uz
Feedback
مَرثیه‌ای برایِ وطن 🤍

مَرثیه‌ای برایِ وطن 🤍

Kanalga Telegram’da o‘tish

مرثیه ای برای وطن ، جایی برای بهتر زیستن کتاب‌‌من «تمام‌یک‌لحظه» در پیام های پین شده راه ارتباطی: بات ناشناس: http://t.me/HidenChat_Bot?start=7567490109 2-آیدی ربات شخصی: @Wectworld_bot 3-آیدی ما (موارد ضروری) : @Wectworld 4-پیج اینستاگرام ما : matin_poem

Ko'proq ko'rsatish
Mamlakat belgilanmaganToif belgilanmagan

📈 Telegram kanali مَرثیه‌ای برایِ وطن 🤍 analitikasi

مَرثیه‌ای برایِ وطن 🤍 (@mersiye_vatan) kanali faol ishtirokchi. Hozirda hamjamiyat 18 678 obunachidan iborat bo'lib, Boshqa toifasida -o'rinni egallagan.

📊 Auditoriya ko‘rsatkichlari va dinamika

невідомо sanasidan buyon loyiha tez o‘sib, 18 678 obunachiga ega bo‘ldi.

27 Sentabr, 2026 dagi oxirgi ma’lumotlarga ko‘ra kanal barqaror faollikka ega. Oxirgi 30 kunda obunachilar soni 3 857 ga, so‘nggi 24 soatda esa -7 ga o‘zgardi va umumiy qamrov yuqori darajada qolmoqda.

  • Tasdiqlash holati: Tasdiqlanmagan
  • Jalb etish (ER): Auditoriya o‘rtacha 27.09% darajada jalb etiladi. Nashrdan keyingi dastlabki 24 soatda kontent odatda umumiy obunachilar sonining 27.21% ini tashkil etuvchi reaksiyalarni to‘playdi.
  • Post qamrovi: Har bir post o‘rtacha 5 061 marta ko‘riladi; birinchi sutkada odatda 5 084 ta ko‘rish yig‘iladi.
  • Reaksiyalar va o‘zaro ta’sir: Auditoriya faol: har bir postga o‘rtacha 92 ta reaksiya keladi.

📝 Tavsif va kontent siyosati

Muallif resursni shaxsiy fikrni ifoda etish maydoni sifatida ta’riflaydi:
“مرثیه ای برای وطن ، جایی برای بهتر زیستن کتاب‌‌من «تمام‌یک‌لحظه» در پیام های پین شده راه ارتباطی: بات ناشناس: http://t.me/HidenChat_Bot?start=7567490109 2-آیدی ربات شخصی: @Wectworld_bot 3-آیدی ما (موارد ضروری) : @Wectworld 4-پیج اینستاگرام ما : matin...”

Yuqori yangilanish chastotasi (oxirgi ma’lumot 28 Sentabr, 2026 da olingan) sababli kanal doimo dolzarb va katta qamrovli bo‘lib qoladi. Analitika auditoriya kontent bilan faol hamkorlik qilishini, uni Boshqa toifasidagi muhim ta’sir nuqtasiga aylantirishini ko‘rsatadi.

18 678
Obunachilar
-724 soatlar
-1747 kun
+3 85730 kun
Postlar arxiv
در غروب تیرماه با اندوه گفت ؛
بعضی خداحافظی‌ها نه با قهر آغاز می‌شوند، نه با فریاد؛ آن‌قدر آرام از راه می‌رسند که کسی صدای شکستنشان را نمی‌شنود. یک روز، بی‌آنکه دعوایی رخ داده باشد، آخرین پیام فرستاده می‌شود، آخرین گفت‌وگو پایان می‌یابد و دو نفر، در سکوت، از زندگی یکدیگر کنار می‌روند. نه از بی‌علاقگی، بلکه از آن آگاهی تلخ که می‌گوید بعضی راه‌ها، هرچقدر هم دوباره پیموده شوند، به مقصدی تازه نمی‌رسند. گاهی پایان یک رابطه، لحظه‌ی رفتن نیست؛ لحظه‌ای است که هر دو می‌فهمند دیگر هیچ فردای مشترکی در انتظارشان نیست.
متین https://t.me/Mersiye_vatan

