uz
Feedback
Anliliy اساطیر ایران و

Anliliy اساطیر ایران و

Kanalga Telegram’da o‘tish

زاده‌ی خـاک و خورشــید‌ 🌞 یکم درباره‌ی مـن : https://t.me/Anliliiy/37 @Anliliybot .. ̥✿

Ko'proq ko'rsatish
Mamlakat belgilanmaganToif belgilanmagan
829
Obunachilar
+1224 soatlar
+2057 kunlar
+34030 kunlar
Postlar arxiv
sticker.webp0.00 KB

sticker.webp0.00 KB

پدرم دراومد تا لیست آیین های امردادگان رو کامل دراوردم؛ یه بخشیش هم از پرس‌و‌جوی محلی پیرمرد،پیرزنای مهربون یزدی به دست اومده. پس لطفا بخش آیین هارو بخونید:)))فداتون شم🤍✨

گاهشمار کهن: ۷ امرداد،جشن امردادگان
در ایران هرزمان که نام روز و ماه یکی میشد، مردم جشن میگرفتن. هفتمین روز از هر‌ ماه امرداد نام داره و در روز امرداد از ماه امرداد جشن باشکوهی برگذار میشه به نام امردادگان✨ توی باورهای کهنِ ما، امرداد اسمِ ششمین امشاسپند یا همون فرشته‌ی مقربه. نگهبانِ تمامِ گیاهان، درختان و رستنی‌های روی زمین! امرداد همیشه دست‌دردستِ خرداد، فرشتهٔ آب و رسایی، حرکت می‌کنه. از همون قدیم می‌دونستن آب و گیاه، جفتِ جدانشدنیِ حیات‌ان و تا این دوتا هستن، زندگی جاودانه است. ابوریحان بیرونی توی آثارالباقیه چقدر قشنگ می‌گه:
«امرداد یعنی بی‌مرگ... او فرشته‌ای است که به پرورشِ جهان و آراستنِ درختان گماشته شده.»
با این‌که در گاهشماری ایرانی امردادگان روز هفتم از ماه امرداد هست، اما به خاطر تغییراتی که پیش اومده و باعث تفاوت در تقویم کهن با تقویم کنونی شده، حالا این جشن در سوم امرداد برگذار میشه.
دلیل این اختلاف زمان تغییر سال‌شماره. در زمان قدیم سال رو به ۱۲ ماه و هر ماه رو به ۳۰ روز تقسیم می‌کردن. ولی حالا شش ماه اول سال ۳۱ روز پنج ماه بعدی سی روز و آخرین ماه ۲۹ روزه. اگه سال کبیسه باشه ماه آخر هم ۳۰ روزه حساب میشه. به همین خاطر این جشن نسبت به تقویم قدیمی چهار روز جلوتر یعنی در سوم امرداد برگزار میشه که در واقع همون روز هفتم امردادماه در دوران باستان هست.
گاهشمار کهن: آیین های امردادگان
پاک‌سازی و گل‌کاری باغ‌ها و پردیس‌ها: چند روز پیش از جشن، مردم به تمیز کردن باغ‌ها، هرس درختان و رسیدگی به زمین‌های کشاورزی می‌پرداختن و تمیز و مرتبش میکردن. گردش و پیک‌نیک در دل طبیعت: مردم دسته‌دسته به باغ و بوستان، دامنه کوه‌، کنار رودها و درختان دیرزیست و کهنسال مثل سرو و چنار، می‌رفتن؛ رسم بود سفره‌های جشن رو زیر سایه درخت ها پهن بکنن. آیین شاخه‌چینی و گل‌چینی: جوون ها به دشت‌ها می‌رفتن، شاخه‌های تازه و گل‌های خوش‌بو، به‌ویژه گل «زنبق» می‌چیدن و برای تزئین کردن خونه‌ها و آتشکده‌ها می‌آوردن. کاشتن درخت یا بذر: تو برخی مناطق، کاشتن یه نهال یا پاشیدن بذرهای برکت‌بخش در روز امردادگان انجام میشد. برای جلب جاودانگی و افزونی محصول :))) برپایی سفره «مَـیـزِد»: سفره‌ای که آراسته شده بود؛ و میوه‌های فصل، لورک (آجیل هفت‌مغز)، نون‌های سنتی و نوشیدنی‌های گوارا روش میذاشتن. میوه‌های تابستانی و تازه: انگور، انجیر، سیب، سیب‌زمینی چغندرپخته و میوه‌های تازه در مرکز این سفره قرار داشتن. پخت آش‌ها و غذاهای گیاهی: به پاس احترام به امشاسپند گیاهان، پختن غذاها و آش‌هایی با سبزیجات تازه، حبوبات و غلات در این روز خیلی رایج بود. آیین خوان‌بخش (دهش و انفاق): خوان یعنی سفره، و خوان‌بخش یعنی بخشیدن مقداری از سفره‌ات به اونی که نیازمنده. بخشی از غذاها و میوه‌های متبرک‌شده بین نیازمند‌ها و همسایه‌ها تقسیم می‌شد تا خیر و برکت به صورت جاودانه تو روستا یا شهر جاری بمونه پوشیدن لباس‌های سبز و سفید: رنگ سبز (نماد حیات، سرسبزی و امرداد) و رنگ سفید (نماد پاکی و امشاسپندان) پوشش اصلی مردم در این روز بود. استفاده از عطرها و گلاب: روی دست و صورت مهمون ها گلاب پاشی میکردن و خونه رو با گل های خیلی خوش‌عطر آماده‌‌ی جشن میکردن . دست‌افشانی، پای‌کوبی و سرودخوانی: خوندن سرودهای ستایش طبیعت، نغمه‌خوانی با سازهای کوبه‌ای و بادی در فضای باز و رقصیدن دسته‌جمعی...قشنگ نیست؟ بستن پیمان دوستی و آشتی‌کنان: از اونجا که امرداد نماد بی‌مرگی و جاودانگیه، مردم کینه‌ها رو کنار می‌ذاشتن تا «مهر و دوستی» بینشون جاودانه بمونه. خوانش «آفرینگان امرداد»: در آتشکده‌ها و خونه‌ها، موبدان و مردم سرودها و بخش‌هایی از اوستا، به‌ویژه آفرینگان، رو در ستایش خداوند و امشاسپند امرداد می‌خوندن. روشن کردن شمع و عطرسوزی: سوزوندن چوب‌های معطر مثل صندل، عود و اسپند در کنار بوی خوش گل‌های تازه برای پاکسازی فضای نیایش خیلی مرسوم بود. طلب تندرستی و دراززیوی (طول عمر): نیاکان ما در این روز نیایش می‌کردن تا بدن و روح انسان از بیماری و کاستی، جاودانه و دور بمونه.
‌ ‌ امردادگان فرخنده و نیک باشه براتون🌿🌺

