i'm busy obsessing over gay boys❕
Kanalga Telegram’da o‘tish
به این کاربر دست بزنید جیغ میزنه. 💬 @ilistenidontjudgebot
Ko'proq ko'rsatishMamlakat belgilanmaganToif belgilanmagan
613
Obunachilar
+624 soatlar
+187 kun
+20030 kun
Postlar arxiv
و شاهکاری به نام "دین"؟! :) که فرقی نمیکنه چی باشه ولی هرکس که بیشتر درش غرقه، به خودش اجازه میده ظلم کنه و بعد وجدانش رو با ادا کردن جملاتی به اسم "دعا" آروم کنه.
"میدونم شرایطت چقدر میتونه سخت باشه! موسیقی رو از موزیسین بگیری و اون رو تو جهنم رها کنی!" پیاو اگر یکم باهوش باشی میفهمی اون همه چیز رو یادشه.
این حقیقت که بعداز ۹ سال وقتی دیدش محوش شد و اولین و تنها چیزی که بهش فکر کرد رفتن تو بغلش بود :
خیلی صمیمی نبودیم ولی تو مترو رو کلهی هم خوابیدیم ( فکر کنم با کیفیتترین خواب عمرمون بود ) تو اتاقم موند رفتم واسش صبحانه گرفتم بهش اعتماد بنفس دادم یکاری کردم به ترسش غلبه کنه.
رفتارش شبیه کسیه که تا ناموس از اینطوری ایگنور شدنش توسط پسری که دوستش داره کینه و دلخوری به دل گرفته و حالا اومده مجبورش میکنه یادش بیاد چه جایگاهی تو زندگیش داشت! لایک "خیلی صمیمی نبودیم؟" هه. درت رو بذار ❤️
"فکر کنم آنچنان به مدرسه اهمیت نمیدادم."
"آره خب.. نمیدادی."
"پس به چی خیلی اهمیت میدادم؟!"
روند داستان به طرز فجیعی جذابه. برگشت کره، اومد مدرسه و گفت نمیدونم کجا برم، پیاو رو مجبور کرد تکهتکه خاطراتشون رو بگه، مجبورش کرد بشینه پشت پیانو، به بیرحمترین حالت گفت اُفت کردی!
منی که میدونم خیلی سخت بود بغل نکردنش و اینجوری هل دادنش جونگیو، ولی نمیتونم ثابت کنم.
قبل و بعد اجراش سمتی که نشسته بود رو نامحسوس ( خیلی ضایع ) نگاه کرد ببینه که نشسته.
رسماً به ارای جونگیوی ☀️کسکش☀️ خوش اومدیم بچها. قراره از این لحظه به بعد با هر اپیزود عشق کنم.
