت وحشت از وی در دل‌ست بامدادان روی او دیدن صباح مقبل‌ست آن که در چاه زنخدانش دل بیچارگان چون ملک محبوس در زندان چاه بابل‌ست پیش از این من دعوی پرهیزگاری کردمی باز می‌گویم که هر دعوی که کردم باطل‌ست زهر نزدیک خردمندان اگر چه قاتل‌ست چون ز دست دوست می‌گیری، شفای عاجل‌ست من قدم بیرون نمی‌یارم نهاد از کوی دوست دوستان معذور داریدم که پایم در گِل‌ست باش تا دیوانه گویندم همه فرزانگان تَرک جان نتوان گرفتن تا تو گویی عاقل‌ست آن که می‌گوید نظر در صورت خوبان خطاست او همین صورت همی‌ بیند ز معنی غافل‌ست ساربان! آهسته ران کآرام جان در محمل‌ست چارپایان بار بر پشتند و ما را بر دل‌ست گر به صد منزل فراق افتد میان ما و دوست همچنانش در میان جانِ شیرین منزل‌ست سعدی! آسان‌ست با هر کس گرفتن دوستی لیک چون پیوند شد خو باز کردن مشکل‌ست #سعدی @delnote

مگر می‌شود بدون عشق زندگی کرد؟ مگر می‌توان روی روح زندگی خط کشید و به همان جسم پوسیده و بی‌ارزش اکتفا کرد؟ زندگی بدون عشق یعنی ادامه بقا و در مقام یک مرده متحرک. یعنی به زور روزها را گذراندن، دقیقه‌ها را به ساعت و ساعت‌ها را به روز و شب تبدیل کردن به امید اتمام زندگی بودن. این زندگی نیست، به معنای واقعی مردگی است. آذرخش #لیلا_رعیت @delnote

♥️ و گفت: همه‌چیز اندر دو چیز یافتم یکی مرا و یکی نه مرا. آنکه مراست اگر بسیار از آن بگریزم هم به سوی من آید و آنکه نه مراست اگر بسی جهد کنم به جهد خویش هرگز در دنیا نیابم. تذکرة الاولیا #عطار @delnote