blue hour !!
Kanalga Telegram’da o‘tish
Just midnight thoughts turning into love stories Wanna talk ?? : @HelikaIsHerebot Archive : @bluehouranon
Ko'proq ko'rsatishMamlakat belgilanmaganToif belgilanmagan
969
Obunachilar
Ma'lumot yo'q24 soatlar
+17 kun
+7030 kun
Postlar arxiv
Repost from N/a
احساس میکنم یک خنجر تیز توی قلبم فرو رفته و متاسفانه مغزم برای بیشتر عذاب دادنم داره به این فکر میکنه که سانتا قراره در نبود پرث چه حسی داشته باشه و چه چیزهایی رو تجربه کنه؟ (آخ)
Repost from N/a
اسم فرمانده و جایی که پرث توش بزرگ شد و آموزش دید میاد، پنیک میکنم
و موفق نشد... تمام تلاشش کافی نبود. میدونید این احتمالا تا ابد پرث رو haunt میکنه که اگه توی اون جنگل موفق شده بود، هیچوقت اتفاقات چپتر ۱۹ و ۲۰ نمیافتاد.
"پرث بهش یاد داده بود چطور نشونه بگیره اما هیچکس بهش یاد نداده بود چطور باید به یک انسان شلیک کنه و حالا که گرمای دست حمایتگر محافظش رو احساس نمیکرد، انگار نمیتونست ماشه رو بکشه."
اخه پرث عزیزم دهن منه وا میکنی. خودت چیییییی؟؟ تو صمیمی نشدی؟ خب دهن منه وا نکن مرد عه
در واقع، اینقدر طبیعی بود که جاکراپاتر نیازی نداشت چنین کاری انجام بده، واقعا اتفاق میافتاد
این سومی هم داشت که یادم رفت. سوم اینکه میترسم از سوالی که میخوام بپرسم و جوابش ولی ایا جاکراپاتر کسایی رو اجیر میکرد که برن پسرش رو کتک بزنن؟ برای طبیعی جلوه کردن همه چیز؟
اول از همه. جاکراپاتر ریدم دهنت. ریدم دهنت و بازهم ریدم دهنت.
بار دوم برمیگردیم به اینکه پرث بابت این قضیه التماس میکرده؟ و ویلیام چی صداش کرد؟ من نمیگم ولی خودتون میدونید دیگه....
