uz
Feedback

Firibgarlarga uchmang! Telemetrio bunday kanallarni topadi va belgilaydi 👉 Belgini ko‘rmoqchi bo‘lsangiz, obuna bo‘ling

‌‌‌‌𝗌𝗎𝗇︎𝗀︎𝗁︎𝗈𝗈𝗇︎

‌‌‌‌𝗌𝗎𝗇︎𝗀︎𝗁︎𝗈𝗈𝗇︎

Kanalga Telegram’da o‘tish

‌‌ ‌‌‌‌‌‌ ‌‌‌‌‌‌ 21𝗌𝗍 𝖼︎𝖾𝗇︎𝗍𝗎𝗋𝗒 𝗏︎𝖺𝗆︎𝗉𝗂𝗋𝖾 ‌‌‌‌‌‌ ‌‌ ‌‌ 📮 @qakanbot

Ko'proq ko'rsatish
Mamlakat belgilanmaganToif belgilanmagan
460
Obunachilar
+424 soatlar
+147 kun
+3330 kun
Postlar arxiv
‌ ‌𝗙𝗘𝗩𝗘𝗥‌ "با همین دست های خونی، خون هرکسی که بهت نزدیک بشه رو می‌ریزم!"
‌ ‌𝗙𝗘𝗩𝗘𝗥‌
"با همین دست های خونی، خون هرکسی که بهت نزدیک بشه رو می‌ریزم!"

ㅤlucky ‘n’ eight ៸៸ 🧶 sunoo little game diary ៸៸ 017

ㅤlucky ‘n’ eight ៸៸ 📜 jay little game diary ៸៸ 015

‌ ‌ "The reason" Rom-Com | High School | Enemies to Lovers SunKi, JayWon, JakeHoon سونو بهترین دانش‌آموز مدرسه بود؛ حداقل تا
‌ ‌ "The reason" Rom-Com | High School | Enemies to Lovers SunKi, JayWon, JakeHoon
سونو بهترین دانش‌آموز مدرسه بود؛ حداقل تا قبل از اینکه نیکی جایگاهش رو بگیره.
#au #TheReason

‍ ‍ ‌ ‌‌ ‌every session peeled away another memory. every pill took someone he luved. the cruelest part was that only one of those things was real. for him, luv can become the safest lie his lonely mind has ever told. if the memory feels real, does the truth still matter? like a parasite.

𝑵𝒐 𝑭𝒂𝒄𝒆: 𝑪𝑯𝑨𝑷𝑻𝑬𝑹 8 𝑪𝒍𝒊𝒄𝒌 𝒉𝒆𝒓𝒆 𝒕𝒐 𝒓𝒆𝒂𝒅 ❖ ─────────────── ❖ 𝑮𝒆𝒏𝒓𝒆 : 𝑹𝒐𝒎𝒂𝒏𝒄𝒆 • 𝑪𝒐𝒎𝒆�
𝑵𝒐 𝑭𝒂𝒄𝒆: 𝑪𝑯𝑨𝑷𝑻𝑬𝑹 8 𝑪𝒍𝒊𝒄𝒌 𝒉𝒆𝒓𝒆 𝒕𝒐 𝒓𝒆𝒂𝒅 ❖ ─────────────── ❖ 𝑮𝒆𝒏𝒓𝒆 : 𝑹𝒐𝒎𝒂𝒏𝒄𝒆 • 𝑪𝒐𝒎𝒆𝒅𝒚 • 𝑯𝒊𝒅𝒅𝒆𝒏 𝑳𝒐𝒗𝒆 • 𝑫𝒓𝒂𝒎𝒂 • 𝑭𝒂𝒏𝒕𝒂𝒔𝒚 • 𝑨𝒏𝒈𝒔𝒕 • 𝑺𝒎𝒖𝒕 𝑪𝒐𝒖𝒑𝒍𝒆 : 𝑯𝒆𝒆𝑯𝒐𝒐𝒏 • 𝑱𝒂𝒚𝑾𝒐𝒏 • 𝑺𝒖𝒏𝑲𝒊 ❖ ─────────────── ❖ 𝑾𝒓𝒊𝒕𝒆𝒏 𝒃𝒚 : #𝑲𝑰𝑻𝑨 𝑩𝒐𝒕 : @TelltoKavin_Bot 𝑷𝒂𝒓𝒕 : 8 #𝑭𝒊𝒄𝒕𝒊𝒐𝒏 #𝑵𝒐𝑭𝒂𝒄𝒆 #𝑯𝒆𝒆𝑯𝒐𝒐𝒏 #𝑱𝒂𝒚𝑾𝒐𝒏 #𝑺𝒖𝒏𝑲𝒊 #𝑲𝑰𝑻𝑨 ❖ ─────────────── ❖

