قاصدکֶ֢
Kanalga Telegram’da o‘tish
یه روز یه قاصدک تو هوا میزد پرسه . 18،19🖤
Ko'proq ko'rsatishMamlakat belgilanmaganToif belgilanmagan
199
Obunachilar
-124 soatlar
-67 kun
-1730 kun
Postlar arxiv
199
از بیطرف ها و سکوت کردهها شاکی نباشید
زیرا گاو برایش فرقی نمیکند زمین متعلق به چه کسی است
فقط علفش را میخورد..
199
توی چنل کاژه نوشته بود؛
بیرون نرفتم
لباسامو کثیف نکردم
آرایش نکردم
به خودم قر و فر ندادم
خراب نکردم
رفاقت نکردم
عاشقی نکردم
مامان ازم راضیای که زندگی نکردم؟!
پ،ن: جدی مامان ازم راضی باش.
199
آدمایی که وقتی از کنارت رد میشن خطِ بوشون باقی میمونه بشددددت دوست داشتنین، قربونتون برم واقن.
199
فقط کافیه توی یک کشور اسم دین و مذهب بیاد، خصوصا دینِ اسلام
همون لحظه مذهبیایِ افراطی کشور رو به گند میکشن.
نمونهش، فرانسه.
199
امروز، روزِ عجیبی بود، مدام داشتم تحمل میکردم.
غروب که چای رو از توی قوری ریختم توی فنجونا، خوشرنگ و لذتبخش نبود.
همون لحظه دلم میخواست زار بزنم و اشک بریزم.
شاید تو فکر کنی بهخاطر خوشرنگ نبودنِ چایی بود،
اما خودم میدونم پشتِ اون اشکها، چه فروپاشیِ روانیای جمع شده بود.
199
من کارایِ رَندوم، حرفایِ رندوم،
کلا همهچیزای رَندوم رو خیلی دوست دارم
مثلا یهو یه کاری انجام بدی بدون برنامه ریزیِ قبلی،
آخرشم یه پسوندِ بهخاطرِتو داشته باشه قشنگتر میشه.
199
نقی توی پایتخت یه دیالوگ داشت که گفت:
اگه ۵۰تا سنگ از آسمون بباره، ۴۹تاش میخوره تو سر من، یدونشم وایمیسه تو نوبت، در شرایط و موقع حساس میخوره تو سرمن.
همیشه تو زندگیمنقی بودم.
