namjun's legacy
Kanalga Telegram’da o‘tish
a safe place for heo namjun's ass t.me/HidenChat_Bot?start=7861776368 t.me/HidenChat_Bot?start=418391642
Ko'proq ko'rsatishMamlakat belgilanmaganToif belgilanmagan
246
Obunachilar
+124 soatlar
+107 kun
+830 kun
Postlar arxiv
یوجهسوک: موسیقی عملی (کاربردی) خوندی؟ نامجون: لطفاً ازم نپرس. جدی میگم، در این مورد... یو جهسوک آیا آهنگی آوازی چیزی خوندی؟ نامجون: نه نه نه... من هرگز این رو هیچجا مطرح نکرده بودم. یو جهسوک: پس چیکار کردی؟ آیا معلم موسیقی عملیت بهت گفت که نتیجه نمیده؟ نامجون: در مورد موسیقی؟ فکر میکردم: "منم میتونم این کار و بکنم." یو جهسوک: اما با این حال، اگه در آکادمی موسیقی عملی شرکت میکردی، یعنی حداقل کمی استعداد داشتی، نه؟ نامجون: نه، اما یک چیزی که همیشه از والدینم بابتش سپاسگزار بودم اینه. بیشتر والدین اول کمی از توانایی فرزندشون رو میبینن و بعد تصمیم میگیرن کجا بفرستنش. والدین من این کار رو نکردن. فکر میکنم نگران بودن که ممکنه احساس خجالت کنم، بنابراین هرگز بررسی نکردن و فقط اجازه دادن برم. اونا باید بررسی میکردن. یو جهسوک: واقعاً باید اول مهارتهات رو ارزیابی میکردن.
یو جهسوک: لیمجیون وقتی در این برنامه بود، چیز مشابهی گفت: در یک رمکام، مین میل لید باید جذاب باشه. چه از طریق کنشهاش، چه اینکه فوقالعاده خوشتیپ به نظر برسه، یا فقط اون جذابیت سکسی رو داشته باشه. اینها واقعاً مهم هستن. چون برای اینکه کرکتر "سوری" رشد کنه، اول باید "سهگه" کار کنه. ما همیشه دربارش شوخی میکردیم. من چیزهایی مثل این میگفتم: "نور پشت سرم رو بهش دادم" هدف همیشه یکی بود: تو باید در اینجا با اعتماد بنفس به نظر برسی و بدرخشی، به هر قیمتی. یو جهسوک "میدونی چند بار نور رو تغییر داد؟ نامجون: خب، اگه نونا این رو گفته، واقعاً جای بحث نیست... یو جهسوک: نامجون شی، چیزی هست که بخوای بگی؟ نامجون: نه، چیزی نیست. فکر میکنم همه واقعاً تلاش زیادی کردن چون میخواستن من خوب بنظر برسم. و من همیشه خودم هم همین درخواستها رو مطرح میکردم. کاملاً درک میکنم که نونا از کجا اینو میگفت. یو جهسوک: نقش اول مرد باید خوب به نظر برسه. https://t.me/namjunholic/637 اما من واقعاً داشتم از جون و دل مایه میزاشتم! ما همیشه اینطوری شوخی میکردیم. فکر میکنم شیمی ما بطور طبیعی شکل گرفت.
نامجون گفت که سکانسهای برهنهی چا سهگیه در ابتدا بهصورت موندنش در اتاق مطالعش نوشته شده بودن:
یو جهسوک: تو هر هفته یک صحنهی برهنه داری. آیا اینها واقعاً از اول در فیلمنامه نوشته شده بودن یا چه اتفاقی افتاد؟ نامجون: راستش، از اول نبود. دیالوگهای انگلیسیش، صحنههای برهنه، اصلاً نوشته نشده بودن. اون سکانس دوش، در ابتدا صحنهای در اتاق مطالعش بود. اما بعد از اینکه من برای نقش انتخاب شدم، بلافاصله اونو تغییر دادن. این بعنوان فن سرویس برای فنهای من نوشته شد. اونا به دنبال صحنههایی گشتن که طرفداران من دوست داشتن یا واکنشهای خوبی گرفتن، و اونارو برای جذابیت بیشتر به سریال اضافه کردن.
نامجون: کرکتر چا سهگه در ابتدا اصلاً صحنهی برهنه نداشت، اما بعد از انتخاب من برای این نقش، نویسنده سریال your honor رو دید و نظرش عوض شد. دقیقاً مثل کاری که در سریال your honor کردم، اونجا هم صحنهی برهنه نداشتم. اما بعد از اینکه بدنم رو توی sweet home دیدن، یهو یک سکانس حموم هم به نقشم اضافه شد.
