uz
Feedback
Anliliy اساطیر ایـران و

Anliliy اساطیر ایـران و

Kanalga Telegram’da o‘tish

زاده‌ی خـاک و خورشــید‌ 🌞 دانشجوی هوافـضا ‌ «و سرانجام روزی دختری که ریشه در خاک ایران داشت، خواست از شکفتن بنویسد.» message: @Anliliybot .. ̥✿ یه گپ کوچیک دورهمی برای اینجا https://t.me/+POztvByvTBplMWFk

Ko'proq ko'rsatish
Mamlakat belgilanmaganToif belgilanmagan
1 107
Obunachilar
+524 soatlar
+717 kun
+16830 kun
Postlar arxiv
Ovozli xabar00:09

قربونت بشممم🤍✨

https://t.me/Anliliiy/1078 هیچ وقت ناامیدم نمیکنی

ولی خب اگه خواستین بگین کتاب معرفی کنم تاریخ بخونیم دور از هم.

اگه اینطوری شد، دیگه تاریخ نمی‌خونیم، تاریخ می‌سازیم🤍

اگه جنگ شد نتو قطع کردن چجوری پیدات کنیم باهات تاریخ بخونیم؟

Repost from ୨ৎ

خیلی دوست دارم بدونم اینارو کجا فور می‌کنین که ویو می‌خوره:))🤍

خیلی دوست دارم بدونم اینارو کجا فور می‌کنید انقدر ویو می‌خوره:))🤍

زن در آیینه‌ی ایـــران باستـان | فصل اشکانیان
بخش سی‌و‌دو: رودوگونه؛ شاهدختی که موهاشو باز گذاشت.
اگه اسم «رودوگونه» رو جایی با تابوت و کتیبه‌ی هخامنشی دیدید که مدعیه متعلق به «رودوگونه، دختر خشایارشا»ست، بدونید که طبق خودِ دانشنامه‌ی ایرانیکا، اون یه جعل مدرن کاملاً ثابت‌شده‌ست؛ نه تابوت واقعیه، نه کتیبه‌ش. رودوگونه‌ی واقعی که امروز درباره‌ش می‌نویسیم، هیچ ربطی به دوره‌ی هخامنشی نداره؛ اون یه شاهدختِ اشکانیه که سه قرن بعد از خشایارشا زندگی می‌کرده.
دختر بزرگ‌ترین شاه اشکانی 👑
رودوگونه دختر مهرداد یکم بود؛ همون پادشاهی که اشکانیان رو از یه پادشاهی کوچک منطقه‌ای، به یه امپراتوری واقعی تبدیل کرد و ماد و بابل رو از دست سلوکیان بیرون آورد. رودوگونه خواهر فرهاد دوم هم بود، جانشین مهرداد یکم.
ازدواجی که از دل اسارت بیرون اومد ⚔️
سال ۱۳۸ پیش از میلاد، دمتریوس دوم نیکاتور، پادشاه سلوکی، برای پس گرفتن بابل از دست اشکانیان لشکرکشی کرد؛ اما شکست خورد و اسیر مهرداد یکم شد. اینجا اتفاق جالبی افتاد: مهرداد به‌جای اعدام یا زندانی کردن دمتریوس، باهاش رفتار محترمانه‌ای در پیش گرفت و اونو به همسری دخترش، رودوگونه، دراورد. طبق تحلیل مورخان امروزی، این ازدواج بخشی از استراتژی گسترده‌تر مهرداد بود تا سرزمین‌های سابق سلوکی رو با یه ازدواج سیاسی، به امپراتوری خودش پیوند بزنه و مشروعیتی برای کنترلش کسب کنه. دمتریوس تو هیرکانیا، نواحی جنوب دریای خزر، با آزادی نسبی زندگی می‌کرد؛ املاک بزرگی داشت، و طبق منابع، رابطه‌ش با رودوگونه هم به‌ظاهر خوب پیش رفت؛ اونا صاحب چند فرزند شدن که اسمشون تو منابع باقی نمونده.
