Honeydoll 🍯
Kanalga Telegram’da o‘tish
✉️ @Combatandcolorbot ⋆ 𝐍𝐲𝐱 - She/her 𖤐 Also find me here ↝ @Starbrotherz ( marauders )
Ko'proq ko'rsatishMamlakat belgilanmaganToif belgilanmagan
284
Obunachilar
-124 soatlar
-57 kun
+1130 kun
Postlar arxiv
284
داشتم به چپتر اول فکر میکردم. به اینکه حس میکنم شروع آرومی داره و شاید از darling هایی بشه که بعدا باید بکشم. خوشحالم darling ها نگه داشته میشه. خوشحالم اوپنینگ داستان همون باقی موند. چون تنها دلیلی که الانِ داستان محشره اینه که از همون صحنهی آروم، جهنم میسازه.
284
همینطوری چون پاستیل و چیپس و ماست خوردم. خوشحال دراز کشیدم. یهو یک شتی در آن واحد ساخته شد که الان احساس میکنم انقدر از من و داستانم و این چس کرکترا بزرگتره و... چمیدونم... اصلا... فاک... این ایده رو هر جا میدیدم پرام میریخت. الان که ایدهاش دست خودمه حالی به حالی شدم؟
284
دیدین بعضی کتابهای خفن یک جورین که برای سوال یک جواب پیدا میشه بعد همون جواب باعث میشه صد تا سوال جدید بپرسی؟
من الان در مرحلهی دومم.
284
منم نیاز دارم تو و مارتی رو بذارم درون جیبم. همینطوری ریز ریز خوراکی بهتون بدم تپل شید. بعد وقتی حواستون نبود با یک دونه گاز ببلعمتون. 💁🏻♀
284
Repost from N/a
وای من و مارتی نیازمند اینیم که یه کتاب خونِ فلش طور مثل پارمیس تسخیرمون کنه چون دیگه واقعا راه دیگهای نیست که بتونیم تیبیآرمون رو تا آخر اکتبر تموم کنیم 😭😭
