uz
Feedback

Firibgarlarga uchmang! Telemetrio bunday kanallarni topadi va belgilaydi 👉 Belgini ko‘rmoqchi bo‘lsangiz, obuna bo‘ling

i'm busy obsessing over gay boys❕

i'm busy obsessing over gay boys❕

Kanalga Telegram’da o‘tish

به این کاربر دست بزنید جیغ میزنه. 💬 @ilistenidontjudgebot

Ko'proq ko'rsatish
Mamlakat belgilanmaganToif belgilanmagan
615
Obunachilar
+224 soatlar
+197 kun
+20630 kun
Postlar arxiv
این حقیقت که بعداز ۹ سال وقتی دیدش محوش شد و اولین و تنها چیزی که بهش فکر کرد رفتن تو بغلش بود :

خیلی صمیمی نبودیم ولی تو مترو رو کله‌ی هم خوابیدیم ( فکر کنم با کیفیت‌ترین خواب عمرمون بود ) تو اتاقم موند رفتم واسش صبحانه گرفتم بهش اعتماد بنفس دادم یکاری کردم به ترسش غلبه کنه.

رفتارش شبیه کسیه که تا ناموس از اینطوری ایگنور شدنش توسط پسری که دوستش داره کینه و دلخوری به دل گرفته و حالا اومده مجبورش میکنه یادش بیاد چه جایگاهی تو زندگیش داشت! لایک "خیلی صمیمی نبودیم؟" هه. درت رو بذار ❤️

"فکر کنم آنچنان به مدرسه اهمیت نمیدادم." "آره خب.. نمیدادی." "پس به چی خیلی اهمیت میدادم؟!"

روند داستان به طرز فجیعی جذابه. برگشت کره، اومد مدرسه و گفت نمیدونم کجا برم، پی‌او رو مجبور کرد تکه‌تکه خاطراتشون رو بگه، مجبورش کرد بشینه پشت پیانو، به بی‌رحم‌ترین حالت گفت اُفت کردی!

منی که میدونم خیلی سخت بود بغل نکردنش و اینجوری هل دادنش جونگیو، ولی نمیتونم ثابت کنم.

میدونست صددرصد اینجاست

قبل و بعد اجراش سمتی که نشسته بود رو نامحسوس ( خیلی ضایع ) نگاه کرد ببینه که نشسته.

sticker.webp0.19 KB

اره تو چنلم گفتی داره نقش بازی میکنه.

اره تو چنلم گفتی داره نقش بازی میکنه.

میدونی درواقع من قبل‌تر از این فهمیدم همه چی یادشه.

رسماً به ارای جونگیوی ☀️کسکش☀️ خوش اومدیم بچها. قراره از این لحظه به بعد با هر اپیزود عشق کنم.

بینگو!

اصلا نگاهش و رفتارش همه چیزو لو میداد ولی خب محض اطمینان فقط یه حدس نگهش داشتم و روش مهر تایید نزدم تا قبل از حضورش تو مدرسه.

لزومی نداره وقتی طرفو یادت نمیاد انقدر بد رفتار کنی باهاش.:)

دقیقاً

من اینجا فهمیدم…چون یکم زیادی کینه‌ای بود.
من اینجا فهمیدم…چون یکم زیادی کینه‌ای بود.