Anliliy اساطیر ایـران و
Kanalga Telegram’da o‘tish
زادهی خـاک و خورشــید 🌞 دانشجوی هوافـضا «و سرانجام روزی دختری که ریشه در خاک ایران داشت، خواست از شکفتن بنویسد.» message: @Anliliybot .. ̥✿ یه گپ کوچیک دورهمی برای اینجا https://t.me/+POztvByvTBplMWFk
Ko'proq ko'rsatishMamlakat belgilanmaganToif belgilanmagan
1 108
Obunachilar
+424 soatlar
+577 kun
+17030 kun
Postlar arxiv
#واژه های اصلونسب، اصیل، اصالت و... رو بذاریم کنار؟
نژادگی: برابر پارسی اصالت.
«نژادگیاش در رفتار و گفتارش آشکار بود.»نژاده: برابر پارسی اصیل، برای کَس.
«او از خانوادهای نژاده و ریشهدار بود که به بزرگان باستان میرسید.»نژادین: برابر پارسی اصیل. برای چیز.
«این آیین، جشنی نژادین بود که ریشهٔ ایرانی داشت.»همنژاد: برابر پارسی همتبار، هماصل.
«آن دو قبیله با هم همنژاد بودند و از یک تبار میآمدند.»بینژاد: برابر پارسی بی اصل و نسب.
«در آن دوره، اسبان بینژاد را از گله جدا نگه میداشتند.»نژادشناسی: مطالعهٔ تبار و نسب.
«سالها به نژادشناسیِ خاندانهای کهن ایران پرداخته بود.»
#واژه های اصلونسب، اصیل، اصالت و... رو بذاریم کنار؟
نژاده: برابر پارسی اصیل. برای کَس
«او از خانوادهای نژاده و ریشهدار بود که به بزرگان باستان میرسید.»نژادگی: برابر پارسی اصالت.
«نژادگیاش در رفتار و گفتارش آشکار بود.»نژادین: برابر پارسی اصیل. برای چیز.
«این آیین، جشنی نژادین بود که ریشهٔ ایرانی داشت.»همنژاد: برابر پارسی همتبار، هماصل
«آن دو قبیله با هم همنژاد بودند و از یک تبار میآمدند.»بینژاد: برابر پارسی بی اصل و نسب
«در آن دوره، اسبان بینژاد را از گله جدا نگه میداشتند.»نژادشناسی: مطالعهٔ تبار و نسب
«سالها به نژادشناسیِ خاندانهای کهن ایران پرداخته بود.»
گاهشمار کهن: ۳ شهریور، جشن کشمیندومین جشن این ماه هم برای یه منطقهی دیگه از سرزمینهای ایرانی باستان بود: سُغد. سُغد منطقهایه دور و بر سمرقند امروزی، تو ازبکستان.
جشنش چی بود؟اخر تابستون که وقت برداشت محصول میشد، مردم یه بازار بزرگ برگذار میکردن، و جشن میگرفتن. نام این جشن «کشمین» بوده. کشمین یه جنبهی اجتماعی و اقتصادی هم داشته. مردم دور هم جمع میشدن، داد و ستد میکردن، احتمالاً غذا و کالا رد و بدل میشده. یهجور بازارچهی سنتی که همزمان جنبهی جشن هم داشته.
و بازم همون داستان تکراری...دقیقاً مثل فغدیه، امروز نمیدونیم شکل درست نامش چی بوده و تلفظ درستش چطوریه. جزئیات دقیق مراسمش هم تو تاریخ گم شده.
چرا اینقدر جشنهای ناشناخته زیادن؟خیلی از این جشنهای کوچیک ماهانه، هیچوقت تو متون بزرگ و معروف مثل اوستا با جزئیات کامل ثبت نشدن. فقط اسمشون تو تقویمها و فهرستهای کهن باقی مونده، یا تو اشارههای کوتاه نویسندههای بعدی. زندگی روزمرهی ایرانیهای باستان پر بوده از اینجور جشنهای کوچیک محلی که شاید هیچوقت به اندازهی نوروز یا مهرگان بزرگ و رسمی نشدن، ولی برای مردم همون منطقه مهم بودن.
اما بههرحال، ابوریحان بیرونی در «آثارالباقیه» این جشن رو ثبت کرده و ماهم یادآوریش میکنیم.
سپاس از همگی، پیاماتون خیلی انگیزهبخش بود؛ بیاید این آرزو رو برآورده کنیم. مدام تصورش کنیم و براش آماده بشیم. امید چشم انتظاری میاره و انتظار ازمون انرژی میگیره، اما ایمان به پیروزی بهمون انرژی و شتاب میده؛ بیاید همگی از ته دلمون باور داشته باشیم.🤍
خیلی، همدیگه رو بغل میکنیم، از خوشحالی یا شاید، از درد نبودن دوستامون گریه میکنیم. مینوازیم، میرقصیم. قنادی ها شیرینی درست میکنن، دلهامون سبک میشه و خود ایرانخانوم، کمر خمیدهاش راست میشه و لبخند میزنه🤍
وااای چه قشنگگ✨🕊
باور دارم خیلی زیبا میشی
منم میخوام لباس بدوزم. چون لباس محلی ندارم، دوست دارم با الهام از پوشش زنان ساسانی یه چیزی طراحی کنم، مثل لباسی که تو پروفایل اینجا دارم
https://t.me/Anliliiy/961
من دوتا لباس بعد ۱۸ و ۱۹ دی دوختم مخصوص روز ازادی
یکی از لباسا سارافونِ که پارچش طرح پر و پروانه داره بهم حس رهایی میده🕊
چه خواب قشنگی دیدین
هممون از ته دل آرزو میکنیم خوابتون برآورده بشه. هم در روز آزادی، زنده و باشکوه جشن بگیرین و هم اون بخش سرشار از مهرش🤍🫠
من یک کت دارم با اینکه چند سال پیش خریدم ولی نو مانده، یک پیراهن نو و یک شلوار نو که اینها را روز آزادی ایران میپوشم و اگر بخت باهام یار بود، آن یار و همدمی که تو خواب دیدمش و صورتش را چسباند روی صورتم و بعد از خواب هم جایش را حس میکردم، بیابم و در آغوش بگیرمش.
چه کار باحالی✨
همینه بچههااا، روحیهمون باید اینطوری باشه
انقدررر مطمعن باشیم به اومدن اون روز، که براش تدارک ببینیم.
من مطمعنم اون لباس خیلی بهت میاد، بعدها شاید نگهش داشتی و داستانشو برای بچههای کوچولو تعریف کردی🤍