اگر روزی زنجیر بر گلوی این سرزمین سنگینی کند، ما منتظر نخواهیم ماند تا کسی نجاتمان دهد. ما خود، لحظه‌ی شکستن خواهیم شد؛ همان جایی که ترس تمام می‌شود و تصمیم آغاز. اگر راه آزادی از خون بگذرد، ما عقب نمی‌رویم ، چون عقب‌نشینی برای ما شکل دیگری از مرگ است. و اگر قرار باشد ایران قد بکشد، ما همان نسلی هستیم که بی‌صدا می‌میرد، اما نمی‌گذارد وطن زانو بزند. و اگر فردا نبودیم، ردِ ما را در همین کوچه‌ها، در همین سنگ‌فرش‌ها، در نفسِ همین خاک پیدا کنید… #پاینده_ایران و #جاویدشاه فرزند ایران و ای کاش ‌جان‌فدای میهن ، متین https://t.me/Mersiye_vatan

او که سال ها پس از فوت کردن معشوقه اش هنوز عشق عمیقش را فراموش نکرده بود گفت ؛
انسان عاشق کسی نمی‌شود که بیشترین هیجان را در او بیدار می‌کند ، بلکه دلش به سوی کسی می‌رود که در کنارش آرام می‌شود. برای بسیاری از ما ، آشفتگی آشناست ؛ به همین دلیل گاهی نگرانی ، انتظار و نامعلومی را با عشق اشتباه می‌گیریم. اما باید بدانیم عشق ، گاهی فقط حضور انسانی‌ست که در کنارش مجبور نیستی خودت را ثابت کنی ، حرف و رفتارش یکی است و بودنش باری بر شانه هایت نمی‌گذارد. و شاید عشق بیشتر از آنکه آتش باشد ، آرامشی باشد که پس از سالها سرگردانی به خانه‌ی دل باز می‌گردد.
متین https://t.me/Mersiye_vatan

قهوه اش را نصفه و نیمه نوشید و با اندوه گفت ؛
بعضی آدم‌ها ارزشِ یک باغ را تا وقتی در بیابان سرگردان نشوند، نمی‌فهمند. نه از آن رو که مهربانی کم بوده، بلکه چون چشمشان هنوز به دیدن عادت نکرده است. گاهی زندگی باید پرده را کنار بزند و آنان را میان سردیِ بی‌اعتنایی و هیاهوی بی‌وفایی رها کند تا بفهمند چه گوهری را ساده از کنار خود گذرانده‌اند. آدم‌ها سرانجام به اندازه‌ی فهم و لیاقت خویش انتخاب می‌کنند؛ و هر انتخابی، روزی معنای واقعی خود را به صاحبش می‌آموزد.
متین https://t.me/Mersiye_vatan

غمِ وطن، تنها شهرها را از هم جدا نکرد؛ دل‌هایی را که سال‌ها زیر یک سقف می‌تپیدند، به هزاران کیلومتر فاصله سپرد. مهاجرت، فقط عبور از مرزها نیست؛ گاهی بریدنِ تکه‌ای از زندگی‌ست که هیچ نقشه‌ای راه بازگشتش را نشان نمی‌دهد. این روزها، انتظار، مهمان هر غروب ماست. چشم به راه روزی هستیم که دوباره شما از راه برسید؛ نه برای آن‌که فاصله‌های این سال‌ها را جبران کنیم، بلکه برای آن‌که چند روز، غربت را پشت در بگذاریم و دوباره کنار هم، بوی خانه و وطن را نفس بکشیم. کاش روزی برسد که دیدار عزیزان، دیگر محتاجِ ویزا، مرز و بلیت نباشد؛ روزی که هیچ خانواده‌ای تاوانِ دوست داشتنِ وطن را با دوری از عزیزانش نپردازد. متین https://t.me/Mersiye_vatan

