𝖦𝗅𝖺𝗌𝗌𝖱𝖾𝖿𝗅𝖾𝖼𝗍𝗂𝗈𝗇𝗌
Kanalga Telegram’da o‘tish
𝖤𝗅𝗅𝖾 é𝗍𝖺𝗂𝗍 𝗆𝗈𝗇 𝐆𝐨𝐥𝐝𝐞𝐧 𝐁𝐫𝐨𝐰𝐧. › 𝖳𝗂𝗄𝖳𝗈𝗄 : @glass.reflections › 𝖨𝗇𝗌𝗍𝖺𝗀𝗋𝖺𝗆: @gl4ssreflections._ ♍ . 𝖲𝗁𝖾/𝖧𝖾𝗋 . 𝖨𝖭𝖥𝖩-𝖠 . 𝖧𝗎𝗆𝖺𝗇𝗂𝗍𝗂𝖾𝗌
Ko'proq ko'rsatishMamlakat belgilanmaganToif belgilanmagan
218
Obunachilar
+124 soatlar
Ma'lumot yo'q7 kun
-130 kun
Postlar arxiv
𝖨 𝖽𝗈𝗇’𝗍 𝗄𝗇𝗈𝗐 𝗂𝖿 𝗍𝗁𝗈𝗌𝖾 𝗌𝗂𝗀𝗇𝗌 𝗐𝖾𝗋𝖾 𝖾𝗏𝖾𝗋 𝗆𝖾𝖺𝗇𝗍 𝖿𝗈𝗋 𝗆𝖾, 𝗈𝗋 𝗂𝖿 𝖨’𝗆 𝗈𝗇𝗅𝗒 𝗌𝖾𝖾𝗂𝗇𝗀 𝗐𝗁𝖺𝗍 𝖨 𝗐𝖺𝗇𝗍 𝗍𝗈 𝗌𝖾𝖾. 𝖡𝗎𝗍 𝗂𝖿 𝗌𝗈𝗆𝖾𝗁𝗈𝗐 𝖨’𝗆 𝗍𝗁𝖾 𝗋𝖾𝖺𝗌𝗈𝗇 𝗍𝗁𝗂𝗇𝗀𝗌 𝗐𝖾𝗇𝗍 𝗐𝗋𝗈𝗇𝗀, 𝖨’𝖽 𝗐𝖺𝗇𝗍 𝗍𝗈 𝗆𝖺𝗄𝖾 𝗍𝗁𝖾𝗆 𝗋𝗂𝗀𝗁𝗍. 𝖨’𝗆 𝗃𝗎𝗌𝗍 𝖺𝖿𝗋𝖺𝗂𝖽—𝗐𝗁𝖺𝗍 𝗂𝖿, 𝖺𝖿𝗍𝖾𝗋 𝖾𝗏𝖾𝗋𝗒𝗍𝗁𝗂𝗇𝗀, 𝖨’𝗆 𝗇𝗈 𝗅𝗈𝗇𝗀𝖾𝗋 𝗌𝗈𝗆𝖾𝗈𝗇𝖾 𝗒𝗈𝗎 𝖼𝗈𝗎𝗅𝖽 𝗅𝖾𝗍 𝖻𝖺𝖼𝗄 𝗂𝗇?
“𝖯𝖾𝗋𝗁𝖺𝗉𝗌 𝖨’𝗆 𝖲𝖺𝗒𝗂𝗇𝗀 𝖳𝗈𝗈 𝖬𝗎𝖼𝗁.” – 𝖲𝗎𝗇𝖽𝖺𝗒
+1
و بالاخره شبی که منتظرش بودم!!! تولد رکسانای عزیزم.
یکی از چیزهای جالب دربارهی تو برای من اینه که خیلی وقتها حس میکنم دارم خودم رو از بیرون میبینم؛ در مدل فکر کردنت، حساسیتت، توجهت به جزئیات و حتی بعضی واکنشهات. انگار یه بخشهایی از شخصیت من توی تو وجود داره، اما با شکل قشنگترش.
تو شبیه منی، ولی با مهربونیای که شاید من همیشه بلد نبودم داشته باشم.
با صبری که من گاهی ندارم.
با تواناییای که باعث میشه آدمها رو بفهمی، حتی وقتی خودت هم ازشون خستهای.
