| Distorted Human |
Kanalga Telegram’da o‘tish
شعر، موسیقی، گاهی هم فیلم دغدغههای شاعرانه کانال اول ما https://t.me/Daar_wag
Ko'proq ko'rsatish3 187
Obunachilar
-324 soatlar
-37 kunlar
+830 kunlar
Postlar arxiv
3 187
مرد تو رختخوابش غلت میزد و خوابش نمیبرد.
برای اینکه ونگ ونگ توله سگهای تو خرابه قاتی خوابش شده بود و تو سرش ژُق زُق میکرد.
خودش دیده بود که چگونه مادر آنها ظهر روز پیش زیر ماشین رفته بود و لاشه خونآلودش را تو خرابهای که خانهاش بود و بچههایش را همانجا زائیده بود انداخته بودند و حالا زر و زِر آنها تو سرش را میخراشید . . .
| صادق چوبک |
Join US! @Distortedhuman
3 187
من از زندگی خودم بی اندازه خسته شده ام. از خودم خسته شده ام. در مرحله ی خاصی بايد دست از زندگی می كشيدم اما اين كار را نكردم. می دانستم زندگی بی معنی است اما نمی توانستم از آن دست بردارم. بنابراين عاقبت كارم فقط انتظار كشيدن شد٬ به هدر دادن عمرم در جستجويی بيهوده. عاقبت به خودم صدمه زدم و اين كار باعث شد به ديگرانی كه در اطرافم بودند صدمه بزنم. به اين دليل است كه اكنون دارم تنبيه مي شوم چون اسير نوعی نفرين هستم. روزگاری چيزی داشتم كه خيلي كامل٬ خيلي بی نقص بود و بعد از ان تنها كاری كه از من برمی آمد خوار شمردن خودم بود. اين نفرينی است كه هرگز نمی توانم از آن بگريزم. بنابراين از مرگ نمی ترسم !
| هاروکی موراکامی |
Join US! @Distortedhuman
3 187
#4.48 ...
با خودم خلوت کرده بودم،تنها ماندن با خود مزخرفم بهتر از بودن با یک نفر دیگر بود.هر کسی که باشد.همه شان دارند آن بیرون حقه های حقیر سر همدیگر سوار میکنند و کله معلق میزنند. پتو را تا گردنم بالا کشیدم و صبر کردم !
3 187
گفتم هیچ چیز دردناکتر از این نیست که سال ها به
اعتماد تفنگی شبهات را به صبح رسانده باشی، و درست در موقع نیاز وقتی برمیداری شلیک کنی ببینی که خالی بوده.
گفتم سرنوشت از این غمانگیزتر سراغ ندارم.
و گفتم ولش کن، بیا حرف دیگری بزنیم!
| عباس معروفی |
Join US! @Distortedhuman
3 187
#Stone_Sour
#Alternative_Metal
از آدمها پرهيز ميكنم اما نه به خاطر اين كه آرام زندگي كنم، بلكه به آن خاطر كه آرام بميرم . . .
3 187
من میتوانم مثل یک حیوان بخابم، اغلب بدون رویا و برای چند دقیقه؛ با وجود این احساس میکنم که به اندازهی یک ابدیت از زندگی دور بودهام؛ گویی سرم را پشت دیواری کردهام که در پس آن بیانتهایی تاریک، فراموشی و استراحت همیشگی وجود دارد !
| هاینریش بل |
Join US! @Distortedhuman
3 187
جغدِ شومی در وجود من لانه کرده
گاهی آرام است و ساعت ها از چشمانم به دنیای بیرون خیره میشود
گویی چیز عجیبی از چشمانم دیده
چیزی شووم، مثل بوی مرگ !
گاهی طغیان میکند و خود را به اینور و آنور دلم میکوبد
میخواهد از دریچه ی چشمانم به دنیای بیرون پناه ببرد
اما نمی داند که گریزی از تاریکی وجود ندارد !
اما تاوان عصیانش را روحم میدهد
آرام آرام خراشیده میشود
تا زمانی که دیگر چیزی باقی نماند...
| آرتین جهانشاهی |
Join US! @Distortedhuman
