uz
Feedback

Firibgarlarga uchmang! Telemetrio bunday kanallarni topadi va belgilaydi 👉 Belgini ko‘rmoqchi bo‘lsangiz, obuna bo‘ling

Family 🌿

Family 🌿

Kanalga Telegram’da o‘tish

Ko'proq ko'rsatish
Mamlakat belgilanmaganToif belgilanmagan
425
Obunachilar
-124 soatlar
+47 kun
+2830 kun
Postlar arxiv
ترجمه: می‌خوام در این مورد شفاف‌سازی کنم. من معمولاً کسی نیستم که بدون وجود اتفاق یا خبر امیدوارکننده‌ای برای EsDil صحبت کنم. ضمن اینکه اطلاعاتی هم که به دستمون می‌رسه، گاهی ممکنه درصدی خطا داشته باشه. موضوع دیگه اینه که من کسی هستم که با تحلیل‌هام شناخته شدم. خب، این تحلیل‌ها چی بودن؟ — ماجرای فرزندخواندگی اسمه و اینکه دختریه که هر دو خانواده قربانیش کردن. — اینکه عادل از این راز باخبر می‌شه و دچار فروپاشی بزرگی در رابطه با خانواده‌اش خواهد شد. — جابه‌جایی جایگاه عادل و اسمه. همون‌طور که اگه دقت کرده باشید، این فصل عادل رو می‌بینیم که رازهایی رو پنهان می‌کنه. — تیر خوردن چاکیر. با اینکه اسپویلر رو از طریق اوروچ شنیده بودم، من گفته بودم چاکیر. — احتمال اینکه شوکریه نامه‌ای از زندان برای اسمه به جا گذاشته باشه. این موضوع رو تابستون در اتاق صدا مطرح کرده بودم. اینکه بعداً افراد دیگه‌ای هم درباره‌اش صحبت کرده باشن، اهمیتی نداره. — همکاری اوروچ و عادل. — ازدواج تیمور و هیکو و وسواس هیکو نسبت به الِنی. — احتمال خیانت ایسو به خاطر فاتح. — اینکه الِنی ممکنه تا پای سفره عقد با جنگیز پیش بره. درباره اتفاقات بعد از اون، با توجه به شرایط همون زمان قضاوت می‌کنیم. — وجود نوعی پیوند خانوادگی بین اسمه و تیمور؛ چه از طریق همسر تیمور و چه از طریق خود اسمه. — اینکه این فصل، فصل اسمه خواهد بود و ماجرای فرزندخواندگی او در مرکز داستان قرار خواهد گرفت. — اینکه عادل به دست تیمور از صخره به پایین انداخته می‌شه؛ هرچند این اتفاق رو به نام اوروچ ثبت کردن. — قرار گرفتن شیرین و اوروچ در کنار خانواده اسمه و عادل (EsDil). — اینکه سوجان به اسمه پشت می‌کنه و در کنار شریف قرار می‌گیره. تمام این‌ها احتمال‌هایی بودن که من بر اساس تحلیل‌هام و گره‌های داستانی فیلمنامه مطرح کرده بودم. موارد دیگه‌ای هم هست که الان به خاطر ندارم و نتونستم نام ببرم.

photo content

عادل و آلرژی که به اسم شریف داره وقتی از دهن اسمه می‌شنوه😔😂
+2
عادل و آلرژی که به اسم شریف داره وقتی از دهن اسمه می‌شنوه😔😂

نوشته اونایی که اولاش و دنیز و اسدیل و اولدن و دوست ندارن منو آن‌فالو کنن و وقت من و هدر ندن💅🎀
نوشته اونایی که اولاش و دنیز و اسدیل و اولدن و دوست ندارن منو آن‌فالو کنن و وقت من و هدر ندن💅🎀

دنیز و علاقمندی‌هاش: می‌می، چهار خونه و آسمون
دنیز و علاقمندی‌هاش: می‌می، چهار خونه و آسمون

بیخیال اسمه رو بدید به ما دارید دیگه شور درام واسه این زن و در میارید😭

حالا تنها تفاوت شاید این باشه که شیرین نمی‌خواد اسمه رو بکشه.‌‌.. البته فعلا!

همون قدر که شروع فصل قبل ظریفه و شریف هر کاری از دستشون براومد انجام دادن تا اسمه،عادل و النی رو از هم دور کنن این فصل هم اورهان و شیرین((و بنظرم امریه)) تلاش می‌کنن نذارن اسمه‌ به حقیقت برسه

آخ بزنه و معلوم بشه که اسمه در واقع رئیس روستایی شده که از اول میراث خودش بوده❤️‍🔥

دو نوزاد.......

اورهان و شریف داستان‌هاشون موازی همدیگه‌ست.... همون کاری که شریف و ظریفه با النی انجام دادن و اورهان و شیرین با اسمه انجام دادن....

