𝒏𝒊𝒈𝒉𝒕 𝒉𝒂𝒗𝒆𝒏
Kanalga Telegram’da o‘tish
Ko'proq ko'rsatish
Mamlakat belgilanmaganToif belgilanmagan
347
Obunachilar
Ma'lumot yo'q24 soatlar
-277 kun
-2 95130 kun
Postlar arxiv
347
فکر میکنم غم زیاد منتهی میشه به خستگی، مثلا من الان نه ناراحتم، نه افسردهام، فقط خستهام از همه چی و همه کس.
347
“دیگه زندگیم تموم شد. کی گفته؟ دیگه آخه مادرم مرده. با یک تیر، یک گلوله کل زندگیم پاشید به هم. سه نفر بودیم یکیمون کم شد، یکی کم شد دیگه کلا زندگی ندارم. عاشق پلیسا بودم دوست داشتم پلیس شم، اینم شد آخر اینکه پلیس نشم. پلیسا هم زدن مادرمو کشتن.
این بود جواب من؟ بخاطر ده سال زندگی من به دنیا اومدم؟ کلا انقدر؟؟ مگه من چقدر سن دارم؟ ده سال فقط؟ ده سال میتونستم با مامانم باشم بقیش تو زندان زندگی بمونم .”
ایلیا فرزند ده ساله جاویدنام افسانه مهدی نژاد.