آرامشِ آدمی در هیاهوی نگاه به دیگران گم می‌شود؛ هر بار که چشم به زندگی دیگری می‌دوزیم، پاره‌ای از رضایتِ درونِ خود را از دست می‌دهیم. نه مقایسه، راهِ رسیدن است و نه حسرت، نشانی از رشد؛ آن‌چه انسان را فرسوده می‌کند، دویدن در مسیرهایی است که برای او نوشته نشده‌اند. آسودگی، در پذیرفتنِ خویشتن نهفته است؛ در دیدنِ داشته‌ها، نه در شمردنِ نداشته‌های دیگران. هر دل که از بندِ رقابت رها شود، به روشناییِ آرامی می‌رسد که در آن، بودن کافی‌ست. حسادت، سایه‌ای‌ست که نورِ زندگی را می‌پوشاند؛ و مقایسه، زخمی‌ست که بی‌صدا بر جان می‌نشیند. اما آن‌که راهِ خود را می‌شناسد، نه در پیِ برتری است و نه در ترسِ عقب‌ماندن؛ او تنها می‌زیَد، آرام، بی‌هیاهو، و بی‌قیاس. و شاید خوشبختی همین باشد: رها شدن از چشمِ دیگران، و بازگشت به خویش؛ جایی که انسان، بی‌نیاز از سنجش، خود را کافی می‌یابد. - متین https://t.me/Mersiye_vatan

بیانیهٔ دومِ چنل تلگرام «مرثیه‌ای برای وطن» و پیج matin_poem در بابِ توافقِ شصت‌روزهٔ جمهوری اسلامی و آمریکا، پس از سخنانِ دیروزِ شاهزاده رضا پهلوی
درود و نور بر هم‌میهنانِ گرامی، ارجمند، شکیبا و دلیرِ سرزمینم، ایران. بار دیگر ایستادگیِ یکایکِ شما را در برابرِ ستم می‌ستایم و با همهٔ جان‌باختگانِ راهِ آزادیِ خیزشِ شیروخورشید ابراز همدردی می‌کنم. بدانید که اندوهِ شما را از یاد نبرده‌ایم و هر بامداد با این اندوه برمی‌خیزیم و هر شب با همین اندوه دیده بر هم می‌نهیم... در آغاز؛ همان‌گونه که شاهزاده در همایشِ خود گفتند، ناامیدی در چنین روزهایی، پس از همهٔ دستاوردهایی که در دی‌ماه و جنگ داشته‌ایم، بی‌معناست. ما با فرزندانِ ایران و جان‌فدایانِ راهِ آزادی پیمان بسته‌ایم که تا زنده‌ایم امیدوار بمانیم و در برابرِ ستم سر فرود نیاوریم. این، بنیادی‌ترین آرمانِ ما آزادی‌خواهان است. بدانید که سرنوشتِ ایران در دستِ ماست، نه در دستِ آمریکا، کشورهای باختر و نه هیچ‌گونه توافق و سازشی. دوم؛ باید واقعیت‌ها را دید، نه تیترسازی‌ها را. همان‌گونه که هر روز می‌بینیم، هنوز درگیری‌هایی در شهرهای جنوبیِ ایران و تنگهٔ هرمز وجود دارد و از خبرهایی که به گوش می‌رسد، یا از سخنانِ خودِ مارکو روبیو و جی‌دی ونس، می‌توان چنین برداشت کرد که سازمانِ سیا هشدارهایی دربارهٔ بر هم خوردنِ توافق از سوی ایران داده است. دودستگی در درونِ نظام موج می‌زند و همهٔ سران به جانِ یکدیگر افتاده‌اند و این، به باور بسیاری، فرجامِ آن را آسان‌تر خواهد کرد. از سوی دیگر، اسرائیل هرگز به ماندگاریِ جمهوری اسلامی، حتی با چهره‌ای تازه‌تر، تن نخواهد داد؛ زیرا آن را همواره دردسرساز می‌داند. شاید این روند دو تا چهار سال دیگر نیز به درازا بکشد، شاید هم زودتر و همین تابستان؛ اما پس از جام جهانی و پایانِ این شصت روز، بی‌گمان دگرگونی‌های چشمگیری در پیش خواهد بود.
در پایان باید گفت که امیدوار ماندن در چنین روزگاری بسیار سخت و دشوار است، اما برای ما بایسته و ناگزیر است که امیدِ خویش را برای ساختنِ ایرانی آباد و آزاد زنده نگه داریم. اطمینان داشته باشید که ستم ماندگار نیست و تاریکی سرانجام جای خود را به روشنایی خواهد سپرد. سوگند به خون‌های ریخته‌شده در جای‌جایِ سرزمینم ایران که تا واپسین دم برای آزادیِ میهنمان خواهیم کوشید و هرگز در برابرِ ستم سر فرود نخواهیم آورد. اگر بنا باشد با خونِ خود این لکهٔ ننگِ تاریخ را بشوییم، چنین خواهیم کرد؛ چرا که چه سرفرازی‌ای والاتر از فرزندِ ایران و جان‌فدایِ میهن شدن؟
#پاینده_ایران و #جاویدشاه فرزندِ ایران و ای کاش جان‌فدایِ میهن؛ متین https://t.me/Mersiye_vatan Instagram : matin_poem