تنها هیجان جدید سریال + داستان فاتح

تحلیل لیلی:
فکر می‌کنم تا حدی تونستم ماجرای اورهان رو بفهمم. به نظرم اورهان و شریف دو شخصیت موازی هستن و می‌تونیم اتفاقات گذشته‌ی اسمه رو از طریق داستان اورهان بهتر درک کنیم. اگر از روسری قرمز شروع کنیم، قبلاً هم گفته بودم که احتمالاً این روسری‌ها به تعلق داشتن به یک خانواده مشترک اشاره دارن. اما حرف شیرین به اورهان که گفت «هنوز اون روسری رو نگه داشتی؟» من رو به فکر انداخت. چون شیرین روسری خودش رو به اسمه داده، ولی اورهان هنوز روسری خودش رو نگه داشته؛ انگار چیزی رو از بقیه پنهان می‌کنه. این موضوع من رو به احتمال وجود دو نوزاد گمشده می‌رسونه. شیرین از اسمه مراقبت کرده، حمایتش کرده و چیزی رو که از مادرش به جا مونده بهش سپرده. اما احتمال می‌دم اورهان نوزادی رو که بهش سپرده بودن، درست مثل شریف، فروخته باشه. هنوز نمی‌دونم شیرین از این ماجرا خبر داشته یا نه. حتی ممکنه داستان مرگ اون نوزاد هم مثل ماجرای شریف، دروغ بوده باشه. چون شباهت زیادی بین داستان اورهان و شریف وجود داره. حالا برسیم به صحنه امریه... درست وقتی روسری قرمز رو تن اسمه می‌بینیم، صدای گریه‌ی یه نوزاد هم توی پس‌زمینه شنیده می‌شه. به نظرم این صدا بی‌دلیل نبوده و می‌تونه نشونه‌ای از نقش داشتن امریه در این ماجرا باشه. اما یه سؤال مهم دیگه هم وجود داره: مادر عادل چه نقشی توی این داستان داشته؟ مادر عادل که با شیرین رابطه‌ی خیلی نزدیکی داشته، چقدر از اتفاقات اون زمان خبر داشته؟ و چرا وقتی عادل حقیقت اسمه رو بفهمه، قراره همه‌چیز به هم بریزه؟ به نظر می‌رسه پدر عادل این ماجرا رو پنهان کرده، امریه رو از روستا بیرون کرده و بچه‌اش رو هم ازش گرفته. فکر می‌کنم زندانی شدن اورهان هم به همین اتفاقات مربوط باشه به نظرم داستان اورهان و شریف کاملاً به هم ربط دارن. ماجرای دو نوزاد، پنهان‌کاری خانواده کوچاری و اتفاقاتی که در گذشته افتاده، ممکنه همه بخشی از یک راز بزرگ باشن. از طرفی، اگه اورهان هم از خانواده فورتونا بوده، یه سؤال مهم‌تر پیش میاد: این دو نوزاد چه خطری برای خانواده فورتونا داشتن که مجبور شدن هویت یا گذشته‌شون رو پنهان کنن؟ شاید رئیس شدن اسمه در خانواده فورتونا اتفاقی نباشه. شاید اون در نهایت به جایگاهی رسیده که از همون اول حق خودش بوده و در واقع داره میراث واقعی خودش رو پس می‌گیره.


نوشته:«صحنه ای که امریه به شال اسمه نگاه می‌کنه و صدای گریه ی بچه بلند میشه و گهواره ای که بالای کمد گذاشتن هیچ کدوم بی دلیل
+1
نوشته:«صحنه ای که امریه به شال اسمه نگاه می‌کنه و صدای گریه ی بچه بلند میشه و گهواره ای که بالای کمد گذاشتن هیچ کدوم بی دلیل نیست و نشون میده که قراره موضوع فرزند خواندگی اسمه رو کار کنن و دارن جزئیاتش رو میدن»

photo content

همیشه جایی که باید و نگاه می‌کنه، آفرین پسر خوب🎀❤️‍🔥😂
همیشه جایی که باید و نگاه می‌کنه، آفرین پسر خوب🎀❤️‍🔥😂

عکس خانومی رو یادم رفته بود بذارم🎀❤️‍🔥😍
عکس خانومی رو یادم رفته بود بذارم🎀❤️‍🔥😍

یا مثلا یکی گفت "ذاتا از فعالیت چنلت مشخصه طرف کی هستی", خب عزیزم معلومه که باید مشخص باشه اصلا نیازی به فکر کردن نداره فهمیدن اینکه من طرف چه کسایی هستم(پُر واضحه)و بخاطر چه کسایی سریال می‌بینم... اگه مشخص نبود ناراحت می‌شدم😔😂 چطور تا حالا متوجه نشدید اینجا قرار نیست همه رو راضی نگه داریم؟:))

دیگه کسی اینجا نیاد به من بگه از اوروچ باید تقدیر و تشکر کنم‌هااا، باشه عسلای من؟ تقدیر و تشکر از اوروچ می‌خواید بخونید برید چنلای دیگه، پلاستیکتون و جمع کنید برید یه مغازه‌‌ی دیگه آفرین:)

بوسه‌های عمیق عادل کوچاری❤️‍🔥
بوسه‌های عمیق عادل کوچاری❤️‍🔥