Castielholic
Kanalga Telegram’da o‘tish
𝓨alk with me here @Iii_kbot 𝓒astielholic's box @somewhere1inhell
Ko'proq ko'rsatishMamlakat belgilanmaganToif belgilanmagan
332
Obunachilar
+124 soatlar
Ma'lumot yo'q7 kun
+7730 kun
Postlar arxiv
332
این متن ترجمه تفسیری شده کتاب مقدسه، همون چیزایی که گفتم ولی اگه خواستید بخونید.
۱ آدم و حوا همبستر شدند و حوا حامله شده، پسری به دنیا آورد و گفت: «با کمک خداوند صاحب یک پسر شدم.» پس نام او را قابیل گذاشت. ۲ بعد پسر دومش هابیل به دنیا آمد. هابیل چوپان شد و قابیل کشاورز. ۳ پس از مدتی قابیل مقداری از محصول زمین را به خداوند تقدیم کرد. ۴ هابیل نیز نخستین برههای گلهٔ خود را با چربی آنها آورد. خداوند هدیهٔ هابیل را قبول کرد، ۵ ولی هدیهٔ قابیل را قبول نکرد. قابیل خیلی خشمگین و افسرده شد. ۶ خداوند به او فرمود: «چرا خشمگین و افسردهای؟ ۷ اگر کار نیک انجام دهی، آیا پذیرفته نمیشوی؟ اما اگر کار نادرست انجام دهی، گناه در کمین توست. گناه میخواهد بر تو مسلط شود، ولی تو باید بر آن پیروز شوی.» ۸ قابیل به برادرش هابیل گفت: «بیا به صحرا برویم.» وقتی در صحرا بودند، قابیل به برادرش هابیل حمله کرد و او را کشت. ۹ بعد خداوند از قابیل پرسید: «برادرت هابیل کجاست؟» او جواب داد: «نمیدانم! آیا من نگهبان برادرم هستم؟» ۱۰ خداوند فرمود: «چه کردهای؟ خونت برادرت از زمین به سوی من فریاد میکند! ۱۱ زمین دهان باز کرد تا خون برادرت را از دستت بگیرد. از این پس زمین برای تو ثمربخش نخواهد بود. ۱۲ تو در زمین آواره و بیقرار خواهی بود.» ۱۳ قابیل به خداوند گفت: «مجازات من بیشتر از آن است که بتوانم تحمل کنم. ۱۴ تو مرا از این زمین راندی و از حضور تو پنهان خواهم شد. در زمین آواره و بیقرار خواهم بود و هر کس مرا ببیند، مرا میکشد.» ۱۵ خداوند به او فرمود: «اگر کسی تو را بکشد، هفت برابر مجازات خواهد شد.» سپس خداوند نشانی بر قابیل گذاشت تا کسی که او را میبیند، او را نکشد. ۱۶ قابیل از حضور خداوند بیرون رفت و در سرزمین نود، در شرق عدن، ساکن شد.