چیزی که دربارهت خیلی دوست دارم اینه که خوبیهات نمایشی نیستن. لازم نیست ثابت کنی آدم خوبی هستی؛ توی رفتارت معلومه. از اون آدمهایی هستی که شاید خودشون متوجه تأثیری که روی بقیه میذارن نباشن، ولی بودنشون برای بعضی آدمها واقعاً فرق ایجاد میکنه.
فکر میکنم آشنایی با تو برای من یه جور یادآوریه؛ اینکه بعضی از ویژگیهایی که در خودم دوست دارم، وقتی توی یک آدم دیگه میبینمشون، چقدر زیبا به نظر میرسن.
امیدوارم سالی که شروع میکنی، پر از اتفاقهایی باشه که واقعاً خوشحالت کنن و در آخر خوشحالم که تو رو دارم؛
زادروزت مبارکمون، رکسانا.
-از طرف زنبور
کمتر یك دقیقهٔ دیگه به شروع یك سال تازه برام نمونده و من، درست در مرز میون چیزي که بودم و چیزي که قراره بشم، نشستم و براي خودم مينویسم. براي فردي که شاید فردا خیلي چیزهاش شبیه امشب نباشه؛ شاید بعضي فکرها عوض شن، بعضي آدمها دیگه نباشن، بعضي زخمها بالاخره خوب شن و بعضي آرزوها شکل دیگه اي پیدا کنن. فقط امیدوارم هرچي پیش میاد، خودتو میونشون گم نکني. امیدوارم یاد بگیري که براي موندنِ کسي، خودتو کوچیك نکني و براي از دست دادنِ کسي، خودتو مقصر ندوني. امیدوارم اونقدر بزرگ شده باشي که بفهمي همهچیز قرار نیست همونطور که میخواي پیش بره، اما هنوز میتوني براي چیزهایي که دوستشون داري تلاش کني. کاش امسال بعضي از اون چیزهایي که مدتهاست گوشهاي از دلت نگه داشتي، بالاخره راهي به سمتت پیدا کنن؛ کاش بعضي رفتنها دیگه درد نداشته باشن، بعضي آرزوها از خیال بیرون بیان و بعضي چیزهایي که زماني