کسانی خواهند بود که به تو گل هدیه می‌دهند ، و کسی نیز خواهد آمد که سبب شکوفایی‌ات می‌شود ، دومی را انتخاب کن. آدمی را برگزین که حضورت را زیباتر کند، نه کسی که تنها لحظه‌ای زیبا برایت بیافریند.عشق راستین، هدیه دادن نیست؛ توانِ شکوفا کردنِ جانِ دیگری است. و برخی روح ها دریایی در درون خود دارند ؛ دریایی که ارزش غرق شدن در آن را دارد. متین https://t.me/Mersiye_vatan

آیا تا به‌ حال با خودتان نشسته‌اید و به مفهوم زندگی فکر کرده‌اید؟ زمان به سرعت می‌گذرد و چیزی به شما بر نمی‌گردد. لطفا زندگی کنید ، سخت عشق بورزید ، ترس را رها کنید و خودتان را دوست داشته باشید ؛ قدر سختی ها را هم بدانید که آنها در حال ساختن بهترین نسخه از شما هستند ، به روند زندگی اعتماد کنید و هرگز احساس کردن را فراموش نکنید ، یک عمر آنقدر ها هم طولانی نیست... متین https://t.me/Mersiye_vatan

امروز، آخرین صفحه‌های شاهکار هزار و اندی صفحه‌ای داستایفسکی، «برادران کارامازوف» را به پایان رساندم؛ اثری که هر فصلش تأملی عمیق درباره انسان، ایمان، رنج و زندگی است و اگر قرار باشد تمام این شاهکار را در یک جمله خلاصه کنم، بی‌تردید همان جمله‌ی جاودانه است:
«اگر روزی در مسیر زندگی گم شدیم، همین یادها ما را نجات خواهند داد.»
کتاب به ما می‌گویید گاهی انسان نه با منطق، نه با قدرت، و نه با ثروت نجات پیدا می‌کند؛ بلکه با خاطره‌ای کوچک از پاکی. شاید یک مهربانی، یک آغوش، بوی باران کودکی، یا لحظه‌ای که بی‌دلیل دوست داشته شده است. داستایفسکی می‌گوید این یادهای روشن، مانند چراغ‌هایی خاموش‌نشدنی در اعماق روح باقی می‌مانند و وقتی همه‌چیز تاریک شد، راه بازگشت را نشان می‌دهند. «زیبایی جهان را نجات خواهد داد.» نه زیباییِ چهره، بلکه زیباییِ روح؛ همان مهربانی‌های کوچکی که هرگز از حافظهٔ جان پاک نمی‌شوند. ـ متین https://t.me/Mersiye_vatan

می‌توان کسی را دوست داشت ، اما برای او مناسب نبود. و کسی نیز می‌تواند شمارا دوست داشته باشد ، اما همسفر درستی برای زندگی‌تان نباشد. عشق گاهی به تنهایی کافی نیست ؛ عشق برای ماندگاری به بلوغ ، همدلی ، درک و مهربانی نیاز دارد. بسیاری از عشق نه از کمبود محبت ، بلکه از کمبود این مهارت ها از دست می‌روند.
متین https://t.me/Mersiye_vatan

