uz
Feedback
-ردخـون؛-

-ردخـون؛-

Kanalga Telegram’da o‘tish

جایِ هیچ‌کس.

Ko'proq ko'rsatish
Mamlakat belgilanmaganToif belgilanmagan
2 080
Obunachilar
-224 soatlar
-87 kun
+1 81630 kun
Postlar arxiv
7ccd28e8.mp32.94 MB

photo content
+1

در عشق هم اندازه‌ای هست که اگر از آن عبور کنی، تیغِ تعلق وارد می‌شود.

عشق در نظر من آن است که تو خنجری هستی که من در درون خویش می‌چرخانم.

به جز غوغای عشق تو درون دل نمی‌یابم.

جگر پاره پاره شده خون آلود تکه تکه دیده ای ؟ سینه ام را بشکاف و خوب بنگر…

Ovozli xabar00:42

-حـسـ- هـان ! بـه چه مشغولی ؟ رسیـده ای به راهِ او؟ یا هنـوز اندر خمِ یک کـوچه ای ؟ رهانـکنی؛ متعـلقی. متعلقی که چـنان چنـگ به دامنِ دنیایی زده اسـت که او هم سـراب است. نجـات بده روحـت را او دیگر تحـملش را نـدارد نمیتـواند خودش را نگه دارد ، دارد از این بنـای لغـزنده پـرت میشـود. امان از لحـظه ای که پـرت شود و کسـی نـباشد دستـش را بـگیرد برای حفظـش مراقـب او هـستی !؟ تو یـک نفر نـبوده ای و نیـستـی تو و او باهـم مبـعوث شـده اید تو عـیان و دیگـرت پنـهـان/

حیـــــدر نسل‌‌فرامــوش‌شده ‌ #عبدالزهراء

Alireza Ghorbani - Golhaye Barankhordeh.mp39.32 MB

وقتی دل میشکند راه قرب باز میشود.

بـرگشتـن به موقـعیتی کـه خدا ازش بیـرونت آورده ؛ دقـیقا شبیهِ فـرو کـردن چاقـو به بنـد بنـد انگشـتاتـه!/

دلـبـری هـا میـکند ؛ این روحِ من از جـسمِ مـن

sticker.webp0.06 KB

Ovozli xabar00:17

-ء- دیگر این ابرِ بهاری، جانِ باریدن ندارد؛ من هم از این همه جنگیدن، تنها خستگی هایم به من وفادار بودند. سال‌ها ایستادم، زخم خوردم و دوباره برخاستم، اما امروز از میدان برگشته‌ام، با دستی که هنوز اسلحه را به یاد دارد و قلبی که دیگر توانِ جنگیدن ندارد. تمامِ آنچه داشتم، جایی میانِ دود و آتش جا مانده است؛ آرزوهایم، آرامشم و تکه‌هایی از خودم که هیچ‌وقت با من به خانه برنگشتند. شاید آدم همیشه با شکست از میدان برنمی‌گردد؛ گاهی فقط آن‌قدر خسته است که دیگر دلش نمی‌خواهد پیروز شود. پ.ن: زندگی کردن فـراموشم شده…

Naser Razazi - Salhaye Salee [SevilMusic].mp34.86 MB

یـاد‌ پـیرانـشـهر وجـودم‌ را غـرقِ در سرمـای؛ گـرما بخـش آن سـاعات میـکنـد/