قسمی که به یه افسانه‌ی ماندگار تبدیل شد 💇‍♀️
مشهورترین داستانی که از رودوگونه به ما رسیده، از قلم پولیانوس نویسنده‌ی رومی اومده. طبق این روایت، یه بار وقتی رودوگونه داشت خودشو برای حمام کردن آماده می‌کرد، خبر یه شورش بهش رسید. اون به‌جای اینکه حمامشو کامل کنه، همون‌جا قسم خورد که تا وقتی این شورش رو سرکوب نکنه، نه حمام می‌کنه، نه موهاشو شونه می‌زنه. بعد بلافاصله ارتششو به میدون برد و شورش رو سرکوب کرد. طبق همین روایت، بعد از اون واقعه، تصویر رودوگونه رو با موهای ژولیده و باز، رو مهرهای رسمی پادشاهان ایرانی حک می‌کردن؛ به‌عنوان یادبودی از همون قسم.
الهامی برای نمایشنامه‌نویسان اروپایی 🎭
داستان رودوگونه اونقدر برای اروپایی‌های قرن‌های بعد جذاب بود که پیر کورنی، نمایشنامه‌نویس فرانسوی قرن هفدهم، یه تراژدی کامل با اسم «رودوگون» براساس شخصیت اون نوشت؛ هرچند این نمایشنامه بیشتر برداشت آزاد و دراماتیزه‌شده‌ست تا روایت دقیق تاریخی.
پایان یه ازدواج سیاسی 💔
سرنوشت این ازدواج هم مثل خیلی از پیوندهای سیاسی این دوره، به‌خاطر تحولات میدون جنگ به‌هم خورد. سال ۱۲۹ پیش از میلاد، وقتی آنتیوخوس هفتم سیدتس (برادر دمتریوس) برای پس گرفتن سرزمین‌های ازدست‌رفته به اشکانیان حمله کرد، فرهاد دوم (برادر رودوگونه) دمتریوس رو دوباره به انطاکیه فرستاد؛ ظاهرا با این امید که حضور دمتریوس تو سوریه باعث بی‌ثباتی تو صفوف دشمن بشه. از این نقطه به بعد، دیگه گزارشی از سرنوشت رودوگونه در دست نیست.
رودوگونه نمونه‌ی جالبی از نقشیه که زنان دربار اشکانی می‌تونستن، حتی در حاشیه‌ی یه ازدواج کاملاً سیاسی، ایفا کنن؛ از یه‌طرف ابزار دیپلماسی بین دو امپراتوری رقیب بود، از طرف دیگه، طبق روایت پولیانوس، خودش مستقیم فرمانده‌ی نظامی سرکوب یه شورش شد. با این حال باید محتاط بود: داستان قسم و موهای ژولیده فقط از یه منبع به ما رسیده و جزئیاتش رنگ‌وبوی افسانه‌ای واضحی داره؛ اما خطوط اصلی زندگیش مانند تبار، ازدواج با دمتریوس، اسارت و رهایی همسرش از منابع متعدد و مستقل تأیید می‌شه. ‌ ‌ - منابع این بخش برای مطالعه‌ی بیشتر
دانشنامه ایرانیکا - مدخل «Rhodogune» نادر میرسعیدی، سلوکیان و اشکانیان