یو جهسوک از نامجون پرسید که در مرکز محبوبیت قرار گرفتن چه حسی داره و نامجون گفت در بین همهی اتفاقاتی که افتاده (مردم بهش پیام میدن، طرفداران پیام میفرستن و غیره)، چیزی که بیشتر از همه باعث تعجبش شد، دعوت شدن به برنامهی یو کوئیز بود، چون با خودش فکر کرد: "I MADE IT" 😭
یو جهسوک: راستش، چند روز پیش به این موضوع اشاره کردم، و حتی قبل از اینکه امروز بیای، نامجون شی، دوباره اونو مطرح کردم. من واقعاً از "زندگی رؤیایی آقای کیم" لذت بردم، و یک دکتر اونجا بود. صادقانه بگم، اون از اون شخصیتهایی نبود که خط داستان رو پیش ببره، حادثهای خلق کنه، یا تنش رو بالا ببره. اما یادم هست که فکر کردم: "این بازیگر کیه؟ که بازیش عالیه، البته، اما یک چیزی در مورد حضورش فوقالعادست." و بعد، در درام اخیرت، باز هم شما اونجا بودید، نامجون شی. نامجون: متشکرم. یوجهسوک: من هم در اون زمان همین فکر رو میکردم. و اون فقط یک حضور ویژه بود. نامجون: بله درسته. با کارگردان و ریو سونگریونگ سونبهنیم دیدار کردم. با اینکه فقط یک حضور ویژه بود، با هم یک جلسهی خوندن فیلمنامه برگزار کردیم. در طول خوندن مضطرب بودم، اما اونا من و راهنمایی کردن و احساس راحتی به من دادن. کارگردان مدام به من میگفت: "نامجونا، این رو فرصتی برای یادگیری بدون. سعی نکن کاری انجام بدی. فقط به چشمهاشون تمرکز کن. فقط چیزی رو واقعاً حس میکنی، ابراز کن." وقتی صحنهی تمومشده رو دیدم، واکنشها واقعاً فوقالعاده بود.
نامجون: خانوادم همیشه وقتی سریالی از من پخش میشه ازم میپرسن که آیا توی واریتی شو ای هم حضور پیدا میکنم یا نه، یا مخصوصاً دوقلوم میپرسه: "مگه تو به یوکوئیز دعوت نمیشی؟ آه، هنوز حق اینکه دعوتت کنن رو نداری؟" و چون مدام ازم همین سؤال رو میپرسیدن، وقتی فهمیدم که برای مهمونی اینجا دعوت شدم، عجیب اینکه دلم خواست سورپرایزشون کنم. من معمولاً آدمی هستم که اول از همه به اونا میگم چیکار میخوام بکنم، اما برای این مهمونی این بار، اصلاً به اونا نگفتم ( یجوری یعنی خواست سورپرایزشون کنه ) .
نامجون: واقعاً خوشحالم، اما لحظهای که همهچیز واقعی شد، وقتی بود که به "you quiz" دعوت شدم. وقتی تماس گرفتن، واکنشم این بود: "من؟ من به یو کوئیز میرم؟" صادقانه بگم، در اون لحظه کاملاً شوکه و مبهوت بودم.
یوجهسوک: در سال ۲۰۲۶، ما دنیای فوقالعادهی تازهای به نام هئو نامجون کشف کردیم. اون بازیگر هئو نامجونه که بهعنوان تازهترین ستارهی رمانس-کمدی صنعت ظهور کرده. همین الان هم میتونید ببینید واکنشها فرق داره. لطفاً خودتون رو معرفی کنید.
نامجون: سلام، من بازیگر هئو نامجون هستم، و نقش چا سهگه رو در "دشمن سلطنتی من" بازی کردم.
یوجهسوک: حتی صداش... صداش هم فوقالعاده دلنشینه. خب، البته، با محبوبیت عظیمی که این اواخر ازش برخوردار شده...
همین اول کاری بگم من کرهای بلد نیستم و ترجمه رو از جای دیگه برمیدارم و قراره پارت پارت قرار بدم و به همین دلیل ممکنه همش پوشش داده نشه..
+1
به سفری که نزدیک به ۱ سال پیش آغاز شد نگاه میکنم. ماسکی که طراحی کردم و شخصاً برای کرکتر بازیگر نامجون ساختم، ابزاری مهم بود که زخمهای روانی کرکتر رو در طول سریال پنهان میکرد. مدتها پیش از پخش درام در سال ۲۰۲۵، این فرصت رو داشتم که فیلمنامه رو بخونم و احساسات و جایزخمهای نقشی که نامجون بازی میکرد رو با دقت بررسی کنم. در طول چندماه، صورت نامجون رو مجسم کردم و طرحهای متعددی برای ماسک ساختم بارها اونارو امتحان کردم و اصلاحشون کردم تا نسخه نهایی تکمیل بشه. این فرایند بسیار دشوار و مهم بود، چون ماسک باید تجسمدهندهی احساسات و روایت شخصیت بود. هدفم این بود که زخمهای درونی و داستان کرکتر رو خودِ ماسک بیان کنه. نزدیک به یک سال گذشته و حالا درام تموم شده. در سال ۲۰۱۶، ماسکی رو که لی جونگی مون لاورز گذاشته بود، ساختم. اون پروژه رویکردی بسیار متفاوت میطلبید، اما بهعنوان یک هنرمند به این افتخار میکنم که دوباره احساسات یک کرکتر رو از طریق هنر ماسکسازی ثبت کردم. "دشمن سلطنتی من" درامی فوقالعادست که از خداحافظی باهاش اکراه دارم. دلم برای سهگه و سوری تنگ میشه تبریک صمیمانه به همهی کسانی که این درام رو ممکن ساختن.
