uz
Feedback

Firibgarlarga uchmang! Telemetrio bunday kanallarni topadi va belgilaydi 👉 Belgini ko‘rmoqchi bo‘lsangiz, obuna bo‘ling

‌ ‌blue hour !!

‌ ‌blue hour !!

Kanalga Telegram’da o‘tish

Just midnight thoughts turning into love stories Wanna talk ?? : @HelikaIsHerebot Archive : @bluehouranon

Ko'proq ko'rsatish
Mamlakat belgilanmaganToif belgilanmagan
1 000
Obunachilar
+1424 soatlar
+427 kun
+3030 kun
Postlar arxiv

https://t.me/boylovetales/22009 نه به ریدرهای بدبختش

منظورم اینه که عاشقتونم

https://t.me/boylovetales/22005 نمیدونم نگار منظورت اینه برم بمیرم یا نصف شبی براشون گریه کنم؟

شاید معمار بود مثلا؟ از اونجایی که درس‌ موردعلاقه‌ش بوده و همیشه دوستش داشته.

شاید اگه پونگ‌ساپاک به جای بیگاری کشیدن از پوند و پرث فقط بچه‌های بی‌سرپرست رو حمایت کرده بود، پوند الان یه شغل آروم و یه رابطه خالی از وحشت داشت.

ببینید پونگ‌ساپاک و جاکراپاتر زندگی چند نفر رو به نابودی کشوندن رسما.

the beauty of saint sinners' pondphuwin.

احمق‌ها.

=)))

و می‌دونید پووین به طرز بامزه‌ای بعد از این تمرین‌ها میومد اتاقش و زورش می‌کرد جغرافیا و ریاضی بخونه و ازش امتحان می‌گرفت.

تمرین کردن براش سخت بود، اسلحه دست گرفتن هم و حتی اولین‌باری که به جای هدف‌های غیرواقعی به یه "آدم" شلیک کرد تا چند شب نخوابید.

از این آدم‌هایی که "کشتن" یک نفر براشون غیرممکنه.

پوند یک روزی واقعا شبیه سانتا بود

اون‌ها هم درست و حسابی حرف نمی‌زدن ولی پووین یه روز از باباش اجازه گرفت کتاب‌هاش رو بده به پوند تا بتونه درس بخونه چون از نظر پووین ۱۷ ساله عجیب بود که پسری هم‌سن و سال خودش درس رو رها کنه، بعد هم شروع کرد به پوند درس دادن

https://t.me/boylovetales/21997 دارم خودم رو توی پوند می‌بینم با این تفاوت که پووین عاشقش شد ولی من با پووینم حتی درست و حسابی هم حرف نمی‌زدم

باحالن، مگه نه؟ این‌ها قسمت‌هایی از سینرز هستن که احتمالا توی ذهن خودم باقی می‌مونن اما گاهی مثل الان هوس می‌کنم برای شما هم بگمشون

جدی خیلی این فکت‌ها رو دوست دارم لطفا بیشتر بیا برامون از کرکتر‌ها بگو😭😭😭

طنزه بابا