استودیو برف | ویدیوگرافی
Kanalga Telegram’da o‘tish
Ko'proq ko'rsatish
Mamlakat belgilanmaganToif belgilanmagan
3 226
Obunachilar
+1 90424 soatlar
+2 9357 kun
+2 99330 kun
Postlar arxiv
عباس کیارستمی میگفت:
یه جوری دل نشکنیم که حتی آسمون هم نتونه بندش بزنه
حواسمون به ترک هایی که جا میذاریم باشه
هر ببخشیدی معجزه نمیکنه
کارل یونگ میگه:
«دنیا پُره از آدمهایی که از اثراتِ زندگیِ نزیستهی خودشون رنج میکشن. تلخ، ایرادگیر، خشک و انعطافناپذیر میشن؛ نه چون دنیا باهاشون بیرحم بوده، بلکه چون به تواناییها و حسِ درونیِ خودشون خیانت کردن.
هنرمندی که هیچوقت هنری خلق نمیکنه، نسبت به هنرِ دیگران بدبین میشه و متفکری که هیچوقت خودش رو متعهد به یک باور و فلسفه نمیدونه، به هر باور و تفکری پوزخند میزنه.
و با این حال، همهی اونها رنج میبرن؛ چون یه جای عمیق درون خودشون میدونن زندگیای که مسخرهاش میکنن، همون زندگیست که برای خودشون میپسندن.»
آمین به دعایی که تو دلت داری و هیچکس جز خودت و خدات نمیدونه چقدر برات مهمه
کدامیک غمگینترند؟
خانههای بعد از اثاثکشی
یا آدمهای بعد از جدایی؟
گلدانها
گلدانهای خالی
گلدانهای رهاشده...
ﻣﺎﻫﯽ ﻫﺎ
ﺗﻨﻬﺎﮐﻪ ﻣﯽ ﺷﻮﻧﺪ ﻗﯿﺪ ﺩﺭﯾﺎ ﺭﺍﻣﯽﺯﻧﻨﺪ
ﻭﺗﻤﺎﻡ ﻣﺴﯿﺮ ﺭﻭﺩﺧﺎﻧﻪ ﺭﺍﺗﺎ ﺍﻭﻟﯿﻦ ﻗﺮﺍﺭ ﻋﺎﺷﻘﯽ
ﺷﺎﻥ
ﺑﺮﻋﮑﺲ ﺷﻨﺎ میﮐﻨﻨﺪ...!
هر کس از فردا میپرسد، میگویم به خلوت نیاز دارم.
به زندگی در دشتها، در کوهستان. عاقبت به یک غار پناه خواهم برد.
- از نامههای حسین دریابندی به عزالدین ماهرویان
با هركس كه مىنشستم از اميد حرف مىزدم،
حتی وقتی كه ذرهاى اميد درونم نمانده بود…
مادربزرگم حرف قشنگی میزد میگفت :
"هوا که خنک بشه درختهایی که سایه میندازن فراموش میشن...
درست مثل آدمهایی که کارشون باهات تموم میشه"
الان حرفش رو درک میکنم :)
آدم باید هر از گاهی اسم همخانه هایش را،
رفقایش را،
بغل دستی هایش را فراموش کند؛
بعد زور بزند توی سه جمله توصیفشان کند.
مثلاً بگوید: آنی که خندهاش قشنگ است!
آنی که حرف زدنش مثل قهوهی تازه دم است!
آنی که سینه اش حال عاشقی دارد.
یه تیکه از کتاب شازده کوچولو ک دقیقأ بحق گفته :
آدم فقط با دلش خوب میتونه ببینه،
اصلِ چیزها با چشم دیده نمیشن.
@studiobarff
پنجشنبه که میشود یاد کسانی که هرگز تکرار نمی شوند و هیچ حضوریجبران نبودنشان را نمیکنند در دلمان بیداد میکند... 😔
@studiobarff
پنجشنبه ها دلم هوای کسی رو داره که دیگه نیست ولی هنوز بین دعاها و اشک هایش زنده است ... 🖤😞
@studiobarff
از پشت پنجره نگاهش میکردم
دیگر شده بود جزو انرژی های مثبتِ هر روز صبح !
ده یازده سال بیشتر نداشت
اما مردانگی را میشد در چشمهایش دید
هر روز فال هایش را می آورد برای مردمِ غرقِ در روزمرگی
تا شاید به بهانه ی فال، حافظ بخوانند.
با سرما و گرمای خیابان هم کم نمی آورد!
چند وقتی بود حال عجیبی داشت
آخر دخترکی زیبا و بلند موی
سرِ همان چهارراه آب نبات میفروخت
دادن شاخه گلی قرمز به دخترک کار هر روزش شده بود !
بد جور هوایش را داشت !
حالِ پسرک خریدنی بود
شعرهایِ فالش شیرین شده بودند به لطف دخترک آبنبات فروش !
شبها لی لی کنان میرفت و صبح ها از همه زودتر می آمد
اماچند روزی ست
نه شاخه گلی می آورد
نه صبحِ زود می آید
نه شبها لی لی کنان میرود !
شهرداری چهارراه را بست و میخواهند پل بزنند
محلِ کارِ دخترک عوض شد
فال پسرک بد آمد...
خدا رحم کند
زمستان سردی در راه است
میترسم این بار کم بیاورد با سرما !
#علی_سلطانی
@studiobarff
_پرسیدم، اگه ماشینت پنجر باشه باهاش میری سرکار؟!
+گفت: خب معلومه، نه
_گفتم: اگه توجه نکنی بری و بیایی باهاش،چی میشه؟!
+گفت: خب میترکه، نابود میشه
_گفتم: ما با ماشینمون اینکارو نمیکنیم، ولی بارها با خودمون اینکارو کردیم
کیلومترها خود پنجرمونو بردیم!
@studiobarff
کاش الان پاییز بود و من رشت بودم، یه اتاق زیر شیروونی اجاره میکردم، و انقدر شجریان رو با صدای بارون گوش میدادم که چشمام گرمشه و خوابم ببره...
@studiobarff
بارها و بارها مجبور شدهام ناامیدیهای بینهایت را شکست دهم.»
— راینر ماریا ریلکه
@studiobarff