sticker.webp0.44 KB

زن در آیینه‌ی ایـــران باستـان | فصل اشکانیان
بخش سی‌و‌دو: رودوگونه؛ شاهدختی که موهاشو باز گذاشت.
اگه اسم «رودوگونه» رو جایی با تابوت و کتیبه‌ی هخامنشی دیدید که مدعیه متعلق به «رودوگونه، دختر خشایارشا»ست، بدونید که طبق خودِ دانشنامه‌ی ایرانیکا، اون یه جعل مدرن کاملاً ثابت‌شده‌ست؛ نه تابوت واقعیه، نه کتیبه‌ش. رودوگونه‌ی واقعی که امروز درباره‌ش می‌نویسیم، هیچ ربطی به دوره‌ی هخامنشی نداره؛ اون یه شاهدختِ اشکانیه که سه قرن بعد از خشایارشا زندگی می‌کرده.
دختر بزرگ‌ترین شاه اشکانی 👑
رودوگونه دختر مهرداد یکم بود؛ همون پادشاهی که اشکانیان رو از یه پادشاهی کوچک منطقه‌ای، به یه امپراتوری واقعی تبدیل کرد و ماد و بابل رو از دست سلوکیان بیرون آورد. رودوگونه خواهر فرهاد دوم هم بود، جانشین مهرداد یکم.
ازدواجی که از دل اسارت بیرون اومد ⚔️
سال ۱۳۸ پیش از میلاد، دمتریوس دوم نیکاتور، پادشاه سلوکی، برای پس گرفتن بابل از دست اشکانیان لشکرکشی کرد؛ اما شکست خورد و اسیر مهرداد یکم شد. اینجا اتفاق جالبی افتاد: مهرداد به‌جای اعدام یا زندانی کردن دمتریوس، باهاش رفتار محترمانه‌ای در پیش گرفت و اونو به همسری دخترش، رودوگونه، دراورد. طبق تحلیل مورخان امروزی، این ازدواج بخشی از استراتژی گسترده‌تر مهرداد بود تا سرزمین‌های سابق سلوکی رو با یه ازدواج سیاسی، به امپراتوری خودش پیوند بزنه و مشروعیتی برای کنترلش کسب کنه. دمتریوس تو هیرکانیا، نواحی جنوب دریای خزر، با آزادی نسبی زندگی می‌کرد؛ املاک بزرگی داشت، و طبق منابع، رابطه‌ش با رودوگونه هم به‌ظاهر خوب پیش رفت؛ اونا صاحب چند فرزند شدن که اسمشون تو منابع باقی نمونده.
قسمی که به یه افسانه‌ی ماندگار تبدیل شد 💇‍♀️
مشهورترین داستانی که از رودوگونه به ما رسیده، از قلم پولیانوس نویسنده‌ی رومی اومده. طبق این روایت، یه بار وقتی رودوگونه داشت خودشو برای حمام کردن آماده می‌کرد، خبر یه شورش بهش رسید. اون به‌جای اینکه حمامشو کامل کنه، همون‌جا قسم خورد که تا وقتی این شورش رو سرکوب نکنه، نه حمام می‌کنه، نه موهاشو شونه می‌زنه. بعد بلافاصله ارتششو به میدون برد و شورش رو سرکوب کرد. طبق همین روایت، بعد از اون واقعه، تصویر رودوگونه رو با موهای ژولیده و باز، رو مهرهای رسمی پادشاهان ایرانی حک می‌کردن؛ به‌عنوان یادبودی از همون قسم.
الهامی برای نمایشنامه‌نویسان اروپایی 🎭
داستان رودوگونه اونقدر برای اروپایی‌های قرن‌های بعد جذاب بود که پیر کورنی، نمایشنامه‌نویس فرانسوی قرن هفدهم، یه تراژدی کامل با اسم «رودوگون» براساس شخصیت اون نوشت؛ هرچند این نمایشنامه بیشتر برداشت آزاد و دراماتیزه‌شده‌ست تا روایت دقیق تاریخی.
پایان یه ازدواج سیاسی 💔
سرنوشت این ازدواج هم مثل خیلی از پیوندهای سیاسی این دوره، به‌خاطر تحولات میدون جنگ به‌هم خورد. سال ۱۲۹ پیش از میلاد، وقتی آنتیوخوس هفتم سیدتس (برادر دمتریوس) برای پس گرفتن سرزمین‌های ازدست‌رفته به اشکانیان حمله کرد، فرهاد دوم (برادر رودوگونه) دمتریوس رو دوباره به انطاکیه فرستاد؛ ظاهرا با این امید که حضور دمتریوس تو سوریه باعث بی‌ثباتی تو صفوف دشمن بشه. از این نقطه به بعد، دیگه گزارشی از سرنوشت رودوگونه در دست نیست.
رودوگونه نمونه‌ی جالبی از نقشیه که زنان دربار اشکانی می‌تونستن، حتی در حاشیه‌ی یه ازدواج کاملاً سیاسی، ایفا کنن؛ از یه‌طرف ابزار دیپلماسی بین دو امپراتوری رقیب بود، از طرف دیگه، طبق روایت پولیانوس، خودش مستقیم فرمانده‌ی نظامی سرکوب یه شورش شد. با این حال باید محتاط بود: داستان قسم و موهای ژولیده فقط از یه منبع به ما رسیده و جزئیاتش رنگ‌وبوی افسانه‌ای واضحی داره؛ اما خطوط اصلی زندگیش مانند تبار، ازدواج با دمتریوس، اسارت و رهایی همسرش از منابع متعدد و مستقل تأیید می‌شه. ‌ ‌ - منابع این بخش برای مطالعه‌ی بیشتر
دانشنامه ایرانیکا - مدخل «Rhodogune» نادر میرسعیدی، سلوکیان و اشکانیان

انگار برای پاکسازی اینجا از عرزشی، باید درمورد اعدامی‌ و بازداشتی‌ها بگم. هورا راهشو پیدا کردم✨

می‌بینین واسه چیا دارن به بچه‌هامون حکم اعدام می‌‌دن؟

ازشون بگید و نشر بدید، شاید شد! شاید این‌بار یه مادر کمتر، سر مزار بچه‌اش لالایی خوند.

