uz
Feedback

Firibgarlarga uchmang! Telemetrio bunday kanallarni topadi va belgilaydi 👉 Belgini ko‘rmoqchi bo‘lsangiz, obuna bo‘ling 👈

تصدّقت

تصدّقت

Kanalga Telegram’da o‘tish
827
Obunachilar
+524 soatlar
+237 kun
+15030 kun
Postlar arxiv
رهبر شهید گفته بودن: بی‌اعتمادی مطلق به آمریکا باید روز به روز گسترش یابد. متأسفانه برخی‌ها حاضر نیستند این بی‌اعتمادی را قبول کنند و اگرچه به زبان می‌گویند آمریکا دشمن است اما احساس واقعی بی‌اعتمادی به آمریکا، در آنها وجود ندارد.
1395/06/28

داشتم که سخنرانی‌های آقا رو گوش می‌دادم. رسیدم به این.

دیدار رهبرشهید با فرماندهان سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در تاریخ ۱۳۹۵/۰۶/۲۸.

همین میشه یکی بلند میشه میگه ما به سربازامون تستسترون میزنیم. اعصابم خراب شد ولش کنید. شب بخیر.

برو از اونا بگیر خب. الان دشمن نمیگه میخوام با زن بجنگم؟

داداش اینهمه مرد، ناموس مردم رو میکنی تو قاب که چی.

به جز این رسانه:))) بیشترین عکسای پخش شده از زن ها بود.

الان من، میخوام برم رزمایش ببینم. اقایون به چشمم نمیان که. میرم میبینم خانمیه چیکرده.

کل هدفا رو میدادن سخنگوها بگن. رجز برای چیه پس

تازه به جز این ما اینهمه سخنگو داریم. چی چی بود اون صد پسر بمیرد گم نگردد دختری

واقعا چقدر جذاب میشد.

‌ ‌ ‌‌‌ ‌ میتونستن رزمایشی راه بندازن که اقایون با تفنگ جلو برن و خانم ها با فرزندی که اگر پسره لباس رزم تنشه یا کودکش در کل یا هر خانم با پوشش شغلیش پشت اقایون در پناه سرباز ها خانم در غالب خانم و اقا در غالب اقا

به اتاق فکری که چید بجای تفهیم هدف و موضوع این قشر دست خانم اسلحه بده لعنت.😂❤️

نمی‌تونم ببینم هم قدم بااون‌هام. درک این مسئله ممکنه خیلی سخت باشه ولی باید درمیدون اینچنینی چنین تجربه‌ای داشته باشید تا بدونید چقدر کار اینا سخته. و اصلا هدف اینا چیه.

من هیچ وقت اون روز رو فراموش نمیکنم. برای همینم هست دیدی که من از این رزمایش‌ها دارم، دید پناه بودنه. من هیچ‌وقت نمی‌تونم این دید رو داشته باشم که خودم در میدان رزم باشم.

اقایونی که داشتن رزمایش میکردن در اولین حرکتشون بدون اینکه به چیزی فکرکنن احتمالا دویدن سمت خانما، همه رو پوشش دادن.

یادم میاد اون موقع که همه ما با ذوق جمع شده بودیم تماشا میکردیم. و تیراندازی شروع شد. فکر میکنید اولین کاری که صورت گرفت چیه؟

(دبیرستانی بودیم) اهواز یه مسئله ترور پیش اومد، به رزمایش حمله مسلحانه شد چندنفریم شهید شدن.

بعد یچیز دیگه، من بچه بودم.

یه روزی به حرفم میرسید.