درود و مهر ، شامگاه خوش🩵 پس از مدتی دوری از انتشار آثار تازه، بار دیگر با منظومه‌ای نو در قالب مثنوی بازگشته‌ایم؛ اثری با عن
+7
درود و مهر ، شامگاه خوش🩵 پس از مدتی دوری از انتشار آثار تازه، بار دیگر با منظومه‌ای نو در قالب مثنوی بازگشته‌ایم؛ اثری با عنوان «ایران، روایتِ بی‌پایان».
این شعر تلاشی است برای بازخوانی ایران، نه فقط به‌عنوان یک سرزمین، بلکه به‌عنوان یک هویت زنده و جاری در تاریخ، فرهنگ و حافظه‌ی جمعی. منظومه در بخش‌های گوناگون شکل گرفته و هر بخش به گوشه‌ای از این سرزمین و روح آن می‌پردازد؛ از جغرافیای گسترده و کوه‌ها و دریاها، تا شهرها و اقوام، از آثار باستانی و شکوه ایرانِ کهن، تا پهلوانان و نام‌آوران تاریخ، و در نهایت تا بزرگان ادب و عرفان که جانِ فرهنگ این سرزمین را ساخته‌اند. «ایران، روایتِ بی‌پایان» سفری است از خاک تا افلاک؛ از سنگ‌های خاموش تاریخ تا صدای زنده‌ی شعر و اندیشه. تلاشی برای یادآوری اینکه ایران فقط گذشته نیست، بلکه روایتی است که هنوز ادامه دارد…
با سپاس از حمایت ها و همراهی شما ، با نهایت افتخار و فروتنی ؛ فرزند ایران ، متین
پیج اینستاگرام ما ؛ شعر ، ادبیات و نویسندگی : matin_poem
https://t.me/Mersiye_vatan

در غروب جمعه ، با نگاهی به وضعیت جامعه سری تکان داد و گفت ؛
این‌که جامعه، چیزی را عادی پنداشته، هرگز گواه درستی آن نیست. تاریخ بارها ثابت کرده است که گاه در میان انبوه صداها، تنها یک نفر حقیقت را فریاد می‌زند. عادی شدن، مترادفِ درست بودن نیست. گاهی حقیقت، تنها در زبان یک نفر زنده می‌ماند و اکثریت، تنها به تکرار یک خطا خو گرفته‌اند. پس برای قانع کردن من، از عادی شدنِ چیزی سخن نگو؛ زیرا هر آنچه برای همگان عادت شده، لزوماً برای وجدان من پذیرفتنی نیست.
متین https://t.me/Mersiye_vatan

مولانا تنها شاعر نیست ؛ او افق نگاه انسان به زندگی را دگرگون کرد. در بلخ چشم به جهان گشود، اما اندیشه و واژه‌هایش از مرزها گذشتند و در ژرفای جان میلیون‌ها انسان جای گرفتند. او به ما آموخت که عشق، مهربانی و انسان بودن، ارزشمندترین گنجینه‌های این جهان‌اند و هیچ ثروتی با آن‌ها برابری نمی‌کند. شاید راز جاودانگی‌اش نیز همین باشد؛ قرن‌ها از خاموشی جسمش گذشته، اما کلامش هنوز در جان انسان امروز می‌تپد، امید می‌آفریند و راه را روشن می‌کند.
بی‌شک درک عمیق از مثنوی معنوی و غزلیات شمس انسان را دگرگون و شخصیت او را متحول می‌کند و مهمتر از همه ، به انسان آرامش می‌بخشد و روح را زینت می‌دهد...
متین https://t.me/Mersiye_vatan

بیایید سهمی از آرامشِ یکدیگر باشیم؛ چنان زندگی کنیم که هر کس در کنارمان احساس کند دیده می‌شود، شنیده می‌شود و بی‌هیچ واهمه‌ای درک می‌شود. لبخندی باشیم که تنهایی را از خاطر کسی ببرد، امیدی که در میان آشوب و ناپایداریِ روزگار، دستِ خسته‌ای به آن پناه ببرد. در این روزگار دشوار، بیش از هر زمان، جهان به انسان‌هایی نیاز دارد که پناهِ یکدیگر باشند؛ چرا که زندگی، با پناهِ هم بودن، زیباتر و قابل‌تحمل‌تر می‌شود. متین https://t.me/Mersiye_vatan