sticker.webp0.23 KB

sticker.webp0.00 KB

این بیت شعر رو سماعی تو دفترم نوشته بود؛ میگفت دوست داره تتوش کنه، اما محدودیت هایی که ممکن بود در آینده پیش بیاد منصرفش میکرد؛ نمیدونم این براش چه معنایی داشت یا ذهنشو کجا میبرد؛ اولین باری که از سر مزارش بلند شدم بارها زیرلب این بیت رو خوندم. تو اوج خشم و کینه، با لبریز ترین غم اینو خوندم.‌ نمیتونم تفسیرش کنم، یا باز کنم در موقعیتی که هستم چه برداشتی از این بیت دارم؛ مدیون همین سروده‌ی کوتاهم. امید به شادی رو با صلابت عهد میخ میکنم به وجودم. و شادی روزیه که وطن شاد باشه( نه من!).

اولین شب از کار پاره‌وقت جدید؛ فعلا خلوته و چای و کتاب ☕️📖
اولین شب از کار پاره‌وقت جدید؛ فعلا خلوته و چای و کتاب ☕️📖

sticker.webp0.00 KB

اولین شب از کار پاره‌وقت جدید؛ فعلا خلوته و چای و کتاب ☕️📖
اولین شب از کار پاره‌وقت جدید؛ فعلا خلوته و چای و کتاب ☕️📖

sticker.webp0.16 KB

این کتاب؛ من ترجمه ندیدم ازش بازم...ولی خب متنش خیلی پیچیده نیست اگه زبانتون خوبه، درباره خاستگاه کشاورزی هست و پتی جو واتسون
این کتاب؛ من ترجمه ندیدم ازش بازم...ولی خب متنش خیلی پیچیده نیست اگه زبانتون خوبه، درباره خاستگاه کشاورزی هست و پتی جو واتسون خودش یه باستان شناس ممتازه امریکاییه. pdfش پیدا میشه

بلههه✨ ولی بچه‌ها تقریبا همزمان با ایران کشاورزی تو جغرافیاهای دیگه هم کشف شد و رونق گرفت. چیزی که اینجا گفتیم درباره‌ی کشاورزی در ایرانه. البته پاتریشیا واتسون در کتابش Origins of Agriculture به این نتیجه میرسه که نخستین کشاورزان در مناطق مختلف سیاره بیشتر(و نه همه! ) زنان بودن

Repost from N/a
باورم نمیشه اولین کشاورزان درواقع زن‌ها بودن:))))

دیدین واسه این مجموعه پک استیکر درست کردم؟ بامزه نیست؟

زن در آیینه‌ی ایـــران باستـان | فصل خیلی دور
بخش یک: روزگاری، دهکده ای در زاگرس
بیاین برای چندثانیه تمام تصوراتمون از دنیای امروز رو کنار بذاریم و زمان رو ۸ تا ۱۰ هزار سال عقب بکشیم. حالا ما در دوره‌ی نوسنگی یا پیشاتاریخ، در فلات ایران هستیم؛ البته هنوز نه کشوری به نام ایران وجود داره، نه خطی اختراع شده و نه هیچ پادشاهی روی زمین ظهور کرده؛ و اینجا زمانیه که بزرگ ترین چرخش در تاریخ حیات بشر رخ داد. چی؟ انسان تصمیم گرفت غارنشینی و آوارگی رو رها کنه، یک‌جا بمونه و اولین دهکده‌ های تاریخ رو بسازه جامعه صلح‌آمیز بدوی، در فلات ایران
