¹⁸¹⁹
Kanalga Telegram’da o‘tish
بس ك ویران بود ، دگر جای ویرانی نداشت. 🩶🪽 ناشناسمون t.me/HidenChat_Bot?start=8507220102
Ko'proq ko'rsatishMamlakat belgilanmaganToif belgilanmagan
313
Obunachilar
+1024 soatlar
-147 kun
+4430 kun
Postlar arxiv
312
یه چیز عجیبی دربارهی زمان وجود داره.
وقتی تو یه لحظه زندگی میکنی، فکر میکنی این حال و هوا قراره تا ابد ادامه داشته باشه.
فکر میکنی همیشه همین آدم میمونی، همین چیزها برات مهم میمونن، همین دغدغهها ذهنت رو درگیر میکنن.
اما بعد از چند سال به عقب نگاه میکنی و میبینی برای چیزهایی ناراحت بودی که حتی یادت نمیاد چی بودن. برای چیزهایی جنگیدی که امروز هیچ ارزشی برات ندارن.
و اونجاست که میفهمی زندگی بیشتر از اینکه دربارهی نگه داشتن باشه، دربارهی رها کردن بوده.
رها کردن آدمها، رها کردن خاطرهها، رها کردن نسخههای قدیمی خودت.
و شاید بزرگ شدن همین باشه.
اینکه یه روز به گذشته نگاه کنی میبینی همه چیز عوض شدن، از جمله خودت.
312
بعضیا همیشه از صداقت حرف میزنن اما تا وقتی که حقیقت به ضررشون نباشه. از وفاداری میگن، اما فقط وقتی که پای منفعتشون وسط نباشه. از رفاقت میگن، اما اولین نفری که موقع سختی ناپدید میشه خودشونن. مشکل این نیست که آدمها اشتباه میکنن، مشکل اینه که برای اشتباههای خودشون هزار تا دلیل دارن، اما برای اشتباه بقیه حتی یه فرصت هم قائل نیستن. و شاید بزرگترین اشتباه ما این بود که حرفهای آدمها رو باور کردیم در حالی که باید فقط رفتارشون رو حفظ میکردیم
