uz
Feedback
🍁تکست احساسی🍁

🍁تکست احساسی🍁

Kanalga Telegram’da o‘tish

احساسی تبلیغات اینستاگرام👇 Admin: @ehsasiiiii کانال ما رو در tamtam هم میتونید با این آیدی دنبال کنید 👇🏻 @ehsasssi

Ko'proq ko'rsatish
921
Obunachilar
Ma'lumot yo'q24 soatlar
-57 kun
-2330 kun
Postlar arxiv
یکی بود میگفت توجه ادما رو از کاراشون بفهم نه از حرفاشون، نگاه کن ببین اولویت چندم آدمایی تا یهو بخودت نیای ببینی تمام خودتو گذاشتی وسط درحالیکه هیچوقت مهمترین نبودی میگفت بخودت احترام بذار تا بهت احترام بذارن. میگفت مثل ما نباش اینقدر بودیم که بودنمون به چشم نمیاد دیگه. @ehsasssi

نه نفرينت ميكنم و نه ميسپارمت به كارما، همينكه هيچكس اندازه من دوست نداره بسه :)

ﻫﺮﮔﺰ ﻫﯿﭻ ﺣﺴﺮﺗﯽ ﺩﺭ ﺩﻧﯿﺎ ﺍﯾﻦ ﭼﻨﯿﻦ ﯾﮑﺠﺎ ﺟﻤﻊ ﻧﻤﯽ ﺷﻮﺩ... ﮐﻪ ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﺳﻪ ﻭﺍﮊﻩ ﯼ ﮐﻮﺗﺎه : ﺍﻭ ﺩﻭﺳﺘﻢ ﻧﺪﺍﺭﺩ!

Masoud Sadeghlo - Zade Baroon(320).mp36.72 MB

ehNVbrS1sEM.mp38.52 MB

. •اگر به من بگویند زیباترین واژه‌ای که تاکنون یاد گرفتی چیست؟ می‌گویم: پذیرش است. پذیرش یعنی : -پذیرفتن اینکه من کامل نیستم! -پذیرفتن آدم‌ها با تمام نقص‌هایشان! -پذیرفتن شرایط با تمام سختی‌هایش! -پذیرفتن اینکه انتظار از دیگران نداشتن! -پذیرفتن اینکه گاهی من هم اشتباه می‌کنم! -پذیرفتن اینکه خودم مسئول زندگیم هستم! -پذیرفتن اینکه مشکلات هست و باید به مسیر ادامه داد!داشتن پذیرش توی زندگی یعنی پایان دادن به تمام دعواها و اختلافها...

‏درسته همسر من برام گل و هدیه نمیخره حرفای عاشقانه هم بلد نیست ولی وقتی هندونه قاچ میکنه اون وسطش که خیلی شیرین رو میده به من 😁🍉

. گفتیم نمی‌گذره! گذشت گفتیم مگه می‌شه؟ آره شد گفتیم محال ممکنه! ممکن بود گفتیم باورم نمی‌شه! باورمون شد گفتیم نمی‌گذرم! گذشتیم گفتیم نمی‌بخشم! بخشیدیم گفتیم حرف می‌زنم! سکوت کردیم گفتیم از پسش برنمیایم! اومدیم گفتیم دیگه طاقت نمیارم! طاقت آوردیم گفتیم تنهایی‌ مگه می‌شه؟ آره تنهایی شد هرچی گفتیم و فکر کردیم طور دیگه‌ای شد!باور پشت باور یا قوی تر شد یا نابود شد و از بین رفت!این شدن و نشدن‌ها شد تا بشینیم گوشه‌ی زندگی پا رو پا بندازیم بزنیم رو شونه‌ی خودمون افتخار کنیم که میونِ این شدن ها و نشدن ها تبدیل به آدم بهتری شدیم برای این‌ دنیا! قهوه‌ت سرد نشه رفیق! #انسی_نوشت

فرقی نداره پدرشی، مادرشی، برادرشی، همسرشی هر کسی که میخوای باش میخواستم ی حقیقتی رو بهت بگم همه ی جاهایی که از رفتن به اونجا محرومش کردی رو یادته؟ کوچیک ترین دلخوشی ها وسرگرمی هایی که ازش گرفتی چطور؟ ساده ترین وطبیعی ترین نیازهاش که سرکوبش کردی؟ همه رو دور از چشمت انجام داد وسعی کرد که به دستشون بیاره ببینم، بهترنبود دستاشو میگرفتی، تو چشماش نگاه میکردی ومیگفتی همیشه پشتشی؟ شاید اینطوری ی آدم دروغگوی پنهان کار که فکر میکنه عمر و جوونیش از دست رفته کمتر میشد...

Che Heyf.mp314.66 MB