حالا صبح زوده، و در دهکده ای مثل تپه‌ گنج‌دره در زاگرس یا تپه زاغه در دشت قزوین از خواب بیدار میشیم؛ اطرافمون پر از خونه های گلی کوچیک و متراکمه اما چیزی که جلب توجه میکنه، «چیزهاییه که وجود نداره!» هیچ دیوار دفاعی، برج یا بارویی دور دهکده نیست؛ اسلحه یا ابزار جنگی برای کشتن انسان ها پیدا نمیشه، و هیچ شاه، حاکم یا تفاوت طبقاتی اینجا وجود نداره. جامعه برپایه‌ یه همکاری مطلق و صلح آمیز میچرخه و بقای دهکده به سازندگی و تامین غذا وابسته است، نه به جنگ!
 اولین کاشفان کشاورزی
تا پیش از این مردان دهکده برای شکار به کوه و دشت میرفتن؛ و زن‌ها با جمع آوری گیاهان، دانه ها و ریشه ها در حول و حوش کمپ، تو تامین غذا شریک بودن. کم کم این تعامل صبورانه و روزمره‌ با طبیعت، زن‌ها رو به اولین کاشفان کشاورزی در تاریخ تبدیل کرد؛ اونا اولین کسانی بودن که فهمیدن اگه دانه روی خاک نم دار بیوفته با گذشت زمان دوباره سبز میشه. به این ترتیب زن‌ها از «جمع آوری کننده ساده» تبدیل شدن به «نخستین کشاورزان زمین». گندم و جو وحشی رو اهلی کردن، شکل اولیه‌ی مزرعه هارو ساختن و سفره‌ی قبیله رو از وابستگی به گوشتِ شکار نجات دادن. حالا منبع اصلی حیات جامعه، دسترنج زن‌ها بود.
نخستین صنعت سفالگری و بافندگی
وقتی کشاورزی راه افتاد، جامعه با چالش جدیدی رو‌به‌رو شد: حالا محصول گندممون رو چطوری ذخیره کنیم؟ چطوری حمل بار کنیم یا برداشت؟ و اینجا بود که فناوری های جدید به دست زنان متولد شد. اونا با دست خالی گِل رو شکل دادن، با رنگای گیاهی روی اون نقوش هندسی کشیدن و سفالگری رو اختراع کردن. اما هیجان انگیز تر از این صنعت بافندگی بود. اگه امروز به جمجمه و اسکلت زنان پیشاتاریخی در موزه نگاه کنین، می‌بینین که دندون‌های جلویی‌شون به شدت ساییده و شیاردار هست؛ زن‌ها موقع بافتن اولین حصیرها، سبدها و طناب‌ها، الیاف سفتِ گیاهی رو با دندون‌هاشون محکم نگه‌می‌داشتن تا گره بزنن! یعنی فک و دندان زنان، کارکرد یک ابزار صنعتی رو داشت. جسم و جونشون رو می‌ذاشتن تا چرخ صنعت اولیه دهکده بچرخه.
‌ با این تحولات ساختار جامعه‌ تغییر کرد. وقتی تولید اصلی غذا، نگهداریش و صنعت اغازین انسان دست زنان بود، به مرور اون‌ها به گردانندگان اصلی اقتصاد و مدیریت دهکده تبدیل شدن؛ و جامعه به سمت مادر‌محوری رفت؛ یعنی وزنه‌ی احترام اجتماعی، تداوم نسل و اقتدار اجرایی، حول محور حضور زنان میچرخید. در بخش بعدی درباره جهان‌بینی این جامعه و نقش پررنگ زن میخونیم 🪎 - منابع این بخش برای مطالعه‌ی بیشتر
رومن گیرشمن - ایران از آغاز تا اسلام گوردون چایلد - انسان خود را می‌سازد عزت الله نگهبان - مروری بر پنجاه سال باستان‌شناسی ایران جین پترسون - انقلاب‌های جنسیتی: جنسیت و کار در سپیده دم کشاورزی( ترجمه نشده، ولی واقعا ارزش خوندن داره)