فکر میکردي براي همیشه از دست رفتن، به شکلي دوباره به زندگیت برگردن. و اگه قرار نبود هیچکدوم اتفاق بیفته، فقط یك چیزو از من به یاد داشته باش: تو هنوز هموني هستي که یك شب، با تموم چیزهایي که نمیدونست، نشست و براي آیندهاش آرزو کرد.
امیدوارم هیچوقت از آرزو کردن دست نکشي؛ حتي اگر زندگي چند بار به تو ثابت کرد که همهٔ خواستهها قرار نیست به همون شکلی که میخواي برگردن. حالا وقتش رسیده بري و ببیني سالِ پیشرو، از اون چیزي که بودي چي ساخته.
فقط لطفاً، هرچقدر هم بزرگ شدي، اون آدمِ امشب و شب هاي پیش رو فراموش نکن. اون تموم چیزي بود که تا رسیدن به تو، تونست باشه.
𝖯𝖾𝗋𝗁𝖺𝗉𝗌 𝗍𝗁𝖾 𝖼𝗋𝗎𝖾𝗅𝖾𝗌𝗍 𝗉𝖺𝗋𝗍 𝗈𝖿 𝗀𝗋𝗈𝗐𝗂𝗇𝗀 𝗈𝗅𝖽𝖾𝗋 𝗂𝗌 𝗋𝖾𝖺𝗅𝗂𝗓𝗂𝗇𝗀 𝗍𝗁𝖺𝗍 𝗌𝗈𝗆𝖾 𝗍𝗁𝗂𝗇𝗀𝗌 𝖼𝖺𝗇𝗇𝗈𝗍 𝖻𝖾 𝗋𝖾𝖼𝗈𝗏𝖾𝗋𝖾𝖽 𝗌𝗂𝗆𝗉𝗅𝗒 𝖻𝖾𝖼𝖺𝗎𝗌𝖾 𝗐𝖾 𝖿𝗂𝗇𝖺𝗅𝗅𝗒 𝗎𝗇𝖽𝖾𝗋𝗌𝗍𝖺𝗇𝖽 𝗍𝗁𝖾𝗂𝗋 𝗐𝗈𝗋𝗍𝗁. 𝖳𝗁𝖾𝗋𝖾 𝖺𝗋𝖾 𝖼𝗈𝗇𝗏𝖾𝗋𝗌𝖺𝗍𝗂𝗈𝗇𝗌 𝖨 𝗐𝗈𝗎𝗅𝖽 𝗋𝖾𝗍𝗎𝗋𝗇 𝗍𝗈, 𝗆𝗈𝗆𝖾𝗇𝗍𝗌 𝖨 𝗐𝗈𝗎𝗅𝖽 𝗁𝗈𝗅𝖽 𝖺 𝗅𝗂𝗍𝗍𝗅𝖾 𝗅𝗈𝗇𝗀𝖾𝗋, 𝗐𝗈𝗋𝖽𝗌 𝖨 𝗐𝗈𝗎𝗅𝖽 𝖼𝗁𝗈𝗈𝗌𝖾 𝖽𝗂𝖿𝖿𝖾𝗋𝖾𝗇𝗍𝗅𝗒, 𝖺𝗇𝖽 𝗉𝖾𝗈𝗉𝗅𝖾 𝖨 𝗐𝗈𝗎𝗅𝖽 𝗄𝖾𝖾𝗉 𝖼𝗅𝗈𝗌𝖾𝗋 𝗂𝖿 𝗍𝗂𝗆𝖾 𝖾𝗏𝖾𝗋 𝗀𝖺𝗏𝖾 𝗆𝖾 𝗍𝗁𝖾 𝗆𝖾𝗋𝖼𝗒 𝗈𝖿 𝗀𝗈𝗂𝗇𝗀 𝖻𝖺𝖼𝗄. 𝖡𝗎𝗍 𝗂𝗍 𝖽𝗈𝖾𝗌𝗇’𝗍. 𝖨𝗍 𝗈𝗇𝗅𝗒 𝗆𝗈𝗏𝖾𝗌 𝖿𝗈𝗋𝗐𝖺𝗋𝖽, 𝗅𝖾𝖺𝗏𝗂𝗇𝗀 𝗎𝗌 𝗐𝗂𝗍𝗁 𝗆𝖾𝗆𝗈𝗋𝗂𝖾𝗌 𝗍𝗁𝖺𝗍 𝗌𝗈𝗆𝖾𝗍𝗂𝗆𝖾𝗌 𝖿𝖾𝖾𝗅 𝖺𝗅𝗆𝗈𝗌𝗍 𝗍𝖺𝗇𝗀𝗂𝖻𝗅𝖾 𝖾𝗇𝗈𝗎𝗀𝗁 𝗍𝗈 𝗋𝖾𝖺𝖼𝗁 𝖿𝗈𝗋. 𝖠𝗇𝖽 𝗍𝗈𝗇𝗂𝗀𝗁𝗍, 𝖿𝗈𝗋 𝗋𝖾𝖺𝗌𝗈𝗇𝗌 𝖨 𝖼𝖺𝗇𝗇𝗈𝗍 𝗊𝗎𝗂𝗍𝖾 𝖾𝗑𝗉𝗅𝖺𝗂𝗇, 𝖨 𝖿𝗂𝗇𝖽 𝗆𝗒𝗌𝖾𝗅𝖿 𝗐𝗂𝗌𝗁𝗂𝗇𝗀 𝖨 𝖼𝗈𝗎𝗅𝖽 𝗍𝖺𝗄𝖾 𝖺 𝖿𝖾𝗐 𝗉𝗂𝖾𝖼𝖾𝗌 𝗈𝖿 𝗍𝗁𝖾 𝗉𝖺𝗌𝗍 𝗈𝗎𝗍 𝗈𝖿 𝗍𝗁𝖾 𝗁𝖺𝗇𝖽𝗌 𝗈𝖿 𝗍𝗂𝗆𝖾 𝖺𝗇𝖽 𝖻𝗋𝗂𝗇𝗀 𝗍𝗁𝖾𝗆 𝖻𝖺𝖼𝗄—𝗇𝗈𝗍 𝗍𝗈 𝖼𝗁𝖺𝗇𝗀𝖾 𝖾𝗏𝖾𝗋𝗒𝗍𝗁𝗂𝗇𝗀, 𝖻𝗎𝗍 𝗌𝗂𝗆𝗉𝗅𝗒 𝗍𝗈 𝖿𝖾𝖾𝗅, 𝖿𝗈𝗋 𝖺 𝗆𝗈𝗆𝖾𝗇𝗍, 𝗐𝗁𝖺𝗍 𝗂𝗍 𝗐𝖺𝗌 𝗅𝗂𝗄𝖾 𝗐𝗁𝖾𝗇 𝗌𝗈𝗆𝖾 𝗍𝗁𝗂𝗇𝗀𝗌 𝗁𝖺𝖽 𝗇𝗈𝗍 𝗒𝖾𝗍 𝖻𝖾𝖼𝗈𝗆𝖾 𝗌𝗈𝗆𝖾𝗍𝗁𝗂𝗇𝗀 𝖨 𝖼𝗈𝗎𝗅𝖽 𝗈𝗇𝗅𝗒 𝗆𝗂𝗌𝗌.
