blue hour !!
Kanalga Telegram’da o‘tish
Just midnight thoughts turning into love stories Wanna talk ?? : @HelikaIsHerebot Archive : @bluehouranon
Ko'proq ko'rsatishMamlakat belgilanmaganToif belgilanmagan
812
Obunachilar
+124 soatlar
+297 kunlar
+2930 kunlar
Postlar arxiv
متاسفم که اینو میگم ولی چپتر امشب سینرز یه هاله ای دور من انداخته که خودمم نمیدونم چطوری ازش بیام بیرون موقع خوندش که گریه ام بند نمیومد و نفسم تنگ شد بعدم که نمیتونستم بشینم و همش دور خودم میچرخیدم الانم که مغزم اصلا کار نمیکنه و نمیتونم به هیچی جز اون فکر کنم و حدود 40 دقیقه ای شد که به یه نقطه ای خیره شدم و نمیدونم زمان چطوری گذشت
و اصلا نمیدونم چطوری از این هاله و تاریکی بیرون بیامم
چی بگم الان من ؟ مغزم پره حرفه ولی کلمه کم اوردم واقعا
چیکار کنم الان ویس گریه هامو بفرستم ؟ گریه هم بند نمیاددد 😭😭
😭😭😭😭 آره متأسفانه
و واقعا این مسئله که پرث در واقع اومده بوده سانتا رو بکشه و الان اینقدر عاشق شده خیلی >>>
=))) الهی بمیرم
واقعا شانس آوردی... فکر کن بچهها چپتر ۱۵ رو دو هفته پیش خوندن و دو هفته منتظر چپتر جدید بودن که باز عذاب بکشن
مرسی از خودت که سینرز میخونی🫵🏻
نگار. نگار. نگار. من همین الان چپتر ۱۵ رو خوندم و واقعا اینجوری 😐😔 هستم. الان یعنی ویلیام و پرث برادرن. و پرث قرار بوده که سانتا رو بکشه. و خدای من. شتتتت. واقعا برگام ریخت. به جون خودم و جامعهای که هنوز تمومش نکردم خون تو رگام یخ زد. 😭😭😭😭
عالی بودددطاطاتطتطتطتتتستستست
و خیلی خوششانس هستم. چون فکر کن یه همچین چپتر باحالی رو بخونی و چپتر بعدی اماده باشه. خدایا مرسی. نگار مرسی. آلزایمر عزیزم مرسی ازت😭😭😭