00:00 🩵✨
نیایش اهونَوَر شامگاه آدینه ای اهورامزدای بزرگ، ای دادار هستی، ای سرچشمه روشنایی، دانایی و راستی، دشمنان ایران و ایرانی را از نیروی ستم و بداندیشی تهی گردان؛ نیرنگشان را به خودشان بازگردان و کردار ناراستشان را بی‌فرجام ساز و دوستداران این مرز و بوم را از فرّ ایزدی، خرد نیک، منش پاک و روان روشن بهره‌مند فرما؛ به آنان تندرستی، توانایی، شادکامی، فراوانی، سربلندی و کامیابی ارزانی دار. ای اهورامزدا، ایران‌زمین را از آسیب و آشوب در امان دار؛ بر این خاک کهن، آرامش، آبادانی، دادگری و روشنایی بگستران؛ دل‌های ایرانیان را به مهر، یگانگی و همدلی استوار ساز و نام ایران را در جهان، سرافراز و درخشان نگاه دار. به یاری اندیشهٔ نیک، گفتار نیک و کردار نیک. اهونَوَر بر ما باد.
اَشِم وُهو وَهیشتِم اَستی ، اوشتا اَستی ، اوشتا اَهمایی ، هیت اَشایی وَهیشتایی اَشِم
راستی بهترین نیکی است؛ خوشبختی از آنِ کسی است که راست و درستکار باشد. متین https://t.me/Mersiye_vatan

می‌دونید چرا کودکی شیرینه؟ چون گذشته‌ای وجود نداره ، خاطره بدی وجود نداره و آینده‌ای وجود نداره. این سنگینی بار گذشته و آیندست که زندگی رو سخت می‌کنه ؛ یاد جمله نادر ابراهیمی افتادم که می‌گفت :
"فراموشی را بستاییم زیرا یاد ، انسان را بیمار می‌کند"
متین https://t.me/Mersiye_vatan

در غروب سرد ۱۷ دی‌ماه با دلی پر از انتظار و انگیزه ، هنگام نوشیدن چای گفت ؛
اصالت، میراثی‌ست که در رفتار انسان جلوه می‌کند؛ هرچه ریشه‌های آدمی نجیب‌تر باشد، صداقتش زلال‌تر، مهربانی‌اش بی‌ادعاتر و فروتنی‌اش عمیق‌تر خواهد بود. اصالت در نام و نسب نیست؛ در آن آرامش و مهربانیِ بی‌تکلفی‌ست که از انسان‌های ریشه‌دار سر می‌زند.
متین https://t.me/Mersiye_vatan

تاحالا دیدید بعضی ها چقدر مراقب دیگرانن؟ نه اینکه پا توی دنیای کسی بزارن ، از دور مراقبن ؛ آدمایی که وقتی پای رنج یکی دیگه وسط میاد ، لحظه‌ای مکث میکنن و با خودشون میگن : میتونم کاری بکنم؟ میتونم کمکی بکنم؟ و هرکاری که از دستشون بر میاد انجام میدن تا زندگی رو برای دیگران ذره ای هم که شده بهتر کنن...دنیای ما به این چنین آدم هایی خیلی احتیاج داره ، زیبایی جهان به چنین آدم‌هاییه🩵 متین https://t.me/Mersiye_vatan

در هیاهوی‌ غروب دلگیر تیر‌ماه گفت ؛
بعضی آدم‌ها عشق را زمانی می‌شناسند که دیگر سهمی از آن ندارند. تا وقتی دستی با احترام در کنارشان است، گرمای آن را عادی می‌پندارند؛ اما روزی که میان سردیِ آدم‌های دیگر قدم می‌زنند و در می‌یابند که ذات پاک و اصالت چقدر زیباست ، تازه می‌فهمند چه چیزی را از دست داده‌اند. حقیقت این است که همه لایق ماندن در کنار بعضی آدم‌ها نیستند. برخی باید بروند، تجربه کنند، زخمی شوند و با حسرت به پشت سر بنگرند تا دریابند آنچه ساده از کنارش گذشتند، عشق نبود؛ نعمتی بود که قدرش را ندانستند.
متین https://t.me/Mersiye_vatan