uz
Feedback
my thoughts

my thoughts

Kanalga Telegram’da o‘tish

نمیدونم و مطمئن نیستم !

Ko'proq ko'rsatish
1 780
Obunachilar
Ma'lumot yo'q24 soatlar
Ma'lumot yo'q7 kunlar
-930 kunlar
Postlar arxiv
Repost from my thoughts
میدونم استاد مشاهده گر بودن طبیعته میدونم باید تسلیم شم و ازش یاد بگیرم میدونم هرچیزی که توی مسیرم قرار میده خیره و خالص
+3
میدونم استاد مشاهده گر بودن طبیعته میدونم باید تسلیم شم و ازش یاد بگیرم میدونم هرچیزی که توی مسیرم قرار میده خیره و خالص

Share کنید اگر براتون مقدور بود ❤️

photo content

تو مرگ دلم را ببین و برو. https://t.me/vmusic7600

Repost from Eramnesia
دیر یا زود یه فردای میاد که منم با خورشید طلوع کنم.

ما فراموش نمی‌کنیم تنها میان هر خاطره و هر غیابِ خاطره در تعلیق هستیم. ما فراموش می‌کنیم بدونِ امکانِ فراموشی.

Repost from Eramnesia
این خط حدفاصل بهشت و جهنمه
این خط حدفاصل بهشت و جهنمه

میدونم استاد مشاهده گر بودن طبیعته میدونم باید تسلیم شم و ازش یاد بگیرم میدونم هرچیزی که توی مسیرم قرار میده خیره و خالص
+3
میدونم استاد مشاهده گر بودن طبیعته میدونم باید تسلیم شم و ازش یاد بگیرم میدونم هرچیزی که توی مسیرم قرار میده خیره و خالص

حرفی ندارم ولی دلم میخواد حرف بزنم

There is no greater sorrow than to recall happiness in times of misery..

وسط بحث عمیق یکم جنگولک :)) ازین آهنگه خیلی خوشم میاد خیلی نازه

04 - To Mitooni.mp36.63 MB

به این فکر میکنم که یک گیاه به ذات تمام و کمال و تمام قد حضور داره به دور از مقایسه به دور از تردید به دور از تصاحب گری امان
به این فکر میکنم که یک گیاه به ذات تمام و کمال و تمام قد حضور داره به دور از مقایسه به دور از تردید به دور از تصاحب گری امان از لحظه ایی که انسان افسار رو به دست ذهنش میده زندگی یک نسخه ی تکرار شده از یک تکراره هرچیزی که جهان صنعتی ارائه میده رو میپذیریم بدون پرسش گری بدون این که به این بدن به این معبدی که مهمانش هستیم ، فرصت حضور رو بدیم

چقدر بدون قضاوت مشاهده میکنیم؟ چقدر بدون سناریو های از پیش تعین شده ذهنمون جهان رو زیست میکنیم؟ چقدر به واقع در لحظه ی حال تجربه میکنیم؟

برای دیدن، باید نام آن چه که به آن می‌نگریم را فراموش کنیم. — کلود مونه

تو هم بدون آن‌که بدانی، «یک رویا هستی‌».

«اندوه نمی‌تواند تا ابد شدید باقی بماند. آدم در آغاز، هر روز اندوهناک است. سپس شروع می‌کند به بازسازی خود...» ‏- تصرف عدوانی

photo content
+9

رفتم سفر و توی سفر یهو یک جاهایی خودم رو پیدا میکردم که بی دلیل مضطربم یا حتی با دلیل تنها چیزی که یاد گرفتم از سفر اینه که مشاهده کن مشاهده کن احساساتت رو بدنت رو و هرچیزی که بهت میگذره ولی وقتی نگاهش میکردم مثل همیشه آروم نمیشد اونم توی چشمام نگاه میکرد و همچنان حرف میزد درس این سفر از بقیه سفرا بیشتر بود ولی خوش گذشت خیلی خودم تر بودم و رها تر

my thoughts - Telegram kanali @mythoughts statistikasi va tahlili