Repost from N/a
↶Before I saw you again, I was nobody ↶couples : heejake , jaywon , ningselle , sunki p1 p2 p3 داستانی در مورد هیسونگی که سال
↶Before I saw you again, I was nobody ↶couples : heejake , jaywon , ningselle , sunki p1 p2 p3
داستانی در مورد هیسونگی که سال آخر دانشگاهش رو با خوبی میگذرونه ، جیکی که تازه وارد دانشگاه شده اگر هیسونگ دوباره کسیو که دوستت داشت تو سال اخر دبیرستان از دست داده بود ، شبیه اون رو دوباره ببینه و حس دژاوو آشنایی به اون سراغ اون بیان و همینطور خاطرات آشنایی به سراغ جیک بیان چه اتفاقی میوفته ؟
unknow

Repost from †
بله زیبای من. من انقدر روانی‌ام که میتونم ساعت‌ها تو رو به تخت ببندم و با نگاهی که از شدت خواستنت به مرز جنون رسیده، تک‌تک جزئیات وجودت رو تماشا کنم. انگار تمام زیبایی‌های دنیا توی تو خلاصه شدن و من محکومم که تا آخرین لحظه‌ی عمرم، تشنه‌ی داشتنشون بمونم. می‌تونم ساعت‌ها به چهره‌ی زیبای تو خیره بشم، به چشم‌های خمارت که بین درد و لذت برق می‌زنن لبخند بزنم. لبخندی که هیچ‌چیز جز دیوونگیِ محض پشتش نیست. می‌خوام تمام لحظه‌هاتی رو که با عجز و درد از من می‌خوای تا تمومش کنم رو گوشه‌ی ذهنم حک کنم، نگاه‌هات و لرزش صدات رو و حتی اشک‌هایی رو که گوشه‌ی چشم‌هات جمع می‌شن. انگار یک جنون سرخ و بیمار تمام وجودم رو بلعیده جنونی که با هیچ چیزی آروم نمی‌گیره. حتی اگه تمام دنیا رو به پام بریزن. اون‌قدر نزدیکت باشم که دیگه هیچ فاصله‌ای بین خواستن من و وجود تو باقی نمونه، که حتی سایه‌ات هم نتونه ازم فرار کنه. وجودِ من‌‌. من تو رو با یه عشق آروم و معمولی نمی‌خوام. تو رو با تمام آشوبی می‌خوام که شب‌ها خواب رو از چشم‌هام می‌گیره، با تمام اون حسادت سیاهی که از تصور لمس شدنت توسط دست‌های دیگه به جونم می‌افته، جنونی که باعث می‌شه دنیا توی چشم‌هام رنگ قرمز به خودش بگیره. برای من تو فقط یک آدم زیبا نیستی تو وسواسی هستی که ازش فرار نمی‌کنم و آتیشی که خودم با دست‌های خودم شعله‌ورترش می‌کنم. چیزی که فکر از دست دادنش می‌تونه تمام وجودم رو به خاکستر تبدیل کنه. و لعنت به من، که با وجود تمام این جنون هر بار نگاهت می‌کنم بیشتر از قبل می‌خوامت.