uz
Feedback

Firibgarlarga uchmang! Telemetrio bunday kanallarni topadi va belgilaydi 👉 Belgini ko‘rmoqchi bo‘lsangiz, obuna bo‘ling 👈

ٖؒحُب‌ٖؒ

ٖؒحُب‌ٖؒ

Kanalga Telegram’da o‘tish

🤍🦢

Ko'proq ko'rsatish
Mamlakat belgilanmaganToif belgilanmagan
4 263
Obunachilar
Ma'lumot yo'q24 soatlar
-4297 kun
-69630 kun
Postlar arxiv
«سأظل أحبک و کل صباح أقول لک أنا لک...» هم‌چنان تو را دوست خواهم داشت و هر روز صبح به تو می‌گویم: «من از آن توأم...» #غادةالسمان #حرف دل امروزم به تو♡

چهار شهریور ماه: سالگرد روزی که خدا بهم دوباره امید تازه ای داد، زندگی به کامم شیرین شد، دوباره حس کردم نفس کشیدم و طعم لذت زندگی رو دوباره حس کردم. امروز رو با حس شادی و ذوق پارسالم شروع کردم. میخواستم بهت بگم دلم برات خیلی تنگ شده انقدر از نبودنت دلم گرفته که حس میکنم دنیا برام تهی شده انگاری معنیش رو از دست داده، اما.. امیدی توی قلبم جوانه زده که کسی جلوی رشدش رو نمیتونه بگیره. 🕯🩶

ٖؒ﷽‌حُب‌ٖؒ﷽

وصف حال خیلیامون همونجاییه ك شاعر میگه : ◝نشسته پشت دو پلکم هزار اقیانوس ، رها کنید مرا تا وسیع گریه کنم! 🌊❤️‍🩹◟ _رهانیده!

به لب رسیده!

وصیت کرده‌ام بعد از مرگم  همراه من «دو فنجان‌چای» هم دفن کنند. شاید صحبت‌های من با خدا به درازا کشید به‌ هرحال دلخوری‌ها کم نیست . . .🪽☕️

نازک دلیم و حادثه در جستجوی ما. - خراسانی 🍁🪞

می‌خواهم همیشه کنارم باشی ، تا اگر اندوه زمین روی شانه‌هایم افتاد به سمت تو کج شوم . #نزار_قبانی 🕯🩶

با درد نبودنش که خو میکردم با دیده‌یِ تر به جاده رو میکردم می آمد و خنجری به قلبم میزد میرفت و دوباره من رفو میکردم #نیما_یوشیج

دل پیش کسی باشد و وصلش نتوانی لعنت به من و زندگی و عشق و جوانی‌ . #تقی‌سیدی 🌻🫧

کاشک برگردی پسر!

ماندنی را وِل کنی، پیش تو میماند ولی ، رفتنی ، با وصله و زنجیر آخر میرود🫱🏼‍🫲🏽

چه غریب مانده ای ای دل ! نه غمی نه غمسگاری نه به انتظار یاری نه زیار انتظاری... غم اگر به کوه گویم بگریزد و بریزد ، که دگر بدین گرانی نتوان کشید باری ... #هوشنگ_ابتهاج

خوشبخت اگر خار بکارد از بخت خوشش لاله و ریحان به در اید بدبخت اگر مسجدی از آینه بسازد یا سقف فروریزد و یا قبله کج آید🌙🌕

دیدی که مرا هیچ کسی یاد نکرد ، جز غم که هزار آفرین بر غم باد :)

یک تو آزردی مرا یک جهان شادم نکرد‌ :)

اندوه که به گلو می‌رسد، بغض می‌شود. به سر‌ که می‌رسد، از چشم‌ها سرازیر می‌شود و وقتی فراتر از بدن باشد، ما را از زمان جدا می‌کند، گویی که وجود نداریم. هستیم اما نیستیم. «تکه‌هایی از یک کل منسجم، پونه مقیمی»

تـو نَه دوری تا انتظارت کشم و نَه نزدیکی تا ديدارت كنم و نَه از آن مَنی تا قلبم آرام گیرد و نَه مَن محروم از توام تا فراموشت کنم تـو در میانه‌ی همه چیزی! #محمود‌درویش🪞🤍

Repost from N/a
6861654590_1.mp32.17 MB

عشق بدید❤️