i'm busy obsessing over gay boys❕
Kanalga Telegram’da o‘tish
به این کاربر دست بزنید جیغ میزنه. 💬 @ilistenidontjudgebot
Ko'proq ko'rsatishMamlakat belgilanmaganToif belgilanmagan
485
Obunachilar
+1124 soatlar
+447 kun
+9030 kun
Postlar arxiv
مثل اینکه فیلمنامهی این سریال رو سونگکانگ وقتی دوره سربازیش رو میگذرونده خونده
و خب باید بگم باهوشه! برای کسی که میخواد از چنین آدمی انتقام بگیره فراموشی بهترین گزینهست و برای پیاویی که سختتر عاشق شده، فراموش شدن بدترین شکنجه.
شاید اگر اون اتفاق برای جونگیو نمیافتاد واقعاً هم در برابر پیاو برنده نمیشد. چون فکر نمیکنم احمق عاشقی که دفترش رو میده بهش، دقیقاً همون قطعهای رو بزنه که به پیاو داده. جونگیو خرابش میکرد.
براش گریه کرد، برگشت تو اتاقش و وقتی پیانو زد به هیچی جز پیاو فکر نکرد و وقتی تو تصوراتش داشت با خوشحالی پیانو میزد جونگیو فهمید هیچی تو این مسابقه جز نتیجهاش و خوشحالی پیاو مهم نیست. پس دفتر خودش رو بهش داد.
براش غذا برد توی اتاق تا گرسنه نمونه و وقتی پیاو با اون قیافه و گریه بهش گفت میخواد انصراف بده اون اشک جونگیو رو ندید اما ما دیدیم که پاکش کرد!
هیچوقت این لحظه رو انقدر عمیق ندیدم. "طوری نگاهش میکرد انگار احساساتش رو درک میکنه"؟؟ بعد خوندن این باید بگم جونگیو نه بخاطر خودش و مادرش و هر اتفاقی که افتاده، فقط میتونه بخاطر رفتار پیاو در برابر عشقش، انتقام بگیره.
وقتی داریم سریال رو میبینیم این ماییم که باید احساسات رو از رفتار و چشمای بازیگر بخونیم و شاید هرکس معنی متفاوتی رو برداشت کنه اما وقتی نوبت به خوندن میرسه، نویسنده تمام احساسات رو برات توضیح میده و بعد خوندن این تکه ها اصلاً حتی قبول نمیکنم که four hours برومنسه. اون فقط یه بیاله که صحنه نداره همین.
+2
چشمهای پیاو پر از جونگیو و چشمهای جونگیو پر از پیاو بود. are u kidding me؟!
+2
چشمهای پیاو پر از جونگیو و چشمهای جونگیو پر از پیاو بود. are u kidding me؟!
خیلی رندوم قسمتی از داستان رو دیدم و واقعاً درک کردم که چطور ممکنه یکی عاشق دیدن سریال باشه و یکی دیگه ترجیح بده داستانش رو درقالب نوشته بخونه.
