𝘊𝘦𝘭𝘦𝘴𝘵𝘪𝘢𝘭
Kanalga Telegram’da o‘tish
Я не держусь за то, что уходит.
Ko'proq ko'rsatishMamlakat belgilanmaganToif belgilanmagan
460
Obunachilar
-224 soatlar
-27 kun
-230 kun
Postlar arxiv
بیگانهاو همانند دیگر انسانها نبود ؛ ذهنیتی متفاوت و رفتاری به دور از انتظار داشت. از نظرش ، او متفاوتترین فردی بود که تاکنون ملاقاتش کرده بود.
او نیامده بود که پسر را تغییر دهد ؛ آمده بود تا به او نشان دهد حتی در تاریکترین شبها هم میتوان جایی برای آرامش داشت.او باور داشت آن دختر دستان شفابخشی دارد ؛ چراکه هر زمان دست بر صورتش میکشید ، ذهنش از هر آنچه اتفاق افتاده و نیفتاده بود ، خاموش میشد.
شاید او تنها کسی بود که میتوانست از میان تمام ویرانههای وجودش ، چیزی برای دوستداشتن پیدا کند.آن پسر از هر آنچه لبخند بر لبانش میآورد ، محروم بود ؛ اما جنگل چشمان آن دخترک ، لبخندی وصفنشدنی بر لبان پسر مینشاند. او باور داشت آن دختر قدرتی دارد که میتواند از پسِ پسر برآید ؛ کتابی از کینههای آن پسر که به سنگینی شب بود ، با لبخند در آغوش میگرفت و بارها زمزمه میکرد:
«تنِ زخمیِ خود را به من بسپار»شاید معجزه همین بود ؛ کسی پیدا شود که زخمهایت را ببیند و بهجای پرسیدن دلیلشان ، آرام رویشان دست بکشد.
روزتون مبارک دخترای من ، امیدوارم هرچه لایقش هستید رو بدست بیارید و موفق ترین خودتون باشید.
به یاد جاویدنامهای ۱۴۰۱ و ۱۸/۱۹ دیماه ۱۴۰۴ ؛
آنان که بودنشان از ما جسورتر و نبودنشان ، مسئولیتِ ما را سنگینتر کرد.
نه از سرنوشت رفتند ، نه مرگشان تقدیرِ محتومشان بود ؛
ردّ یک عامل فاسد و تصمیمهای انسانی ، بر زندگیهایی نشست که میتوانستند ادامه داشته باشند.
و ما به یاد آنان ، برای زندگی کردن و آزادی، جرئت بیشتری به خودمان میدهیم.
Repost from ㅤℳorena
به یاد جاوید نام های ۱۴۰۱ و ۱۸/۱۹ دی ماه ۱۴۰۴، که به ما برای زندگی جرعت بیشتری دادن.
