i'm busy obsessing over gay boys❕
Kanalga Telegram’da o‘tish
به این کاربر دست بزنید جیغ میزنه. 💬 @ilistenidontjudgebot
Ko'proq ko'rsatishMamlakat belgilanmaganToif belgilanmagan
609
Obunachilar
Ma'lumot yo'q24 soatlar
+197 kun
+19830 kun
Postlar arxiv
همونجا قضیه رو بین خودشون مشخص میکردم و تیمشون میکردم به قول آیلین
ترکیب و تو و نسا عالیه 😭
عاشق اینم که داری حرف میزنی میاد یه چیزی اضافه میکنه و تو ادامه میدی اون ادامه میده و تو در ادامه ادامه میدی. فنگرلیاتون >>>>>>
اگر کارگردانِ کوفتی سریالش بودم یه دعوای دونفره با تنشن زیاد درست تو اون زیرزمین قدیمی ابزار موسیقی بهت میداد. جونگیو پیاو رو از یقه میگرفت و رو هم پیانو خمش میکرد.
وقتی داشت به گذشته فکر میکرد تمام حسن نیت خودش برای انجام اون مسابقه رو به یاد آورد و بعد کارایی که پیاو کرد و درنهایت بلایی که سرش اومد. خدا برسه به دادت کانگ پیاو :)
آره، میخوام بگم بیاید یکم برای پیاو دعا کنیم چون انگار نه تنها روند داستان مخاطب رو برای اینکه همه چیز زیر سر یکنفره گیج کرد. بلکه احتمالاً جونگیو هم فکر میکنه "تمام" اتفاقاتی که براش افتاد، برنامهی پیاو بود. :))
خط داستانیِ قسمت ۷ بهمون نشون داد جونگیو همه چیز رو یادشه. خب باشه. چه عالی. ولی حتی بهمون نشون داد تو سر جونگیو چی میگذره و به چی فکر میکنه و تمام چیزی که با یه چهرهی انتقامجو بهش فکر میکرد، فقط "پیاو" بود! :)
نمیدونم، شاید زیادی خیالپرداز بودن کمک میکنه فراتر بری و خودت رو جای نویسنده و کارگردان بذاری. ریسک ضایع شدنم رو به جون میخرم تا اینجا یه چیزی بگم.