𝖳𝗁𝖾𝗋𝖾 𝖺𝗋𝖾 𝖼𝖾𝗋𝗍𝖺𝗂𝗇 𝖽𝖺𝗒𝗌 𝗍𝗁𝖺𝗍 𝖺𝗋𝗋𝗂𝗏𝖾 𝖼𝖺𝗋𝗋𝗒𝗂𝗇𝗀 𝖺 𝗌𝗍𝗋𝖺𝗇𝗀𝖾 𝗄𝗂𝗇𝖽 𝗈𝖿 𝗌𝗂𝗅𝖾𝗇𝖼𝖾, 𝖺𝗌 𝗂𝖿 𝗍𝗂𝗆𝖾 𝗂𝗍𝗌𝖾𝗅𝖿 𝗋𝖾𝗆𝖾𝗆𝖻𝖾𝗋𝗌 𝗌𝗈𝗆𝖾𝗍𝗁𝗂𝗇𝗀 𝖨 𝗁𝖺𝗏𝖾 𝗍𝗋𝗂𝖾𝖽 𝗇𝗈𝗍 𝗍𝗈 𝗇𝖺𝗆𝖾. 𝖨 𝖽𝗈𝗇’𝗍 𝗄𝗇𝗈𝗐 𝗐𝗁𝗒 𝗍𝗁𝗂𝗌 𝗉𝖺𝗋𝗍𝗂𝖼𝗎𝗅𝖺𝗋 𝗆𝗈𝗆𝖾𝗇𝗍 𝖿𝖾𝖾𝗅𝗌 𝖽𝗂𝖿𝖿𝖾𝗋𝖾𝗇𝗍, 𝗈𝗋 𝗐𝗁𝗒 𝗂𝗍 𝗁𝖺𝗌 𝗆𝖺𝖽𝖾 𝗆𝖾 𝗍𝗁𝗂𝗇𝗄 𝗈𝖿 𝖺𝗅𝗅 𝗍𝗁𝖾 𝗍𝗁𝗂𝗇𝗀𝗌 𝖨 𝗈𝗇𝖼𝖾 𝗁𝖺𝖽 𝖺𝗇𝖽 𝗌𝗈𝗆𝖾𝗁𝗈𝗐 𝖺𝗅𝗅𝗈𝗐𝖾𝖽 𝗍𝗈 𝖻𝖾𝖼𝗈𝗆𝖾 𝖽𝗂𝗌𝗍𝖺𝗇𝗍 𝗆𝖾𝗆𝗈𝗋𝗂𝖾𝗌.
Repost from 𝖲𝗎𝗆𝗆𝖾𝗋 𝖢𝗁𝗂𝗅𝖽⊹ ׅ ࣪
میخوام یه فولدر بزنم که بتونم با چنلای بیشتر آشنا بشم چه کوچیک چه بزرگ⊹ ׅ ࣪
پس این پیام رو فور بزنین اگه یه چنل دارین که توش:
از علایقتون میگین، فیلم و سریالای که میبینین رو تحلیل میکنین، از روزمرگیتون میزارین، کتاب میخونین و راجبش حرف میزنین، پلی لیست درست میکنین، انیمه میبینین، توی هر ژانری فیلم میبینین، مانهوا میخونین، نقاشی میزارین و از هنرتون فعالیت میکنین، از نوشته هاتون و افکارتون میزارین یا دیلی کوچیک دارین و تازه افتتاحش کردین و...تا من یه فولدر بزنم که هم جذب داشته باشین هم بتونیم همدیگه رو پیدا کنیم و توی چنل هم باشيم𐙚