sticker.webp0.36 KB

سپاااس😭✨

اروم اروم باهم فهرست رو پر میکنیم🤍

‌‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ « به نام خرد و جوینده اش » #روایت_زنان | سری زن در آیینه‌ی ایران باستان 🌞
وقتی اسم «زن در ایران باستان» میاد، معمولاً دو جور روایت می‌بینیم؛ یه عده میگن زن‌های ایران باستان اون‌قدر جایگاه بالایی داشتن که تا قرن‌ها بعد هم تو خیلی از کشورها دیده نمی‌شد. یه عده هم دقیقاً برعکس، معتقدن زن هیچ حق و جایگاهی نداشته. اما تاریخ معمولاً این‌قدر سیاه و سفید نیست. اگه ایران باستان رو با خیلی از تمدن‌های هم‌عصرش مقایسه کنیم، می‌بینیم زن‌ها در بعضی دوره‌ها و بعضی زمینه‌ها از حقوقی مثل مالکیت، دریافت دستمزد، مدیریت اموال یا حتی حضور در فعالیت‌های اقتصادی برخوردار بودن؛ چیزی که اسناد تاریخی، مثل لوح‌های باروی تخت جمشید، نشونش میدن. اما این به این معنی نیست که زن و مرد کاملاً برابر بودن. از اون طرف هم نباید گذشته رو با معیارهای امروز قضاوت کرد. خیلی از باورها و قوانین اون دوران، از نگاه ما نابرابر یا حتی عجیب به نظر می‌رسن. برای همین، توی این مجموعه نه می‌خوایم از ایران باستان یه آرمان‌شهر بسازیم، نه تصویری کاملاً تاریک ازش نشون بدیم. فقط قراره ببینیم منابع تاریخی، از اوستا و متون پهلوی گرفته تا لوح‌های هخامنشی و نوشته‌های مورخان، واقعاً درباره‌ی زنان در ایران، چی میگن. قضاوت با شما.
زن در آینه‌ی ایران باستان | فهرست :