ازشون بگید و نشر بدید، شاید شد! شاید این‌بار یه مادر کمتر، سر مزار بچه‌اش لالایی خوند.

۱۰ نفر از معترضان اصفهان به اعدام محکوم شدند بر اساس گزارش‌های رسیده، شعبه اول دادگاه انقلاب اصفهان ۱۰ نفر از ۱۶ متهم پرونده
۱۰ نفر از معترضان اصفهان به اعدام محکوم شدند بر اساس گزارش‌های رسیده، شعبه اول دادگاه انقلاب اصفهان ۱۰ نفر از ۱۶ متهم پرونده «میدان شهدای اصفهان» را به اعدام محکوم کرده است: #ترانه_رحیمی، #نوید_الیاسی، #ابوالفضل_دادگستر، #مهدی_منصوری، #احمدرضا_سعیدی، #مهرداد_بوئری، #محمدمهدی_اسدی، #آرمین_غلامی، #پارسا_جعفری و #مهدی_جعفری (مهدی خسروی). ۶ متهم دیگر هم به حبس‌های سنگین محکوم شده‌اند. این پرونده مربوط به اعتراضات دی‌ماه ۱۴۰۴ در اصفهان است و پیش‌تر گزارش‌هایی درباره شکنجه و اعتراف اجباری متهمان منتشر شده بود. احکام بدوی و قابل اعتراض هستند.

این پیام رو در ادامه‌ی بحثی که داشتیم برام فرستادن🤍 راستش خودم نسبت به بعضی از مطالب مطرح‌شده تردید دارم؛ به‌خصوص درباره‌ی یکی دونستن مانی و مسیحا. اما دانش و تخصص کافی برای اینکه با اطمینان این دیدگاه‌ها رو رد یا تأیید کنم ندارم. بنابراین نه می‌خوام این مطالب رو رد کنم و نه می‌خوام تایید کنم و بر اساسشون چیزهایی رو که تا امروز درباره‌ی ایران باستان می‌دونستم کنار بذارم. پس فعلاً فقط متن رو عیناً منتشر می‌کنم و قضاوت درباره‌ش رو به اهل پژوهش می‌سپارم. 🌱 بازم سپاس از شما✨

سال ۱۵۱۸ مار رصد مطابق سال ۲۰۸ پیش از میلاد است که چهل سال پیش از خرابی دوم بیت‌المقدس می‌باشد. ویرانی دوم بیت‌المقدس در سال ۱۶۸ پیش از میلاد است. مانی در سال ۵۲۲ نیبران آخر روز یکشنبه چهارم ماه مهر چهارده روز به اول بهار مانده در ابتدای سال خوک در زندان مرده است. تاریخ میلاد و وفات مانی را با تاریخ میلاد و وفات مهر داده‌اند. (*آثارالباقیه) ترجمه نوشته تورفانی (وفات مهر دوشنبه چهارم شهریور ساعت یازده) ...چون شهریاری که زین و تن‌پوش نهد و رخت دیگر پوشد. بدین سان پیمبر روشن فرا نهاد تن‌بار بارهٔ رزمگاه و درنا و روشن در آمد و رخت بغانی گرفت با دیهیم تابان و بساک هژیر هنگامی که بغان روشن از راست و چپ می‌شدند با سنج و سرود مانند برق تیز و نیازک تند بسوی بامستان صبح روشن و ماه گردون همراه بغان به ورج بغانی پرید و نزد پدر اهورمزدا بماند. بی‌کس و سوگوار کرد سراسر رم راستان را چه کدخدای در گذشت...درهنگام...و در شهریاری اخترپد...در شهریور ماه شهریور روز دوشنبه جام یازده بسوی پدر روشن بکردگاری سوی میهن روشن...