i'm busy obsessing over gay boys❕
Kanalga Telegram’da o‘tish
به این کاربر دست بزنید جیغ میزنه. 💬 @ilistenidontjudgebot
Ko'proq ko'rsatishMamlakat belgilanmaganToif belgilanmagan
468
Obunachilar
+1524 soatlar
+437 kun
+8930 kun
Postlar arxiv
دقیقاً آفرین. من میخواستم اینو بگم ولی ساعت از دوازده گذشت متأسفانه. اون لحظه انقدر احساسی شد و خوب اجرا کرد که جونگیو شوکه شد و برگشت با تعجب نگاهش کرد اما وسطش دستهاش گرفت!
سحر
ولی اخرین اجرای بیاو
همونجایی که دیگه انگشتاش نتونستن حرکت کنن...
ی چیزی توی اون اجرای آخر وجود داشت
اونجا تمام احساساتش اومدن
اون ناامیدی و ترس و عذاب وجدانی که داشت...
چون همراه با پیانو زدنش دقیقا این صحنههارو هم نشون دادن
اون وحشت جونگیو که داشت فرار میکرد و...
نمیدونم شاید من دارم اشتباه میکنم و همچین چیزی نبوده و برداشتی که از این صحنه داشتم اشتباهست
نمیدونم حس کردم ی چیزی فرق میکنه و برای انقدر🤏🏻 که شده نزدیک به همون چیزی که جونگیو تو ذهنش داشت شده بود
باز هم نمیدانم.
منم طرفدار سحر در قالب جونگ یو قندعسلم لوکا دومنیکو میتونه بره ماستشو بخوره 🤌🏻
Repost from 小さな部屋
+1
یه تناقض خیلی جالب دربارهی بیاو اینجاست: به جهاین میگه (تو همیشه سعی میکنی منو کنترل کنی و این واقعا خفهکنندهست) اما در مقابلِ جونگیو، بارها اجازه میده تحت فشار و حتی سلطهی اون قرار بگیره، اجازه میده بهش بیاحترامی کنه و غرورش رو بشکنه…بدون اینکه تقریبا هیچ مقاومتی نشون بده.
پس مسئلهی بیاو ظاهرا خودِ کنترل شدن نیست:)…مسئله اینه که چه کسی حق پیدا میکنه روی اون اثر بذاره. چیزی که از جهاین خفهکنندهست، از جونگیو براش تبدیل به چیزی میشه که حتی حاضر نیست در برابرش بایسته.
و شاید تلخ ترین بخشش همین باشه بنظرم: بیاو برای فرار از رابطهای که احساس میکنه داره خفهش میکنه، رابطهش رو با جهاین تموم میکنه، اما خودش هنوز حاضر نیست از کسی فاصله بگیره که خیلی عمیق تر از جهاین روی تمام انتخابها و احساساتش نفوذ داره.
انگار مرزهای بیاو برای همه وجود دارن، جز جونگیو.
Repost from 小さな部屋
و به نظرم این دقیقا جاییه که سریال با وجود محدودیتش، عشق این دوتا رو نشون میده…وقتی امکانِ نشون دادن بوسه و رابطهی عاشقانهی مستقیم بینشون رو نداری، باید عشق رو از چیزهای دیگه ثابت کنی (از انتخابها، از ناتوانی توی دوست داشتن آدم دیگه، از اینکه بعد از نُه سال هنوز هیچکس نتونسته جای اون یکی رو بگیره).
برای همین حضور این دختر، بهجای اینکه رابطهی جونگیو و بیاو رو کمرنگ کنه، اتفاقا شدتِ عشق بیاو رو بیشتر نشون میده:)…
Repost from 小さな部屋
خیلیها از اول با حضور جهاین مشکل داشتن و میگفتن چرا باید یه دختر رو وسط رابطهی این دوتا آورد…ولی من از همون اول فکر میکردم حضورش واقعا لازمه.
چرا؟…چون امروز با یه (نه، هیچوقت) عملا فهمیدیم بیاو از اول هم عاشقش نبوده…این رابطه بیشتر شبیه تلاشی بوده برای اینکه بعد از جونگیو، خودش رو وارد یه زندگی معمولی کنه، در حالی که هیچ وقت نتونسته کسی رو واقعا جای اون بذاره.
