uz
Feedback
جنونِ موزون|سیدامیرمحمدهاتفی

جنونِ موزون|سیدامیرمحمدهاتفی

Kanalga Telegram’da o‘tish

شعر هایم جنون موزونند... حرفی، نظری و انتقادی؟ اینجا: @hatefi_18 ناشناس: https://t.me/HarfChatBot?start=6654106a2f06

Ko'proq ko'rsatish
Mamlakat belgilanmaganToif belgilanmagan
337
Obunachilar
Ma'lumot yo'q24 soatlar
+607 kunlar
+12130 kunlar
Postlar arxiv
مسی بای بای

راستی بابا... مریض یعنی چی؟ حرفای تند و تیز یعنی چی؟ همش سه‌سالمه نمی‌دونم... بهم بگو کنیز یعنی چی؟ 💔315💔

ابر مستی تیره گون شد باز بی حد گریه کرد با غمت گاهی نباید ساخت، باید گریه کرد امتحان کردم ببینم سنگ می‌فهمد تو را از تو گفتم با دلم، کوتاه آمد، گریه کرد ای که از بوی طعام خانه ها خوابت نبرد مادرم نذر تو را هر وقت "هم زد" گریه کرد با تمام این اسیران فرق داری، قصه چیست؟ هر کسی آمد به احوالت بخندد، گریه کرد از سر ایمان به داغت گاه می‌گویم به خویش شاید آن شب "زجر" هم وقتی تو را زد، گریه کرد وقت غسلت هم به زخم تو نمک پاشیده شد آن زن غساله هم اشکش درآمد، گریه کرد #کاظم_بهمنی
این شعر یه جور عجیبی قلبم رو آتیش می‌زنه و تو گلوم بغض می‌ندازه
عزیزم رقیه(س)💔🥀

مثل كوهيم و از اين فاصله‌هامان چه غم است لذت عشق من و تو نرسيدن به‌هم است #سیدتقی_سیدی

شاعرای دهه نودی...

هزار غیر تو دیوانه‌ی منند بگو چگونه این‌همه دلداده را جواب کنم؟ #سید_امیرمحمد_هاتفی

ولی دم اون آقاهه که داشت از رو برگه‌م دانش‌می‌آموخت گرم خیلی مراقبم بود:)

گرم رفتار کنی دُمِتو می‌چینم سرد رفتار کنی دُمِتو می‌چینم عادی رفتار کنی دُمِتو می‌چینم اصلا رفتارم نکنی دُمتو می‌چینم اعصاب‌هم ندارم😊 بااحترام🌹 #پرتیات

هی شعر! به ذهن خسته‌ام میخ نکن از زمین مرا راهی مریخ نکن* لطفی بکن و طبع غزل را امشب در پاچه‌ی امتحان تاریخ نکن #سید_امیرمحمد_هاتفی #طنز *یه بارم امتحان تاریخ داشتیم، بچه‌ها در تکاپو و های و هو بودن که های امتحانه و فلان ولی من در نهایت خونسردی یه گوشه مشغول شعر بودم، اونجا دوست و همکلاسی شاعرم #امیرمحمد_میری یه بیت برام گفت: دنیا پی کسب نمره‌ی تاریخ است هاتف از زمین کنده و در مریخ است! خلاصه همیشه طبعم به امتحان تاریخ حسودی کرده... پ‌ن: امروز یه غزل جوشید و نذاشت برای امتحان نهایی تاریخ بخونم، این رباعی رو هم بداهه گفتم😅 منم و تاریخ و صبحی که داره می‌رسه:)

Repost from N/a
من خسته ام از این همه آشوب و جنگ ها از بحث بی‌دلیل و سکوت و درنگ ها از بوسه ای که حسرت آن مانده بر لبم از ماجرای عشق تو و دنگ
من خسته ام از این همه آشوب و جنگ ها از بحث بی‌دلیل و سکوت و درنگ ها از بوسه ای که حسرت آن مانده بر لبم از ماجرای عشق تو و دنگ‌و‌فنگ‌ ها حتی اگر به روی خودت هم نیاوری روی مرا زمین زده ای روی سنگ ها عکس تو روی آب و نگاهم به آسمان درمانده‌ام شبیه تمام پلنگ ها من زخمی‌ام نشانه بگیر و بزن مرا مات من است چشم و نگاه تفنگ ها دنیا ندید بوسه‌ی ما را به چشم خویش بوسه زدم به جای لبت بر فشنگ ها
#سجاد_حرمی
🔹آغوش خیال
🔹@aghooshekheial

تبریک به دوستان عزیزم بابت چاپ کتابشون❤🌹🎉

سلام و عرض ادب خدمت عزیزانی که به تازگی به کانال پیوستن🍃 خیلی ارادتمندم، بمونید برام❤:)

امامزاده‌ی این دِه اگر تو را می‌دید هزار بار به فکر گناه می‌افتاد... #سید_امیرمحمد_هاتفی

شب‌بخیر🥱🌹

Repost from N/a
درد ما را کشیده بود به دار عشق بوسیدمان گذاشت کنار... #مهدیه_سادات_حسینی_راد

عمر خسوف بیشتر از این چراغ هاست ای شب به روشنایی بی‌ماه دل مبند #سید_امیرمحمد_هاتفی

سلام و عرض ادب عرضم به خدمت دوستانی که در این تبادل شرکت کردند، گروه تبادل و همکاری حذف شد. خیلی ممنونم از همراهی همتون تبادل خوبی بود🌿 فعلا سرم شلوغه، به امید همکاری‌های احتمالی آینده...

آقا این پیام نتیجه داد یه نفر کانال رو ترک کرد...

آمار 1k شماره سعدی رو به اشتراک می‌ذارم😱 بدو عضو بیار تا دیر نشده مدیونی اگه فکرکنی خالی بستم

از اتاق فرمان گفتن که اولا تصویه نه و تسویه!🤣 ما که شاعریم غلط املایی نداریم شما رو نمی‌دونم...