Parmi's Diaryᥫ᭡
Kanalga Telegram’da o‘tish
Nursing Stu🩺 🦢. ݁₊ ⊹ . ݁ اینجا باهم درس میخونیم، صحبت میکنیم، کتاب میخونیم و کلی خاطره میسازیم💞✨ ارتباط🍓: http://t.me/BluChtBot?start=65a0af05bcddac8d8c
Ko'proq ko'rsatishMamlakat belgilanmaganToif belgilanmagan
579
Obunachilar
-624 soatlar
+267 kun
-5730 kun
Postlar arxiv
اما جوری تربیت شده بود که رفتارش با دیگران تفاوت داشت دنیا رو جدیتر از آن میدانست که دیگران خیال میکنند.
آن شب فکر کردم از ترس دچار این حالت شده اما بعدها به اشتباه خودم پی بردم و دانستم که درک او آسانتر از بوییدن یک گل است.
کافی بود کسی او را ببیند.
_سمفونی مردگان
اگه لازم باشه گـریه کنم، مفصل اشک میریزم اما بـعد از آن به همه خوبیها و هدف هایی که هنوز در زندگی از آنِ من هسـتند متمرکز میشوم.
_سهشنبه ها با موری𐙚
سونیا میتوانست یک اتاق خالی را پر از معنا کند، فقط با لبخندش.
اوه اما فقط بلد بود چیزها را درست کند،
پیچها را سفت کند، قفلها را روغنکاری کند.
اوه برای سونیا دنیا را میساخت،
و سونیا برای اوه، معنا.
_مردی به نام اُوِه💛🌻
شاید بگی زیادی خوشبینی، ولی مطمئنم روزهای خوب ما هم از راه میرسه.
ما هم یه روز خوشحالیِ واقعی از ته دل رو تجربه میکنیم.
شاید نه الان، شاید نه دقیقاً وقتی که انتظارش رو داریم، ولی بالاخره یه روز.
02:38
برا من که شکستم با بغض گلوت گفتی دلت خیلی قرصه پهلوم
هیچی جز تنهایی و غصه نموند
حتی اسممون نموند روی بخار شیشه
ما که گفتیم دستامون از هم جدا نمیشه
چرا هر چی بهت نزدیک تر میشم جلوم دو راهی میشه
مینویسم، چون اگر ننویسم، لای فکرو خیالهام غرق میشم. مینویسم، چون اگر ننویسم، لبریز از حرفهای ناگفته میشم. مینویسم، چون نوشتن تنها پناهمه.
