سنپترزبورگ؛
Kanalga Telegram’da o‘tish
این بار، خودم را جا نمیگذارم.
Ko'proq ko'rsatishMamlakat belgilanmaganToif belgilanmagan
290
Obunachilar
Ma'lumot yo'q24 soatlar
-87 kun
-2030 kun
Postlar arxiv
290
و چه خستگیِ زیبایی…
پس از سالها آرزو و ماهها کشیدنِ خط روی صفحههای سفید، امروز بالاخره نقاشیهایم را به دیوارهای یک گالری سپردم؛
جایی که دیگر تنها برای من نبودند و چشمهای دیگری هم بر آنها مکث میکردند.
دیدنِ تابلوهایم میان دیوارهای گالری، تماشای آدمهایی که روبهرویشان میایستادند و چند ماه تلاش که حالا به تماشا گذاشته شده بود، خستگیِ تمام این روزها را شیرین کرد.
شاید بعضی آرزوها دیر برسند،
اما وقتی میرسند، تمام خستگیِ راه را زیبا میکنند.
مهسا.دهمِ مهر ماه چهارصد و پنج.
290
که یادمه یه متن نوشتم و همون شب توی چنل قبلیم پست کردم . یکی از مورد علاقه ترین پست های چنلم بود.😭🙏🏼
قشنگ وایب پاییز و نوستالژی میداد.
290
این آهنگ بی کلام منو یاد یه اهنگ بی کلام دیگه میندازه که یه شب تمام باهاش مینوشتم(((:
290
این چند روز، انگار ذهنم از خودم جلوتر میدود؛
یکطرفش فکرِ فرداست، یکطرفش دلشورههای بیدلیل و حرفهایی که مدام در سرم تکرار میشوند.
خستهام، اما هنوز دارم ادامه میدهم.
شاید همهچیز مرتب و آرام نباشد،
اما همین که هنوز برای فردایم فکر دارم، هنوز چیزهایی هست که دوستشان دارم و هنوز دلم میخواهد بهتر شوم، یعنی این روزها قرار نیست آخرِ داستان باشند.
فقط چند روز شلوغاند؛
و من، آرامآرام، از میانشان رد میشوم.
